به رسم سپاسگزاری از یک دوست خوب - صفحه 27


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری به رسم سپاسگزاری از یک دوست خوب
    694MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی به رسم سپاسگزاری از یک دوست خوب
    44MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

504 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    قهرمان گفته:
    مدت عضویت: 720 روز

    سلام بر استاد جانان و بانو شایسته عزیز

    شکرگزاری کلمه ای که معجزه می‌کنه

    ورود من به مسیر آگاهی از طریق کتاب معجزه شکرگزاری بود و بس

    شکر گزاری بودن از تنها منبع نور خیر و برکت فراوانی ثروت و……

    که همواره باید سرلوحه کارها ودر عمل باشه

    شکر گزاری کردن از دستان خداوند که قطعن فرستاده او هستند تا مارا مملو از عشق از محبت کنند

    برای اینکه کارها رو برای ما راحتتر کنند

    برای اینکه سختی نکشیم

    محبت را نثار ما کنند

    عشق را نثار ما کنند

    زیباییها را یادآور ماباشند

    میبایست از این دستان خداوند شکرگزار بود هم کلاما و قلبا هم عملا ودر عمل و رفتار .

    از زیبایی‌های طبیعت شکرگزار بود

    از چه پرندگان شکرگزار بود

    همه و همه برای ایننند که لذت ببریم شاد باشیم

    خدایا شکرت از اینهمه زیبایی

    از اینهمه لطف و محبت

    استاد عزیز سپاس بیکران از شما و الطاف شما .

    همیشه شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    طیبه مزرعه لی گفته:
    مدت عضویت: 750 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 11 فروردین رو با عشق مینویسم

    شکرگزاری

    چقدر حس درونی رو خوب میکنه

    من امروز در این روز عید فطر که با عشق چشمامو به جهان هستی باز کردم ، روز بهشتی و فراتر از بهشتیم رو با خدای ماچ ماچی جذابم آغاز کردم

    تمرین ستاره قطبیم که تیک تک تکشون از قبل زده شده و هر روز که تیک هارو میبینم بی نهایت احساسم فوق العاده میشه که مثلا یه روز دیگه قراره سعی کنم تسلیم خدا باشم و دوست داشته باشم خودم رو و با نگاه کردن به آدم ها ،خدا رو به یادم بیارم و توجهم به ریز ترین اتفاقات و هدایت ها باشه و خیلی نوشته های دیگه که تکرار میکردم با احساسی فوق العاده

    وقتی تا ظهر تمرین رنگ روغنم رو به بارم کار کردم

    یه جریانی شد که چون دیدم میتونم انجام بدم و برای مادرم شروع کردم چند تا گل سر بافتنی ببافم که لازمش بود

    بعد از ظهر که شد طراحی های نقاشی دیواری مدرسه محله مونو چیدمان کردم تا به دوستم بفرستم تا درستش کنه و امروز که محله مون دوشنبه بازار داشت ،مادرم رفت خرید کنه و وقتی برگشت ،خواهر و خواهرزاده ام اومدن و براشون شیرینی و میوه گذاشتم

    یهویی دیدم مادرم داره تو آشپزخونه کباب درست میکنه و خوشحال شدم و حاضر شدم تا برم و نون بخرم

    وقتی رفتم یهویی دلم خواست برم تو بلوار محله مون دور بزنم و به مادرم زنگ زدم و خواستم که کباب رو خواهرم بیاره و باهم تو بلوار محله مون که یه جورایی مثل پیاده راه و پارک هست ، بخوریم

    وقتی من نون خریدم رفتم و سمت دیوارای پایگاهی که روز 12 اسفند خدا هدایتم کرد تا بهم کار نقاشی دیواری بده ، نشستم و شروع کردم به سپاسگزاری

    من از 12 اسفند تا الان 11 فروردین که فردا یک ماه میشه

    هرموقع رفتم بیرون ،تا جایی که تونستم رفتم و از کنار اون دیوار رد شدم و به یادم آوردم که آرزو داشتم اون دیوارو رنگ کنم و یک سال بود به صورت جدی هی پرس و جو میکردم که کار نقاشی دیواری انجام بدم

    و خدا در اون رور بهشتی 12 اسفند به من کار نقاشی داد

    و من الان یک ماهه که هروقت گلایی که نقاشی کشیدم و طرح گل سفید و گل نرگس بودن رو میبینم گریم میگیره و سپاسگزاری میکنم

    و این آهنگ رو گذاشتم و تکرار کردم آهنگ رو

    آرامه قلبم به نگات

    راضیه قلبم به رضات

    دلم میخواد که غرق بشم

    تو عطر تو حال و هوات

    که واسه ی من تو بسی

    عشق بدون هوسی

    میخوای که من دریا بشم

    نمی تونه سد بشه کسی

    یا الله یا الله یا الله یا الله

    و هی به نقاشیایی که کار کرده بودم نگاه میکردم و سپاسگزاری میکردم وگریم میگرفت از اینکه خدا بی نهایت لطف داشت و انقدر براش ارزشمند بودم که اعتماد کرد و کار نقاشی دیواری رو سریع بهم عطا کرد

    و طبق باورهای من بهم پاسخ داد

    خدایا شکرت

    من نیم ساعتی نشستم تا خواهرم و خواهرزاده ام بیان ،به قدری اون نیم ساعت رو حالم خوب بود و عمیقا حس سبکی قلبم رو که سپاسگزاری میکردم رو حس میکردم

    خیلی حس خوبی داشتم

    گفتم خدا من دوباره میخوام کار کنم و میدونم که نقاش ها در تعطیلات عیدشون هستن و وقتی بیان کار شروع میشه و دو روز قبل حس کردم که کمی تقلا دارم در اینکه پس کی میرم و از این حرفا

    به خدا گفتم هرچی خیر باشه و تو برای من بخوای ،من به خیرت محتاجم

    و با حال خوب سپاسگزاری میکردم و خواهرم وقتی اومدن کباب رو با نون خوردیم و لذت بردیم و خیلی خیلی خوشمزه بود

    و وقتی خواستیم برگردیم رفتیم تا از سمتی رد بشیم که ماشین kmc همیشه پارک میشد ، وقتی دیدم ماشین اونجا نیست با خودم گفتم ببین درحال تلاش هست و خدا بهش روزی میرسونه

    توهم یاد بگیر که تلاش کنی و پیشرفت کنی در مهارت نقاشی

    وقتی تا دم در خونه خواهرم رفتم و برگشتم خونه فقط میخندیدم و با خدا حرف میزدم تو خیابون خیلی حس خوبی داشتم و از خدا بی نهایت سپاسگزارم

    بارها حرف استاد یادم میومد که میگفتن ، وقتی آرامش دارین و احساستون عالیه ،داره رخ میده

    و فقط باید از لحظه حال لذت ببریم

    خدایا شکرت امروز کلی با خدای ماچ ماچیم صحبت کردم و میخواسم که درمورد نوشتن کتاب کمکم کنه

    برای تک تکتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و نعمت از خدا میخوام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سعیده فاضلی گفته:
    مدت عضویت: 670 روز

    به نام خداوند جان وخرد خداوندمقتدرم که سپاسگزار او هستم برای تمام لحظه هایی که به من یاد آوری می‌کند در هر شرایطی به نعمتهای بینهایتش توجه کنم وسپاسگزار برکت ‌و بخشش او باشم،قلبم را به جریان برکت‌های او می سپارم و از او میخواهم که نشانه های بزرگش را در این مسیر زیبا به من همواره نشان دهد خدای من که سپاس ‌و حمد بیکران از زمین وآسمان را شایسته است .

    سلاممممم استاد نازنینم ،سلام بانوی زیبایم شایسته جان وسلام به دوستان آگاهم دوستان بینظیرم

    سپاسگزارم استاد جان که این همه آگاهی های خودتان را با ما به اشتراک میگذارید واز ما حرکت میخواهید وعمل

    امروز یعنی دیروز قبل از عصر من رفتم حمام ‌کلی سپاسگزاری کردم وکلی هم از آب زیبا خواستم که انرژی خوبش را با من تقسیم کند ووو بعد یک سر به سایت زدم وقسمت سوم جریان توت فرنگی 19$را دیدم وشنیدم میخواستم آنجا کامنت بنویسم البته برای قسمت اول ولی نمی‌دانم چطور شد که دستم خورد به این قسمت از سایت و وقتی کلمهٔ سپاسگزاری را دیدم چقدر انرژی من بیشتر شد وچقدر خوشحال شدم به این صفحه هدایت شدم و یاد شکر نعمت نعمتت افزون کند افتادم

    حقیقتش من خیلی دفترهای سپاسگزاری دارم وخیلی دوستشون دارم من جزئیات زندگیم را چندین سال است که بخاطرش سپاسگزاری می‌کنم از ابتدای صبح تا انتهای شب سعی می‌کنم سپاسگزاری کنم .غیر از دفتر سپاسگزاری من هر سال در پایان سال وشروع سال جدید چه میلادی چه شمسی برای تمام اتفاقات خوب زندگیم برای پروسه هایی که مطمئنم خدا دستش در جریان مسئله بوده است وکمکم کرده حتی جاهایی که فکرش را نمیکردم حمایتم کرده وپشتوانهٔ توکلم را در این ارتباط میدیدم و حس میکردم وبخاطرش از خدواندمهربانم تشکر میکردم وقتی سگی به من حمله کرد ولی نزدیک من نشد وقتی مادرم شش ساعت روی صورتش افتاده بود ‌نتوانست خودش را بلند کند وغذا روی اجاق بود وقتی بدون رفتن به دکتر تلاش کردم حالم را خوب کنم وقتی در شرایط بسیار بد حتی یک بار به سمت هیچ ماده ای نرفتم به سمت هیچ قرص آرام بخشی از خدا سپاسگزاری کردم من حتی زمان کودکیم را روی کاغذ می آوردم و بخاطر تک تک لحظات قشنگی که یادم می آمد سپاسگزاری کردم وهنوز این سپاسگزاری ها را دارم و تا ابد میخواهم به همین شکل سپاسگزار باشم وقتی کسی به من محبتی می‌کند دوست دارم با عشق از او سپاسگزاری کنم وقتی خدا به بی نهایت دستانش امورم را سر ‌و سامان می‌دهد فوراً از او سپاسگزاری می‌کنم زمانی که صاحب کارم برایم حقوق واریز می‌کند برایم می فرستتد به شادی ودل خوش خرج کنید وکنارش گلی قرار می‌دهد من نیز به او میگویم سپاسگزارم شاد وثروتمند باشید و همیشه سعی می‌کنم با هر واریزی وانتقالی خداوند را سپاسگزاری کنم بخاطر تمام پولهایی که در تمام دوران زندگیم به من داده است من از هوای پاک وابرهای زیبا وتپل لذت میبرم ‌سپاسگزاری می‌کنم من از هوای بهاری وشکوفه های نارنج وترنج ‌و توت های خوشمزه سپاسگزاری می‌کنم خیلی دوست دارم آن حس خوبی که دیگران با کمکشان یا هدیه هایی یا به یاد بودن یا تبریک گفتن به من می بخشند من نیز از عشق خود نثار کنم با حتی یک موقعیتی که شاید اصلاً او فراموش کرده باشد که روزی خدمتی به من رسانده در نتیجه سپاسگزاری های مکرر من برای هدیه گرفتن یا آب پر کردن یا سرویس رفت ‌و برگشتم نعمتها بزرگ‌تر می شد مثلاً از کسانی هدیه میگرفتم که ارتباط عمیقی با آنها نداشتم یا نمیشناختم در مسیری کسی پیدا می‌شد که کرایه من را حساب کند یا راننده از من کرایه نمیگرفت مثلاً بارها بشکهٔ آب را پر کنار در خانه ام میدیدم بی آنکه درخواستی از صاحب خانه ام داشته باشم مثلاً صاحب کارم شب یلدا به من کادو میداد من همیشه اجازه می‌گیرم و میگویم اجازه هست شما را بغل کنم و روز دختر ،هدیهٔ تولد یا برایم کیک یا پیتزا نگه میداشت ومیگفت این سهم شماست اتفاقاً امسال خیلی دوست داشت به شهرشان بروجرد بروم و حتی برای عروسی برادر زاده اش مرا دعوت کردآنهم بارها و حتی مادرشان مرا را دعوت کردند و برادرشان گفتند که خانه در اختیار من است ‌ هیچ مشکلی نیست ،کسانی که انتظاری از آنها نداشتم برایم جشن تولد گرفتند ودوسال است که خودم برای خودم کیک تولد نمیخرم بخاطر سپاسگزاری هایم حساب‌هایم خالی از پول نمی‌شود اگر بخواهد به ته برسد من زمان‌هایی را به خودم یاد آوری میکردم که چقدر پولهای شگفت انگیز به حساب من واریز می شد ومن چقدر مسئله با آن حل میکردم ‌حتی پس انداز هم میکردم و میدیدم بلا فاصله حسابم دوباره شارژ می شد من از سرمای زمستانی و سِر شدن نوک دماغم ‌و انگشتانم لذت میبرم واز چای داغ وحش خوبی که در تنهایی خودم تجربه می‌کنم سپاسگزاری می‌کنم بعضی از سپاسگزاری هایم نشانه هایی از خواسته هایم برایم می فرستند و خیلی نزدیک آنها را میبینم آنقدر برای در اختیار بودن سرویس تمیز و عالی سپاسگزاری کردم که سرویس من سان تافه خریداری کرد ‌بعد یک مینی باس اتوماتیک خریداری کرد و چقدر من موقع رفتن به سر کار لذت میبردم وچقدر در دلم تحسین کردم و خدا را سپاس گفتم واز طلوع خورشید ‌صدای گنجشکان لذت میبردم یکی از نعمتهایی که در پایان سال نصیبم شد ورود مجدد به سایت وخریداری محصول هم جهت با جریان خداوند بود که اشک من را در آورد

    خداوند را عاشقانه سپاسگزارم که هدایتم کرد به راه کسانی که به آنها نعمت داده ونعمت را افزون می‌دهد

    شاد وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: