live | قدرشناسی و پاداش های این ویژگی شخصیتی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

901 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یونس پریرو گفته:
    مدت عضویت: 3613 روز

    به نام ایزد منان

    سلام به همه دوستان عزیزم امیدوارم هر کجا که هستین شاد و سرحال باشید

    استاد جان دمت گرم واقعا دمت گرم یعنی هر چی باور کمالگرایی داشتم کلا پاچید از اونجایی که گفتین ارادت خواستی به طبیعت دارین ،

    حالا اونم تو لایوی که هزار نفر داره میبینن

    تازه اونم کی داره این حرف و میزنه کسی که کلی اعتبار داره کسی اسمشو تو اینترنت سرچ کنی چندین و چند تا سایت میاره بالا،

    میدونی این حرکت یعنی خود توحید

    یعنی اینکه نظر بقیه براش مهم نیست حرفی که دوست داره میزنه فارغ از هرگونه چرت و پرت دیگه نمیدونم آی مردم چی بگن هزار و یک چرت و پرت ،

    اینا یعنی توحید

    این گاد وی تراست

    این جاها خودشو نشون میده دمت گرم استاد جان

    واقعا از صمیم قلب خدا رو شاکرم که منو به سمت همچین شخصی به عنوان الگو هدایت کرده خدا رو هزاران هزار بار شکر

    این حجم از عزت نفسی که بر پایه توحید ساخته شده واقعا تحسین داره دمت گرم

    استاد اونجا که گفتین اینکه تفاوت داره تفکر و تجربیات کسی که تو امریکا بزرگ شده و کسی که یه جا دیگه مثه ایران بزرگ شده ،

    استاد چه زاویه دید قشنگ و عالی و واقعا درست و مناسبی و چقدر منطق محکمی گفتین و دارین در مورد موضوع

    هر کسی که هر کجا هست دقیقا سرجایه خودش و جهان بر اساس باورها و فرکانسها به ما پاسخ میده میده یاد قدم سوم جلسه چهارم افتادم ،

    واقعا همینطور وقتی از دید کلان تر به جهان نگاه کنی خیلی از مسئله های ذهنی حل شدس و چقدر زندگی ادم قسنگ تر مبشه و چرخ زندگی روان تر و لذت بخش تر میشه چون اتفاقات به خودی خود معنا ندارند این زاویه و نگرش ما هست که به موضوعات معنا میبخشه

    و اینکه این انرژی خداوند داره همه کارها رو انجام میده فقط ما با کلا تمرکزمون روی خودمون باشه و کاری به کار بقیه نداشته باشیم هر کسی هر کجا هست سرجای درستش جایی هست که با ذهنش برای خودش خلق کرده و سیستم جهان اینه که خداوند به باورها و فرکانس های هر لحظه ما داره پاسخ میده ، و من تنها کاریه که باید انجام بدم کار کردن روی رشد و پیشرفت خودمه و بس ،

    راستی استاد اونجا که گفتین که چقدر ادمایه درستکار و شریف و وظیفه مند داره امریکا که همچین رفتارهایی از خودشون نشون میدن که وامیستن تا تو کارت رو تو طبیعیت انجام بدی یا کمک میکنن که ماشین تو از برفا بیرون بیاری و … واقعا این حجم از وظیه مندی تحسین داره

    فهمیدن همین موضوع برای من کلی باورهای عالی داشت و من کلی ذوق کردم و خوشحال شدم که چقدر انسانهای شریف و درستکاری داره

    سپاس از وقتی که گذاشتین

    انشالله هر کجا که هستین شاد و پیروز در تمامی ابعاد زندگی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  2. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1202 روز

    Live با استاد عباس منش قسمت 16.

    سلام به استاد عزیز خودم و مریم‌جون عزیزم.

    تو live امروز استاد راجع به دو موضوع که می‌تونه به هم مرتبط باشه صحبت کردن.

    یکی تمرکز به نکات مثبت هر اتفاق یا هر فردی .

    دومی دیدن تضادها وپذیرش اونها که بعدها منجر به اتفاقات خوبی میشه که چ بسا یاد و خاطره ی این تضادها باعث خنده ی شما هم ممکنه بشه.

    واینکه تو اون لحظات ینی بعد از دستیابی به اون تضادها بیشتر قدر دان وسپاسگزار هر چیزی هستید.

    استاد تکاملی که شما همیشه ازش حرف میزنید ینی همین.

    اینکه با پیش اومدن هر اتفاقی یا سختی کشیدن شرایط وموقعیتمون به هم نریزیم چون اگه من بخوام درک درستی از جهان داشته باشم اینا بخشی از روند رشد تکاملی من هستن.

    خب این موضوع چیزی بود که در گذشته اصلا درک جالبی بهش نداشتم .بنابراین نگاه خوبی هم بهش نداشتم.در نتیجه احساس خوبی نداشتم .ودر آخر اینکه رسیدن به خواسته هام سختر وگاهی دست نیافتنی میشد.

    ولی الان با توجه به کارکردن روی خودم اینکه دنبال تغییرات فکر وباوری خودم هستم طبیعتا اتفاقات بهتری رخ داده .

    خداروشکر میکنم اول از همه ومهمتر از همه آرامش نسبی پیدا کردم چیزی که هیچ وقت نداشتمش.

    طوری شدم‌که هر اتفاقی تو هر زمینه ای که رخ میده برام وحشتناک ودردناک نیست.

    خیلی ریلکس وآروم ومنطقی خودم حل وفصلش میکنم .

    جالبه که با کارکردن عملی ما ،چنین اتفاقاتی کمرنگ وکمتر میشن .

    واز اون جالبتر اینه که نگاه اطرافیانمون هم نسبت به ما تغییر می‌کنه .

    بخصوص افرادی که باهاشون خیلی تشنج داشتیم.

    واقعن اینو من یک معجزه تو اصل قوانین میبینم .

    کسی که کاملا جناح مخالف تو بوده و همیشه شمشیرو از رو برات می‌بست .بشه منعطف ، منطقی ، روشن فکر .

    همه ی اینا زمانی اتفاق میفته که تغییرات تو شکل درستی به خودش گرفته .اون‌موقعس که میتونی شاهد ونظاره گر چنین تغییراتی از سمت اطرافیانت باشی.

    وقتی این چیزا را میبینم خداروشکر میکنم و یه حال خوبی پیدا میکنم .به خودم میگم آفرین تو عاملش بودی .

    تو تونستی با عملکردهای مثبتت این تغییرات رو صورت بدی.

    بله منم تو زندگیم اتفاقات وجریاناتی زیادی داشتم که تو اون لحظات بهم سخت گذشته ولی سالهای بعد وقتی یادش میفتادم خندم می‌گرفت وبه عنوان یک خاطره ازش یاد میکردم .

    اصلا همین درک باعث شده الان پذیرشم نسبت به اتفاقات ناجالب زندگیم بالا بره.

    خداروشکر ترس وهراسی از چیزی ندارم.

    رسیدن به خواسته هامو دست نیافتنی نمی‌بینم .

    یه زمانی خیلی فکرم درگیرشون بود ،طوری که لحظه حالم را از دست میدادم .

    اما الان یاد گرفتم فقط تو لحظه زندگی کنم .

    شاید مثل آدمای بی قید و شرط شدم.

    وظیفه ی خودم می‌دونم روزم رو خوب و درست سپری کنم حالا به هر نحوی که هست.

    اینکه دیگه منتظر نیستم کسی حال منو خوب کنه .

    اینکه می‌دونم همه چی تو درون خودمه .

    اینکه احساس درونیم خیلی مهمتر از احساساتی هست که ظاهرم نشون میدم .

    پس منم و دنیایی که خودم بهش رنگ و لعاب میدم.

    البته که تضاد هست البته که مشکل پیش میاد.

    اما من دیگه آدم سابق نیستم که فکر کنم اینا دیگه آخر خطن!

    دنبال این نمیگردم که ببینم چرا پیش اومده ؟!

    میپذیرمش وبعد از خودم میپرسم.

    آیا علتی داشته که به من مرتبط بوده ؟!

    چکار کنم حالم بدتر نشه ؟

    چطور این وضعیت را کنترل کنم ؟

    چطور خودمو به احساس خوب ببرم ؟

    اینکه بدونم آیا موندن تو این احساس که سرشار از غم وغصه و ناراحتی وحرص وجوش واسترس ونگرانیه چه کمکی به من می‌کنه ؟!

    هیچ کمکی .

    فقط وقت وزمانم رو مثل سالهای پیش از دست میدم .

    کوله باری از غم میمونه سر دلم که حسرت را جایگزینش می‌کنه .

    واقعا دیگه این احساسات را دوست ندارم .

    اینکه خودمو مهم دونستم .

    اینکه الان برای ارزشها و احساسات خودم احترام بیشتری قائل هستم .

    اینکه فهمیدم خودم مهمترین فرد زندگیمم .

    خیلی بهم کمک کرده تا بتونم تمام قضاوت‌ها را کنار بزارم .

    تو هر موضوع ومسئله ای که پیش میاد منفعت وحال خوب خودمو بسنجم .

    به نظرتون تمرکز به نکات مثبت وزیبایی که استاد میگن برای چیه ؟

    برای فریب دادن وگول زدن خودمون ؟!!!!.

    نه ! میخاد اینو به ما بفهمونه که تو آدم باارزشی هستی ،حیفه که ب خاطر یه سری چیزای پوچ وبی اساس که ماندگاری ندارن،حالتو بد کنی.

    اینکه تو خیلی از اتفاقات تو نقش خاصی برای تغییرش نداری والکی ذهنتو درگیرش می‌کنی که نباید بکنی.

    استاد میخاد بگه تو لایق بهترین حس و حالی !

    تو لایق بهترینهایی!

    قدر خودتو بدون واجازه نده هیچ چیزی آرامش تو رو بگیره.

    اشتباه فکر نکنید که فکر کنید شما دارید یه آدم بی احساسی میشید.

    شما داریدخودخواه میشید!

    نه به هیچ‌وجه اینطور نیست.

    خیلی راحت با مروری به خاطرات گذشته ی خودمون متوجه میشیم که خیلی جاها به خاطر چه اتفاقات الکی ذهن خودمونو خراب کردیم و هیچ اتفاق خاصی رخ نداده .

    خب امروز با آگاهی اینکارو‌ نمیکنیم .

    چرا باید ذهن من در گیر چیزی بشه ودر مورد چیزی حرف بزنم که فایده ای نداره .

    ابن همه خودمونو درگیر کردیم این همه در مورد همه ی مسائل های دنیا حرف زدیم خب تهش چی شده ؟!

    چرا وقتی می‌دونم این کلام من، این رفتار من ،این باور وافکار من ، داره زندگی چند لحظه بعد منو میسازه بیامو درست عمل نکنم .بیام تمرکزمو بزارم رو نازیبایی ها ومنفی های هر چیزیو و هر فردی ؟!!!!!

    دیگه سعی میکنم اینطور عمل نکنم.

    نمیگم، من عالی عمل میکنم ولی خداروشکر زود به خودم میام .

    اجازه نمیدم کش پیدا کنه .

    توجه به نکات مثبت ینی ارزش قائل شدن برای خودم .

    توجه به نکات مثبت ینی نگاهی زیبا داشتن.

    ینی احترام گذاشتن به خودم ،دوست داشتن خودم ،محبت کردن به خودم ،به آرامش دعوت کردن خودم .

    ودر آخر ینی لذت بردن از لحظم .

    سعیمون بر این باشه که از هرچیزی هرچیزی که میخاد منو به احساس بد ببره ،فرار کنم .

    اول ذهنمو کنترل کنم وذهنمو سوق بدم سمت زیبایی ها ،سمت چیزایی که حالمو خوب کنه ،مثل امید دادن ،وعده های خوب خوب دادن به خودم ،تکیه وایمان داشتن به خدا ،صبر کردن اینکه حتمن اتفاق بهتری تو راهه .اینکه اینجا آخر خط نیست ،اینکه میشه اتفاقات بهتری پیش اوورد،اینکه این لحظه هم مثل لحظات قبل سپری میشه ومیتونه اثری ازش نمونه.

    که اگر بمونه باز خودم مقصر هستم که نتونستم ذهنمو جهت دهی کنم به نکات مثبت.

    تمرینات اول سخته اما به مرور زمان میشه یه قلقه قشنگی که تو شرایط سخت یادش میگیری .

    به خاطر یاد گیری همین نکته ینی توجه به نکات مثبت ودیدن مثبت‌های هر چیزی بی نهایت از استادعزیز سپاسگزاری میکنم که خودش تو رو وارد یه دنیای خیلی خوب وقشنگی می‌کنه .

    استاد جونم مرسی مرسی از وجودت .

    مرسی که بودنت آرامش قلب وروحمه .

    خیلی دوستت دارم.

    عباس منش اینجا تو قلب من .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      علی علوی پور گفته:
      مدت عضویت: 680 روز

      سلام ….عاااالیییییی بود کامنتت دوست عزیزم

      مچکرم. لذت بردم .. واقعا عالی نوشتی…. احسنت به شما دوست عزیزم

      دقیقا زندگی درست همینه…بایدددد کنترل ذهن رو یاد بگیریم در هرشرایطی

      خداروشکر میکنم واقعا در احساس ناب قرار دارم همیشه… و این حس خوب و ناب رو برای همه آرزو میکنم…

      خداروشکر میکنم بخاطر این سایت و دوستای عزیزی مثل شما…. با تشکررر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    باران نجاری گفته:
    مدت عضویت: 3981 روز

    سلام به بهشت تمپا

    سلام به استاد عزیزم

    و مریم عزیز که دلمون تنگ شده برای صداش

    و سلام به خانواده عباسمنشی عزیزم

    استاد تفاوت شما با بقیه آدما با بقیه کسایی که تا حدودی دارن در این حوزه کار میکنن اینه که درسته که فاصله ی فیزیکی و مکانی شما و ما از هم دوره ولی رابطه ی تنگاتنگی باهم داریم

    چه در فایلهایی که برامون ضبط میکنید و میذارید سایت و چه لایوها…انگار همه ی ما جلوی شما نشستیم یا ایستادیم و کاملا راحت باهامون صحبت میکنید و حتی توی لایوها دیدم سعی میکنید سوالها رو انالیز کنید و به سوالهایی پاسخ بدید که بتونیم یه درسی یه اگاهیی بدست بیاریم…

    در واقع سرسری نمیگذرید چون اینجا نشون میده شما به رسالتتون عمل میکنید

    آخه کدوم استادی رو دیدید که اینقدر صمیمانه و از ته قلبش ابراز احساسات کنه به شاگرداش و دوستشون داشته باشه؟

    وای استاد وقتی صحبت کفش رو کردید و گفتید کفشهای نو رو میبردن میدادن دوردوزیش کنه اینقدر خندیدم یادم افتاد که بله این شکلی بود رفتار آدما

    واقعا چه باورای محدودی داشتن و باور کمبود

    استاد وقتی صحبت سپاسگذاری رو کردید من به عینه از اولین قسمت سریال زندگی در بهشت این اقدام عملی یعنی سپاسگذاری رو انجام دادم و خدا میدونه چه اتفاقات خوبی برام افتاده

    تضادها برای ما خوب هستن.اگر تضاد نباشه ما از کجا و کائنات از کجا بدونه ما دقیقا چیو میخوایم؟

    ولی ماها عادت کردیم وقتی تضاد پیش میاد شکل تلخ ماجرا رو ببینیم و نمیتونیم سپاسگزاری کنیم ولی اگر در دل هر اتفاقی و سرایطی حکمت و خیریت ببینیم یا تغییر دیدگاه اونوقت اون تضاد اصلا میشه پله ی ترقی و پیشرفت ما.

    من این روزا به تضادهای زندگیم میگم تو برام خیریت به همراه داری.بیا که با آغوش باز میپذیرمت چون تو برام موهبت بهمراه داری

    استاد وقتی صحبت پاره شدن کفشتونو کردید به این فکر کردم که الان شما در شرایطی هستید که اگر هر روز هم بخواید صدتا کفش بخرید میتونید و تواناییشو دارید برای همین نگران خراب یا پاره شدنش نیستید پس خوب کار میکنه.

    یعنی اصلش بهش فکر هم نمیکنید ولی قبلا همون کفش نو خریداری شده از مغازه خریدنش همراه با نگرانی و باور کمبود بوده پس بلافاصله پاره یا خراب میشه

    چه حس زیباییه استاد الان دارید به تضادهاتون میخندید.چقدر این حرفتون برای من درس داره که از الان به تضادهایی که دارم بخندم

    استاد مهربونم…جانم به اون خنده هاتون که اینقدر زیبا به تضادهای گذشته ی زندگیتون میخندید.بخدا این یه درس شد برام.از الان به همه ی تضادهام میخندم .این یه تمرینه از الان

    استاد تفاوت شما با ادمای دیگه اینه …اینه که هر روزتون براتون روز اول زندگیتونه..از خرید کفش بگیر و لباس و مواد غذایی گرفته تا ماشین و خونه و حتی بریدن درختها……

    اینه که تمرکزتون روی تازگی و نو بودن همه ی نعمتهای اطرافتونه…اینه که شما رو متفاوت کرده

    چقدر جالب تضادهد که ما اسم مشکل رو روشون گذاشتیم تبدیل به خاطرات خوب میشه تبدیل به سپاسگزاری میشه تبدیل به حال خوب میشه

    دوستااااااانم بنظرتون این یه پیام الهی از طرف خدا نیست آخه؟

    بله استاد قدردانی که ازش صحبت کردید…خدا میدونه من این یک ماه با زندگی در بهشت بهش رسیدم.که چقدر نعمتهای زندگیم چندین برابر شده.از حال خوب …و نعمتهای بیشتر گرفته تا……

    استاد وقتی از تظاهرات گفتید دیدم حتی شما از دل یسری مشکلات که دیگران درگیرش هستن نکته های مثبتش رو میکشید بیرون و هم به خودتون هم به ما میگید…واقعا تحسبن برانگیزید

    چقدر تضادها خوبن…اصلا باعث میشن بعدش بیشتر لذت ببریم بعدش بیشتر سپاسگزارتر باشیم….البته نمیخوام بگم دیگه تمرکز کنیم روی مشکلات و منتظر بمونیم که مشکلات بیشتری برامون پیش بیاد…نه

    باید اگر در شرایطی که خارج از اراده ما بود و تضاد پیش امد اونو موهبت دید…

    واااای استاد منم دیگه وقت نمیکنم تلفن جواب بدم…وقت نمیکنم غیبت کنم….تی وی ببینم…وقتم کم شده برای تمرکز روی افکار منفی…فقط دارم مینویسم…میخونم…گوش میدم نگاه میکنم برنامه هامو…اموزشهامو و حالم خوبه و هدف دارم حالم خوبه و این تفاوت ما با بقیه ی ادمهاست

    اصلا تضادها باید باشن تا ما ازین قدرت اختیاری که خدا به ما داده انتخاب کنیم که تضاد یا ناخواسته رو میخوایم یا خواسته

    استاد وقتی از فرهنگ اونجا برامون گفتید به این فکر کردم که خدای من تضادهای من از گذشته تا الان قراره باعث بشه چه اتفاقات بینظیری برام بیفته…خداروشکر

    چه فرهنگهایی…چقدر زیبا

    ممنونم که اینقدر از موهبتهای اونجا برامون میگید

    تغییر نگاه…تغییر دیدگاه …چقدر توی صحبتهاتون اینو گفتید و چقدر تاثیرگذاره…اینم از درس دیگه ی امروزم بود که قبلا شنیده بودم ولی اهمیتش رو تا اینقدر نمیدونستم

    ای جان استاد وقتی اون چک رو نشون دادید تنم لرزید…اول یاد فیلم راز افتادم که قبلا دیدمش ولی باورم نمیشد و اینکه شما با وجود این همه ازادی مالی بازم برای اون چک احساس شوقو وجد داشتید پس نتیجه سپاسگزاری بیشتر و ثروت بیشتره براتون

    چقدر دلم میخواد اونطوری عمل کنم که گوش میکنم …میخوام جزو اون یک دهم یک درصد باشم با تعهد با هدایت خداوند…انشاا… که میرسم به جایی که فقط عمل به تعهدام باشه

    استاد مشکل ما ادما اینه که همه ی قدرت رو از خدا گرفتیم و دادیم به بنده هاش به عوامل بیرونی…بقول شما از بوجود امدن یه پروانه تا درخت تا بقیه ی کائنات…انگار ما دخیل بودیم در خلقشون…برای همینه الانم که الانه توی کارهامون توی مشکلاتمون و همه ی مسائل مربوط به زتدگی فقط نیایم و روی عقل خودمون حساب میکنیم و قدرت …هدایت و حمایت خدا رو فراموش میکنیم

    دوستان از حال خوب پرسیدن…اینکه به ایستاد گفتن یچیزی بگو حالمون خوب بشه…سالهای سال ما حال خوبمون رو وابسته به عوامل بیرونی میدیدیم…شامل همه چیز

    دیگران…خونه…ماشین…رابطه…و بقول دوستمون حتی حرف استاد که استاد یچیزی بگه حالمون خوب بشه

    غافل ازینکه حال خوب من دست کسی نیست…که اگر باشه یعنی قدرت من و زندگی من و درون من دست دیگرانه و عوامل بیرونی

    اگر تونستم حال خوبمو بدون عومال بیرونی خوب کنم اونوقت خواسته ها میاد براحتی و حال خوبمون رو یکم بهار میکنه

    و در اخر میخوام همینجا از استاد عزیزم بابت اپدیت ثروت 1 سپاسگزاری کنم که دارن سنگ تموم برامون میذارن

    واقعا ازتون ممنونم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 32 رای:
    • -
      محمد فتحی گفته:
      مدت عضویت: 3873 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام و درود به عشق دلم باران جان

      خدای من چه اسم پربرکت و زیبایی داری .. همین الان که نوشتم باران اصلاا یادمم اوممد! که من چقــــــــدر عاشـــق بارونممممم و بارون و بارون و بارون و بارون چقدر احساس خوبی بهم میده. چه عکس زیبایی چه لباس های قشنگ و رنگارنگی سبز و زرد با آرامشی عمیق از درونِ که من میتونم متوجه بشم البته که بازم میشه بهتر و بهتر بشه.

      پر آرامش تر … مطیع تر .. سرسپرده تر … تسلیم تر … عاشق تر آره آره عاشق تررر عاشق این خدای درون عاشق این رب عاشق این منبع عاشق عاشق خودش عاشقش که باشی عاشق خودت که باشی در صلح که باشی همه چیز و همه کس را در صلح میبنی در عشق میبینی در صفا میبنیی خداروشکرر خداروشکر خداروشکر

      خداروشکر میکنم به خاطر وجود ارزشمندت

      جدای از کامنت ارزشمندت میدونی چی برام مهم تره؟

      اینکه من به عشق خودش نویسنده شدم و الان بهم فرصت داده که بیشتر بنویسم و در مورد خودش بگم و بنویسم و بگم که چقدر بی انتهاست و چقـــدر میشه که بهش نزدیک شد چقدر که میشه روانی ترش شد چقدر میشه که کاری که داری میکنی شغلی که داری انقدر واسه لذت بردن باشه انقدر غرقش باشی که لحظه به لحظه در صلی بودنت را نشون میده انقدر غرقشی که گذر زمان را نمیفهمی واقعا نمیفهمی و متوجه نمیشی … انقدر غرقشی که نه گرسنگی نه تشنگی ولی همین که فارغ میشی از کارت هااا واووو

      خداروشکر میکنم به خاطر فرصتی که دارم

      خداروشکر میکنم به خاطر در لحظه بودن

      اینکه فردام را دقیقه های بعدیم را به هیچ عنوان در این لحظه نمیفروشم! زمانم طلاست شنیدی این حرف را؟

      حتی ارزشمندتر از پول خیلی ارزشمندتر از پول ..

      توکل به خدا امیدم به خدا ان شاا. که هدایت کنه خودش بیشتر بمونیم در این مسیری که یک روز همه امون از همون جایی که بودیم و همونجا درست ترین زمان و مکانممون بوده توی این مسیر بمونیم و زندگی را زندگی کنیم خدارا زندگی کنیم هم از طول و هم از عرض. بیشتر و بیشتر

      کامنتت این کلمه برای من که بخوام بگم بوی خدا میده برای من کلیشه ایه و من هر کسی که روی گل من را دیده و میشناسه که کلام و نوشتارم یکیه دقیقا دقیقا اگر جلوی من بودی همین ها را میگفتم

      میدونی چرا؟

      چون اصلا مخاطب من خداست ..

      و این باور و این حقیقت خدای من خدای من شگفت انگیز ماورایی

      خدا تنها مخاطبت باشه که دیگه غمی نداری از گذشته و نه نمیترسی از آینده و این ایمان شد. معنی ایمان …

      هر پیامی پیام خداست .. فقط داستانِ من داستان هدایت ..

      خدایا کدوم پیام الان من را بیشتر به تو نزدیک تر میکنه من را ثروتمندتر میکنه بعد میگه این و این عشق دلمم پادشاه پاکروان من

      و بعد میام اینجا و میبینم بله. همینطوره

      و انقدر بهم قدرت داده که از گل خشک یک کوهِ مینیاتوری بسازم.

      چرا؟

      چون اشرف مخلوقاتم

      یادت رفته مگه؟! هوم عشق دلمم Ooo oo!

      باران جان واقعا از خواندن کامنت ارزشمندت تشکر میکنم

      از خودم تشکر میکنم که اینجام واسه هدفم ..

      همه چی قراره به راحتی بدست بیاد.. میاد اوکی

      یادم باشه مسیر خدا مسیر راحتیه

      اون کسی که کارهای من را انجام میده خداست ..

      الهی به امید تو

      دوست دارم

      و چقدرررم خوشحالم که دوره ی بینظیر روانشناسی ثروت 1 را داری تحسینت میکنم عزیز دلم و اینکه داری روی خودت کار میکنی و مهم ترین سرمایه گذاری را انجام میدی تحسین برانگیز برای تک تک کلماتی که نوشتی ازت سپاس گزارم و

      خداروشکر میکنم

      عاشقتممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        زینب سلمان زاده گفته:
        مدت عضویت: 2495 روز

        سلام مارکوی بی نظیر یا همون محمد نازنین (اصلا هیییچ فرقی نمیکنه وقتی کلهم عشق شده وجودت، وقتی سپاسگذاری و تحسین شده یک امر بدیهی در وجودت)

        خییییلی بهت افتخار میکنم 👏👏👏👏👏👏👏

        خیییییلی دمت گرم

        بی نهایت سپاسگذارم که باعث میشی جهان، زیباتر بشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        باران نجاری گفته:
        مدت عضویت: 3981 روز

        سلام دوست هم فرکانس من

        سپاسگزارم از وقتی که گذاشتی و کامنت منو خوندی و نظرتو دادی…این نهایت احترام اول به خودت و به به من هست

        ممنونم که اینقدر منو و اسم منو زیبا توصیف کردی….بله خودمم هم عاشق اسمم و هم عاشق باران نعمت الهی هستم

        چقدر زیبا مینویسی شما…چقدر زیبا حست رو به تحریر درمیاری

        به وجد اومدم از نوشتنت

        خدای من چقدر یه ادم میتونه نوشتنش و حسش و درونش باهم یکی باشه

        برات این جمله رو دوباره مینویسم میخوام بدونی چی برام نوشتی….عاشقش که باشی عاشق خودت که باشی در صلح که باشی همه چیز و همه کس را درصلح میلینی در عشق میبینی در صفا میبینی

        با این جملت دیوانه شدم….چون به شنیدنش این روزا نیاز داشتم…نوشتمش توی دفترم

        خیلی دوستت دارم دوست هم مدارم

        برات بهترینهای بهترینها رو از خدا خواستارم..

        دوستت دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      خانم حقیقت👩‍🏫🌸 گفته:
      مدت عضویت: 3035 روز

      به نام خدای مهربانم

      (استاد وقتی صحبت پاره شدن کفشتونو کردید به این فکر کردم که الان شما در شرایطی هستید که اگر هر روز هم بخواید صدتا کفش بخرید میتونید و تواناییشو دارید برای همین نگران خراب یا پاره شدنش نیستید پس خوب کار میکنه)

      این زاویه دیدت خیلی به آگاهی هام اضافه کرد

      ازت سپاسگزارم بابت اینکه چیزایی که درک کردی رو باهامون به اشتراک گذاشتی

      شاد و سلامت و ثروتمند باشی دوست خوبم 😍💖🌹

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      Princess Ela گفته:
      مدت عضویت: 2466 روز

      سلام بر نازنین باران من

      سلام بر این آگاهی های نابی که این بی نظیر به اشتراک میذاری گلم

      بی نهایت بهم چسبید

      اینکه گفتتی عزیزدلم «نه که هر روزتون براتون روز اول زندگیتونه..از خرید کفش بگیر و لباس و مواد غذایی گرفته تا ماشین و خونه و حتی بریدن درختها……

      اینه که تمرکزتون روی تازگی و نو بودن همه ی نعمتهای اطرافتونه…اینه که شما رو متفاوت کرده»

      چقدرر زیباست بود که تکراری نشه برامون و همیشه نگاهمون به نعمت ها و قشنگی و زیبایی اطرافمون تازه ی تازه و ناب ترین باشه

      خیلی زیبا بود برای من باران عزیزم

      عاشقتم و بی نهایت سپاسگذارم که نوشتی عزیزدلم

      برایت بهترین بهترین هارو میخوام که فردایت بی نهایتتتت عالی ترو پر بار تر و پر از اتفاقات عالی تر از امروزت باشه عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        باران نجاری گفته:
        مدت عضویت: 3981 روز

        سلام دوست هم مدارم

        چقدر من عاشق اسمی که داری هستم نمیدونم اسم واقعیته یا نه ولی هر بار چشمم توی کامنتها بهش میفته ناخوداگاه حسم خوب میشه

        مرسی از نظرت برای نوشته هام

        از خدا برات سعادت بی حدوحساب میخوام

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمود نوری گفته:
      مدت عضویت: 3515 روز

      سلام باران عزیز

      کامنت اتون رو دوست داشتم و با عشق خوندمش مخصوصا اونجایی که گفتید “من این روزا به تضادهای زندگیم میگم تو برام خیریت به همراه داری.بیا که با آغوش باز میپذیرمت چون تو برام موهبت بهمراه داری ” خیلی از این جمله اتون لذت بردم ، و یاد این جمله حضرت موسی افتادم که میگه : خدایا من به هر خیری که از سمت تو برسه محتاجم ، چقدر خوب و دوست داشتنی نکات ریزی رو از جملات استاد عباس منش بیرون کشیدید و برامون بازگو کردید تا با ظرافت و توجه بیشتری به حرفهای استاد گوش بدیم و بیشترین حس خوب رو به خودمون انتقال بدیم ، حرفاتون پر از انرژی مثبت و نگاهتون زیبا بود ، متشکرم بابت ظرافت کلامتون ، شاد و پیروز و عاشق عشق ، خدای رزاق و وهاب و خدای حی و قیوم و … باشید .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    محمد عباسی گفته:
    مدت عضویت: 2705 روز

    سلام استاد عزیز

    خدا رو شکر می کنم بابت این لایو بسیار زیبا

    چقدر موضوع عالی بود که در موردش صحبت کردین بحث تضاد هایی که قبلا داشتین و باعث می شوند که الان قدر این داشته هاتون رو بهتر بدونید و دقیقا برای من این موضوع تاکید شد که الان درسته توی جایگاهی هستم که یه سری تضاد ها هست ولی این ها باعث می شوند که در نهایت من سپاسگزار تر باشم و مثل شما وقتی به جای بهتری هدایت شدم حتی به خاطر موضوعات و رفتار هایی که دیگران براشون عادی هست شما خیلی ذوق زده و سپاسگزار بابتش هستین و خیلی قشنگ این موضوع رو توضیح دادین و در مورد کنترل ذهن هم که به هر موضوعی با دیدگاه مثبت و خوب نگاه کنیم و از اون دسته آدم ها باشیم که دیدگاه مثبت و سپاسگزاری دارند نه از اون انسان های انتقاد کننده و چقدر این تضاد که الان پیش اومده و مردم دارند در موردش اعتراض می کنند به موقع بود برای اینکه این صحبت شما برای ما واضح تر و عمیق تر باشد

    و الان این صحبت رو کردید که هر صبح بعد از بیدار شدن و هر شب موقع خوابیدن کامنت بچه ها رو می خونید

    دقیقا سه روز پیش فایل (توضیحات بیشتر در مورد سریال زندگی در بهشت) رو گوش دادم و اونجا هم در مورد خوندن کامنت های بچه ها صحبت کردین و چقدر جالب که گفتین به این نتیجه رسیدین که این کار بهترین تمرین فانوس دریایی و ستاره قطبی است و چقدر فایل زیبایی بود خیلی ازش درس گرفتم

    و از اون سه روز من هم مثل شما صبح و شب و در طول روز دارم کامنت بچه ها رو می خونم

    و الان متوجه شدم که چرا اینقدر تاکید شما بر روی خوندن کامنت ها و کامنت گذاشتن است

    از اون موقع متوجه شدم که مدار من خیلی خیلی خیلی داره رو به بالاحرکت می کند و خیلی در فرکانس عالی قرار گرفتم و قصد دارم این کار رو ادامه بدهم همیشه و الان توی همین سه روز کلی اتفاقات خوب افتاده و یه جورایی این کار برام لذت بخش هم شده

    انگار دارم خودم رو با باور های درست بمب باران می کنم

    و به قول شما اگر همین کار کوچک رو به صورت متوالی هر روز انجام بدهم خدا می داند که در دراز مدت چقدر فراوانی وارد زندگی من شده باشد

    الان احساس این رو دارم که این سایت و محتویات دریای بیکران است و من قبلا فقط داشتم از دور بهش نگاه می کردم و الان است که وارد این دریا شدم

    و انگار با این فرکانس مثبت و این جمع فوق العاده همراه شدم و به سرعت زیادی نسبت به اکثرت جامعه در حال رشد هستم

    و دقیقا در زمانی که توی جمع های منفی قرار می گیرم این کامنت ها باعث شده من خیلی خیلی راحت تر کانون توجهم رو کنترل کنم و از روی این منفی ها بردارم و روی نکات مثبت بزارم روی کامنت بچه ها که همش باور های درست داره در من تزریق می کند روی زیبایی ها و نکات مثبت اطرافم

    از این کامنت های عالی من کلی آگاهی توی همین سه روز گرفتم و متوجه شده ام که اگر این روند ادامه پیدا کنه من خودم دریای بیکران می شوم

    خدارو شکر می کنم بابت این فضای زیبا بابت شما استاد عزیز بابت این جمع دوست داشتنی و این دوستان بسسیار ارزشمند و فوق العاده که هر کدومشون پر از آگاهی های ناب و متفاوت هستند

    استاد شما خیلی فوق العاده هستید من دوستون دارم و مریم خانم شایسته هم دوست دارم و برای هر دوتون آرزوی سعاتمندی و بهترین ها رو دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      Donya گفته:
      مدت عضویت: 1954 روز

      سلام استاد اوقات به کام

      اولین باریه که کامنت میذارم. این فایل همزمانی زیبایی داشت با حال الان من، ۳۵ روزه که خودمو قرنطینه کردم و رو باورهام و ورودی هام کار میکنم یعنی یک روز بعد از عضویت در سایت.تو این مدت فقط دو بار خارج شدم از منزل اون هم به اصرار خانواده بوده

      اتفاقاتی برام افتاد که عمیقا از خداوندم درخواست کردم که کمکم کنه تغییر کنم.واقعا میخواستم، واقعا میخوام.

      ۳۵ روز بی وقفه، بی اخبار ، بدون نجوا ! بی توجه به نتیجه.

      قصدم این بود بعد از یه نتیجه مالی بزرگ کامنت بذارم

      اما هزاران نشانه امشب هدایتم کردن که بنویسم. حتی دستم نمیدونم از کجا خورد رو قسمت نوشتن دیدگاه!

      استاد، نتایج من خارق العاده هستن اما من متعجب نیستم بابتشون. با فشاری که رو خودم گذاشتم و بازم ادامه میدم قطعا پیش میومد.

      اآشنایی من با شما گوش دادن به فایلهاتون تو کانال های تلگرامی بود.

      یه بار دلم‌گفت برو به ادرس سایت ببین کی هست اصن عباسمنش!

      که ورودم به سایت همانا و تعهدم به تغییر دقیقا روز بعد از عضویت همانا.

      و حالا گوشه ای از نتایجم:

      من رابطه خوبی با خانوادم نداشتم

      بی اندازه عصبی باهاشون برخورد میکردم.

      خصوصا خواهر کوچیکم که الان تو سن بلوغه و کنار اومدن باهاشون رو واقفن همه(البته قبل از درک قانون!)

      تو این نقطه ای که امروز ایستادم، رابطه ی بی نظیری بین من و خانوادم شکل گرفته که در تمام ۲۳ سال زندگیم سابقه نداشته.

      تبدیل شدم به نزدیک ترین دوست خواهرم، دیگه از سرکشی قبلیش هیچ خبری نیست.انقدر باهام با عشق رفتار میکنه که صحبت ازش ساعت ها نوشتن میخواد. فقط اشاره به یک مورد میکنم

      خواهری که قبلا سلام هم نمی کرد،حالا برام میوه میاره اتاق وقتی قرنطینم، احترام بی حدی قائله برام،جاشو بهم میده و ازم اجازه میگیره که برام لاک بزنه!

      و اما پدرم،در نهایت احترام، عشق، درک و پذیرش باهام برخوردمیکنن و همچنین مادرم. اگر لحظه ای حس کنن گرفته ام تمام تلاششونو میکنن که حالم خوش باشه در حالیکه اصلا به روشون نمیارن ناراحتیمو.

      دوستانم… بی وقفه حالمو جویا میشن و محبت بی حدوحصری رو هر روزه (تکرار میکنم هر روز) دریافت میکنم به شکل های عجیب و غریب.

      بخش مالی زندگیمم که نگم😅

      سه روز بعد از کار کردن رو باورهام تو محیط کاملا ایزوله،قرض ۵ ماهه ای که دوستی بهم داشت و فکرم درگیرش بود پرداخت شد.به شکل معجزه اسایی تک تک کتاب های تخصصی و عمومی ( که بخاطر قرنطینه دسترسی به کتابفروشی دانشگاه نداشتم) از طریق یکی از دستان خداوند به رایگان بهم رسید! لازمه که بگم کتابای تخصصی رشته مو خودمم حتی نمیخریدم و از کتابخونه دانشگا تهیه میکردم چون برام گرون ‘بودن’.(دوستان کادر درمان میدونن هزینه هارو)

      و اما بعد از ۳۰ روز باورسازی هدایت شدم به ده ها ایده ی ساختن ثروت که دیدم واقعا چطور این حجم از فرصت رو تاحالا ندیده بودم😅

      یکیش رو انتخاب کردم و الان ۵ روزه که شروع کردم و خیلی بازخوردهای خوبی گرفتم اگر چه تولید ثروتش هنوز شروع نشده چون به تکامل نیاز داره و تولید محتواست و بی شک به زودی کامنتی راجع بهش خواهم گذاشت.(من دانشجو هستم و کار نمیکردم تا الان)

      یعنی انقدر این فرصت های ثروت ساختن برای من بیشمارن که اگه بخوام یه اشاره کوچیک کنم مثلا امروز بهم پیشنهاد شد که برم زبان تدریس کنم برای امتحان یه نوجوونی.بدون هیچ پیش زمینه قبلی برای تدریس و با اتکا به توانمندیم و مدرک آیلتسم رفتم و تجربش کردم.عالی بود. کلا من تو آموزش خیلی خوبم.

      من هنوز همه ی فایل های دانلودی رو نرسیدم که ببینم، محصولیم نخریدم

      به لطف خدا بعد از ساختن ثروتم محصولاتو میخرم و همین حالام سبدمو پر کردم.

      و اما همزمانی امشب

      بعد از ۳۵ روز ایزوله کردن خودم امروز که رفتم بیرون برای تدریس و برگشتم حال غریبی بهم دست داد، انگار هجمه ی اون حجم از انرژی منفی با این فضای مقدسی که این مدت برای خودم ساختم در تضاد عحیبی بود. حس کردم احساسم داره بد میشه و از هرررر جهتی که میشد سعی کردم احساسمو عوض کنم چون حس بد مساویست با اتفاقات بد.خوشبختانه موفق شدم.

      الان که اومدم بخوابم ، خودم رو در اینده ای دیدم که در حال شکر گذاری هستم بابت این روزا که کم نیاوردم و ادامه دادم.خواستم بخوابم که یه ندایی گفت بیدار شو یه سر به سایت بزن.این فایلو صبح تو سایت دیده بودم ولی گذاشتم بعدا نگاش کنم. خلاصه نگاه کردمو دیدم که همون ابتدا استاد گفتن که بعدا شکر روزای بدتونو میکنین اینجوری به شرایط سخت نگاه کنین :) شکر برای این هماهنگی زیبا.

      راجب قسمت دوم صحبت استاد هم که میگن ادمی که هدف داره وقت هر کاریو نداره

      من واقعا دیگ وقت هر کاری ندارم

      انقدر غرق در خودمم

      نمیتونم

      یعنی نمیشه که خیلی کارارو کنم

      دیگ نمیرسم استوری دوستامو چک کنم، اخبار و گروه های فامیلیو بیرون رفتن با دوستو رفیقو و مهمونیو سفرو و و و

      اطرافیانم میگن چرا به‌ طرز عجیبی نیستی!

      اره استاد درست میگی، هدف که داشته باشی نمیشه هرجایی بود، هرچیزی شنید.

      چقدر زیباست که منم نسبت به اتفاقی که تو امریکا افتاد هیچ حسی نداشتم

      یجور بیخیالی خالص که انگار نیازی به توضیح نداره انقدر که واضحه.

      میدونی استاد خیلی وقتا میخوندم شاگرد که اماده باشه استاد از راه میرسه! میگفتم این حرفا چیه هر کی شاگرد خودشه. استاد واس کوه های هیمالیا و هندیا و فلانیاس😅

      اما تو رسیدی استاد

      چون من آماده بودم.

      با عشق

      شاگردت دنیا.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    سارا راد گفته:
    مدت عضویت: 3815 روز

    خدایا شکرت به خاطر اینترنت

    آره همینقدر ساده میخوام از این جا شروع کنم بعد از دوشب بیداری با سایت

    خدایا شکرت که میتونم از این فایل ها استفاده کنم

    خدایا شکرت برای این مدار

    خدایا شکرت برای این استاد

    خدایا شکرت برای وجود مریم جون

    خدایا شکرت

    چقدر معجزه اتفاق افتاد این چند وقت

    چقدرررررر این روزها حالم خوبه

    چقدررر حالم خوبه

    این دیدگاه که هر اتفاقی میفته یه خیری توشه

    هر اتفاقی میفته به نفع منه

    خدا عاشقه منه

    خدا نقشه ی راه من رو میدونه فقط کافیه من بهش اعتماد کنم

    رب من ،من رو از غیر بی نیاز میکنه

    این سایت

    این بچه ها

    این سریال ها برای من اکسیژنه و ضروری

    امسال بهترین سال زندگیه منه

    من منتظرات معجزات بزرگی تو زندگی خودمم

    قراره کلییییی خبر خوب بشنوم

    یک کسب و کار پردرآمد و ساده!!!!!!!! دارم

    من خیلی ساده دارم پول میسازم

    و خداوند چه دست هایی کنار من قرار داد که اگر سال ها میگشتم نمیتونستم خودم پیداشون کنم

    خدای من

    برای تمام تضاد های دیروز و آرامش امروزم شکرت

    خدای نازنینم

    خدای مهربونم شکرت

    و استاد برای وجودت برای اشتراک لحظاتت برای تک تک فایل ها ممنونم

    مریم جانم یک دنیاااااا ممنونم برای تک تک ثانیه هایی که فیلم گرفتی ادیت کردی و در اختیار ما گذاشتی

    ممنونم بچه های سایت از تک تک کلماتتون استفاده میکنم و رشد میکنم

    خدای توانا

    فرمانروای جهان

    چند روز پیش پای تلفن به دوستم یهو گفتم ببین پردیس

    ما یه لخته خون بودیم خدا بهمون صورت داد صدا داد

    خدا محیط رحم مادرمون رو برامون امن کرد

    وقتی هیچ دفاعی از خودمون نداشتیم داخل بدن مادرمون بهمون روزی داد

    خانواده ای سقفی بهمون داد رشد کنیم

    وقتی ما حتی ایده ای برای به دست اوردن غذا نداشتیم از دست هاش که پدر مادرمون بودن بهمون غذا داد

    از طریق دوست ؛عشق. فامیل به ما عشق ورزید

    حالا چرا ما باید درگیر دست خدا باشیم؟

    نباید به دست خدا نگاه کنیم

    باید به خودمون بگیم فراوانی هست

    خدا از هر راهی که من حتی فکر نمیکنم به من روزی میده به من عشق میده

    به من آرامش میده

    خدا همه ی جهان رو برای ما رام کرده

    جدیدا وقتی این جملات رو میگم خونم داغ میشه انگار هیجان زده میشم دلم میخواد جیغ بکشم از جنس جیغ های تونل شمال

    پای کوبی کنم از این همه نعمت

    این همه رفاه آزادی آرامش آسایش

    منی که روزی نمیتونستم 5 تا آرزومو بگم

    برای لیست 107 آرزوم حالا سراز پا نمیشناسم

    فردایی وجود نداره

    زندگی همین لحظه است

    اگر من صبر کنم تا به آرزوهام برسم و بعد خوشحال بشم

    1 مگه تضمین شده فردا زنده خواهم بود؟

    2 اگه حالم خوب نباشه اگه قانون رهایی رو اجرا نکنم هیچ وقت به آرزوهام نمیرسم

    میخوام الان حتی از وجود کولر خوشحال باشم

    و توانایی ما برای پرداخت قبض برق این یک ثروته بزرگه

    که میتونیم دمای خونه رو مطبوع کنیم

    خدایا برای همه چیز ازت ممنونم

    تو چقدر بزرگی

    چقدر زیبایی

    و چقدرررر عاشقانه این جهان رو با جزییات شگفت انگیز خلق کردی

    خدایا برای فرصت زیستن در این جهان زیبا

    دیدن ابر

    دیدن آسمان

    دیدن بارون

    نفس کشیدن در فضایی که خاکش بارون خورده ازت ممنونم

    خدا جونم ازت برای شنیدن موسیقی های زیبا

    دیدن فیلم های خوب

    خوردن همه غذاهای لذیذ ممنونم

    خدای مهربونم تو به من همه چیز دادی چیز هایی که من توانایی به دست اوردنش رو نداشتم

    همه چیز از لطف تو بود

    خدایا ممنونم که فرصت مزه کردن عشقت رو داشتم

    خدایا شکرت و شکرت و شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
    • -
      Princess Ela گفته:
      مدت عضویت: 2466 روز

      من عاشقتونم

      چقدرررررر عاشققق تک تک کلماتتونم من

      چقدررر با تمام وجودمم لمسشون کردم

      اشکمو دراوردی سارای نازنینم

      نتونستم ننویسم

      برای این همه عشق

      برای این همه زیبایی

      برای این همه توحید

      اخ توحید

      من عاشققق توحیدم

      من عاشققق و تشنه ی این عشقم

      چقدررررر لذت بردم بگم کم گفتم

      خدای نازنینم شکرت برای اینکه فرصتی دادی با امروز زیباهم چشمانم ببینه این کلمات خدایی رو

      خدای من شکرتتتتت برای نفس هایم که تسبیح توست

      خدای من شکرت برای همین لحظه

      برای درک همین لحظه

      برای لذت بردن درست درهمین لحظه

      خدایاشکرت برای وجود خانواده ی عشقم که کل زندگیمه💖

      سارای نازنینم

      بی نهایت سپاسگذارم برای این اگاهی ها و این درک زیبایت

      خداوند ره گشای مسیرت باشه به سمت زیبایی های بی نهایت بیشتر وبیشتر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ستاره بنی نجاریان گفته:
      مدت عضویت: 3957 روز

      سارای عزیزم به قدری کامنتت زیبا بود که نتونستم ازت بابت به اشتراک گذاشتنش سپاسگذاری نکنم، آفرین به این هماهنگی با درونت چقدرررر لذت بردم از حرفی که به دوستت پردیس زدی، واقعا مگه اونموقع که ماتوی رحم مادرمون بودیم اون موقع که یه لخته خون بودیم و خدا بهمون تمااام امکانات و ثروت رو داد تا به این جهان مادی بیایم زجری کشیدیم؟ مگه سختی داشت؟ مگه کسی بهمون کمک کرد؟ مگه مارفتیم التماس کسی رو کردیم که ما رو بزرگ کنه؟ هرررررررگززززز خدا بود که دلهارو برامون نرم کرد خدا بود که ما رو به این جهان مادی دعوت کرد خدا بود که از دستان پدر و مادرمون بهمون روزی داد خدا بود که شیر رو در سینه ی مادرمون جاری کرد این روزی حلال و خدادادی رو مثل ثروتتتتت مثل باران مثل نعمت برای ما قرار داد تا از اون بهره مند بشیم خداااای من چه آگاهی نابی چه سرچشمه ی ثروتی چه وصالی خدایا شکرررررت مگه الان برای ثروتمند شدن کسی باید برامون کاری بکنه مگه اللن برای ماشین خریدن کسی باید برامون قدمی برداره اصلا مگه ما باید چشممون به دست کسی جز خدا باشه مگه نه این که ما از خودش میخوایم و اون بهمون میده از هزاران راه باااید هزاراااان بار تجربه ی زندگی که بهمون داده شده رو به خودمون یادآور بشیم باید هزاااار بار تجربه ی جنین بودنمون رو تا به امروز به خودمون بگییییم تمااام لحظاتی که خداوند تمااااام قد ازمون حمایت کرده تمام لحظاتی که ما رو رشد داده خدایا شکررررت تا بددنیم و فراموش نکنیم که به این چشمه وصلیم به این منبعی که هیچ پایانی براش نیست به این منبعی که اساسش فراوانیه که هرچقدر بیشتر ازش بهره ببری بیشتر میشه. یاد تجربه ی شیردهیم افتادم دکتر بهم گفت هرچقدر نوزادت بیشتر شیر بخوره چشمه های شیرت بیشتر میشه و سینه ات پر شیر تر میشه خداااای من این یعنی ثروت خدا این یعنی فراوانی این یعنی منبع بی پایان خدایا شکررررت که امشب این آگاهی ها رو از پیام سارای نازنینم دریافت کردم خدایااا شکرتت دوست خوبم بییی نهایت سپاسگذارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محمد فتحی گفته:
      مدت عضویت: 3873 روز

      چنان انرژی داره این کمانت هاااا نگمم برات اتفاقااا از همون جنس فریادهای توی تونل های جاده شماال آی خوداااا شکرتتتتتتت و اون جنس شادی از درون وای وایی

      خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

      اصلا سرتاپااا نمیشناختم وقتی خواندمش الان کمی آروم شدهااا دارم مینویسم البته نبودم هاا بازم مینوشتم هاها

      عاشقتمممم سارا جون

      ممنونم که نوشتی ممنونم که هستی ممنونم که با وجود ارزشمند و پرگوهرت این دنیامون را قشنگ تر کردی

      این مثال های قشنگ و به جا

      این دعاا و سپاس گزاری های بینظیررر اوووف خدای من حتی همین الانم با نوشته ات عزیززززززممم رشد کردم

      دمت گرم دمت گرممم

      الهی که همیشه غرق خودش باشی توی بغل خودش روی شونه ی امن خودش با کلام و نگاه خودش و در عشق خودش و نوررررررر …..

      آمین

      دوست دارمممم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمدعلی مهرجوی گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    🌹🌹به نام خدا🌹🌹

    سلام خدمت استاد عزیزم 💙

    و خانم شایسته مهربان 💞

    و تمام دوستان هم فرکانسی عزیزم 💚💚

    استاد چقدر این لایو زیبا و پر از آگاهی هست ،چقدر روزهای زندگیم مرور شد ،چقدر قوانین زیبا ،چقدر درسهای قشنگ یاد گرفتم ،یاد گرفتم با خودم در صلح باشم ،با دنیای اطرافم در صلح باشم

    تمرکز بر زیباییها داشته باشم و سپاسگذار بودن تحت هر شرایطی

    استاد واقعا یادش بخیر کودکی ،چقدر کفش پاره کردیم ،چقدر کتک خوردیم بابت سریع پاره کردن کفش ،،بابا مقصر من نبودم ،کیفیت نداشتن😅😅

    استاد والا همین الآنم من با این پروسه گل لای زیر کفش مشکل دارم ،هر جا میرم همیشه رد پام هست میخای زیرشون بشوری باز بدتر میشن

    چند وقت جلوتر همسرم برا کادو تولدم یه جفت کفش اسپرت خرید گفت فروشنده گفته حتما دورشو بدوز که محکم تر بشه 😅😅کفش نو نو باید روز اول دوخت بشه 🤩😆😆

    استاد من برسم آمریکا اول یه کفش کوهستانی ،یه کفش ساق دار عالی میخرم خیلی دوست دارم چون ارزش و کیفیتشون می‌دونم ..تو زندگی در بهشت هم خانم شایسته چقدر با اون کفشها آتیش خاموش کرد

    من همین الان تو پیاده روی هر هفته یه جوراب خراب میکنم ،،به خاطر همین کف نامناسب کفشها

    استاد ولی واقعا همون تضادهای گذشته ،زندگی سخت گذشته ،شرایط نابسامان گذشته با شرایط الان خیلی فرق داره

    من تو زندگی الآنم همیشه تمرکزم بر زیباییها و نعمتهای اطرافم هست و بابت هر نعمتی سپاسگذاری میکنم

    یادم میاد تو کوچیکی کولر آبی داشتیم بعد تو هوای شرجی گرما اینجا اصلا جواب نمی‌داد ولی الان تو همین ساختمان من ۲کولر گازی عالی دارم

    و همیشه بابت اینها و این خنکی هوا از خداوند سپاسگذارم 🙏🙏🙏 و می‌دونم خدا هم جواب میدهد ،،ایشالا یه روزی به جای خوش آب هوا مهاجرت میکنم

    یه چند سالی از زندگیم بسیار بسیار بسیار بد و سخت گذشت ،،یک جهنم واقعی

    کاری ندارم که خودم ساختم یا چی شد و…..

    فقط الان هر موقع ادمهایی مثل گذشته خودمو میبینم هزاران هزار بار از خدا سپاسگذاری میکنم

    که امروز در این آرامش و آسایش هستم ،امروز حق انتخاب دارم ،امروز در رکاب بهترین دست خداوند استاد عزیزم هستم ..امروز من میدانم که من جزیی از خدا هستم و من لیاقت زندگی عالی دارم .من برای خودم ارزش قایل هستم ،،دیگه بابت پول به هر کاری تن نمی‌دم ،با هر کسی دوستی نمیکنم

    چون من اشرف مخلوقات هستم ،چون من عاشق خودم هستم

    آره استاد من امروز با همین داشته هایم هزاران بار شکر گذار هستم ،،من گذشته خودمو خوب یادم هست خدایا هزار بار شکرت 🙏🙏🙏🙏

    درسته الآنم خیلی کمبود وجود داره ولی الان هم از این بهشت خودم لذت میبرم ،سپاسگذاری میکنم تا ایشالا جواب این ارتعاشها و فرکانسها را در آینده نزدیک ببینم و به مدارهای بالاتر و زیباتر هدایت بشوم.. مهم دیدن نکات مثبت هست ،غر نزدن ،گله و شکایت نکردن

    بخدا هر روز سر سفره غذا جوری سپاسگذاری میکنم که همسرم تعجب می‌کنه ،،

    میگه شوخی میکنید میگم نه عزیزم من یک عمر گله و شکایت ناسپاسی کردم ولی حالا دارم میفهمم لذت زندگی در لحظه زندگی کردن هست ،در لذت بردن از این غذا ،این زمان ،همین امروز

    بجای فکر کردن به جنگ ،مریضی ،بی پولی

    به زیبایی ،به مسافرت ،به سلامتیم ،به این زندگی عالی ،به این آزادی زمانی که دارم توجه میکنم

    سپاسگذاری ،سپاسگذاری و. سپاسگذاری

    استاد نوش جانت این همه خوشبختی ،این فراوانی نعمت ،این اورجینال بودن همه چی

    خدایا شکرت برای این ساختمانهای زیبا ،این ویوی زیبا ،این تابلوی زیبا و پر معنی و بسیار آرامش دهنده

    استاد من هلاک اون صندلی ماساژور مشکی هستم ،همیشه تو دفترم می‌نویسم از این صندلی ها ۲تا خریدم یکی برای خودم یکی هم برای پدر و مادرم

    خدایا چقدر ثروتمند شدن خوبه ،هر چی میخای میتونی بخری ،کمک کنی ،لذت ببری 🌹🙏

    استاد به قرآن قسم همون دفعه اول که اون آدمها را نشون دادید که تظاهرات کردن گفتم یا الله اینا اومدن دنبال استاد انگار طرفدارهای استاد هستن

    همش میگن عباس منش ،عباس منش 😆😅🤩

    خدایا شکرت همه جا اسم استاد می‌شنوم ،رفتارهای استاد ،لباسهای استاد

    استاد یادم اومد یه کلاه پلنگی مثل همین کلاه شما دارم رفتم پیدا کردم زدم به سرم ،اومدم جلو همسرم گفتم سلام استاد عباس منش هستم 😅😆چقدر همه جا ،همه چی داره فقط از شما نشونه میده …آخه شما زیباترین اتفاق زندگیم هستید

    بابت شما و این سایت و دوستان عزیزم هر روز سپاسگذاری خداوند هستم 🙏🙏

    استاد بابت هر چیزی نشونه از این سایت میخام ،از زبان شما ،فایلهای شما ،تجربه دوستان عزیزم

    استاد واقعا چقدر خواندن کامنت های دوستان به من کمک می‌کنه 👌 وقتی استاد عزیزم اینقدر با عشق میگه من دارم از این نوشته ها درس میگیرم

    چرا که نه منم حتما دنبال میکنم ،اینم باید کردم برای خودم اینبار دور کردن جدید دوره عزت نفس و هر جلسه چند بار و با خواندن کامل دیدگاهها هر جلسه 👌👍

    و تا از این دوره عزت نفس با ارزش نتیجه های بی نظیر نگیرم ،،ول کن نیستم

    استاد. از این که بازم از زیبایی‌های آمریکا از خدمات ،از کار درست بودن افراد در شغلها ،وظیفه شناس بودن گفتید هزاران بار تشکر تشکر

    چقدر زاویه دیدم در همه وارد زیباتر شده ،،و تنها دلیلش وجود شما استاد عزیز هستید که به من یاد دادید زیباییها را ببینم ،قضاوت نکنم

    و فقط فقط به درون خودم نگاه کنم ،و مسئولیت تمام زندگی خودم بپذیرم ،،و به این درک مهم برسم که هیچ کس وظیفه نداره حال منو خوب کنه ،من خودم باید دنبال حال خوبی بگردم ،،و جهان هم البته طبق قوانین ثابت و دقیقش آدمهای درست و مناسب در مسیر زندگیم قرار میده

    استاد واقعا تغییرات دارد احساس میکنم ،نشانه های زیبا دارن میان ،از درون دارم تغییر میکنم خدایا شکرت 🙏

    استاد تمام این زیبایی الان زندگیم را سپاسگذار خداوند و شما استاد عزیز هستم

    ایشالا به زودی بتونم باخبرهای خوب و خوش از پیشرفتهای زندگیم برای شما و دوستان عزیزم بنویسم

    خدا نگهدار🌹🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
    • -
      سیده سمانه لایق گفته:
      مدت عضویت: 3381 روز

      سلام(آقای مهرجو) استادعباسمنش😄😄😄

      خوبید برادرم؟

      ماشالابه شما ..👏👏

      واقعا لذت میبرم از خوندن کامنتاتون..ماشالا..احسنت👏👏

      خیلی حس خوبی بهم دادوقتی گفتید ازته دل سرسفره خداروشکر میکنید😊😊😊😊😍😍😍😍

      آآآآآآفرین،آموختم ازتون👌👌👌👏👏

      شادوسلامت باشید استادجان😉

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محمدعلی مهرجوی گفته:
        مدت عضویت: 2220 روز

        سلام سمانه عزیز🌹🌹

        شما همیشه نسبت به من لطف دارید ،،دوست عزیز من هر آنچه امروز دارم انجام میدهم به لطف وجود دوستان عزیزی چون شما هست .

        سمانه عزیز شما قلبی مهربان دارید

        امیدوارم در پناه الله به هر آنچه آرزو دارید دست پیدا کنید ⁦❤️⁩💙🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    آقای خاص گفته:
    مدت عضویت: 1927 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    پروژه خانه تکانی ذهن | گام یازدهم

    «روزهای سخت گذشته باعث سپاسگزاری بیشتر شما در آینده میشود پس امید داشته باش و به تضاد ها به چشم یک نعمت نگاه کن که این تضاد ها باعث میشه تو سپاسگزارتر باشی»

    یک موضوعی در زندگی من از بچگی وجود داشته که مربوط به موضوع این فایل بود اون هم این که پدرم همیشه از هر لحاظ به من کمک نمی‌کرد و این موضوع تا بزرگسالی و همین الان هم در زندگی من وجود داشته و داره.

    مثلاً در اقواممون داریم کسی که پسرش ازدواج کرده و بچه هم داره اما همچنان پدرش کمک مالی بهش می‌کنه و اجاره خونه اش رو می پردازه یا مایحتاج ماهانه اش رو‌ میخره یا برای بچه اش خونه یا ماشین میخره و کمک هایی از این دست…

    قبل ترها گاهی اوقات این مسئله باعث ناراحتی من میشد و با خودم فکر میکردم که چرا پدر من اینطور نیست ؟ چرا من حتی پول عروسی خودم رو خودم جور کردم؟ ماشین خودم خریدم خلاصه هرچیزی که توی زندگیم هست رو خودم با تلاش خودم تهیه کردم …

    از وقتی با سایت استاد آشنا شدم و این قضایا رو فهمیدم الان نه تنها از فکر کردن به این مسائل ناراحت نمیشم بلکه خیلی هم خوشحال میشم و احساس عمیق سپاسگزاری دارم خیلی در رشد اعتماد به نفسم تاثیر داشته خیلی احساس لیاقت میکنم خانمم همیشه بهم میگه من به تو افتخار میکنم چون تو مصداق بارز کسی هستی که روی پای خودش ایستاده و واقعا از زیر صفر تونستی به اینجا برسی و حداقل یک زندگی خوب رو برای خودت تشکیل بدی و خودم هم برای خودم احترام زیادی قائلم.

    مثلاً وقتی سوار ماشینم میشم لذت میبرم سپاسگزاری واقعی دارم چون خودم خلقش کردم وقتی مسافرت میرم لذت میبرم و خیلی خداروشکر میکنم چون پولش رو خودم ساختم …

    گاهی اوقات که با پدرم صحبت میکنم ایشون میگن من که برات کاری نکردم و مقداری احساس شرمندگی دارن و من با عشق تمام بهشون میگم شما بهترین و بزرگترین لطف رو در حق من کردین خیلی ممنونم که کمکم نکردین و این بزرگترین نعمت زندگی منه چون اون تضاد کمک نکردن باعث شده من الان بی نهایت از زندگیم لذت ببرم و سپاسگزار باشم و کلی هم هدف دارم که می‌خوام بهش برسم و همین اعتماد به نفسی که از ساختن زندگیم گرفتم باز همین هم برای رسیدن به هدف های بعدی بهم کمک می‌کنه به قول دوستان همش سوده و سوده و سود…

    خدایا شکرت

    خیلی به نتایج این پروژه زیبا امیدوارم

    ممنونم از استاد شایسته عزیز بابت این پروژه زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  8. -
    اعظم برزگری گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

    سلام خدمت استاد عزیزی که از اول قانون رو خوب درک کرده و تمام تلاشش اینه که به راحتی و آسونی این درک بزرگ رو به همه ی شاگرداش یاد بده!

    عاشقتونم استاد که با وجوده گذشت پنج سال از این لایو و فایلتون ،پر از درس و آگاهی…

    منشأ همه ی صحبت هاتون!

    احساس خوب،اتفاقات خوب

    کنترل ذهن

    برخورد با تضاد و درس گرفتن ازش

    شکل گرفتن خواسته ها

    سپاسگذاری و شکر کردن از معبوده یکتا

    رسیدن به هر چیزی با کنترل نیروی ذهن

    اعراض از ناخواسته ها

    درک و عمل کردن به قانون

    طی کردن روند تکامل

    درک زیبای فکر خدا رو خواندن و درک درست قرآن

    الگو گرفتن از افراده موفق و ساختن باورهای قدرتمند کننده

    داشتن احساس لیاقت و ارزشمندی و لایق بودن

    ایمان به خدا و نیروی بی نهایتش و …

    که از اول درکتون به همین زیبایی بوده و هر روز دارید بهتر و بهترش می کنید!

    خدایا شکرت…

    در آخره کامنت قبلی گفتم که خوابتون رو دیدم و ازتون مسیر رو پرسیدم و شما گفتید همین مسیره مستقیم و فهمیدم مسیرم درسته!

    وقتی عکسی که پشت سرتون یه مسیر مستقیم و صاف بود رو توی این فایل دیدم و برگشتم به فایل قبلی و اصلا اونجا ندیده بودمش!خیلی شگفت زده شدم از پاسخ خداوند و نشون دادن مسیر صاف و هموار و مستقیم و ازش میخوام بتونیم همیشه در این مسیر سراسر زیبایی گام برداریم و خدا ازمون راضی و خشنود باشه و وقتی برمیگردیم پیش خودش!بگه بنده ی من !من ازت راضیم…

    چقدر از نگاهتون نسبت به تضادهای گذشتتون لذت بردم!

    همون تضادهایی که در زندگی تک تک ما هست و اگه الان کمی فکر کنیم می بینیم که چقدر نعمت داریم و شکرش رو به جای میاریم یا نه!؟

    وقتی اوایل ازدواجم،به خاطر شرایط همسرم مجبور بودیم کناره خونواده ی ایشون زندگی کنیم و یک محیط شلوغ و پر سرو صدا بود و آرزو داشتم یه خونه ی دنج و آروم داشته باشم و امروز به لطف خدا در یک خونه ی بسیار بزرگ با تمام امکانات رفاهی و بسیار زیبا زندگی می کنم که شده دوسه روز از خونه بیرون نیومدم و فایل دیدم و لذت بردم از این همه سکوت و آرامش و هر بار میگم خدایا از فضل و رحمت خودت این همه نعمت بهم دادی!

    یا وقتی ماشین نداشتیم و برای هر کاری باید آژانس میگرفتیم و کلی هزینه میکردیم و گرمای تاکسی ها و شلوغ بودنشان و اون وقتی که از ما می گرفت رو تحمل میکردیم!ولی الان به لطف خودش گران قیمت ترین ماشین صفر کیلومتر زیره پامون هست و هر وقت از شبانه روز بخوایم میتونیم ازش استفاده کنیم و از امکانات فوق العاده مدرنش استفاده کنیم و لذتش رو ببریم! و هر بار باسوار شدن،میگم خداجان این از لطف و بخشش بی نهایت توست!

    سلامتی تک تک اعضای بدنم که هر روز آرزوی این رو داشتم که بدون درد بخوابم و الان سه ساله که کوچکترین دردی رو ندیدم و ندارم!در صحت و سلامت کامل هستم و یه نظم فوق العاده عجیبی سراسره بدنم رو فرا گرفته و میدونم از آرامشی ست که خدا بهم داده به لطف خودش وگرنه بدن که همون بدنه و من نمی دونستم چطوری باهاش رفتار کنم و بسیار سپاسگذار این خدایم هستم!

    آرزوی یه باغ کوچکی رو داشتم و بسیار از طبیعت و بودن در آن لذت میبرم والان به لطف خدا،باغ ویلایی بسیار زیبایی رو داریم که پر است از درختان میوه و در بهترین جا و نزدیک به کوههای اطراف که همیشه آب جاری از کنارش رد میشه و در هر فصل از سال ما رو مهمون زیبایی های بی نظیرش میکنه!و هر بار با دیدنش شکر و سپاسگذاری میکنم از خدایی که این همه درخت و میوه و طبیعت زیبا رو بهمون داده!

    یه فروشگاه بزرگ با کلی وسایل و چندین انبار که کلی ثروت و سرمایه ست و روزی از صفر شروع کردیم و الان به لطف خودش،جزوء بهترین هاست!

    دو تا فرزند گل که هم دخترم فوق العاده ست!زیبا و شگفت انگیز و هم پسرم که بسیار باهوش و رعناست!همه ی اینا از بخشش بی نهایت خداوندم هست که مرا لایق چنین فرزندانی کرده است!

    همسری مهربان و بسیار دست و دلباز و عاشق که انگار خدا فقط این بشر رو فرستاده تا به من خدمت کنه اون قدر عاشقانه دوستم داره که بعده گذشت بیست سال،همه وقتی می بینند روابطمون رو و احترامی که بین ما هست فکر می کنند که فیلم بازی می کنیم ولی عین واقعیت هست و خدا رو به خاطر وجوده این انسان ارزشمند در تک تک لحظه هایم شکر میکنم!و اونم به خاطر رفتار پدر و مادرم هست که همیشه مشکل داشتند و من ندیدم به این سن که از هم راضی بوده باشند ولی همیشه دوست داشتم همسری داشته باشم که عاشقانه بدون قید و شرط دوستم داشته باشه و این به لطف خدای مهربان،بزرگترین نعمت زندگیم هست!

    و بزرگترین نعمت من و تضادی که بهش برخوردم و دوست داشتم بهترین رابطه رو باهاش داشته باشم!

    رابطه ام با خدای مهربان و معبود بی همتایم هست و هزاران هزار الگو رو دیده بودم و هیچ کدوم برام راضی کننده نبودند چون وقتی خدا رو داشتند،ثروت رو نداشتند،روابط رو نداشتند و سلامتی و …و همیشه خدایی رو میخواستم که در دسترس ترین باشه!

    خدایی که به راحت ترین و آسان ترین شیوه ،ازش بخوام بدون اینکه نیازی به تحمل اون کارهای سختی که قبلا گفته شده باشه!

    خدایی که آیه ی

    وَإِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإِنّی قَریبٌ ۖ أُجیبُ دَعوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ ۖ فَلیَستَجیبوا لی وَلیُؤمِنوا بی لَعَلَّهُم یَرشُدونَ﴿186﴾

    و هنگامی که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعای دعا کننده را، به هنگامی که مرا می‌خواند، پاسخ می‌گویم! پس باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، تا راه یابند (و به مقصد برسند)!

    رو برام معنی کنه و برای یافتنش به هزاران در و دیوار،روضه و رضوان نکوبم خودم رو!

    خدایی که پاسخ بده به فرکانس هام و در لحظه اجابت کنه اگه من بتونم خوب درکش کنم!

    خدایی که به اندازه ی ظرفی که درست کردم برام خدایی میکنه!

    خدایی که وقتی فهمیدم که همه ی انسان ها در پیشگاهش برابرند و هیچ تفاوتی بین اونا نیست و تفاوت رو فقط خوده اونها با باوراشون در زندگی خودشون و تمام جنبه ها رقم می زنند و هر کسی نسبت به اون ایمانی که به خدا داره خدا هم در زندگیش پر رنگ تر میشه!

    خدایی که در همه چیز و همه جا هست،انرژی که جهان رو در بر گرفته و در تمام کائنات جاری هست!

    خدایی که سیستمه،قانونه،یه جریان جاری انرژیه!

    خدایی که می بخشه به همه در هر حال ولی اونی که می بینه و شکر گزارتر هست این جریان جاری بیشتر و بیشتر به اون می بخشه و هیچ ربطی به شانس و اقبال نداره!

    خدایی که آیهٔ «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» است!

    خداوند بی نیاز است و همه به او نیازمند…

    خدایی که این جهان به این بزرگی رو مسخر ما کرده تا استفاده کنیم و راه یابیم!

    خدایی که از مادر مهربانتر است و فقط خوبی رو برای بنده هاش میخواد و بقول خودش :

    مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ ۚ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا

    هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست، و ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم، و تنها گواهی خدا کافی است.

    و بقول ملاصدرا:

    مگر از زندگی چه می خواهید؟!

    که در خدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه می برید؟

    که در عشق یافت نمی شود، که به نفرت پناه می برید؟

    که در سلامت یافت نمی شود، که به خلاف پناه می برید؟

    قلب هایتان را از حقارت کینه تهی کنید و با عظمت عشق پر کنید.

    زیرا که عشق چون عقاب است. بالا می پرد و دور…

    بی اعتنا به حقیران ِ در روح.

    کینه چون لاشخور و کرکس است.

    کوتاه می پرد و سنگین. جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد.

    بـرای عاشق، ناب ترین، شور است و زندگی و نشاط.

    برای لاشخور، خوب ترین، جسدی است متلاشی…

    یعنی هر طوری بخوای به همون شکل برای تو!ظاهر میشود…

    خدایا شکرت هزاران هزار بار در لحظه و در ثانیه برای داشتنت،برای بودنت،برای حس کردنت،برای آرامشت،برای اینکه دارمت و داراترین فرد جهانم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
    • -
      محمدرضا روحی گفته:
      مدت عضویت: 1371 روز

      به نام هدایت الله

      سلام خدمت خواهر عزیزم اعظم دوست ارزشمند وتوحیدی و فعال سایت

      از شما سپاسگزارم بابت کامنت خوبی که نوشتی چقدر لذت بردم از این درک وآگاهی خوبت وخیلی ساده وروان انرژی خوبت رو من از نوشتن شما می‌توانم حس کنم ولذت ببرم

      آنقدر خوب بودی دختر که کامنت خوبی برای رد پا برای خودت به جا گذاشتی امیدوارم همیشه بدرخشید و بهترین نتایج را بگیری وما هم لذت ببریم

      در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        اعظم برزگری گفته:
        مدت عضویت: 1466 روز

        سلام خدمت برادر ارزشمندم

        محمد رضای عزیز

        میدونین چیه!؟

        وقتی وارده سایت شدم فکر میکردم همه چیز رو فهمیدم و همه چیز رو درک کردم!

        ولی وقتی امروز بعده سه سال کارکردن مداوم و اون همواره ای که خدا همیشه تاکید دارند،کار و فکر و تمام ذهنت رو تمرکزی میزاری روی فایل ها و محصولات،انگار درها باز میشن!

        من سه ساله فقط می شنیدم بااینکه کلی نتایج تو دستم دارم تو مدت این سه سال ولی فقط می شنیدم و گوش میدادم!

        نه اینکه به خاطره اینکه به خودم بگم دارم کار میکنم نه!

        این سه سال رو فقط شنیدم!

        الان آروم آروم اون شنیده ها و نوشته ها،انگار تو عمق جانم دارن ریشه میدن!

        چون تازه دارم درک میکنم حرف هایی رو که استاد میزدند،آگاهی هایی که از زبان استاد جاری می شدند و من الان دارم تو زندگیم اجراش میکنم چون انگار تازه باور کرده ام!

        نمیدونم میتونم منظورم رو برسونم یا نه!؟

        ولی درک من نسبت به سه سال قبل که داشتم اینا رو گوش میدادم خیلی بهتر شده و انگار مرحله ی تکاملم رو هم دارم طی میکنم!

        نوشتن و تمرین و تعهدی که بعده پایان دادن به کارم که با عشق و علاقه انجامش میدادم ولی از یه مرحله ای به بعد احساس کردم که کارم تکراری شده و هر روز یه تکرار همیشگی رو دارم تکرار میکنم و هیچ رشدی ندارم توش!

        بااینکه مشتری زیاد داشتم و درآمدم هم خوب بود ولی این پروسه ی تکراری باعث شد کنارش بزارم!و اون تعهدی که از اون روز تا به الان دادم که تمام توانم و انرژیم رو بزارم روی فایل های دانلودی و محصولات،انگار چندین پله من به جلو انداخته این ممارست!

        درکم از گفته های استاد داره بیشتر میشه و ایمانم زیادتر!

        انگار فکر خدا رو کم کم میتونم بخونم،قوانین رو دارم کم کم یاد میگیرم و به نسبت اون نتایج بزرگ و فوق العاده ای رو کسب میکنم!

        همون که خدا تو قرآن میگه ؛

        یَـٰٓأَیُّهَا ٱلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ یَنصُرۡکُمۡ وَیُثَبِّتۡ أَقۡدَامَکُمۡ

        اى کسانى‌که ایمان آورده‌اید، اگر خدا را یارى کنید او هم شما را یارى مى‌کند و گام‌هایتان را استوار مى‌دارد

        انگار خدا،همه ی کارهای جهان رو ول کرده و فقط میخواد کاری رو انجام بده که تو دوست داری!

        ممنون از وجوده ارزشمندتون و اینکه،همیشه با خدا باشید و عزیز دردانه اش که هر لحظه بهتون نعمت ،برکت ،ثروت و سلامتی میده!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ابراهیم گفته:
      مدت عضویت: 1452 روز

      سلام اعظم عزیز

      خیلی کامنت عمیق و پر از آگاهی بود.چقدر خوب در ابتدای کامنتتون عصاره درسهای استاد رو نوشتید و در اواخر آیه 186 رو آوردید و توضیح دادید و نهایتا با ملاصدرا تموم کردید.واقعا خدا برای هر کس همون چیزی میشه که فکر میکنه،همون چیزی میشه که شکر میکنه،همون چیزی میشه که توجه میکنه،همون چیزی میشه که احتیاج داره و در کل خدا برای همه کس همه چیز می‌شود.

      چقدر سپاسگزارم که تجلی اون در همسر و فرزندان عزیزتون و در تمام اطرافتون پُر شده و وعده خدا به شما رسیده.

      اعظم عزیز چنین زندگی مبارکتون باشه و آرامش دائمی و احساس آرامش همیشه همراهتون باشه چرا که خدا همیشه با شماست و کسی که خدا رو داره نه ترس داره و نه غم و فقط در شادی و آرامش مطلقه.

      سپاسگزارم از نوشته بسیار قشنگتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        اعظم برزگری گفته:
        مدت عضویت: 1466 روز

        سلام آقا ابراهیم عزیز!

        عضو فعالی که هر کجا فایلی رو دیدم ردپای شما و حضورتون رو اونجا دیدم و تحسینتون کردم!

        این کامنت رو در مرور هر روزه ی فایل های استاد نوشتم و این فایل ها گنجینه ای است که هر روز و هر روز باعث میشن ظرف وجودیمون رو بزرگتر کنیم!

        وقتی شب موقع خواب،تمام اتفاقات خوب رو،ثروت هایی که وارد زندگیت شدند،آدم های خوبی رو که دیدی،مدت زمان زیادی که تونستی احساست رو خوب نگه داری،شکر گزاری ها،دیدن زیبایی ها،نعمت هایی که بواسطه ی دستان مهربانش وارد خونت میشه،رفتار فوق العاده ی اطرافیان،کارهایی که نخواسته برات انجام میدن،سفره ی پر برکت و هزاران نعمت دیگه رو میاری جلوی چشمات!

        ناخودآگاه میگی خدایا چطوری سپاسگذارت باشم واسه تک تک اینا!

        و اشکی که از چشمات جاری میشه،ناتوان بودنت رو در شکرگزاری بیان میکنه!

        این شیوه ی زندگی،اون قدر لذت بخش میشه برات که تمام لحظاتت رو میبندی به آگاهی های سایت!

        و اون قدر غرق میشی که حتی گذر زمان رو هم حس نمیکنی!

        سپاسگذارم از خدا برای داشتن دوستان هم فرکانس و ارزشمندی که اینجا رو به معنی واقعی ،بهشت کرده اند.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    یزدان نظری گفته:
    مدت عضویت: 2673 روز

    اون تابلوی سه تیکه پشت سرتون خیلی توجهم رو جلب کرد! چون در اوج سادگی، اوج زیبایی رو به نمایش گذاشته! میگم اوج سادگی چون هم منظره ساده و بی آلایشی داره و هم مدلی ساده داره! شخصا عاشق سادگی ام و هرجا سادگی ببینم استقبال میکنم

    اینکه بعد از مدت ها دوباره تصویر ماهتون رو میبینم خیلی خوشحال و خوشبختم استاد …

    سلام! سلام به روی نازنینتون …

    چقدر خوشحالم که دوباره شما رو میبینم و دوباره صدای روح نواز شما رو می شنوم! من آماده ام! آماده ام که بریم و یک کلاس پربار رو شروع کنیم با هم … من آماده ه تر از آماده م برای برای شنیدن حرفاتون. مثل تشنه ای که در بیایان، آب پیدا کرده باشه! پس دفترم رو باز کردم تا هر نکته ای وسط حرفاتون میگیرم رو بلافاصله یادداشت کنم.

    (راستی، الان که گفتم دفتر، با خودم گفتم ببین حتی در یادداشت برداری و نوت برداری از حرفای استاد هم تکاملم رو طی کردم. تا قبل از این … یعنی زمانی که در مدار قبلیم بودم، هر بار هر فایلی از استاد می دیدم، تک کتک جملات مهم ایشون رو یادداشت میکردم و به خیال خودم آگاهی های اون فایل رو ثبت کردم اما چه فایده ؟! چون مرور کردن اون نوشته هارو فراموش میکردم. حتی با خودم عهد بستم اون نوشته ها رو در روزای بعد مرور کنم اما بازم تحول خاصی در روحم حس نمیکردم. مثل چایی که از دهن بیفته! مثل غذایی که سرد بشه و بعدا بخوریش! تا اینکه تکاملم رو طی کردم و خداوند هدایتم کرد که برای به خاطر سپردن مطالب، بادی زیر هر فایل، فهمیده هام رو کامنت کنم! یعنی بهم گفت که دیگه سراغ قلم و دفتر همیشگیم نرم بلکه هر نکته از حرفای استاد گرفتم، همون لحظه فیلم رو پاوس کنم و همون لحظه، درست در همون لحظه انچه که درک کردم رو تایپ کنم! از وقتی این شیوه ی الهی رو که الهام محض بود اجرا کردم، تمام آنچه که باید از هر فایل می فهمیدم رو به صورت دسته بندی شده و مرتب در ذهنم جای دادم و به خاظر سپردم! انگار که اون آگاهی ها رو با تایپ کردن، حک کرده باشم! خدایا شکرت )

    خب بریم برای شروع کلاسمون استاد …

    پس فیلم رو پلی میکنم.

    استاد گفتین دوش …

    منم مدتیه که فهمیدم آب چه معجره ای میتونه بکنه برای تازه کردن روح ما! عجب صفایی میده به روح و جسم ما ! حتی بهترین ورزشها و کم آسیب ترین ورزش ها، ورزش های آبی هستن! چرا که حتی افرادی که آسیب دیده هستن به دستور پزشک، ورزش در آبرو اجرا مینن چون آب، کم ضرر ترین ورزش برای بدن هست! علاوه بر اون، خوده آب برای روح ما فوق العادست! اینی که میگم تجربه شخصی من و درک من در همین روزای پرکار اخیر منه! من زمان هایی که دوش میگیرم و از حموم بیرون میام، بدون استثنا متصل به نیروی عظیم رب هستم و این اتصال ناب رو در روح ور وانم حس میکنم! من به این درک رسیدم که آب، میتونه معجزه گر باشه! چه برای روح ما و چه برای جسم ما! حتی تازگیا به این درک رسیدم که چرا اسلام سفارش کرده قبل از گفتگو با خدا وضو بگیرم! من زمان هایی که ازبیرون میومدم، دست و صورت و پاهامو با آب سرد میشستم و اون حس ناب طراونت و اتصال رو حتی بعد از این کار حس مکیردم! میخوام بگم به همین خاطره اسلام میگه قبل از گفتگو با خدا، مثل قرآن خوندن یا نماز خوندن، وضو بگیر! چون وقتی اون نقاط بدن رو با آب سرد شستشو میدیم، بدون شک طاوت و تازگی روح رو برای ما به ارمغان میاره! خدایا شکر برای این آگاهی هات!

    استاد این اتصال و تازگی شما رو بعد از حموم کاملا درک مکینم ومیخوام بگم مبارکتون باشه این حال روحی ناب! و چقدر برام ارزشمنده که همیشه، همیشه، قبل از ضبط کردن هر فایلی، حالتون عالی تر از عالیه و با این خال عالی جلوی دوربین میاید. چون خوب میدونم این حال عالی، یعنی اتصال بل نیروی عظیم رب برای شنیدن هدایت ها و الهامات و این یعنی شما تمام حرفاتون در این فایل، مثل فایل های قبلی قراره الهام خداوند باشه! خدایا شکرت

    چه چیزی جز عزت نفسی والای شما میتونه دلیلی منطقی برای من باشه تا قانعم کنه که چه طور میتونین جلوی دوربین و در ملاء عام، بگین که 99 درصد موادقع پابرهنه بودین!؟ هوم؟! چه چیثزی جز عزت نفس و عزت روحی که در لابلای حرفاتون موج میزنه!

    راستی، میخوام بگم بگم عاشق این صدای خنده هاتونم من

    عاشق اون لحظه ای شدم که با تمام وجود، کف دستانتون رو به هم چسبوندین و تن صدایی آروم گفتین که بابت هر زیبایی که می بینید، خداروشکر میکنید!

    وقتی سپاسگزار واقعی و حقیقی باشیم، طبق قانون بدون تغییر خداوند، نعمت بیشتری وارد زندگی مون میشه! اخ که این جمله رو با تمام صلابت و ابهت بیان کردین و فقط نشانه ای ایمان شما به این قانونه! منتظر بودم حرفا و توضیحاتون در مورد شرایط سخت تموم بشه تا منم تجربه ای اخیرم رو در این مورد توضیح بدم. توضیح بدم تا به درک بهتری نسبت به تضادهام برسم و با دیدگاه زیباتری بهشون نگاه کنم!

    حدودا 20 روزه که شرایط کاریم خیلی سخت شده بود و من به صورت دوشیفت، تا اخر شب سر کار بودم. مدت زمانی که سرکار بودم، بیشتر از زمانی بود که خونه بودم و از قضا، وضعیت کاریم خیلی سخت و تحت فشار شده شده بود! فشار کاری زیاد و مراجعه کننده ها زیاد … تایم کاری زیاد و تضاد ها زیاد … . تا اینکه یه شب آخر شب، ساعت 12 و نیم کارم تموم شد و با حجمی زیادی از فشار جسمی و فشار روحی، کار رو تموم کردم. پاهام کاملا درد میکردن و حسی شبیه بغض گلوم رو گرفته بود! دلم تنگ شده بود! دلم تنگ شده بود برای خونه! برای اتاقم! برای غذاهای مادرم! برای گربه خوشگلم! برای سایت! حتی برای عزیز دلم! من حتی فرصت چک کردن پیامای گوشیم رو نداشتم چه برسه به اینکه به سایت سر بزنم. همش خودمو با دلایل مختلف توجیه میکردم! تا اینکه همون شب … همون شبی که در اوج خستگی جسمی و روحی بودم تصمیم گرفتم تایم کاریم رو نصف کنم! یعنی فقط شیفت صبح رو سر کار برم. با مدیر اونجا صحبت کردم و بهشون توضیح دادم. حتی گفتم حاضرم صبحا یک ساعت زودتر از همیشه بیام ولی یک شیفت سر کار باشم. ایشون هم موافقت کردن. اما همه اینا رو گفتم که بهتون بگم تمام این تضادها و مشکلات بیست روزه اخیرم، باعث چه چیزایی شد! الان دو روزه که یک شیفت سرکار میرم و بعد از ظهرا خونه هستم. وقتی تایم کاری صبحم تموم میشه، با شوق و ذوق لباسامو عوض میکنم. با شوق و ذوق آماده میشم. چون میدونم که دارمب ه سمت خونه میرم و قراره غذای مادرم رو بخورم. میدونم که میرم خونه تا روی تختم یه خواب کوتاه داشته باشم. میرم خونه تا در اتاقم مثل قبلن وارد سایت بشم و تجربه ای ناب اتصال رو داشته باشم! میرم که با عزیز دلم صحبت کنم و از قانون باهاش صحبت کنم. امروز دیگه از لحظا جسمی خسته نیستم و خداروشکر میکنم از این بابت. ایمروز دیگه سر وضعم آشفته نشد و خندان تر از همیشه چهره ام خوش میدرخشه! اخ که چقدر این خنده و سرزندگی به چهره ام میشینه! چقدر این حس خوب لذت از چیزای کوچیک بهم حال میده! چه حالی میده خونه باشم و بعد از خوابم، یه چایی خوشرنگ با طعم هل دم کنم و بیام سراغ سایت و آموزه ها ! چقدر خوبه که خونه هستم و از زمانم به بهترین نحو ممکن استفاده میکنم!

    اخه میدونین چیه؟! تا قبل از اینکه شرایط کاریم اینقدر سخت بشه، یعنی تا قبل از این بیست روز، واقعا قدر زمانم رو نمیدونستم و اصلا نمیفهمیدم که چه طوری بعد از ظهرام به شب میرسید× اما اما اما این تضاد باعث شد هم قد زمان آزادم رو بدونم و هم قدر خونه و زندگی! هم قدر آسود

    ی جسم و طراوت جسم رو بدونم و هم قدر راحتی! حتی ایده ای که در خصوص کارم به ذهنم رسیده بود رو میخوام این بعدازظهرا عملی کنم! ایده ای که نه تنها از لحاظ مالیباعث پیشرفت من میشه، بلکه آزادی زمانی بیشتری برام میاره! بلکه کلی رزومه برام محسوب میشه و کلی پیشرفته تر میشم! ایده ه ای که این همه مدت پشت گوش انداخته بودم اما این تضاد باعث شد هر چه سریع تر عملیش کنم! خدایا شکرت! خدایاش کرت!

    خوب میدونم تمام اینا، قطره ای از ارزش تضادهامو نشون میده و هرچه بگذره، به درک و آگاهی های بیشتری نسبت به اون تضاد ها میرسم.

    عاشق اون لحظه شدم که اولش گفتین “یادم باشه بعدا بهتون بیرون رو نشون بدم” اما بلافاصله گفتین که میخواین همین الان نشون بدین! چرا میگم عاشق این لحظه شدم؟! چون خوب میدونم چی باعث شد بلافاصله تصمیمتون عوض بشه که همین الان اون صحنه رو به ما نشون بدین.فقط “الهام” و صدای خداونده که میتونه تصمیم شما رو عوض کنه و شما این الهام رو دریافت و اجرا کردین!

    میدونی استاد …

    حتی قبل اینکه شما بخوای از نکات مثبت اون تظاهرات بگین، حتی قبل از اینکه بخوای چیزی در مورد اون تظاهرات بگین، به محض اینکه دوربین رو بر بروی تظاهر کننده ها زوم کردین، با خودم گفتم که حیرت انگیزه!

    همین که میبینم بر خلاف تظاهرات اینجا که سیل عظیمی آدم میریزن تو خیابونا و هر کدوم، داخل جمعیت خودشونو قایم میکنن، اینجا تعداد انگشت شماری آدم معترض اومدن بیرون و در اوج شجاعت، جسارت و اعتماد به نفس، وایسادن و حرفشونو میزنن! بر خلاف ما که لابلای جمعیت قایم میشیم و سعی میکنیم از همه جا مخفی بمونیم!

    این برای من خیلی قابل تحسین بود

    دوما توجهم جلب این شد که اکثرا خانم بودن! یعنی معترضا افراد قلدر یا غلط اندازی نبودن! چندتا خانم بودن که هماهنگ باهم در اوج شجاعت و جسارت حرف شونو میزنن!

    اینم برای من قابل تحسین بود.

    و مهم تر از همه …

    خیلی برای من تحسین بر انگیزه که شما حتی این صحنه به ظاهر نامناسب رو وارد فایل زنده لایو کردین و با دیدگاهی خاص به ماجرا نگاه کردین که غرق ارامش بیشتری شدین!

    دقیقا !

    میدونین استاد …

    من این طوری فکر میکنم که،

    چقدر قضیه رو گنده کرده این رسانه! تا جایی که خبرش بین اخبار ایران هم هست!

    یکی نیست بیاد بگه اون مامور پلیس از روی وظیفه شناسی جوری در برابر مقاومت اون متهم تلاش کرده که نتیجه این شده! یعنی اون متهم اول از همه به قدری با مامور مقاومت کرده که مامور مجبور شده هر فن و هر تکنیکی بلده به کار ببنده تا اونو مهار کنه! و به قدری مقاومت دو طرف زیاد بوده که نتیجه این شده!

    یگی نیست بگه چه ربطی به سیاه و سفید بودن داره! حتی اگه اون متهم سفید پوست بود و این جوری مقابله میکرد، بازهم اون مامورچنین فشاری اعمال میکرد!

    چرا ما دوست داریم از کاه کوه بسازیم؟! اتفاقا یکی از اقوام ما که اونجاست میگفت که به بچه ها از همون بچگی یاد میدن که به هیچ وجه از واژه “سیاه پوست” استفاده نکنن و هیچ تفاوتی بین رنگ پوست قائل نشن!

    به قول استاد، حقیقت زندگی در خارج از کشور رو در فیلمای جنایی و رسانه ها نمیشه دید بلکه حقیقت زندگی، بیشنر شبیه به فیلمای رماتیک و درام هست!

    اتفاقا همین چند روز پیش به طور اتفاقی (که خوب میدونم اتفاقی نیست) با یه فیلم کوتاه روبرو شدم که یه شخص سیاه پوست پلیسا رو بغل کرده بود و اتحاد و در صلح بودن بین اونا رو نشون داد!

    خدایا شکرت از این همه نشانه

    راستی استاد چقدر میبالم به محل زندگی شما !

    اتفاقا دیروز با عزیزدلم در این مورد صحبت میکردیم و گفتیم که محل زندگی استاد، نتیجه ی دقیقی از خواسته ها و باوراشه! مطمئنم استاد اصلا فکرشم نمیکرده که بخواد امریکا و در این شهر و ایالت زندگی کنه اما …

    اما خوب میدونسته چیو میخواد و خوب میدونسته چه جور جایی میخواد زندگی کنه ! همین باعث شده هدایت بشه به شهر و ایالتی که حتی مردمش، مردم خون گرم تر و مهربان تر و مثبت تری داره!

    درود بر شما و باوراتون

    چه چیزی جز عزت نفسی والا در وجود شما باعث میشه تا بتونین جلوی دوربین، جلوی این همه آدم به وضوح بیان کنین که از بچگی عاشق بودین که در طبیعت … ؟!

    واقعا من شیفته عزت نفسی شدم که بیان میکنه مهم نیست دیگران میخوان چا قضاوتی در مورد من بکنن و در مورد من چه فکری میکنن!

    مهم نیست دیگران چی میگن اما من میخوام به الهامم عمل کنم! الهامی که بهم گفت این مثال در طبیعت رو بزن و من، فارغ از اینکه دیگران چی میگن باید این مثال رو بزنم!

    و جالبه …

    الان میفهمم چرا بهتون الهام شد این مثال رو بزنین. چون بلافاصله بعدش گفتین که به میزانی که این ماجرا رو باور کنین، خوشبختی رو میتونین باور کنین!

    خدای من …

    این جمله شما منو حیرت زده کرد! مگه میشه باور نکرد! مگه میشه فرکانس شما رو باور نکرد؟! اون فرکانس نابی که تحویل جهان دادین و جهان، به صورت اون اتفاق خوب پلیس به شما تحویل داده! آره استاد عزیزم …

    همه ی اینا بیانگر قدرت فوق العاده ی خلاقیت شما در ارسال بهترین فرکانس هاست!

    چقدر کیف کردم از قوانین محشر فلوریدا و امریکا، حتی در رانندگی صحبت می کنین! ببین چه فرکانسی تحویل جهانتون دادین و چه خواسته هایی داشتین که به چنین مکان محشر و قانون مندی هدایت شدین! اخ که چقدر حالم خوب شد از این قانون قشنگ رانندگی در امریکا !

    من عاشق قوانینم! چون میدونم قانون یعنی نظم!

    قانون زندگی یعنی نظم در زندگی !

    قانون رانندگی یعنی نظم در رانندگی!

    قانون کار، یعنی نظم در کار !

    و هر جا قانون باشه، آرامش و نظم دنبالش میاد.

    چقدر خوشم اومد وقتی گقتین اگه بریم پایین و وضعیت معترضین رو بررسی کنیم، قطعا نتیجه ی مالی خوبی در زندگی ندارن!

    چقدر این حرف شما به دلم نشست تا یادم باشه تمرکز بر اتفاقات نامناسب، با هر نیت خیر خواهانه ای هم که باشه، نتایج زندگی رو تحت تاثیر قرار میده!

    چقدر خوشم که صراحتا گفتین نتیجه ی مالی خوبی در زندگی ندارن! تا یادم بمونه نتایج زندگی، یعنی نتایج در همه ابعاد حتی مالی! جالبه …

    هیچ کس فکرشم نمیکنه که چنین تمرکزی بر نازیبایی ها، میتونه حتی روابط عاطفی و نتایج مالی ما رو تحت تاثیر قرار بده!

    هیچ کس فکرشو نمیکنه یعنی، یک دهم از یک درصد مردم جهان ممکنه اینو باور کنن!

    چقدر عاشق این درصد و عدد و ارقامی شدم که بیان کردین!

    چقدر میبالم که دارم یادمیگیرم جزء اون درصد کوچیک از مردم جهان باشم!

    اره مردم جهان! تا قبلش فکر میکردم ممکنه مردم ایران چنین باورهای درب و داغونی داشته باشن اما هر چه میگذره دارم میبینم در تمام جهان، مردمی با باورهای محدود کننده فراوان وجود دارن که زندگی شون گواه بر این ماجراست! چون ما آدما نون باورهامون رو میخوریم!

    چقدر مشتاق دیدن اون قسمت از سریال هستم که اون اتفاق افتاده و شما با بهترین دید ممکن به ماجرا نگاه کردین و حالتون خوب شده!

    خیلی خوشم اومد که گفتین با نگاه کردن به مسائل با نگاهی زیباتر، نعمت های بیشتری وارد زندگیم میکنم.

    چون هر اتفاقی مثل تضاده ! اگه حلش کنیم و نگاهی زیبا بهش نگاه کنیم تا حالمون بهتر بشه، اون تضاد تبدیل به نعمت میشه اما اگه مثل همه مردم عادی جامعه بهش نگاه کنیم … .

    من عاشق اون شعار توحیدی معروف ایالت فلوریدا بر روی دیوار خونه شدم که نوشته : In God We Trust

    چقدر میبالم به این جمله که حتی روی اسکناس امریکا چاپ شده و به شعار ایالت فلوریدا معروفه!

    چقدر خوشحالم با دیدن اون چک داخل صندوق پستی شما …

    کی فکرشو میکنه داخل صندوق پستی پول باشه اخه !

    اینه که از جایی که فگرشم نکنی بهت میده.

    خدایاشکرت

    استاد عجب بحث جالبی شد در مورد اعتراضات و پیشرفت ها … .

    یه چیزی ما بین حرفاتون بهم گفته شد! تجربه نشون داده هر جا نسبت به هر موضوعی اعتراضی صورت گرفته، در خوشبینانه ترین حالت ممکن که تغییراتی صورت گرفته باشه … ، اون تغییر دائمی نبوده!

    اصلا مهم نیست اعتراض به موضوعی کوچیک یا بزرگ باشه …

    موضوعی شخصی یا جمعی باشه …

    بین دو نفر باشه یا بین یک جامعه باشه …

    در هر صورت اگه تغییراتی صورت گرفتا باشه، اون تغییرات موقتی بوده و بعد از مدتی دوباره روز از نو روزی از نو شده!

    انقلاب هایی که طی تاریخ صورت گرفته رو ببینید …

    حتی موضوعات شخصی خودتون با دیگران رو ببینید …

    تا یه مدت خوبه اما دوباره همه چی مثل روز اول، بلکه بدتر میشه!

    میخوام بگم تغییرات اگه با اعتراض و جنگ و دعوا صورت بگیره، طولی نمیکشه که دوباره همه چی مثل روز اول میشه! چون راهش این نیست! راه حل درست و اصولی تغییر این نیست!

    تغییر و پیشرف جهان همیشه در حال رخ دادنه … همونطور که اسمون بالای سرمون هر لحظه در حال تغییره! جهان هم هر لحظه در حال تغییره! پس چه بخوایم چه نخوایم، جهان در حال پیشرفته … این وسط وظیفه ما اینه که سوار بر قطار حرکت جهان باشیم و پا به پاش حرکت کنیم تا از قافله پیشرفت جا نمونیم!

    فقط کافیه قوانین رو بیشتر و بیشتر درک کنیم تا بتونیم حتی فکر خدا رو بخونیم!

    استاد دوستون دارم و افتخار میکنم به اینکه شنونده ندای قلب شما هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای:
      • -
        یزدان نظری گفته:
        مدت عضویت: 2673 روز

        سلام به آقا محمد مردانی عزیزم،

        یک لحظه خواستم بی‌تفاوت از پیامت عبور کنم اما حسم گفت: «مگه هر اتفاقی، اتفاقیه؟!»

        راست میگه! اومدم دیدم زیر کامنت لایو 16 من پاسخ گذاشتی. یادم نیومد که کدوم لایوه و چه صحبتایی بوده. همین باعث شد بیام و دوباره کامنت خودمو بخونم. چون میدونم قراره یه چیزی رو دریافت کنم…

        یه قسمتی از کامنتم توجهم رو جلب کرد. اونجا که گفته بودم:

        حتی ایده ای که در خصوص کارم به ذهنم رسیده بود رو میخوام این بعدازظهرا عملی کنم! ایده ای که نه تنها از لحاظ مالیباعث پیشرفت من میشه، بلکه آزادی زمانی بیشتری برام میاره! بلکه کلی رزومه برام محسوب میشه و کلی پیشرفته تر میشم! ایده ه ای که این همه مدت پشت گوش انداخته بودم اما این تضاد باعث شد هر چه سریع تر عملیش کنم! خدایا شکرت! خدایا شکرت

        میدونی آقا علی عزیز … میخوام بگم الان که دارم باهات صحبت می‌کنم، اون ایده رو عملی کردم و الان منتظر رخ دادن نتیجش هستم! خیلی به خودم میبالم که تونستم با ایمان، الهامم رو اجرایی کنم! خیلی به خودم افتخار می‌کنم!

        این تحسین خداونده برای من!

        متشکرم که برام پاسخ گذاشتی و هدایتم کردی که پیامم رو دریافت کنم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      زهرا خوشبخت گفته:
      مدت عضویت: 2031 روز

      سلام، من هنوزاین لایو رو ندیدم ولی کامنت شما اینقدر کامل و جامع بود، که قشنگ متوجه شدم چی گفتن استاد و چه درسی دراین لایو، اموختن به ما. خدایا شکرت😍😍😍امیدوارم همیشه تندرست و موفق باشید و خیلی خیلی متشکرم بابت این کامنتتون.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        نفیسه همتی گفته:
        مدت عضویت: 1897 روز

        سلام آقای نظری

        چقدر زیبا نوشتین

        در اواسط نوشتتون بغض اَمونم نداد و زدم زیر گریه

        گریه از سر شوق

        گریه برای این همه آگاهی

        گریه برای این همه توصیف و تفسیر قشنگ شما

        شما قطعا میتونین کتابهای زیبایی بنویسین چون نویسنده ای عالی هستین که در کلامتون آرامش جاریه و خواننده رو تحت تاثیر قرار میده

        خدا حفظتون کنه هم شمارو هم خانواده ی محترمتون رو و هم استاد عزیزمونو ❤

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2391 روز

    سلام خدای مهربونم

    سلام استاد نازنین و سلام دوستان همراه

    امشب نزدیکای ساعت ۱۲ بود میخواستم بخوابم که یه حس خاصی داشتم ، طوریکه به دلم افتاد بیام یه سری به سایت بزنم و بعد بخوابم، کاری که تقریبا هیچوقت انجام نمیدم توی این موقع شب ، که دیدم به به…. لایو جدید داریم و من گفتم خدایا شکرت ، چقدر جااب هدایتم کردی به سایت که بیام با لایو استاد عزیزم روزم رو به انتها برسونم

    خدا قوت، اومدید تمپا و آپارتمان طبقه ۲۸ با ویو فوق جذابش..

    من یکی از عکس هایی که توی قدم ۱ گذاشتید برامون رو گذاشتم بک گراند لپ تاپم و هر کسی میبینه کلی خوشش میاد و من توضیح خاصی نمیدم و فقط خودم هستم که رازش رو میدونم، ممنونم استاد هنرمندم، کلی لذت میبرم…

    استاد چقدر لذت میبرم که بدون قضاوت ، خیلی صحبت ها رو بیان میکنید مخصوصا توی لایو که افراد متفاوتی هستن و شما همه چیز میگید ، البته حقیقت رو بگم که من خیلی خیلی تلاش میکنم که نه تنها بعضی صحبت های شما بلکه دیگران رو هم قضاوت نکنم. قضاوت کردن بقیه جزو یکی از ویژگی های شخصیتی بوده که مدتها هست که دارم آگاهانه روش کار میکنم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر با اراده و خواست خودم، فایل های عالی شما و کمک خداوند تونستم تا حد خوبی پیش برم و بعضی مواقع توی یه سری شرایط که قضاوت نمیکنم یا قضاوتهای دیگران رو نمیخوام تایید کنم فقط یه لبخند میزنم و موضوع بحث رو عوض میکنم. البته به قول شما پاَشنه های آشیل رو باید همیشه روش کار کرد و منم سفت و سخت ادامه میدم. مثلا استاد این قضیه اون پلیس و سیاهپوست رو من چند روز پیش خیلی اتفاقی از یه جایی شنیدم و آگاهانه با کنترل ذهنم هیچ قضاوتی نکردم در حالیکه بقیه خیلی صحبت میکردن و من پیش خودم گفتم خب، این یه اتفاقه که افتاده و من علاقه ای بهش ندارم و نیازی نیست روش تمرکز کنم و دیگه رهاش کردم تا امشب که شما در موردش صحبت کردید…

    آره به خدا… نیازی نیست حتما چیزی رو که خوب نیست و به نظرمون غلطه و دوسش نداریم رو بهش توجه کنیم و هی اظهار نظر کنیم، قضاوت کنیم و حال خودمون رو برای چیزی که نمیدونیم دقیقا چی بوده و چطور شده، بد کنیم و تمرکز بر نا خواسته کنیم.. چندین بار گفتید که بابا اگه از یه چیزی خوشت نمیاد و نمیخوای بشنوی، نیازی نیست مخالفت کنی فقط بهش توجه نکن به همین سادگی و من دارم علنا میبینم که آره میشه، به خدا میشه ، فقط باید دلمون بخواد که اینجوری تغییر کنیم.. بله، ذهن چموش ،دلش غیبت میخواد، قضاوت میخواد، تایید میخواد، اظهار فضل میخواد و خیلی چیزای دیگه ولی بابا من شنونده، منی که دنبال تغییر شرایط و اوضاع زندگیم هستم باید درست عمل کنم چون فقط هی پشت سر هم فایل دانلود کردن و گوش دادن بدون عمل، یه کار بیهوده هست و فقط اتلاف وقت. به گفته شما:

    ایمانی که عمل نیاورد، حرف مفت هست

    اابته که اینو هم قبول دارم و هم برام بطور عملی ثابت شده که همه چیز تکامل میخواد ولی بلاخره باید هر پیشرفت و بهبودی از یه جایی شروع بشه دیگه…

    من دیروز یه ناخواسته برام پیش اومد که چند دقیقه خیلی حالم رو به هم ریخت ولی خدایا سپاس، چقدر زود خودمو جمع کردم و رفتم جلو آینه و گفتم ببین اگه بخوای مثل قبل عکس العمل نشون بدی، جواب و نتیجه ای عین قبل میگیری پس آگاهانه عمل کن، حالت رو خوب نگه دار و تو لایق همه خوبیها هستی و لبخند زدم… به خدا استاد اصلا به طور عالی و فوق العاده ای حالم تغییر کرد و دیگه اهمیتی به اون قضیه ندادم و واقعا توی حال خوبم موندم و روز خیلی خوبی برای خودم ساختم. خدایا ممنونم ممنونم

    همین پیشرفت های کوچک، نشون میدن من یه باورهای مثبتی ساختم و دیدن این پیشرفت ها، باورها و ایمان من رو قوی تر میکنن برای ادامه ، که چطوری بگم مدیونتم استادم، عزیزم، نازنینم که تجربه های عالی شما و آگاهی هاتون چه توی محصولات، چه توی فایل های رایگان و چه توی لایو ها ، بی نظیر هستن اگه من با ایمان اجراشون کنم..

    استاد چقدر خوب گفتید که خیلی خوشحالید که اون تضادها پیش اومد تا حالا سپاسگذارتر باشید.. چقدر باهاتون موافقم و منم مثل شما وقتی یه چیزی رو میبینم یا به خواسته ای میرسم که ازش خیلی دور بودم، قدرش رو بیشتر میدونم، سپاسگذاریم خالص تره و بیشتر انگیزه میگیرم..

    اون مبحث تناسخ رو هم که گفتید بهش اعتقاد ندارید که کلا حالم رو خوب کرد.. کلا امشب این لایو، مال من بود چون یه جورایی سوالای من جواب داده شد.. چندین بار یه سری مطالب در مورد تناسخ شنیده بودم که حقیقتا چیز خاصی دستگیرم نشده بود ولی الان ۱۰۰٪باهاتون موافقم که بابا، از این فرصتی که خدا بهم داده ببشترین استفاده رو ببرم، لذتم رو ببرم تا ببینم بعد از مرگم خدا برام چی رقم میزنه… فضولی زیادی موقوف… این قضیش مثل اون ایده هایی هست که فاصله فرکانسی زیادباهامون داره و باید بندازیمشون دور، یعنی همین یه قدم بعدیمون رو ببینیم کافیه….

    آخ که چقدر حالم خوبه…. الان ساعت ۱ و ۳۶ دقیقه بامداد هست و من میخواستم ۱۲ بخوابم و هنوز مشغول تایپم، به خدا حال میکنم با این همه حس خوب، با این همه درسی که توی این لایو بود.. استادم مثل همیشه عالی بودی و آموزه هاتون هم پر از درس و فقط یه فایل برای گذروندن زمان نبود ..

    خدا قوت، شب و روزتون بخیر و ایام به کام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 35 رای: