سریال زندگی در بهشت | قسمت 51 - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    332MB
    22 دقیقه
  • فایل تصویری سریال زندگی در بهشت | قسمت 51
    98MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

209 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد سینا یوسفی فر گفته:
    مدت عضویت: 1877 روز

    استاد واقعا عالیه و واقعا ممنونم که و خانوم شایسته برای ما ارزش قایل میشن و فیلمبرداری میکنن بسیار زیبا و لذت بخش هست و اگر تا قسمت هزار هم اماده شه من همشو با دقت میبینم و خیلی نگرش هام عوض شده

    شاد و سربلند و ثروتمند پرانرژی باشید و امیدوارم جریان های اتفاقات خوب که به سمتتون میان بیشتر شن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    به نام خدای مهربان سلام به خانم شایسته عزیز و استاد جان و دوستان فوق العاده خداروشکر میکنم بابت دیدن این قسمت زیبا و فراوانی ها تحسین بابت ثروت استاد که این ملک،زیبا رو داره و در کنارش کلی دوستای عالی که میان اونجا حال میکنن خداروشکر تحسین بابت زیبایی بی نظیر پردایس و تحسین بابت فراوانی آب درختا وزیبایی آفتاب که میدرخشه خدایاشکرت که بادیدن این قسمت کلی لذت می‌بریم چقد خوبه این مهمونی دادن واقعا تحسین میکنم من به خاطر همین اصلا دوست نداشتم مهمونی بدم به خاطرش واقعا خسته میشدم ولی با این حال خیلی سخت نمی‌گرفت نسبت به اطرافیان الان به لطف این مسیر زیبا دیگه کسی خونمون نمیاد و من شاید تو یکسال یک یا دوباره مهمون اونم مامانو بابام البته ما الان چهار ماه تو دوره سلامتی هستیم دیگه اصلا اینم،شد بهونه همه نمیان ما هم نمیریم خیلی کم ولی منم دارم به خودم عادت میدم همین شکلی مهمونی بدم اگه مهمون امد واقعا مهمونی لذت بخشه واقعا تحسین میکنم آنقدر که خودشونن خدایاشکرت چقدر ما با اونا فرق داریم از نظر لباس پوشیدنم کلی لباس بیرونی و خونگی داریم اصلا دوست ندارم خیلی سبک لباس پوشیدنشون رو هم دوست دارم ما کلی انرژی واسه مهمونی میزاریم چی بپوشیم خخخ تحسین بابت امکاناتی که با خودشون آوردن فراوانی ثروت نعمت خدایاشکرت تحسین بابت سرگرم بودنشون از لحظه به لحظه استفاده می‌کنند وکنار هم واقعا لذت می‌برند تحسین بابت با صلح بودنشون خدایاشکرت هر چی بگم کمه خدایا کمکم کن تا من هم به این جایگاه استاد و خانم شایسته عزیز برسم و کنارم با آدمای که با خودشون در صلح هستن باشم تحسین میکنم خانم شایسته و استاد عزیز رو بابت کنترل ذهنشون الهی همیشه بهتر و بهتر باشید دوستتون دارم الگوهای فوق العاده عالی من و دوستان عزیز در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا وآخرت باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 810 روز

    به نام خالق مهربانم.

    سلام به اهالی بهشت.

    خدارو شکر امروز بهشتمون پراز شور وشادی هست .

    استاد چه نکته های نابی رو برامون گفتید .

    چقدر دلم می خواد مدارم آنقدر بالا بیاد وآنقدر درک کنم قانون وجهان رو که به این سبک شما زندگی کنم البته هنوز برام سخته وقتی مهمون می یاد آنقدر انرژی می زارم که چیزی از مهمونی نمی فهمم.

    جه نکته جالبی اصل بر لذت بردنه یعنی اگه ما وقتی مهمون می خواد بیاد بگیم می خوام نهایت لذت رو ببرم پس دیگه خودمون رو درگیر حاشیه نمی کنیم وکاری رو انجام می دیم که لذت ببریم.

    واینکه گفتید اعتماد به نفس وعزت نفستون رو بالا ببرید ویه سبک زندگی برای خودتون داشته باشید که از نظر خودتون نه بقیه کاملا درست ومنطقی باشه واجراش کنید با اعتماد به نفس ونظر بقیه رو توی سبک شخصی دخیل ندونید برای خودتون زندگی کنید.

    استاد گیرش توی همین اعتماد به نفس هست من چون نتونستم اینجا اعتماد به نفس داشته باشم اگه مهمون بیاد نمی تونم سبکم رو بگم براش یا دوباره وسط کار حس می کنم بی احترامی می شه ودوباره می رم سراغ همون روشهای خودمون واقعا باید خیلی کار کرد روی خودمون تا پیرو فرهنگ وجامعه وروشهای غلط نباشیم برای خودمون زندگی کنیم.

    والبته اینکه شما می گید با کار کردن روی باورها کم کم جهان شما رو به سوی کسانی هدایت می کنه که مثل شما فکر می کنند و دور می شید از افرادی که پیرو روشهای غلط هستند.

    استاد تحسین می کنم شما و سبک شخصی عالیتون رو وتحسین می کنم این دوستان ومهمونهاتون رو.

    چقدر خوب بود دیدم هر کس هر چی دوست داشت می خورد هر کس خودش غذاش رو اماده می کرد وکسانی که دوست داشتند سر میز حاضر شده بودند واصراری نبود که همه بیان حالا ما وقتی سفره می کشیم انگار پادگانه همه بچه ها وافراد باید همون موقع بیان سر سفره واگه گرسنه هم نیستند باید غذا بخورن بعد اینا فقط سه تا از بچه ها بودند با پدر ومادرها بقیه مشغول کار خودشون شاید باورتون نشه ولی تو خانواده های ما سر این موضوع گاهی دعوا می شه با بچه ها وهمه عصبانی می شن انگار قانون همه سر سفره وحی منزله و کسی نباید تخطی کنه.

    خیلی دوست دارم این آزاد گزاشتن بچه ها رو و احترام گذاشتن به نظراتشون رو ویاد می گیرم در رابطه با پسرم اجرا کنم .

    این دو بار که مهمون براتون اومده وبچه دارن خیلی چیزها یاد گرفتم که فکر می کنم هیچ روانشناسی نمی تونست بهم یاد بده هیچ مشاور مدرسه ای.

    چقدر کیف کردم از این وسایل وتجهیزاتشون اینا اگه به یه جنگل هم برن برای تفریح که امکاناتی نباشه با این وسایل به راحت ترین شکل ممکن تفریح می کنن.

    متشکرم استاد ومریم جان.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    اميرحسين کبیری مقدم گفته:
    مدت عضویت: 793 روز

    من عشق را آموخته بودم اما به چه چیز عشق ورزیدن را نه به دنیا عشق ورزیدم به مال و منال عشق ورزیدم به مدرسه عشق ورزیدم به دانشگاه عشق ورزیدم همه این‌ها بعد از مدت کمی جای خود را به عشق حقیقی و اصیل داد یعنی عشق به تو فهمیدم عشق به تو پایدار است دیگر عشق‌ها عشق‌های دروغین است.

    پس به عشق تو دل بستم.

    بعد از چندی که به تو عشق ورزیدم به یکباره به خودم آمدم و دیدم که من کوچکتر از آنم که عاشق تو شوم و تو بزرگ تر از آنی که معشوق من قرار بگیری فهمیدم در این مدت که فکر می‌کردم عاشق تو هستم اشتباه می‌کردم این مدت تو بودی که عاشق من بودی و مرا به سوی خود می‌کشاندی اگر من عاشق تو بودم باید یکسره به دنبال تو می‌آمدم ولیکن وقتی توجه می‌کنم می‌بینم که گاهی اوقات در دام شیطان افتادم ولی باز به راه مستقیم آمده ام، حال می‌فهمم این تو بودی که عاشق بندت بودی و هرگاه او صید شیطان می‌شد تو دام شیطان را پاره کردی

    هر شب به انتظار او می‌نشستی تا بلکه یک شب او را ببینی

    حالا می‌فهمم که تو عاشق صادق بنده ات هستی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1786 روز

    بنام خداوند یکتا

    سلام به استاد و مریم عزیز و ‌دوستان هم فرکانسی

    تو این فایل استاد اشاره می‌کنه اگر یک ایده یا مسیر قبول کردی ولی متفاوت از نگاه دیگران ، راهت ادامه بده

    مثل امروز صبح که من اومدم شمال خونه پدر شوهرم ساعت حدود 5/15بیدار شدم و رفتم پیاده روی ، اگر زهرای قبل بودم صدای نجوا ذهن باعث میشد منصرف بشم اما اینبار متفاوت تر عمل کردم و صدای نجوای ذهن خاموش کردم ، چقدر منظره‌ای زیبا چقدر فراوانی اکسیژن،ویلا،درخت،سرسبزیو…

    به قول استاد مهمونیعارو سخت میگیریم البته من وقتی مهمون دارم واقعا لذت میبرم از اینکه غذای خوشمزه درست کنم و…

    یه نکته که در مورد فامیلای شوهرم صدق می‌کنه اینه وقتی دعوت میشن جایی خودجوش ظرفعارو میشورن خشک میکنن می‌زارن سرجاشون و خلاصه نمیزارن میزبان خیلی اذیت بشه

    خلاصه اینکه باید به سبک خودمون زندگی کنیم

    در مورد این فایل یه سوالی که برام پیش اومد این بود چرا استاد اجازه ندادید سگ وارد خونتون بشه خیلی خوشحال میشم دلیل این کار بدونم …

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1786 روز

    بنام خداوند یکتا

    سلام به استاد و مریم عزیز و ‌دوستان هم فرکانسی

    تو این فایل استاد اشاره می‌کنه اگر یک ایده یا مسیر قبول کردی ولی متفاوت از نگاه دیگران ، راهت ادامه بده

    مثل امروز صبح که من اومدم شمال خونه پدر شوهرم ساعت حدود 5/15بیدار شدم و رفتم پیاده روی ، اگر زهرای قبل بودم صدای نجوا ذهن باعث میشد منصرف بشم اما اینبار متفاوت تر عمل کردم و صدای نجوای ذهن خاموش کردم ، چقدر منظره‌ای زیبا چقدر فراوانی اکسیژن،ویلا،درخت،سرسبزیو…

    به قول استاد مهمونیعارو سخت میگیریم البته من وقتی مهمون دارم واقعا لذت میبرم از اینکه غذای خوشمزه درست کنم و…

    یه نکته که در مورد فامیلای شوهرم صدق می‌کنه اینه وقتی دعوت میشن جایی خودجوش ظرفعارو میشورن خشک میکنن می‌زارن سرجاشون و خلاصه نمیزارن میزبان خیلی اذیت بشه

    خلاصه اینکه باید به سبک خودمون زندگی کنیم

    در مورد این فایل یه سوالی که برام پیش اومد این بود چرا استاد اجازه ندادید سگ وارد خونتون بشه خیلی خوشحال میشم دلیل این کار بدونم،در صورتی که وقتی استاد تو آب میخواد و راضی که سگ بپره تو آب

    چون در مورد سگ یه ترمزهای دارم حتی تو لمس کردنشون …

    شاد و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    سجاد گفته:
    مدت عضویت: 1535 روز

    درود استاد عباس منش عزیز و دوست داشتنی

    چقدر خوبه این جملات شما استاد که میگین اگه اولویت لذت بردن باشه همه چیز ساده تر میشه

    چقدر خوبه که بعد از عزت نفس طوری که میخواهیم زندگی کنیم

    برام خیلی چیزا جالب بود

    بازی دختر با عروسک ، غذا درست کردن خود مهمونا که این اصلا یکجورایی تو بعضی خانواده ها بی حرمتی به مهمون حساب میشه خخخخخخخ

    چه جالب انگار همه چیز سرجای خودشه فقط لذت کنار هم بودن اضافه میشه

    خیلی خوبه که ادم هم مهمون داشته باشه هم به کارش برسه بخصوص وقتی شکرگذاری میاد وسط که خداروشکر RVهست.

    بازی کردن، خوردن فست فود یا خوردن غذایی که خودت دوست داری با تنقلات، صحبت و دورهمی بدون هیچ محدودیتی

    استفاده درست از تمام امکانات موجود

    یعنی احساس کردم اصلا مالک این امکانات خود خداست فقط شما و مهموناتون وظیفه دارید استفاده کنید و لذت ببرید

    حال وسایل آشپزخانه باشه یا دریاچه و طبیعت بکر

    24 ساغت پخت غذا با اتش اونم با دستگاهی که خودشون آوردن

    احساسم گفت مهمونا گفتن بریم کمپ کنیم و خوش بگذرونیم با حسین و زهرا

    چقدر لذت بخش ارامشی که بین بچه های خانواده هست

    چه خوبه هرکسی خودش با هرپوشش و تفریحی که دوست داره

    چقدر جالب که میاری میپزی میخورید میشورید لذتشم میبرید

    نه خودت که مهمونی اذیت میشی نه میزبان

    چقدر برام لذت بخش بود لحظه ای که استاد در مورد حیوان خانگی حرف میزد

    اجازه گرفتن گفتیم اوکیه ولی میخواستن بیارن داخل گفتیم نه و قبول کردن

    همین تتمماااممم دعوا و بدشون بیان و ناراحت شدن جایی نیست

    براونی،دریاچه،درختان،شنای خوب و جذاب بچه ها،از قایق آبتنی دوباره قایق رفتن بچه ها،غذا درست کردن مهمونا،تنیس بازی کردن استاد،وجود امکانات و کمپر و ماشین های خوب و ککلللیییی چیزهای قشنگ باعث شد یادم بیاد

    ما باید برا خوردمون زندگی کنیم نه برا دیگران

    خخخخخیییلللیییی لذت بردم کلی حال کردم و خداروشکر الگویی هستید استاد که ببینیم باورسازی کنیم و مطمئنم میرسم و تجربه میکنم بخصوص در کنار شما باشم بصورت فیزیکی

    و متشکرم استاد بابت خبر خوشی که دادین اینکه وقتی باورهامون درست کنیم و بشیم اونی که میخوایم آدمای مثل خودمون جذب میکنیم چچقققدددرررر لذت بخشه قوانین این دنیا خدایا شکرت

    حال دلتون شادشاد خانواده دوست داشتنی عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 934 روز

    چقدر صحبتهاتون زیبا بود

    امروز دقیقا مساله ای که داشتم همین بود که چرا درگیر یک سری مسایل میشم بخاطر بقیه پس لذت بردن خودم چی و داشتم دنبال جواب میگشتم که الان خیلی زیبا شما پاسخ دادین

    اینکه این خانواده انقدر عالب لذت میبرن کاری به کار شما ندارن غذاهای خودشون میخورن تفریحات مختلف و شما هم غذای خودتون و تفریح و کارتون پیش میبرید خیلی زیبا بود

    تصمیم گرفتم این شیوه را شروع کنم و کمتر درگیر بقیه بشم کاریکه برای خودم لذت بخش انجام بدم بخاطر بقیه خودمو اذیت نکنم

    ممنون استاد

    واقعا لذت میبرم از دیدن این سریال و این نکات

    تازه انگار شیوه زندگی دذست و لذت بردن دارم متوجه میشم

    چقدر عالب بچه ها مشغول تفنگ بازی هستن بزرگسالان مشغول اشپزی در طبیعت

    چه وسایل کاملی هم دارن چقدر پیشرفته

    صبحانه هایب که استفاده میکردن حکم ناهار ما را داشت و چقدر متفاوت

    و زیبا تر اینکه همزمان یک تعداد صبحانه میخوردن بقیه مشغول بازی و…

    و هر کس در هر زمان کار دلخواهشو انجام میده

    چقدر این بخشش زیباست

    صبحانه ها هم متفاوت و اصلا کسی در مورد صبحانه خوردن هم نظر نمیده که مثلا بگن این صبحانه بخوریم یا چرا اول صبح چیپس میخوری و…

    عاشق این راحتی شدم یعنی انقدر فارق از تمام قوانین ساخته شده خانواده و انقدر ما خودمون با قوانین محدود کردیم ساعت خاصی صبحانه، ناهار و شام

    و بعد هم تفریحات مشترک و احترام به نظر یکدیگر که اگه موافق نبودن کنسل، صاحب خونه حکم خدمتکار داره و تهش از خستگی فقط دوس داره مهمانها برن و بچه ها هزاران بار دعوا میشن نکن نرو نریز

    و چقدر چقدر این موارد برای ما زیاده و هر چی این خانواده ها را میبینم چقدر برای من عجیبن

    خدایا ممنون که داری اگاهم میکنی شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 914 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    این فایل هدایت امروز من بود

    بذارید نکته هایی که بادیدن این فایل از ذهنم عبور میکردن رو بیان کنم:

    یک: داشتم به این فکر میکردم که این همه بچه اونجاهست و استاد چقد بهشون توجه میکرد و هربار دوربین روشون میگرفت و شکرگزاری میکرد

    خودم رو بجاش گذاشتم اگر من بچه داشتم به ازای هربار خوشحالی بچه ها احتمالا هربار افسوس میخوردم ای کاش فرزندمنم اینجابودای کاش اونم کیف میکرد اینجا ای کاش ای کاش ای کاش

    همونطور که الان این شکلیم مثلا یه جایی خیلییی بهم خوش بگذره و ببینم همه خوشحالن و مثلا بامامانشون هستن میگم ای کاش مامان منم بود

    ینی یجوری خوشحالی خودم رو وابسته به مامانم یا…کردم

    و این باعث میشه مثلا مامانم وقتی چالشی تو زندگیش باشه به هرعلت من هم به ازای هربار دیدن ناراخت بودنش حالم به هم بریزه

    این موضوع و موضوع حرف مردم از بزرگترین مشکلاتی هستن که به لطف خدا باید حل بشن

    و چقد تحسین میکنم که استاد چقدددر راحت میدید بچه ها رو و‌خوشحال میگفت خداروشکر

    چقد رهایی خوبه چقد وابسته نبودن خوبه تحسینشون میکنم به شددددت

    نکته بعد بحث اسون کرفتن زندگی بود

    اکر هدف رو لذت قرار بدیم شرایط عوض میشه

    و واقعا این حرف چقدر درسته

    گاهی فکر میکنم فاطمه فکر کن به فلان ثروت یه فلان درامد به فلان رابطه و ….رسیدی اصن هرکسی که به بالاترین جایگاه رسیده ،بنظرت انتهایی براش هست؟همیشه بیشترش وجود داره اکر یه قاره مال تو باشه میگی خب چرا دوقاره نداشته باشم؟اگر‌ثروتمندترین ادم جهان باشی میگی باید چیکارکنم ثروتمندترین بمونم؟!اگر‌ ده تا ماشین داشته باشی میگی چرا20تانباشن؟!

    میدونی،گاهی فکر میکنم اکر قرار بر لذت بردن باشه که همین الانشم میشه برد و جلو رفت باعشق به هرجا که باید

    اما اگر قراربرلذت نبردن و گیردادن باشه همیشه باید ارامش رو از خودت بگیری چون بهترازتو هم هست،خیلی رویاها دارم خیلی زیاد،یجوری دغدغه مندشون شدم که انگارباید برسه اون روز تاخوشحال شم و بعد به خودم میگم خب برسه بعد دنبال یه چیز دیگه ای!کسی که یادنکرفته خوشحالی رو‌هربار دنبال چیزدیگست به دنبال بیشترشه….پس یادبگیر الان هرچی هستی هرکی هستی خوشحال باشی

    یه داستان خوندم فکر میکنم براساس واقعیت بود

    نوشتع بود که

    رتبه7کنکور رو‌اوردم و وقتی سرسفرع مامانم به بابام گفت،بابام گفت من نمیدونم پدرمادراون6نفر چیکاربراش کردن که ما برااین بچه نکردیم….

    بخوای سیستم نارضایتی رو بری جلو ،همیشه موضوع هست برات….پس احتمالا باید اسون بگیری نه؟!

    اینکه طرف چندسالشه و چیکارکرده؟یا ازمن چه انتظاری دارن یا…؟

    خدای من فکر کردن که وای مردم چی‌میگن ادم رو روانی میکنه روااانی

    ینی اگر یبار بشینم و به این موضوع فکر کنم انگارفلج میشم دیگه هیچ کاری ازدستم برنمیاد

    کاش لذت بردن رو یادمیگرفتیم

    کاش الان یادبگیریم

    ساده بودن همه چیزو

    خوشحال بودن تحت هرشرایطی رو

    خدای من یکی ازاطرافیانمون چندسال اخیر خیلی رشدعالی داشته و کیفیت زندگیش واقعاااااعالی شده

    باهاش یه صحبت داشتم

    صحبتاش عالی بودن

    میدونی ادم این شکلی که به این درجه رسیده باشه زیاد ندیدم دوربرم بیشتر مثل استاد تو فضای مجازی دیدم

    اینکه چقد رشد کرده و خوشحاله و غالب موارد که میبینیش سرحاله مثبته حسش خوبه و خیلی کم پیش میاد ناراخت

    میگفت مشکلات مثل معمان من نمیتونم مشکل داشته باشم وقتی پیش میاد مثل معما حل میکنم

    به ذهنم رسید ازش بپرسم به مرگ بچش مثلافکرکرده؟میدونی داشتم به این فکر میکردم یکی که انقد راضیه خوشحاله شکرگزاره به ثروت رسیده چی از پا درش میاره؟

    چون خیلی اهل خانوادست

    و دیدم خدای من

    خدای من

    خدای من

    چقد رهاست

    درعین حال که انقد عااااااشق خانوادشه انقددددمیخوادشون

    میگه من به این نتیجه رسیدم که بدون هیچکس هم میتونم زندگیمو ادامه بدم(میدونم خدایی نکرده پیش بیاد هم مطمئنن غمگین میشه مدتی)ولی همین که تو به این درجه رسیدی که اینو بگی

    یک دنیااااا حرف توشه.این ینی اینکه هیچ کس و‌هیچ چیز نمیتونه تورو ازپادربیاره

    وقتی این همه ایمانت قوی باشه

    ازخدابهترینهارو بخوای

    و بعد هم به پذیرش برسی

    چی بزرگتر ازاین؟!

    خب این ادم زندگی‌رو برده

    مگه زندگی همین نیست؟

    دیگه انگارلذتهات اضطراب خاصی ندارن

    میدونی درواقع توکل رو زندگی‌میکنه و چقد برام شیرین یود

    جایگاه این ادم پیش من هزاربرابربالاتررفت با این صحبتش

    گفت اسان گیربرخود کارها کز روی طبع سخت میگیرد جهان برمردمان سخت کوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 875 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    میخواستم در مورد کامنت بسیار جالب و زیبای آقای امیر صحبت کنم

    واقعا چقدر این حرف ها درست است و به چه نکاتی عالی اشاره کرده است

    درست است انگار بخش بزرگی از مسیر موفقیت ما و رسیدن ما به اهداف و خواسته های من وابسته است به اینکه آیا ما توانایی کنترل ذهن خودمون رو داریم یا نه خیلی راحت در برابر نجواها و حرف های ذهن مون که به ما احساس کمبود و نگرانی میده تسلیم میشیم و کم میاریم

    من فک می کنم علت بزرگ خیلی از نرسیدن های ما یا قدم برنداشتن های ما برای هدف هامون یا به سمت خواسته هامون همین بوده که در برلبر نجواهای ذهن مون تسلیم شدیم و کم آوردیم انگار وا دادیم جلوش

    و چقدر خوبه که ما بتونیم به جایی برسیم انقد روی خودمون کار کنیم انقدر باور های درست و قدرتمند کننده توی ذهن مون بسازیم و درست کنیم که هرلحظه این نجواها کمتر بشن و صدای ذهن مون رو کمتر بشنویم و اجازه ندیم بهمون مسلط بشه

    چقدر خوبه که به اینجا برسیم که توکل و ایمان مون انقدر قوی بشه که با اطمینان و آرامش قلبی قدم برداریم برای رسیدن به خواسته هامون حرکت کنیم و اجازه ندیم این زنجیره های ذهن دست و پای ما رو ببندن

    متاسفانه من خودم باورها و مطابقا نجواهای بسیاری در زمینه های مالی و روابط دارم و تمام تلاشم این است که با استفاده از فایل های استاد مطالب و کامنت های شما دوستان عزیزم در سایت روی خودم کار کنم چون به این موضوع زسیدم که هر باور محدود کننده که کمرنگ بشه یا از بین بره انگار هزاران در باز میشه و من رو هزاران قدم به جلو میبره پس امیدوارم بتونم این راه رو به صورت مستمر ادامه بدم و کار کنم روی خودم و باور های درست و قدرتمند کننده برلی خودم بسازم و با هدایت خداوند مهربان بتونم موفق باشم و خواسته ها و اهدافم به راحتی وارد زندگی ام بشه

    ممنونم و سپاسگزارم از خداوندم که من را به چنین مسیری عالی هدایت ام کرد

    و ممنون و سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: