live | مرور چند کلید برای هماهنگی با قانون - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

388 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احمد فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1534 روز

    به نام الله هدایتگر

    سلام دوستان خوبم

    من باوردارم که تمام اتفاقات زندگی من به خاطرافکاروباورهاوفرکانس هایی هست که به جهان هستی ارسال میکنم الهی شکرت

    داشتم سوال هاوپاسخ های قدم اول رومیخوندم که کامنت یکی ازدوستان رودیدم که پاسخ کامنت فرددیگه ای روداده بوددرموردشغل موردعلاقه که گفت بریدلایو18روببیتیداستادتوضیح داده درموردشغل وبعدمنم گفتم بیام ببینم استادچی گفته واین فایل رواولین باره که میبینم ودرک میکنم

    این که بریددنبال کاری که عاشق اون هستیدکه وقتی صبح ازخواب بیدارمیشیدباذوق فراوان بلندشیدواحساس عالی داشته باشیدانجام اون کار

    واگه نمیدونیدبه چی علاقه داریداون کارهایی که یکم بهش علاقه داریدروبریدتودلش وازمون وخطاکنیدبعدبالرخوردباتضادهابهترمتوجه میشبدعلاقتون چیه وکم کم به شغلی که عاشق اون هستیدهدایت میشید

    مثلا یک شغل روچندروزامتحان کنیدبعدمتوجه میشیداینومیخواین یانه

    خیلی برام جالب بودکه استادگفتندکه ازترکیب علایقتون یک شغلی روانتخاب کنید

    واین که توهرشغلی پول هست مهم باورهامونه

    مثل این ورق بازی که به نظرخیلی هااصلاشغل نیست امااین ادم میلیاردهادلارثروت ساخته ازاین کاربااین که نابیناهست چون عاشقه کارشه وبهانه ای نداره که من چون نابیناهستم نمیتونم کاری انجام بدم پس هیچ بهانه ای پذیرفته نیست

    اگه بتونیم ذهنمون روکنترل کنیم وبه احساس خوب برسیم به ادم هاوشرایط وفرصت های بهترهدایت میشیم

    واقعاحرف جالی زدنداستادبرای مدیتیشن ومنوبه فکرفروبردکه همین کنترل ورودی هاورسیدن به احساس خوب وارامش یعتی مدیتیشن

    صحبت کردن باخداوارام شدن یعنی مدیتیشن

    وقتی به هیچ چیزفکرنمیکنی وروی تنفس خودت تمرکزمیکنی وارامی یعنی مدیتیشن

    وقتی توطبیعتی به درختان نگاه میکنی وحالت خوبه یعنی مدیتیشن

    وقتی مدارمون تغییرکنه به ادم هابهی بهتربه شغل بهتربه فرصت های پول سازوایده های بهترهدایت میشی

    وقتی داری درجامیزنی وتغییرنمیکنی

    بایدبهت بربخوره

    اگه تودل ترس هات نمیری واحساس ضعف داری بایدبهت بربخوره

    هدف لذت بردن اززندگی واحساس خوبه

    لاجرم ثروت میادتوزندگیت

    پس ادامه بده احساس خوب وکنترل ذهنتو

    همین کامنت خوندن وکامنت نوشتن کنترل ذهنه

    خداروشکرمیکنم که به شنیدن این فایل هدایت شدم

    شادوموفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مژده محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1694 روز

    سلام استاد

    خیلی برام عجیبه که اینجا توی این فایل گفتین فقط سبزیجات میخورین وآبلیمو وعسل ونه هیچ چیز دیگه وکاملا سالم هستین وحالتون خوبه وحالا توی سریال سفر به دور آمریکا فقط وفقط گوشت میخورین ونه هیچ چیز دیگه وحالتون هم خوبه وکاملا سالم هستین چطور ممکنه لطفا راهنمایی کنید متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    منیره صدیقی گفته:
    مدت عضویت: 405 روز

    سلام استاد گرامی و مریم جان!

    بازهم سپاس گزارم به خاطر این دوره .

    ما‌زمانی می تونیم ارتباط بین اتفاقاتی رو که در زندگیمون میفته بفهمیم که متوجه چیزی که در هر لحظه بیشتر به او توجه می کنیم باشیم استاد من سه روزی میشه که تصمیم گرفتم و شروع کردم که تمرکزم رو بذارم روی نکات مثبت خواهرام و استاد هی داره نکات مثبت شون زیاد شده میره و دارن کاراشونو در کار خونه بهتر انجام میدن بر خورد شون باهام بهتر شده ، اگر من این روند رو ادامه بدم هم ایمانم به قانون بیشتر میشه وهم اتفاقات بهتری روانه زندگیم میشه.

    چگونه می تونم با خدای خودم همکاری کنم ؟ همین که به الهامات گوش بدم و عملی شون کنم این میشه همکاری با خدا استاد وقتی شما مثال قاشق و بیل رو زدید که گفتید اگه خواسته باشیم با ذهن و عقل خودمون کاری انجام بدیم مثل این میمونه که با قاشق خاک زمینی رو برداریم و اگه به الهامات خدا عمل کنیم مثل این میمونه که با بیل خاک زمینی رو برداریم جالبه که دو سال پیش وقتی من تو یک موضوعی گیر کرده بودم و بحث سر این بود که باید ندیده به خدا اعتماد می کردم و اون قدم مهم رو بر میداشتم ، جالبه خیلی برام، خدا دقیقا همین مثال رو بهم الهام کرد و دقیق هم یادمه گفت اگه تو با سعی خودت پیش بری مثل این میمونه که با قاشق خاک زمین رو برداری و اگه به من اعتماد کنی من بیل وار خاک‌رو از زمین بر میدادم کدوم بهتره ، استاد اعتماد کردم و خیلی خیلی نتیجه عالی گرفتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    پروژه ذهن15

    1.تمرکز روی خوم میاد

    2.نیس اصلا:تایید شدن توسط دیگران، مسابقه با دیگران، مقایسه با دیگران، انتظار داشتن از دیگران

    3.ایمان به نیروی هدایتگر درونی م

    4.شراکت کردن با خداوند را به شما یاد می دهد تا این نیرو را به عنوان راهنما، به عنوان سرمایه اولیه، به عنوان عشق و هر نیاز دیگری که در مسیر رشد داری، انتخاب می کنی و روی هدایت های دائمی این نیرو درباره هر مسئله ی احتمالی در آینده، حساب کنی.

    5.خداوند به عنوان نیرویی که هم از خواسته ما آگاه است، هم از “چگونگی”، هم صاحب قدرت بی نهایت است و هم دارای بخشندگی بی حساب.

    6.تمرین هدایت در هر لحظه مون:

    از کارهای روتین و معمولی روزانه تا موضوعات اساسی که ظاهرا عقبه ای از دانش، تخصص و مهارت را نیاز دارد؛

    از انتخاب نوع غذای روزانه تا برنامه ریزی برای رشد کسب و کار؛

    از انتخاب مسیر رفتن به سر کار تا شیوه های بازاریابی و جذب مشتری و…

    7.نیرویی که منبع همه راهکارها ست، همواره به ما نزدیک است، همواره ما را می شوند و اجابت می کند

    $موارد بالا و در ادامه همه کد سارا جانمممم

    8.“پیروی از هدایت های الهی”- با اختلاف – بالاترین اولویت زندگی او می شود و به همین نسبت نیز، آسان می شود برای آسانی ها.

    9.وقتی مجری هدایتهای خداوند می شوی، روی شانه های خداوند می نشینی و از مسیر رشد و بهبود شخصیت خود لذت می بری. سپس این رضایت درونی، به شکل روابط عالی، شغل مناسب، درآمد کافی، کسب و کار پر رونق، ایده های کارآمد، سلامتی جسم و روان و … مرتبا در زندگی شما هویدا می شود تا هر بار شما را به رضایت درونی بیشتر برساند. همکای با خداوند یعنی پیروی از هدایت های الهی

    $هر لحظه مسیر زندگی برام لذت بخش تر و شادترِ

    10.کنتررل ذهن و توجه به چیزایی که احساس خووب میکنه هدایتم‌میکنه به شرایط و افراد عالی هر لحظه زندگی م و منو به خواسته های لذت بخشم نزدیک و نزدیک تر میکنه

    11.تفریحم عشقم و شوق دارم

    $من خلاقم و خلاق ترهستم توووش

    12.کد سلامتی : بیخیال ترم کد میزنم و لذت میبرم و ساده گرفتن لحظه های زیبام

    بدن من راه حل رو داره کافیه آروم باشم …

    13.نوسان در تمرین:

    مث خوردن غذای لذت بخش میدونم که با لذت میخورم

    شوق و انگیزه م و ایمانم،اهرم رنج و لذت

    14.مدیتیشن: وقتی در لحظه ام رهام و فکرمو آزاد گذاشتم

    مدیتشن ینی بتونی به چیزی فک نکنی ذهنتو آزاد بذاری رها باشی

    وقتی ارومی با خدا صحبت میکنی یا توجه به چیزی که قلبتو باز میکنه و حس خوبی میده داری مدیتیشن نیکنی

    تمرین شیوه های مدیتیش نممم

    15.چطور جسور باشم:

    میگم اگه شیر دختری انجامش بده$

    یه رقابت با خودم حالا که اینطور «ترس توهمیِ»انجام بده

    بت بربخوره اگه پیشرفت نکنی و در دلش نری!

    16.باور مناسب، الهام ایده و به اندازه هزاران قدم منو پیش میبره، نتیجه خیلی بزرگ ترِ

    مث لودر در برابر قاشق

    17. بت بربخوره ینی امتحانش کنی بت بربخوره مث مواد مث عدم عمل به سبک سلامت

    ١٨.به چن چیز علاقه دارى ؟ ببین چطور متونى تلفیق کنى

    مث من سایتم و تور و برنامه آشپزى و در ادامه ایده ها داره میاد

    ١٩.هدف لذت بردن از زندگیمه دارم هر بار و هر لحظه باورهامو خوب میکنم ثروت هاى فراوانم زیبایی بیشترم جوانى بیشترم سلامتی بیشترم و اطمینان قلبی بیشتر طبیعی در جریان برام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    معصومه سلمانی پور گفته:
    مدت عضویت: 1094 روز

    بنام الله مهربانم

    سلام استادای جان و دوستای گلم

    گام 15

    الان امدم که همینطورکه دارم فایل تصویری رو میبینم نت برداری هم بکنم و من ی سررسید مخصوص گامها برداشتم تا نت برداری کنم از فایلا و تو این سررسید از چندصفحه قبل در حد چند کلمه تا اخر سر رسید نوشته شده و اومدم اسم و گام ها رو نوشتم و دو سه کلمه از صحبت های استاد رو نوشتم و دیدم ای بابا ذهنم رو داره درگیر میکنه همین یکی دوکلمه و میرفت رو اعصابم ، اجازه ندادم به ذهنم که شرو کنه بستمش و گذاشتمش کنار و رفتم ی سررسید دیگه برداشتم و دقت کردم که خوب و مرتب باشه و بلطف الله مهربانم شرو کردم به نوشتن الان که تموم شد و کامنتها رو خوندم گفتم بیام بنویسمش که یادم باشه.

    علاقه

    از زمان ورودم و کار کردن و گوش دادن به فایلاتون خیلی خیلی دارم فکر میکنم چه کاری رو باید انجام بدم من تصویرگری و ماجراجویی سفر و گشت گذار رو خیلی دوست دارم و وقتی که گفتین که میشه ترکیب کرد دوتا علاقه رو خیلی احساس خوبی پیدا کردم انگار اروم گرفت قلبم، حالم بهتر شد باید برم بشینم و فکر کنم . سپاس استاد و سپاس از دوستانم که سوال پرسیدن و شما پاسخ دادین.

    کنترل ذهن

    ی مثال از خودم (دوس دارم از خودم مثال بزنم چون باعث میشه بیشتر رو کارام و رفتارام فکر کنم و همین میشه یک کنترل ذهن برام و هم ردپا که بعدن بخونم و تغییراتم رو متوجه بشم)

    دیشب که داشتیم میرفتیم مراسم دوستم با ی عزیزی رفتیم و ایشون ی جا کار داشتن و طول کشید و مغمولا من همیشه با خودم خوراکی برمیدارم که جایی کار پیش اومد پسرم بهانه گرفت بدم بخوره و سرشم گرم بشه (چون با پسرم بودم) و اینبار نبرده بودم و موقعیت خرید هم نداشتم .و شروع کردم با پسرم صحبت کردن در مورد خوشگلیا و مثبتها از اینکه چقد مغازه و فروشگاه این دورو بره چقد اجناس و محصولات قشنگ و با کیفیتیه ،نیگا چندتا مغازه با اجناس مثل هم هس ،چقدر مشتری و میره و …. تو همون حدود نیم ساعتی که تو ماشین بودیم کلی نعمت و فراووونی دیدیم باهم هم ذهن خودم و پسرم رو از ناخواسته و معطل شدنی که بود برداشتیم هم کلی نعمت دیدیم و روخواسته ها تمرکز کردیم و اینکه باید یبارم شده باهم بیایم اینجاهارو ببینیم و قیمت کنیم، لذت ببریم ،خرید کنیم ،کلا خیلی حال دادبهم و اینم فهمیدم که چقد تغییر کردم و اگه قبلم بود همش غر بود و غر و منفی و اینکه چرا نمیاد و اینا

    عاشق شدم رفت،عاشق این تغییرات کوچیک کوچیک

    و امروزم دفتر شکرگزاریم چندین صفحه بدون فکر و تعمل بود تند تند میومد و مینوشتم .

    خداروشکر خداروشکر خداروشکر

    بهترین بهترینها رو براتون ارزومندم

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    محمد رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1635 روز

    به نام پروردگار جهانیان

    سلامی گرم خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز

    این اولین کامنت من بعد از 1300 روز عضویت توی سایت فوق العاده استاده

    امروز بعد از شنیدن صحبت های استاد که مث همیشه فوق العاده و چراغ راهه ؛ یه سوالی برام بوجود اومد و یه حسی یه الهامی بهم گفت بیام و بپرسم شاید برای من یه سوال و برای خیلیا یه جواب باشه

    توی یه قسمتی از صحبت های استاد یکی از دوستان عزیز ازشون سوالی در مورد یه بازار مالی پرسیده بود و استاد گفتن اطلاعی ازش ندارم و باید تفکرت بره سمت چیزی که بهش علاقه داری نه پول و آخر هم گفتن که هیچکس از این بازار ها به ثروت نرسیده و این یه شک برای شخص من یا خیلیا مث من بوجود آورد که نکنه توی این 6 7 سال که توی این بازار بودیم و تمام این 1300 روز که توی سایت بودم و کل فایل های دانلودی رو با وسواس گوش دادم و کتاب های استاد رو خوندم و توی چند تا از دوره های استاد شرکت کردم و عمل کردم و نتیجه گرفتم چه از نظر مالی خونه ماشین شغل با درآمد بالا همراه آزادی زمانی و مکانی و همچنین روابط عاطفی و اجتماعی فوق العاده و مهم تر از همه پرداخت بدهی که بالای یک میلیارد بوده و کسب عزت نفس و….اینا همه از نتایجش بوده که اول ممنون پرودگاری هستم که راحت ترین و شیرین ترین راه یعنی آشنایی با استاد رو توی مسیر زندگی من قرار داد و همچنین از خودم که به قول استاد سوت زنان از اون جاده خوشگله با یه زنجیر که دور انگشتم میچرخوندم رد شدم ، یعنی این مسیری که من اومدم، توش باور ساختم و روی خواستم تمرکز کردم و صبر کردم برای تغییر فرکانسم و و قانون هم پاداشش رو با رسوندن من به هدفم بهم داد. آیا همش اشتباه بوده یا این بازار مالی جایه که کسی نمیتونه ازش ثروتمند بشه یا به قول مردم ازش پول دربیاره ؟

    در کل من میخواستم اینو بگم شاید غیر ممکن باشه یه فرد نابینا بتونه ورق بازی کنه ولی می‌بینید که تونسته یا یه فرد معلول بدون دست و بدون پا بتونه رکورد شنا المپیک رو بزنه و دیدید که میتونه و یا حتی یه شغلی که اصلا قبلا وجود نداشته بتونه موفق باشه و فروش داشته باشه

    توی این دنیا با این قوانین ثابتش هر چیزی امکان پذیره فقط کافیه قانونش رو بلد باشی

    شاعر میگه :

    بیستون هیچ،دماوند اگر سد بشود

    هدفم قسمت من بوده و باید بشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    علی اکبر اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته دوست داشتنی

    از خداوند مهربانم سپاسگذارم که من را هدایت کرده امروز هم فایل ها را با عشق علاقه گوش کردم. جواب سوال ام را گرفتم در باره مدیتیشن. من فهمیدم حال خوب یعنی مدیتیشن. با خدا حرف بزنی یعنی مدیتیشن.

    شغل نباشه عشق باشد لذت ببری پولش مهم نیست لذت بردنش مهم هست وقتی کار کنی وقت را نفهمی. خدایا شکرت خدایا سپاسگذارم دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 2905 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته گرامی و همینطور دوستان عزیز در پروژه خانه تکانی

    امروز گام پانزدهم من در پروژه خانه تکانی هست

    این فایل دوس دارم چون همون موقع ها دیدمش و یادمه گذاشتم روش بخاطر همین تقریبا یادم بود استاد در مورد چه چیزهایی صحبت کردند

    راستش مریم میخوام بدونی که اصلا هیچ اشکالی نداره که مقاومت داری نسبت به حرفها یا کامنتهایی که میخونی

    اشکال نداره که به استاد عباسمنش شک داری

    اشکال نداره گاهی میخوای از بقیه سوال بپرسی اما ته ذهنت میگی فقط نگید باید باورام درست کنم

    اشکالی نداره که دنبال یه چیز دیگه غیر از هستی

    همه این شک ها زمینه و فرصتی هست برای رسیدن و درک ایمان و اطمینان به نیروی قدرتمندی که قبلا بارها دیدی چیکار کرده برات در حالی که نمیدونستی چطور میشه

    یادت رفته عزیزم میدونم

    میدونم

    میدونی ما فراموشکار هستیم و این جزئی از ویژگی ما آدم‌هاست

    وقتی استاد عباسمنش بعد از اون بدهکاری هایی که براش به وجود اومد خواست دوباره شروع کنه متوجه باورهایی شد که با تغییرشون زندگیش عوض شد

    باور اینکه ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست

    اینکه من پیامبر نیستم که بخوام رایگان چیزی در اختیار بقیه بذارم

    اینکه من لایق ثروتم

    و هزاران باور دیگه به قول استاد عباسمنش سطلی ساختم که هم عمق زیاد هم طول قطر زیاد و سوراخ نیست و همینطور باران رحمت الهی میباره و من هرچی از اون بردارم کم نمیشه

    ما سطل های مختلفی داریم ولی استاد عباسمنش بهترینش رو خواست و خودش در مدار این سطل قرار داد تا تجربه لذت بخشی از ثروت داشته باشه، همین نوع ثروت که به ایشون آزادی های مختلفی داده..

    یادم اون سالی که این فایل گذاشتین من تعداد زیادی از سهام ها رو کشیدم بیرون اما شرایط زندگیم اینقدر سخت شد یعنی کنترل ذهن کردن برام غیر ممکن شد که مسیر زندگیم به افسردگی عجیبی رفت یعنی همون ترسهایی که برمی‌گشت به گذشته و با اینکه قبلا ازشون عبور کرده بودم و تجربه های جدیدی ساخته بودم اما خیلی سخت نتونستم ذهنم کنترل کنم

    اتفاق سختی که در سن کم برام اتفاق افتاده بود و زندگی رو ازم گرفت نمیخوام بیشتر از این درموردش صحبت کنم چون الان اینجام که تمرین کنم و به قدرت ذهنی بیشتر برسم

    خلاصه باقی سهام ها موند اما مسئله اصلی برداشتن تمرکزم از روی مسیری بود که از ذهن فقیر من میومد نه مولد

    بخاطر همین با اینکه دیگه خرید و فروش نکردم و کاری به کارش نداشتم و عملا چیز دست و پاگیری نبود برام اما ذهنیت فقیر رشد میکرد تا رسیدم به لایوی که گفتین باید ذهنیت مولد داشته باشید خودتون ثروت خلق کنین توی دوتا لایق یادم اینو گفتین همون اول به خودم گفتم باید یه حرکتی بزنم

    حرکتی قبلا در مورد صحبت کردم توی گام های قبلی اینکه سهام های پدر و مادرم کامل بفروشم چون اونا بیشتر از من در حال حاضر پول داشتن وقتی به مادرم گفتم خیلی خوشحال شد چون به شدت به پول نیاز داره برای اینکه گوشی جدید بخره

    نصف سهام هاشون فروختم و نصف دیگر مونده

    اما نکته اصلی سهام هایی بود که من به توصیه یک مشاور بورس در کارگزاری نگه داشته بودم

    ایشون میگفت که موقع خروج از سهام یک یا چند عدد نگه دارید که وقتی شرکت خواست مجمع برگزار کنه و افزایش سرمایه بده، شما یه سودی ببرین

    من چند روزه که دارم کاراش میکنم که از طریق سامانه آفلاین بفروشم بخاطر قوانین فرا بورس سهام های زیر 5 تومن باید آفلاین فروش برسه که خودش یکسری چالش ها برای من داشته و الان داره ولی من دارم سعی میکنم هر بار یه قدم بردارم و چالش هاش حل کنم

    دیشب داشتم به خودم میگفتم بذار برم ببینم این سود مجمع چقدر هست که تو توی این مدت روش امید بسته بودی رفتم دیدم پول یه بستنی هم نمیشه و واقعا خنده داره که بخوام منتظر باشم یک روززززی از روزها بشه که فلان شرکت تصمیم بگیره که مجمع برگزار کنه حالا ببینم افزایش سرمایه داشته باشه یا نه حالا داشته باشه چقدر میخواد بده و اصلا ارزشش نداره و یه چیز مزخرفه

    مگر از قبلی ها چقدر اومد به حسابم که الان…

    خلاصه اینکه عرضه اولیه سود مجمع همش حاشیه هایی هست که خیلیا هنوز درگیرشن

    خداروشکر هرچند من عرضه اولیه خیلی وقته قیدش زدم اونم بخاطر همون باور ارزشمندی

    خداروشکر به زودی از بورس ایران به طور کامل خداحافظی میکنم و میشینم خودم میسازم قدم به قدم.

    موضوع بعدی در مورد علاقه هست که خیلی تاکید داشتید بریم سراغ علاقمون

    تعریفش هم گفتید من اعتراف میکنم با این که بارها گفتم عاشق فوتسالم با اینکه بارها وقتی بهش فکر میکنم چیکار میتونم انجام بدم تنها چیزی که به ذهنم میرسه فوتسال و هیچچچ عشقی و هیچ چیزی پیدا نمیکنم که بگم من اونو بیشتر از فوتسال و فوتبال دوست داشته باشم ولی یه عالمه شک و تردید ها دارم نسبت بهش که بخشیش برمیگرده به نبود احساس لیاقت که توی این مدت در برخورد با اتفاقات تجربش کردم

    اما موضوع مهم تر اینکه چطور علاقم پیدا کنم یا از چندتا علاقه ای دارم کدوم انتخاب کنم

    یا چطور شغلم انتخاب کنم یا تغییر بدم

    به نظر من این سوال خیلیی برمیگرده به اینکه به نقش عزت نفس در درونمون پی برده باشیم

    شخصیتی که وابستگی زیادی به نظر ادمها داره

    شخصیتی که وابستگی زیادی به توجه آدمها داره به شکلی که احساس و زمانش مختل میکنه این شخصیت نمیتونه از زندگیش لذت ببره چون نمیدونه که اصلا چی حال اون خوب میکنه و چکاری برای اون مناسبه

    منظورم از کار صرفا شغل نیست منظورم همین اقدامات و عمل های به ظاهر کوچیکی هست که برای حل مسائل و چالش هامون برمی‌داریم

    یا انتخاب های روزانمون

    در نهایت شخصیتی که گرفتار این طناب هاست که به دورش پیچیده شده چطور درنهایت میتونه تشخیص بده چی براش خوبه یا چه علاقه ای باید شروع کنه

    یادمه یه تایمی کوتاهی رفتم فوتبال با به به و چه چه ها خیلی ام از لحاظ ذهنی تحت فشار بودم وقتی از تمرین میگشتم بشدت بدن درد داشتم و توقع داشتم که دوستانم متوجه حالم بشن اما هیچوقت هیچکدوم نفهمید که من دارم چه شرایطی تجربه میکنم همیشه ام به خودم میگفتم اونا منو تنها گذاشتن و رفتن همونا که به به و چه چه میکردن کو؟ کجا؟

    عزت نفس کلید حرفهای استاد توی این فایل هست

    از خدای مهربان میخوام که هدایتم کنه

    قدم هام بهتر و کامل تر بشه

    راه بهتر بهم نشون بده

    با ایمان

    مریم درویشی

    140/7/24

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سعید گنجی گفته:
    مدت عضویت: 1862 روز

    به نام خدا

    سلام ایتاد عزیز و خانم شایسته و همه بچه ها

    استاد چندتا فایل از شما توی فایل های رایگان نگاه کردم و فایل هایی توی روانشناسی ثروت که بهم نشانه رو میداد که برم دنبال کاری که عاشقش هستم ، همیشه ذهنم با باورهاش اجازه نمی‌داد برم سمت چیزی که علاقه دارم چون یک کار وقت تلف کردن میدونست و باعث می‌شد همیشه سمت کاری برم که بتونم درآمد داشته باشم . من کارم فروشگاه داشتن هست ولی علاقم به نقاشی هست . ولی به هرحال من اواخر خرداد تصمیم گرفتم برم سمت کار علاقم . استاد نتایجی گرفتم و لذتی که داشتم خیلی بالاست ، درسته هنوز اون درآمدی که میخوام نشده ولی خیلی احساسم خوب شده خیلی ذوق روزهامو میگذرونم و شادم و خلاق شدم . هنوز کار فروشگاهمو دارم ولی کم کم توی فروشگاه کار علاقمو انجام میدم تا اینکه از فروشگاه خارج بشم و تمرکز کامل کنم روی علاقم .

    روی باورهام کار میکنم و میخوام از کار علاقم به ثروت هم برسم .

    اینکه استاد میگفتین خیلی از بیماری ها بخاطر احساس بد هست و استرس و اضطراب و نگرانی باعث میشه آدم بیمار بشه کاملا درسته ، من خودم شخصا قبلا که آگاهی خیلی کمی داشتم همیشه صبحا و شبها استرس داشتم ، استرس مشتری چک بدهی و… خداروشکر خیلی کم شده این حس . ولی اینو میدونم اگه انسان سمت علاقش بره هم احساسش خوبه هم بخاطر کاری که دوست نداره عذاب نمی‌کشه و این احساس بد از بین بره دیگه مسیر شادی و خوشبختی هموار میشه . برای من که نشانه هاش اومده انشالله با اتفاقات خوب بازم براتون بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته مهربانم و همه دوستان همکلاسی های عزیز

    امروز چند بار لین فایر ر گوش گردم و یاداشت برداری کردم..هم زمان هن فایل جدید استاد گذاشتند

    خدایا سپاسگزارم ک این فایل ها را دیدم ..خدایا کمک کن تا بل آگاهی ها عمل کنم

    هر چند جلوتر میریم بیشتر دلم میخواد 12 قدم رو قدم سومش رو بخرم…

    انشاالله به زودی میخرم

    آگاهی های این فایل..

    کنترل ذهن

    حرکت کردن تو مسیر علایق

    شغل=عشق=احساس خوب=خلاقیت=نتیجه

    اگر تو مسیر درست باشی و عاشق کار باشی نتیجه میاد..

    باید نتیجه رو رها کرد..باید لذت برد از کار خودبه خود اتفاق میوفته این قانون

    در مورد محیط های منفی ..یا افراد منفی با این دیدگاه ک بگردیم نکات مثبت پیدا کنیم و یک درصد حالمون خوب کنیم

    در مورد قانون جذب

    یک مسیر هست ک باید کنترل ذهن داشت و احساس خوب ..همیشه هم باید انجام داد

    دلیل اصلی بیماری ها

    استرس.‌نگرانی ….اضطراب دلیل اصلی بیماری

    بدن هوشمنده میتونه خودش خودش رو ترمیم گنه.. خودش راه حل رو داره

    انگیزه برای انجام تمرین

    پیدا کردن پاشنه آشیل خودم

    آیا ایمان داری ک جواب میده یا هنوز میگی نه به این سادگی مگه میشه؟؟

    باید مشتاق تغییر باشی و ایمان داشته باشیم ک تمرینات هستن ک کار انجام میدن

    هر کاری علاقه دارید باید رفت سراغش

    من ک دو تا شغل علاقه دارم باید با هم ترکیب کنم و ازش ثروت بسازم…

    برای تقویت جسارت باید خودمون رو تو چالش بندازیم و با خودمون رقابت کنیم

    تقسیم کار با خدا

    اگر باورهای داشته باشیم ایده های بهمون گفته میشه اون کار صد مله ما رو جلوتر میبره

    وقتی ایده رو اجرا میکنی نتیجه غیر قابل باور و میگی چه جوریییی شد

    حرف آخر هدف از زندگی پول نیست هدف لذت بردن از همه نعمت های تو زندگیست

    استاد عزیزم خانم شایسته عزیز سپاسگزارم

    در پناه خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادت مند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: