سریال زندگی در بهشت | قسمت 211 - صفحه 10

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

138 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ارزو طلائی گفته:
    مدت عضویت: 1502 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانم شایسته نازنین

    نوش جونتون از قیافه اش پیدا بود ،خیلی خوشمزه است، احسنت به شما که هدایت شدید به محیط زیبا با مردمان نازنین و غذاهای خوشمزه

    واقعا ذوق کردم چون کلی اطلاعات از دستگاه های کار نجاری گرفتم . برام لذت بخش بود که استادعاشقانه باچوب کار میکرد،کاری که از بچگی دوستش داشت ،در زمان مناسب هدایت شدن به انجامش آن هم در بهترین شکل ممکن .

    صحبتهای انگیزه بخش استاد بیشتر بهم باور داد که منم به تک تک آرزوهام میرسم ،وقتی زندگی را مرور میکنم میبینم منم به خیلی از خواسته هام رسیدم .

    من عاشق سفر دور دنیا هستم ایمان دارم روزی برسه که با افتخار بگم منم دور دنیا را سفر کردم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    وحید عباسپور گفته:
    مدت عضویت: 1221 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم

    من تا الان در فایلهای دانلودی کامنت ننوشتم .

    الان تو کارگاهم ، نشسته بودم پشت سیستم و کارم تموم شد . یک لحظه گفتم برم توی سایت یه فایل زیبا ببینم که هدایت شدم به این فایل زیبا و عالی .

    من وحید هستم .

    شغلی که دارم نجاری هست .در یکی از شهرستان های اصفهان . خدارو شکر در شغل خودم مهارت خوبی دارم نمیگم که کامل هستم . اما در شهر خودم عالی هستم و هنوز جا برای یادگیری دارم .

    اصلا دلیل اینکه چرا امدم کامنت بنویسم (( خیلی هم برای خودم جالب بود ))

    زمانی که شما شروع کردید به برشکاری چوب با اره فلکه یه لحظه گفتم خدای من استاد خیلی باید مراقب باشه در حال سادگی کار یا ایمن بودن دستگاه ها ولی باید دقت زیادی داشته باشید .

    همون موقع یادم افتاد به حرف استادکار خودم اقا مرتضی ( البته من در سن 13 سالگی از سال 77 تا سال 82 به طور نیمه وقت شاگردی نجاری را شروع کردم و از سال 82 تا 89 به طور مداوم در این شغل شاگردی کردم و در این چند سال سه استاد کار عوض کردم و اخرین استاد کارم اقا مرتضی چه انسان عالی ، که من به مدت سه سال و نیم پیشش شاگردی کردم ) که به من میگفت تو چرا دنبال اتفاقات بد هستی . چرا دنبال احتمالات میگردی . چرا همیشه قسمت بد رو داری نگاه میکنی . حواسدو جمع کن قرار هم نیست اتفاقی بیفته . اینو هم بگم من هیچ وقت در اون زمان نمیفهمیدم چی میگه .دقیقا این حرف توی ذهنم امد بالا و گفتم یا خدا ، حدودا 15 سال پیش استاد مرتضی چی میگفته و من نمیفهمیدم .

    اینو بگم که من از زمانی که با استاد عباس منش اشنا شدم خیلی بهتر شدم و هنوز جا داره که هر روز روی خودم کار کنم و از دیروزم بهتر بشم . البته نتایجی که گرفتم عالی بوده و باید هر روزم بهتر بشه .

    استاد عباس منش کارگاه خیلی زیبای داری . ابزارالات که داری خیلی عالی هستند .

    نمیدونم اینجا جاش هست که بگم یا نه

    از زمانی که با استاد عباس منش شروع کردم به کار کردن روی خودم و تغییر باورهای که نمیدونستم اصلا به اینها میکن باور خیلی زندگیم تغییر کرده

    از کارگاه اجاره 100 متری رسیدم به یه کارگاه زیبا به متراژ 525 متر مربع

    از بیکاری یا کار کم رسیدم به جای که الان دست کم برای 4 ماه دیگه میرسم کار دست بگیرم

    از بی شاگردی الان رسیدم به 4 نیروی عالییییییی که خداوند برام فرستاده

    از تجهیز نبودن کارگاه الان رسیدم به بهترین ابزارلات به رزو که این متراژ کارگاه برام کمه

    و خیلی چیزهای دیگه ………

    از خدای خودم تشکر میکنم که به این مسیر هدایت شدم

    از استاد عباس منش تشکر میکنم به خاطر زمان و انرژی که میزاره برای انسانهای که می خواهند خودشون تغییر بدند .

    استاد عباس منش عزیز و مریم خانم عزیز امیدوارم که هر کجا که هستید حال دلتون خوب باشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: