راهکارهایی برای شناسایی و رفع ترمز ذهنیِ مخرب با نام «احساس عدم لیاقت»‌ - صفحه 3

دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگی

جواب‌های «عقل‌کل»دسته بندی: پاسخ به مسائل زندگیراهکارهایی برای شناسایی و رفع ترمز ذهنیِ مخرب با نام «احساس عدم لیاقت»‌
5

یکی از ملموس ترین جاهایی که «باور احساس عدم لیاقت» خود را نشان می‌دهد، رفتاری است که نسبت به پرداخت بهای خواسته‌هایمان داریم.
از ملموس‌ترین لحظاتی که می‌توانیم «باور احساس عدم لیاقت» و «باور به کمبود» را در خود شناسایی نماییم‌، لحظاتی است که به شدت بر سر بهای کالای مورد علاقه‌مان چانه می‌زنیم یا بدتر از همه، با اینکه توان تهیه‌اش را داریم، اما به دنبال راهی برای نپرداختن قیمت واقعی آن و تخفیف گرفتن هستیم. یعنی همیشه داشتن خواسته‌هامان را موکول به زمانی می‌کنیم که‌ یک جنس تخفیف بخورد.
در یک کلام، پرداختن بهای خواسته‌هامان برای ما کاری بسیار سخت است.

به خاطر این کد مخرب در ذهن، وقتی بابت کالا یا تجربه ای پول می پردازیم که دوست داریم، گویی جان از بدنمان خارج می‌شود و به شدت احساس بدی پیدا می‌کنیم و این بدترین فرکانس درباره «کمبود ثروت» است که‌ یک آدم به عنوان خالقی که با فرکانس‌هایش‌، تجربه‌هایش را خلق می‌کند‌، می‌تواند ارسال کند. فرکانسی که از یک طرف ما را وارد مدار کمبودهای بیشتر می‌کند و همزمان از نعمت‌های بیشتری دور می‌کند.
اگر خوب خودمان را بشناسیم و ریشه ی رفتارها و واکنش هایمان را بدانیم، می فهمیم که موضوع‌ تخفیف گرفتن نیست بلکه پای چند ترمز جدی در میان است که خودشان را به شکل تلاش برای به دست آوردن خواسته هایمان با تخفیف، نشان می‌دهند.
به همین دلیل  دوست دارم یک نکته اساسی را اول از همه به خودم و سپس به همه افرادی که این متن را می‌خوانند و به دنبال موفقیت‌های مالی پایدار هستند‌، یادآور شوم و ترمزی را به آن‌ها نشان دهم که شناختن و رفع کردنش‌، از هر تخفیفی که بخواهی بدست بیاوری، سودمندتر است و می تواند عاملی باشد برای ورود ثروت‌های بسیار به زندگی ات.
در واقع این جنس از رفتار که برنامه ریزی می کنیم تا تجربه خواسته هایمان را به زمانی موکول کنیم که یک جنس تخفیف می خورد یا به طور کلی به دنبال داشتن خواسته هایمان به صورت رایگان، تخفیف و… هستیم یعنی پرداخت بهای خواسته‌هایمان برایمان سخت است، این رفتار خبر از دو باور بسیار مخربی می دهد که سرمنشأ تمام کمبودها و نداشتن هایی است که در زندگی خود تجربه می کنیم.

سردسته ی این دو باور‌، «باور به کمبود» است.
باور به کمبود نعمت، ثروت، عشق، موفقیت و هر چیزی است که‌ ما آن را ارزشمند می‌دانیم.
سپس در ادامه کار به همین جا ختم نمی‌شود و این باور مثل یک دستگاه مولد، شروع به تولید هزاران باور محدود کننده‌ی دیگر نیز می‌نماید که در تمام تار و پود وجودمان ریشه می‌دواند و ما را وارد مداری می‌کند که از مدار ثروت فرسنگ‌ها فاصله می‌گیریم.
به همین دلیل‌، حتی تجسم کردن ثروتمند بودن هم برایمان سخت می‌شود.
قانون این است که‌ مدار تخفیف خواستن‌، با مدار خواستنِ ثروت‌، از هم جدا هستند. نمی‌توانی هم به دنبال تخفیف باشی و هم باور فراوانی را بسازی.
نمی‌توان به فراوانی باور داشت اما مرتب به دنبال تخفیف نیز بود. این دو مسیر‌، خلاف جهت هم هستند به همین دلیل تو مرتبا در این مسیر در حال رفت و برگشت هستی.
دومین باور محدود کننده در این باره‌، «باور احساس عدم لیاقتِ داشتن ثروت» است. به این معنا که‌، درباره تجربه‌ی نعمت‌های بیشتر‌، احساس لیاقت نداری. خصوصاً هرچه آن نعمت‌ها تجملی‌تر باشند‌، به خاطر احساس عدم لیاقت‌، راضی کردن خودت برای تجربه‌ی آن نعمت‌ها سخت‌تر خواهد بود‌، حتی اگر مشکلی در پرداخت بهای آن نداشته باشی.
در واقع این باور‌‌، یعنی احساس عدم لیاقت‌، زاییده‌ی باور به کمبود است. یعنی باور به این‌که‌ پول درآوردن‌، کار سختی است. حتی اگر آدمهایی را ببینی که به راحتی در حال پول ساختن هستند‌، به خودت خواهی گفت‌:
خوب‌، من آنقدرها خلاق نیستم که از عهده‌ی این کار بر بیایم(که خودش نشانه‌ای محکم از عدم لیاقت و باور نداشتن توانایی‌هایت است). در نتیجه تنها راه‌کار برایت این خواهد بود که :
مراقب باشی در خرج پول‌، از هرگونه اسراف پرهیز نمایی و با این نگاه‌، آنقدر خودت را در مدار کمبود ثروت پش می‌بری که‌، ترجیح می‌دهی فقط برای نیازهای فوق ضروری هزینه نمایی. سپس آنقدر درباره نیازهایت دچار سوء تفاهم می‌شوی که نیازهای ضروری را نیازهایی تعیین می‌کنی که به زنده‌ماندن وابسته است و هرگونه تجاربی که مربوط به روح و روانت است و اصلاً برای تجربه‌ی آن نعمت‌ها به این جهان آمدی را غیر ضروری می‌دانی مثل:
تجربه اقامت در یک هتل زیبا برای چند روز
یا تجربه خوردن غذا در یک رستوران که بهایش به اندازه هزینه یک ماه غذا در منزل است
یا تجربه سفر با بلیط فرست کلاس که بهایش به اندازه چندین سفر است
یا تجربه …
یا حتی تجربه استفاده از مبلمان چرم به جای اجناس چینی.
در حالیکه بی خبری دلیل اینکه هر روز از تجربه‌ی این نعمت‌ها فاصله‌ی بیشتری می‌گیری‌، همین نوع نگاه است و نه عدم توانایی ات در ساختن ثروت!
سپس باور محدود کننده‌ی «احساس عدم لیاقت در تجربه نعمت و ثروت» بیشتر در تو ریشه می‌دواند و تو را بیشتر در مدار عدم لیاقت فرو می‌برد.
مثلاً  ترجیح می‌دهی خودت از وسایل بی‌کیفیت استفاده نمایی و وسایل گران‌بها و با ارزش را برای میهمان بگذاری…
به همین دلیل وسایل زندگیِ تو شامل دو دسته است:
ظروف دَمِ دستی بی‌کیفیت برای خودت و ظروف لاکچری زیبا برای میهمان
ملافه پاره و پوره و بی کیفیت و قدیمی برای خودت و ملافه نخی و خوشبو و خوش‌رنگ برای میهمان
و…
یا حتی بدتر از آن‌، این رفتار را درباره خودت و اعضای خانواده مثل همسر و فرزند نیز تعمیم داده‌ای
مثلا در خرید لباس‌ موارد غذایی‌، مواد شوینده و تمیز کننده و … اولویت را با سایر اعضای خانواده قرار می‌دهی و سعی می‌کنی همواره نیازهای خودت را کاهش دهی و کم‌خواه‌تر شوی.
مثلا‌ از آنجا که همسر و فرزندانت زیاد از دستمال های یکبار مصرف برای خشک کردن دست و … استفاده می‌کنند‌، تو ترجیح می‌دهی برای برقراری تعادل در مصرف دستمال حوله‌ای‌، برای تمیز کردن خانه از دستمال های پارچه‌ای استفاده نمایی.
یا لباس های ارزان‌قیمت و بی‌کیفیت بخری و به هر ترتیبی همواره هزینه‌های خودت را کاهش دهی تا کمتر اذیت شوی. چون به اندازه کافی احساس لیاقت تجربه بهترین‌ها را نداری.
چون درباره لایق بودن و انسان خوب و باگذشت بودن‌، دچار سوء تفاهم شده‌ای. چون همواره برای راضی کردن خودت در استفاده از یک نعمت‌‌، به دنبال یافتن دلایل قانع کننده‌ هستی. یعنی خودت را لایق نمی دانی تا برای خودت تا این حد هزینه کنی و فکر می‌کنی آنقدر ارزشمند نیستی که پول نازنین‌ات را صرف این خواسته نمایی. در نتیجه یا از آن چشم می‌پوشی و یا به دنبال شیوه‌هایی هستی تا دلایلی منطقی‌تر از لایق بودنت‌، پیدا کنی. یعنی به این شکل که:
«من توانستم تخفیف بگیریم
من رایگان این را به دست آوردم
من بهای واقعی اش را نپرداختم و …»
این احساس گناه را که برای خودت پول خرج کرده‌ای‌، از خود دور می کنی و یا به خاطر این کار احساس قدرت هم می‌کنی در حالیکه نمی‌دانی ریشه این رفتار که در اصل باور کمبود و باور احساس عدم لیاقت است‌،  چه نعمت‌هایی را از زندگی‌ات دور نموده است.
نعمت‌هایی که قابل مقایسه با هیچ تخفیف و هدیه ای نیست. و تازه ماجرا به همین جا نیز ختم نمی‌شود و حتی اگر به خاطر یک باور قدرتمندکننده‌ی دیگر‌، نعمتی وارد زندگی‌ات شود‌، این باورِ محدودکننده‌، به شکل یک اتفاق غیر مترقبه‌، آن نعمت را از زندگی‌ات حذف می‌کند.
من داستان‌های بسیاری درباره این موضوع از افراد زیاد داشته‌ام که نوشته‌اند، ماشینی که آن همه سال دوست داشتم سوار شوم را خریدم اما اوضاع به گونه‌ای پیش رفت و هزینه‌های غیرمنتظره به گونه‌ای روانه زندگی‌ام شد که مجبور شدم به خاطر آن هزینه‌های غیرمترقبه‌، که اصلا هیچ وقت در زندگی‌ام وجود نداشتند، نهایتا ماشینم را بفروشم.
و بسیار حسرت می‌خورَد که ای کاش حداقل از امکانات آن ماشین مثل کولر و… استفاده کرده بود… ای کاش حداقل کاور پلاستیک صندلی‌ها را در آورده بودم و لذت نشستن روی چرم صندلی را تجربه کرده بودم و…
در حالیکه خبر نداشت‌، همین رفتارها که نشانه‌ی باور احساس عدم لیاقت و در نگاه وسیع‌تر‌، باور به کمبود است‌، آن نعمت‌ها را از زندگی‌اش خارج ساخته است.
در واقع، « مأموریت باور احساس عدم لیاقت»، دور کردن نعمت‌ها از زندگی شماست و حتی اگر به خاطر یک باور درست، نعمتی وارد زندگی‌ات شود، این باور کاری می‌کند که آن نعمت بار و بنه اش را از زندگی‌ات بَربندد و به شکلی باورنکردنی و غیرمنتظره از زندگی‌ات بیرون برود.
این رفتار که همیشه به دنبال یک تخفیف ویژ‌‌ه هستیم تا به خواسته‌هایمان برسیم‌، معنایش دقیقا این است که:
«من که به صورت طبیعی امکان تهیه این جنس را ندارم. مگر اینکه تخفیف بخورد. مگر اینکه ارزان شود. مگر اینکه وام بگیرم. مگر اینکه قسطی بپردازم.»
یعنی از یک طرف آن خواسته آنقدر شدید است که نمی‌توانی بی خیالش شوی‌، از طرفی آن باورها آنقدر مخرب است که‌ نمی‌توانی به داشتنش به صورت طبیعی فکر کنی. به همین دلیل به جای تغییر این کد مخرب و این ترمز قوی، خودت را با این کد مخرب‌، هماهنگ می‌کنی.
درحالی‌که این ماجرا نه‌تنها کمکی به افزایش توان مالی‌ات نخواهد کرد‌‌، بلکه شروع به‌، بر‌باد دادن نتایج سایر باورهای قدرتمندکننده‌ات نیز می‌گردد.
دلیل اینکه افراد پس از اینکه نعمتی را به دست می‌آورند و پس از مدت کوتاهی به شکلی عجیب و غیر منتظره آن را از دست می‌دهند‌، همین باور عدم احساس لیاقت است.
به قول استاد عباس منش که می گوید “بیشتر افراد‌، باورهای خود را تغییر نمی‌دهند بلکه‌، می خواهند خواسته‌های جدیدشان را بر آن باورها منطبق سازند” و این اصلا امکان ندارد و نتیجه‌اش ساخته شدن یک باور محدودکننده‌ی دیگر است که باید بپذیری چنین چیزی در سرنوشت تو نیست و این برای از-ما-بهتران است!
به نظر شما‌، «از ما بهتر هم مگر هست!».
اگر همه‌ی ما به یک اندازه به منبع ثروت وصلیم و به یک اندازه توان خلق زندگی‌مان را داریم، از ما بهتر کیست؟ چه کسی لایق‌تر از خودم برای استفاده از این نعمت می‌تواند وجود داشته‌باشد.
بنابراین‌، اگر به دنبال تجربه‌ی موفقیت مالی پایدار هستی‌، توصیه می‌کنم‌، خیلی جدّی تعهدی غیر قابل مذاکره را برای ریشه کن کردن این باورها و این رفتارها شروع کن.
خصوصاً در مواردی که مربوط به آموختن قوانینی است که زندگیِ ما را متحول می‌کند، حتی پرداخت تمام داریی‌مان نیز در برابر نتیجه‌ای که کسب می شود، مبلغ ناچیزی به حساب می‌آید  و حتی یک دقیقه به تعویق انداختنِ شروعِ این آموزش‌ها نیز زمان زیادی به حساب می‌آید‌، چه برسد به اینکه منتظر بمانیم تا تخفیف بخورد.
خشت اولِ موفقیت پایدار‌، از ساختن «باور به فراوانی و باور به لیاقت داشتن ثروت‌»، شروع می‌شود.
باور احساس عدم لیاقت در تجربه ثروت‌، یک شاه‌ترمز است که‌، اگر بتوانی روی این ترمز کار کنی و آن‌را اصلاح نمایی‌ ترمزهای بسیارِ دیگری‌، به خودی خود برداشته می‌شود.
زیرا باور احساس لیاقت‌، شاه‌کلید عزت نفس است و از آنجا که عزت نفس‌، مهم‌ترین توانایی است که به شما قدرت می‌دهد تا خودت را باور کنی و توانایی‌هایت را ببینی و ارزشمند بدانی و بخواهی از آن‌ها ثروت بسازی‌، وقتی این ترمز برداشته می‌شود‌ به مداری هدایت می‌شوی که می‌توانی از توانایی‌ها و علائقت ثروت خلق کنی.
به همین دلیل استاد عباس‌منش همیشه شروع موفقیت‌هایش را به ساختن عزت نفسش مرتبط می‌داند و به این دلیل‌، صرف نمودنِ وقت برای ساختن باور احساس لیاقت‌، تا این حد برای شما مهم است.
خصوصاً اگر صاحب کسب و کار خودت هستی، داشتن راهنمایی مثل روانشناسی ثروت۳‌، برای رونق کسب و کارت‌، یک ضرورت است. در جلسات این دوره‌، استاد عباس‌منش بهتر از هر جای دیگری‌، چگونگی ساختن باور احساس لیاقت را آموزش داده است.
زیرا تا زمانی که باور احساس لیاقت را بعنوان مدیر کسب و کارت نسازی و این باور را به روح و روان کسب و کارت منتقل ننمایی، فارغ از انیکه چقدر خدماتت عالی است و چقدر محصولت باارزش است، هیچ راهی به مسیر کسب و کارها سودآور نداری.
پس واقعاً ارزشش را دارد که چنین سرمایه‌گذاری سودآوری برای خودت و کسب و کارت انجام دهی.
زیرا این‌، مهم‌ترین سرمایه‌ی اولیه تو برای شروع و رونق دادن به کسب و کارت است.
زیرا‌ اگر می‌دانستی نداشتن باور احساس لیاقت‌، مانع ورود چه نعمت‌های بزرگی به زندگی‌ات شده، اگر آب دستت بود‌، آن را کنار می‌گذاشتی و جهادی اکبر برای ساختن باور احساس لیاقت‌، به راه می‌انداختی.
فقط مسئله این است که ما هنوز هم درک نکرده‌ایم که‌ ما‌، خالقی هستیم که تمام اتفاقات لحظات بعدی را‌ با فرکانس‌های این لحظه خلق می‌کنیم. فرکانس‌هایی که  خود را به خوبی در رفتارها و واکنش ما به موضوعات مختلف افشاء می کنند و حقیقت باورهای ما را به ما نشان می‌دهند .
اگر برای ریشه‌کن کردن این باورهای مخرب جهاد به راه نیاندازی‌، هر دقیقه و ثانیه‌ای که با این باورها پیش می‌روی‌، این ریشه‌های محدودکننده‌، در وجودت عمیق‌تر می‌شود و شاخ و برگ‌های بیشتری تولید می‌کند و نتیجه‌اش این است که:
احساس می‌کنی سال‌هاست که در یک سطح متوقف مانده‌ای و هنوز پس از این‌همه تلاش‌، اوضاع مالی رضایت‌بخشی نداری. نتیجه‌اش این است که‌ همیشه درگیر پرداخت قسط‌های تمام‌نشدنی می‌شوی.
نتیجه‌اش این است که‌ همیشه درگیر جور کردن هزینه‌های زندگی‌ات خواهی بود. همیشه درگیر تلاش برای اخذ یک وام دیگر برای پرداخت قسط چند وام قبلی هستی و به این شکل اوضاع مرتباً پیچیده‌تر و غیرقابل‌کنترل‌تر می‌شود و نمی‌دانی که این موضوع اول از همه از اینجا شروع شد که مشتاق داشتن خواسته هایت به صورت رایگان، ارزان و یا بهره مندی از یک تخفیف ویژه بودی.
این مانع خیلی ریز است و خودش را در قالب سود، زرنگی و زیرکی نشان می‌دهد اما خودمان بهتر می‌دانیم که این حقیقت ندارد.
حقیقت این است که هیچ لذتی بالاتر از این نیست که آنقدر ثروتمند باشیم که برای داشتن خواسته‌ای، نیازی به حتی دانستن قیمت آن نداشته باشیم و فقط اگر آن را نیاز داریم، تهیه‌اش نماییم.
خصوصاً کالاهایی که ارزش افزوده‌شان بی‌نهایت است. مثل کالاهایی که روح و روان ما را متعادل می‌کند و ما را به طبیعت ثروتمند و بی‌نیازمان باز می‌گرداند و آن را به یادمان می‌آورد و ما را در مدار آن ثروت‌ها قرار می‌دهد.
به همین دلیل تأکید می‌کنم حتی یک دقیقه به تعویق انداختن شروع این آموزش‌ها نیز زمان زیادی به حساب می‌‌آید چه برسد به اینکه منتظر بمانیم تا تخفیف بخورد. زیرا هر ثانیه‌ی شروع نکردن تغییر این باورها‌، بسیار برایمان گران تمام می‌شود و در هر ثانیه‌، ما را از ثروت‌های بیشتری دور می‌کند و به ضررهای بیشتری نزدیک می‌کند.
فقط وقتی این ریشه را در وجودت دنبال می‌کنی، می فهمی که چه شاخ و برگ‌های تمام‌نشدنی ای دارد.
به همین دلیل است که استاد عباس منش در دوره ثروت ۱ و جلسات اولیه‌ی ثروت ۳‌، تا این اندازه بر ساختن باور فراوانی تاکید دارد و می گوید وقتی این باور ساخته می شود، هزاران باور محدودکننده خود به خود از وجودت حذف می شود.
تا زمانی که این باور در وجود ماست، راهی به سوی موفقیت مالی پایدار و استقلال مالی پایدار به معنای واقعیِ بی‌نیازی، نخواهیم داشت. زیرا ثروت یک امر ذهنی است؛ اول ذهن شما ثروتمند می‌شود و سپس‌ آن ذهن ثروتمند‌، ثروت را وارد زندگی شما می‌کند.
ذهن ثروتمند، یعنی ذهنی که فراوانی را باور دارد و می‌داند که بی‌نهایت ثروت برای همه در جهان وجود دارد، هرگز برای داشتن خواسته‌هایش انتظار تخفیف را ندارد و با عشق‌، بهای خواسته‌هایش را تمام و کمال می‌پردازد.
ذهن ثروتمند هرگز تجربه‌ی خودش را به خاطر گرفتن تخفیف‌، به تعویق نمی‌اندازد.
ذهن ثروتمند هرگز داشتن خواسته‌اش را منوط به گرفتن تخفیف نمی‌داند و چنین ذهنی سبب هدایت فرد به مسیر ایده‌های ثروت‌ساز می‌شود.
به شما هم توصیه می کنم که اگر می‌خواهی که به موفقیت مالی پایدار برسی و به مدار ثروت دسترسی داشته باشی‌، کلا از همین حالا ذهنت را به روی دنبال تخفیف بودن برای داشتن خواسته‌هایت ببند‌ و آن را جزو خطوط قرمز زندگی‌ات بدان.
بهتر است همیشه به جای اینکه بخواهی چیزی ارزان یا رایگان شود تا بتوانی آن را بخری یا داشته باشی، این باور را بسازی و این درخواست را از جهان داشته باشی که‌ توان مالی تو بیشتر شود تا بتوانی هر چیزی را که می‌خواهی بخری. نه فقط درباره‌ی محصولات ما، بلکه در مورد همه‌ی مسائل زندگی‌ات و همه خواسته‌‌هایت این باور را بساز.
زیرا وقتی این کار را انجام می‌دهید، و جهان جدیت شما  در این موضوع را می‌بیند، دیگر شما را در مداری قرار می‌هد و شرایطی را تجربه می‌کنید که اول به شما توانایی خرید را می‌دهد و بعد آن خواسته‌ی مورد نظر را به شما نشان می‌دهد.
زیرا این باور به تو احساس قدرت بیشتری می‌دهد و تو را به مسیرهایی هدایت می‌کند؛ و به استقلال مالی‌ای می‌رسی که می‌توانی در هر زمان، هر آنچه که مورد نیازت هست را بخری، بی آنکه نگران قیمتش باشی یا اصلا حتی به قیمتش نگاه کنی.
در هر صورت‌، اگر درباه‌ی برداشتن این ترمز و ساختن باور احساس لیاقت‌، متعهد و مصمم هستی‌، دوره روانشناسی ثروت۳‌، منبعی کامل از آگاهی‌ها خالص و ورودی‌های مناسب برای ساخته شدن باور لیاقت داشتن برای نعمت‌ها است.
هرچه بیشتر روی ساختن این باور کار کنی‌، احساس خودارزشی بیشتری می‌کنی. و این احساس به شما کمک می‌کند تا خودت و توانایی‌هایت را ببینی و ارزشمند بدانی و مهم‌تر از همه‌، به این فکر کنی که چطور می توانی از این توانایی ها ثروت بسازی و مهم تر از آن، ایده هایی را جدی بگیری و اجرا کنی که به خاطر این طرز تفکر به ذهنت خطور می کند.

حتی نمی‌توانی تصور کنی که با ساختن باور خودارزشی‌،‌، چه سایه سنگینی از سر توانمندی‌هایت بر می‌داری که تا حالا اجازه شکوفا شدن به آن توانایی‌ها را نداده بود.
زیرا بارها‌، خواسته‌هایی در وجودت شکل گرفته بود تا بخواهی بخشی از توانمندی‌هایت را بروز دهی. هزاران ایده در راستای آن خواسته ها آمده بود‌،  اما از آنجا خودت را ارزشمند نمی‌دانستی و از آنجا که فکر می‌کردی موفق ها همان از شما بهتران هستند‌، آن ایده‌ها و آن توانایی‌ها را جدی نمی‌گرفتی که بخواهی برای‌شان اقدام نمایی. در نتیجه آنهمه شور و شوق که با آن خواسته‌ها آمده بود‌،‌ با سمّی به نام «باور احساس عدم لیاقت‌» در نطفه خفه می‌شد و به این ترتیب خواسته‌های بسیاری در وجودت تبدیل به رویایی دور و دراز شده است. صدهایی ایده‌ای که هرگز فرصت تحقق یافتن نیافتند و زیر سایه‌ی سنگین باور عدم لیاقت ماندند و هرگز فرصت ابراز وجود نداشته‌است.
حالا زمان آن است که جهادی اکبر برای ریشه کن کردن کدی مخربی به نام «احساس عدم لیاقت در داشتن نعمتها» را در وجودت اصلاح کنی.

به همین بخش اعظمی از آموزش های دوره روانشناسی ثروت 1 اختصاص دارد به شناسایی این دو باور مخرب «باور به کمبود و باور احساس عدم لیاقت» و راهکارهای و تمریناتی برای تغییر این دو باور.

در دوره روانشناسی ثروت 1، شما به وسیله ی آموزش ها و تمرینات این دوره و خودشناسی ای که در این روند طی می شود، فرایندی تکاملی را طی می کنی برای تغییر شخصیت خود.

این تغییر ابتدا در ذهن و افکارت ایجاد می شود و سپس به اندازه ای که این نوع تفکر را جدی می گیری و در ذهنت می پرورانی و تمرینات را به همان شیوه ای که استاد از شما خواسته است انجام می دهی، رفتارها و راهکارهایت را تغییر می دهد. نگاهت به مسائل زندگی ات را تغییر می دهد. نگاهت به توانایی هایت را تغییر می دهد و مهم تر از همه ایمانت را برای قدم برداشتن، مسائل را حل کردن و مولد ثروت بودن تقویت می کند و در طی فرایندی تکاملی، به زندگی ات آنچنان کیفیت می دهد که ربطی به شرایط کنونی ات نداشته باشی.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 1 و نتیجه ای که می توانی با عمل به آنها بسازی

نمایش:  به ترتیب تاریخ   |  به ترتیب امتیاز   
28

به نام هدایتگر وهاب
سلام
ممنونم خانم شایسته عزیزم

چقدر این مطلب را به موقع منتشر کردید، و چقدر این ترمز مخفی بود در وجود من، جوری که اولش خوندم گفتم نه بابا من دنبال تخفیف نیستم، ولی کمی که به رفتار و عملکردم فکر کردم، دیدم،بلللللللللللله هنوز هم برای خرید بعضی از لوازم دنبال تخفیف هستم. مثلاً همین دیروز که فهمیدم نمایشگاه گل و گیاه، گل اطلسی آوردن و من تصمیم داشتم بخرم و توی حیاط بکارم، با خودم گفتم روز آخر نمایشگاه برم ، تا از تخفیف روز آخر بهره مند بشم و با قیمت کمتری بگیرم و یا وقتی که خرید محصولات استاد رو تصویر سازی می کنم، اونا رو با تخفیف ۴۰٪ تصور می کنم. واقعاً چقدر این ترمز تا حالا مانع ورود نعمت به زندگیم شده و خدا رو سپاسگزارم که هر لحظه منو هدایت می‌کنه و آگاهترم می کنه، همین جا تعهد میدم که از همین لحظه برای از بین بردن این ترمز عمل کنم. و هربار که قصد خرید چیزی را می کنم، این باور را با خودم تکرار کنم که توان مالی روز به روز بیشتر میشه و من هرچیزی که بخواهم را می توانم بخرم.

در مورد ترمز بعدی واقعاً درباره لایق بودن و انسان خوب و باگذشت بودن‌، دچار سوء تفاهم شده ام. شاید به این خاطره که این باور از بچگی توی من شکل گرفته که یک مادر خوب از گلوی خودش میزنه تا بچه هایش سیر ، بشن و این ریشه به قدری در من ریشه دار بوده که حتی اونو به عنوان یک ارزش هم می دیدم، اینکه اولویت اول زندگی ام فرشته کوچولو هایی که امانت خدا در دستم هستن، باشه، چقدر تا حالا منو توی مدار عدم لیاقت در تجربه نعمت و ثروت قرار داده، در صورتی که همان خدایی که اونا رو به من هدیه داده ، نیازهایشان را هم به بهترین شکل برآورده می کنه و اونا هم توانایی خلق خواسته هاشون رو دارند و نتیجه فرکانس های خودشان را می بینند.

چقدر این قسمت از متن تون ، امید و انگیزه داد به من:

«زیرا وقتی این کار را انجام می‌دهید، و جهان جدیت شما در این موضوع را می‌بیند، دیگر شما را در مداری قرار می‌هد و شرایطی را تجربه می‌کنید که اول به شما توانایی خرید را می‌دهد و بعد آن خواسته‌ی مورد نظر را به شما نشان می‌دهد.

زیرا این باور به تو احساس قدرت بیشتری می‌دهد و تو را به مسیرهایی هدایت می‌کند؛ و به استقلال مالی‌ای می‌رسی که می‌توانی در هر زمان، هر آنچه که مورد نیازت هست را بخری، بی آنکه نگران قیمتش باشی یا اصلا حتی به قیمتش نگاه کنی.»

ممنونم ممنونم عزیزم، که اینهمه عشق را نثار ما می کنی.
دوستت دارم و برایت آرامش، شادی ، ثروت، روابط عاشقانه، سلامتی و سعادت و خوشبختی روز افزون آرزومندم.



2

ممنونم از کامنت تاثیر گذارتون، همین الان بهم الهام شد که نعمت بیا مسابقه بدیم و اون مسابقه اینه که خدا اونقدر نعمت بده که من نتونم بشمرم و من هم تلاش کنم اونقدر نعمتهاش را بشمرم و سپاسگزار باشم که بتونم امتیاز بیشتری بگیرم یوههههههههو یه چالش عالی بین من و خداااااااا


6 سال پیش

سلام قشنگ بود چالشتون گرچه ممکنه برخی سرسری ازش رد بشن چون ساده گفتی.چالشی عملی و کارا که جواب میده

28

باسلام خدمت خانم شایسته عزیز
سپاس فراوان بابت این آگاهی های خالص و ناب که با ما درمیان میزارین
من خودم اوایل که ازدواج کرده بودم و با همسرم خرید میرفتیم، معمولا چونه میزدم و سعی میکردم که تخفیف بگیرم،
ولی این چند سال اخیر دیگه درخواست تخفیف نمیکنم و حتی مغازهایی میرم که نوشتن ،، تخفیف نداریم،، و وقتی میبینم فروشنده ای این تابلو رو زده ، خیلی خوشحال میشم .
دلیل این عدم درخواست تخفیف رو هم این مسئله میدونم که این کار رو نوعی گدایی و اظهار فقر میدونم، و خیلی بهم برمیخوره که تخفیف بخام،
حتی شده که وقتی خریدی کردم یا کار تعمیراتی داشتم ، و بدون هیچ حرفی کارت کشیدم ، دیدم فروشنده یا اون تعمیرکار به نوعی جاخورده و تعجب کرده که چرا من درخواست تخفیف نکردم،
و در کل به خاطر این رشد شخصیتی ام به خودم افتخار میکنم.
شاد و پیروز باشین



2

2 سال پیش

سلام درود خدمت استادنازنینم و خانم شایسته گل بخاطر این مقاله ی زیباتون که امروزمو ساخت

درجواب صحبت های اقا ناصر خیلی خوشحالم براتون که به این حداز تواناییتون رسیدین که دیگه این ترمز نداشته باشین و یه زمانی هم من این ترمز بزرگ داشتم و به لطف خداوند و به لطف استاد عزیزم متوجه شدم این تخفیف خواستن و منتظرتخفیف بودن تا وسیله ی مورد نظر خودمونو تهیه کنیم این یه باور محدود کننده س و من سالها این باور مخرب و این ترمز بزرگ داشتم و ناخواسته از بزرگانمون درس گرفتیم و اموختیم و خداروشکر خیلی جاها الان میرم دیگه این کار نمیکنم و افتخارمیکنم


2 سال پیش

سلام خانم زینب بزرگوار

ممنون که کامنتم رو خوندین،

بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم که شما هم موفق شدین این ترمز رو شناسایی و حذفش بکنین،

در این مورد یه مطلبی میخاستم بگم و اون اینه که آدم سعی میکنه دنبال تخفیف نباشه، خداوند انسان رو هدایت میکنه به مغازه های با انصاف ، چون به نظرم دلیل اینکه آدمها دنبال تخفیف گرفتن هستن این هست که فکر میکنن مغازه دار با قیمت گرونتری میخاد جنسش رو بفروشه، در حالی که اگه ما این قضیه رو از طرف خودمون حل بکنیم در نتیجه هدایت میشیم به مغازه های منصف .

این قضیه رو من الان دارم تجربه میکنم ، مثلا اخیرا رفته بودم لباس بخرم، تو دلم به خدا گفتم منو هدایت بکن به یه مغازه با انصاف که جنسش هم خوب باشه ، بعد به طور جالبی هدایت شدیم به یه مغازه که فروشندش اونقدر خوش اخلاق و متین و باشخصیت بود که من خودم تو دلم فقط شکرگزاری میکردم ، بعد موقع حساب کردن و بدون اینکه من چیزی بگم خود فروشنده از قلم جنس یه مقداری تخفیف داد و آخرش هم  عذرخواهی کرد که نتونست زیاد تخفیف بده ، جالبه که بگم وقتی من لباس پرو میکردم یه مشتری دیگه داشت باهاش چونه میزد ولی مغازه دار حتی حاظر نبود ۵هزار تومن هم بهشون تخفیف بده و میگفت قیمتِ من همینه، ولی برای من حدود ۴۰۰هزار تومن تخفیف داد تازه آخرش هم عذرخواهی میکرد.

من هم شب اومدم و تو دفتر شکرگزاریم از رفتار عالی فروشنده و تخفیفاتش و جنسهای عالیش از خدا تشکر کردم و این کار روال هر روزمه یعنی اگه رفتار خوبی و اتفاق خوبی از طرف افراد نسبت به خودم ببینم تو دفترم شکرگزاری میکنم .

امیدوارم مطلبم کمک کننده باشه.

شادی ثروت آرامش سلامتی براتون آرزومندم

28

با سلام و با سپاس فراوان از استاد عزیز ودوستداشتنی ام که نگرش جدید و لذتبخشی در زندگی ام ایجاد کردند و سپاس از شایسته ترین بانوی سایت که با توضیحاتشون باعث میشن تادرک قوانین راحت تر وساده تر بشه.و نیز از دوستان عزیزم که با نظراتشون انگیزه برای حرکت کردن ایجاد میکنند.
من قبل از اینکه در این سایت(که شباهت بسیاری به بهشت و صراط مستقیمی که در قرآن گفته شده داره) دوره های یک استادی رو خریده بودم وکار میکردم.در مورد ایجاد باور ثروتمندی یه جا گفتند که موقع خرید کردن،مثل پولدارها خرید کنید و نترسید و قیمت برایتان مهم نباشد واصلا نیازی به دونستن قیمت ندارید و …..که نمیدونم گفته ایشان کمی مبهم بود ویا اینکه من متوجه مطلب نشده بودم.خلاصه در مدت چند ماه پولهایی بدستم میرسید که واقعا لذت میبردم ولی با توجه به فهم اشتباهم در عرض چند روز تمام پولهارو خرج میکردم.(البته باید بگم ولخرجی میکردم تا تموم بشه ) و بعدش لنگِ پول میموندم….امروز که روز تولدمم هست خدارو شکر میکنم که هدایت شدم تا با بزرگترین و مهمترین ترمزهای ذهنی ام آشنا بشم.”عدم احساس لیاقت و عزت نفس و عدم باور به فراوانی”.که من تا الان نمیدونستم که منتظر اجناس تخفیف خورده موندن و دنبال اجناس ارزون قیمت رفتن و ….ترمز محسوب میشن و اینهمه مخرب و مانع بزرگی برای رسیدن ثروت و….هستند.تازه الان با خوندن این مطالب زیبا فهمیدم که دلایل اینهمه دست وپا زدن برای رسیدن به خواسته ها چی بوده(خیلی بنظر خودم روی خودم کار میکردم ولی نتیجه ای نمی دیدم).
خدارو شکر میکنم که رشد کردم.چرا که اگه رشدی نداشتم به این سایت هدایت نمیشدم.بقول استاد عزیزم؛” باید نشونه هارو ببینیم و تحسین کنیم و شکر کنیم” که من الان نشونه بزرگی که خداوند در مسیرم قرار داده میبینم و میگم خدایا واقعا شکرت! از وقتی که وارد سایت شدم و فایلهای رایگانو گوش میکنم چقدر احساس خوبی دارم.آرامش عجیبی دارم.و میدونم با استفاده از دوره ها و عمل کردن به آنها بزودی نتایج بسیار بزرگی رقم خواهم زد.استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ممنونتون هستم.و بسیارخوشحالم که اینجام.خدارو بخاطر نعمتهای بسیار ارزشمندی چون شما سپاسگزارم.مرسی که هستید!🌹❤❤🌹


28

سلام بی کران
میدونید یه وقتا باورم نمیشه که قوانین رو فهمیدم و قراره زندگی عالی برای خودم بسازم
یه وقتا فراموش میکنم که من فرمولی برای سعادت دنیا و اخرت در دستم دارم و یه وقتا از شدت ذوق نمیتونم باور کنم یه وقتا میگم شبا نخوابم روی خودم کار کنم ولی چون باورم قوی نیست اخرش اگر یه ذره بیدار بمونم شل میشم میخوابم اما هر روز خدا بیشتر بهم ثابت میکنه که مسیر اصلی همینه و من بچسبم بهش و عوامل بیرونی که خیلی مهم نیستن خودشون جفت و جور میشن
و یه ‌چیزی که بعد از کلی تجربه میخوام بهتون بگم اینه که تمام تجربه های بد و ضربه هایی که خوردم تو زندگیم بخاطر عزت نفس بوده
عزت نفس مهمتریییییییییییییییییییییین عامله
مهمترییییییییییین عامل موفقیت
مهمترییییییییییین عامل روابط عاشقانه
مهمترییییییییییین عامل ارامش و شادی
و قطعا مهمترین عامل ثروت مهمتریییییییییییین عامل ثروت
و همین طور سلامتی و …..
واقعا همینه ولی من نمیدونستم


27

خدای من به چه صفحه ای هدایت شدم از صبح برنامه ام این بود که روی ” باور فراوانی ” بیشتر در ذهنم کار کنم. گفتم بیام عقل کل
اون موقع این صفحه در صفحه ی اولم نبود اصلا هیچ برنامه ای برای اومدن به این قسمت فراارزشمند از گنجینه که اسم عقل و کل هست نداشتم
4 تا سوال برام جالب به نظر اومد با هدایت خدای درونم و رفتم شروع کردم به خواندن سوالات و جاری کردن کلمات خدای درون ببینظیرمم که عاشقشممم و خودمم که البته عااشق خود ارزشمند و زیبارو فراثروتمند و سپاس گزارم هستم، کردم.
سوال چهارمی که را خواندم و پاسخم را نوشتم دقیقا صفحه ی گنجینه را یک رفرش کردم و بعد دقیقا فکر کنم بدونید خداوند یکتا که تنها منبع خوشبختی و ثروت و سلامتی منه و هر کسی که بهش ایمان و باور قلبی داره، هدایتتت کرد و این صفحه را در ابتدای عقل و کل آورد و من وقتی دیدمش یک لبخند به پهنای به قول عادله جان، به پهنای صورتم اومد و شروع کردم به خواندنش با جان دل الان فکر کنم 3-4 ساعتی هست توی همین قسمتم منتها خواندن این قسمت برای همیشه فرق داشت برای من اینکه من الان دفترم کنارمه و مثل یک کارگردان که دقیقا سناریوش را هر چیزی که به ذهنش میاد را مینویسه و در موردشون فکر میکنه تامل میکنه منم اینکارو کردم نتیجه کاغذیش شد وایسا ببینممم اووم دفتر جذابمو … خب شد 3 صفحه در مورد فراوانی و احساس لیاقت ثروتمندی توام با احساس سپاس گزاری که بالاترین فرکانس را شامل میشه.
خیلییی خیلیییی خوشحال تر و سپاس گزارتر از همیشه هستم
واقعا واقعاااا احساس خوشبختی میکنم، خوشبختی که در گروِ بودن در سپاس گزاری دائمی و لذت بردن از همون چیزهایی که داری از کوچک ترین داشته هات عزیز دلم
حالا قدم بعدی من اینه که این نوشته هایی که 3 صفحه شده فعلا را بارها و بارها بخوانم و بهشون به هر شکلی توجه کنم.

مریم جانِ عزیز شایسته دوست بینظیر و فرا ثروتمند و مهربون و خوش صدای من، از شما ممنونممم و سپاس گزارر به خاطر فقط این تامل و این درک و این اگاهی بالایی که داری و حال عالی دلت تجربه ی گران بهات را با ما هم خانواده ی عزیزت به اشتراک گذاشتی.
به راستییی که مننن عاااشقتمممم

خدایااا شکرتت خدایااا شکرت خدایاا صدهزار مرتبه شکرت
دوست دارم خدای مهربونم خدایی که در هر لحظه دست من را گرفتی و به سمت بهترین ها ” هدایت ” میکنی در هر لحظه و چقدر این هدایت زیباست و البته که از بنده ی بینظیرت یاد گرفتم که به هیچ به هیچ زیبایی هم نچسبم! چرا که زیبایی بیشتری ( هدایت ساده تر و زیباتری ) در انتظارمه ….

خدای من سپاس گزارممم سپاس گزار همیشگی تو.


27

سلام به استاد عزیز خانم شایسته مهربان و دیگر دوستان .
با خوندن مطالب بالا و نظر دیگر دوستان ترمز های زیادی رو درون خودم یافتم و اون هارو نوشتم خیلی به نوشته‌ هام و اون ترمز ها فکر میکنم و دارم سعی میکنم هر یک از اون ترمز ها رو به جایجای زندگیم ربط بدهم از خرید خانه و ماشین گرفته تا لباس . از روابط گرفته تا ارتباط .
اولین ترمزی که من درون خودم پیدا کردم این بود که من اکثر لباس های زیبایی که برای خودم میخرم رو درون کمد قرار میدهم و فقط برای مهمانی های خاص اون ها رو استفاده میکنم این باور مخرب تا جایی درون من ریشه زده بود که الان که نگاه میکنم من فقط چند دست لباس را برای پوشش عادیم قرار داده ام که آن ها هم بسیار قدیمی شده اند
. این ترمز از یک طرف و باور مثبت دیگر از یک طرف که من وقتی کمدم را می‌دیدم بسیار سپاس گذاری میکردم بابت لباس های مارک و زیبایی که دارم . اما غافل از آن که آن ترمز و باور منفی چنان بزرگ بود که دیدگاه مثبت من درباره فراوانی را به طور کلی پوشانده بود و درون سیاهی خود غرق کرده بود .


26

سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته زیبا
اگر میخوایم ثروتمند بشیم یکی از خط قرمزهای ما باید تخفیف گرفتن باشه. و هر وقت خواستیم چونه بزنیم یا دنبال تخفیف باشیم یادمون نره که مدار ثروت از مدار تخفیف و چونه زدن جداست اگه چونه بزنیم یا تخفیف بگیریم از مدار ثروت دورتر میشیم. به جای دنبال چندرغاز تخفیف باشیم دنبال این باشیم که نقدر ثروتمند بشیم که هر چیزی رو که اراده کنیم حتی بدون نگاه کردن به قیمتش بخریم.
دوم اینکه بعد از خرید کردن باید قول بدیم که احساس خوبی داشته باشیم. این باور رو با خودمون تکرار کنیم که خرید کردن کار خیلی معنویه. چون مستقیم یا غیرمستقیم به ده ها یا صدها یاهزاران نفر آدم سود می‌رسونیم از همه مهمتر خودمون اون چیزی که میخوایم رو بدست میاریم و مسائلمون حل میشه.
پول معنویه پول ساختن معنویه پول خرج کردن هم معنویه چون ما رو به خواسته هامون میرسونه.



1

8 ماه پیش

سلام و درود به استاد عزیز و استاد خانم مریم شایسته

خانم مصدق چقدر کامنت شما عالی بود ممنونم از شما بابت این کامنت زیباتون، واقعا ثروت و پول معنوی هستند، بهترین ها را از فرمانروای جهانیان برا شما خواستارم

26

سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و همه دوستان هم فرکانسی متعهد برای تغییر در خودشون ایجاد کردن
چه قد این باور احساس عدم لیاقت خوب که فکر میکنم چه قدر در همه ما هست کم و زیاد و چه قدر شناخت این باور بااهمیت بود ممنون از هدایت به این مطلب خدایا شکرت
من بعد از خوندن این مطلب تو‌دفترم نوشتم‌و‌بعد خواستم اینجا هم با شما به اشتراک بذارمش
من سیده عاطفه علوی اشرف مخلوق خداوندم خدایی که من رو بالاترین مخلوق خودش خونده و زمان خلقت به خودش احسنت گفت پس ارزش من خیلی خیلی بالاست و بعد از خدا دومین موجود در کل جهان هستی و‌کائناتم پس درست مثل شاه یک‌کشور یا مقام اول یک کشور یا ملکه باید رفتار کنم و نه کمتر به کمتر از زندگی شاهانه نمیتونم‌ زندگی‌کنم‌ من لایق بهترین ها از نعمت ها و ثروت‌ها و لذت ها و تفریح‌ها عشق و سلامتی و حس ‌‌حال خوب و منبعی از همه مواهب الهی در اختیار من قرار داده شده پس چرا من به سراغ ضعیف نشون‌دادن خودم برم من در جهانی خلق شدم که فراوانی ها از همه چیز موجوده و‌من که لایق بهره مندی از همه اونها و بهترینها رو‌داشتن هستم به کمتر راضی نمیشم،من خالقی ثروتمند دارم که هرانچه از او طلب میکنم در اختیارمه پس میخوام و تو‌مدارش قرار میگیرم و اون موقع است که همه این فراوانی ها در اختیارمه
به امید شروع تمرکز و تمرین‌روی تخریب باور احساس عدم لیاقت



1

2 سال پیش

سلام دوست خوبم

حتما همینطوره درود برشما درود،براین عزتمندی که در نوشتار شما هست برایتان آرزوی بهترینها را دارم موفق و پیروز باشین ملکه جهان زیبا

26

سلام خدمت استاد عزیزم، تنها الگوی زندگیم، و دوستان خوبم، واقعا این متن خیلی عالی بود،وقتی داشتم این فایل رو میخوندم دائما به ذهنم میومد که آره من فلان جا این کاره نادرست رو انجام دادم، اونجا که استاد میگه بخاطر یه سری باور درست ثروت وارد زندگیت میشه ولی بخاطر این باور عدم لیاقت وکمبود اون ثروت ونعمت اززندگی بیرون میره واقعاا حقه و زندگی من گواهه این موضوع، وخیلی ریز کار خودش رو میکنه این باور مخرب باید خیلی حواسمون باشه، حتی همین الان من یه هزینه ای باید واسه موتورم بکنم که لازمه بازم به تعمیرکار گفتم کمتر حساب کن بااین که من توان مالیش رو دارم باید متعهد بشم که تو جزئی ترین مسائل حواسم باشه به این موضوع، دوستان من تواین چندساله که از لحاظ درآمدی نسبت به دورووریام که بهم میگفتن چقدر حقوق میگیرن درآمدم بالاتر بود، ولی اصلا نفهمیدم چه جوری این پول حسابم میرفت، بااین که میتونستم سرمایه گذاری کنم، چیزی که واقعا لازم دارم رو بخرم اصلا به اونجا نمکشید و پول از حسابم رفته بود، بااین که توانش رو داشتم وخییییییلی زیاد دوست داشتم دوره تهیه کنم میگفتم نه من باید مثلا ۳برابر مبلغ این پول و داشته باشم که دوره رو خریدم پول کم نیارم، و این متن زیبای بالا
جواب سوالم رو داد که چرا از لحاظ مالی همیشه یه جای کارم میلنگه، این نوع نگاه باعث شد من به جایی برسم که حساب بانکیم انقدر پایین باشه که خرج یه روزم رو نداشته باشم،
چقدر بهم کمک کرد این متن زیبا استادعزیز، تصمیم گرفتم روی خودم کارکنم و تکاملم رو طی کنم تو بهبود این موضوع که خیلی مهمه، ممکنه ما با باورهای خوب داشته باشیم چیزی که می‌خواهیم رو به دست بیارم ولی چون ظرمون سوراخه، از دستش بدیم، و این موضوع باعث دلسردیمون بشه،، من مستاجر هستم و صابخونه امسال ۱ونیم برابر کرایه رو بیشتر کرده، نمیدونستم بمونم یا برم‌یه جای دیگه که طبیعتا لولش پایین تراز این خونه که الان داخلش زندگی میکنم، به خدا گفتم خودت من و هدایت کن تصمیم درست بگیرم، استخر بودم‌ یهو به ذهنم اومد چرا به فکر این باشم که هزینه ام رو بیارم پایین؟ چرا به این فکر نکنم که درآمدم رو بیشتر کنم؟ پس این همه حرفای استاد که یادگرفتم چی میشه؟ چرا عمل نکنم؟ نتیجه عمل نکردنم و فقط شنونده بودنم‌ رو دارم میبینم دیگه… باید قوی بود باید به آگاهی ها عمل کرد باید مراقب بود تا بااین نگاه عدم لیاقت خودمون رو از ثروت دور نکنیم…. این هارو به خودم میگم اول تا ذهنم قوی بشه و رد پا به جا بزارم، امیدوارم بتونم به اعضای خانوادمم‌ کمکی کرده باشم، ممنون از نگاه زیباتون، امیدوارم غرق ثروت و نعمت باشید دوستون دارم❤❤❤


25

سلام به استاد و همه خانواده صمیمی
متن بالا را که خوندم دقیقا یاد این خاطره افتادم
یه دوست صمیمی دارم که همش دنبال تخیف و چونه زدن و نسیه خرید کردن هست راستش دیگه هرموقع بگه بامن بیا خرید باهاش نمیرم.
همین دوستم سال گذشته میخاست باخانواده سفر کنند و برای اینکه هزینه های سفر را کاهش بده همه مایحتاج سفر را از خونه برداشت تمام مواد غذایی ساده مورد نیازش را تا مبادا در حین سفر جایی مجبور به خرید گران تر بشه یا غذا اماده بخره.
در روز پایان سفر موقع برگشت به خانه تصادفی داشتن که ۱۰-۱۵میلیون خسارت داشت و خودش اعتراف کرد و گفت این هزینه را می تونستم برای رفاه و خوش گذرونی استفاده کنم.
بنظرم من هم همین هست ما خودمون انتخاب میکنم سبک زندگی مون را
ما اشرف مخلوقات هستیم پس اشرافانه زندگی کنیم.



1

5 سال پیش

ممنون خدارو شکر با این مثال های عالی میتونم خیلی چیز ها رو برای ذهنم منطقی کنم و باور بسازم و بهش الگو بدم

25

ببینید دوستان، وقتی یک جمله، مثلا عدم لیاقت ثروت، تجزیه و تحلیل میشه، قلب خیلی هارو بدرد میاره، چرا چون نمی دونستیم و بارها وبارها پولی رو که به سختی بدست آورده بودیم هدرش دادیم، حالا اگه بخواهی به گذشته فکر کنیم جز درد چیزی نصیبمون نمیشه، پس بیایید رو یک جمله دیگه متمرکز بشیم تا گذشته رو جبران کنیم. مثلا درآمد زایی درهر شرایطی ، کنترل امور مالی در سخت ترین شرایط ، یا حفظ سرمایه در بهران.
شاید این توجیح کردن درست نباشه و ذهن شما این مسئله رو قبول نکنه ولی برای من واقعا اتفاق جالبی افتاد،
من در ماه بیش از دوهفته بهم کار نمی دادند و به خودم می گفتم
این روزا همه بیکارند.
وقتی شروع کردم به تمرکز روی جمله ی درآمدزایی درهر شرایطی، بعد چند ساعت بهم الهام شد که اگه می خوای هرروز برای کار بهت زنگ بزنند باید، پرخوری نکنی، شاید باخودتون بگید چه ربطی داشت ولی وقتی شروع کردم به روزی یک وعده غذا خوردن، بعد 21 روز کارهایی بهم پیشنهاد میشد که همون کار قبلیمو انجام می دادم ولی دقیقا ده برابر بیشتر پول می گرفتم.
می خوام اینو بهتون بگم با تمرکز به اشتباهات گذشته هیچی درست نمی شه، با حلوا حلوا کردن هم دهن شیرین نمیشه، با عمل کردن به الهامات معجزه رخ میده،… ولی… دقت کنید…الهامات برای هر کس با فرد دیگه ای متفاوته، اگه به من الهام شد پرخوری نکنم، شاید به یکی دیگه الهام شه سرت رو کچل کن.
ضمنا الهامات رابطه مستقیم با علم داره، هرچقدر درمورد چیزی بیشتر بدونید، الهامات بهتری بهتون تلقین میشه.
تو پای در راه بگذار مپرس
خود راه به تو خواهد گفت که چون باید کرد.



2

3 سال پیش

عالی عالی.من تمام این باورهای مخرب رو داشتم و شاکی که چرا ثروت وارد زندگیم نمیشه.عاشقتونم استاد نازنین و همکار های بی نظیر تون.سپاسگزار خداوند هستم.

یک دیدگاه متفاوت گفتید منم چنین چیزی را دارم من وقتی اموزش میبینم هر اموزشی پول برام میاد نه با زمان زیاد بلکه با فاصله های کوتاه حتی وسط فیلم و فایل اموزشی هم واریزی دارم برای همین من انواع اموزش ها را میبینم مثلا امروز اموزش کاشت زعفران دیدم بااینکه نمبخوام انجامش بدم ولی بهم گفته میشه ببین و بعدش برام پول میاد

25

به نام خداوند بخشنده هدایتگرم
عرض سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون و دوستان هم فرکانسم
من چند سال پیش یه معامله ملکی رو میخواستم انجام بدم که تو اون معامله پول خوبی گیرم میومد اگه معاملرو انجام میشد سه میلیارد گیرم میومد من خریدارم پیدا کردم یه قرار ملاقات هم گذاشتم همه
سر تموم میشد ولی نمی‌دونم چرا معامله انجام نمیشد اون بهم میخورد و میرفتم یه خریدار دیگرو پیدا میکردم می‌بردم سر معامله بعد یه مدت بازم بهم می‌خورد آنقدر این تراژدی ادامه پیدا می‌کرد که کلا من بی خیال این معامله میشدم این سوال همیشه تو ذهنم بود که چرا این اتفاق نیفته و مثبت یه فایل خوب پیدا میکردم بدو مشتری رو جور میکردم می‌بردم سر معامله بعد می‌دیدم یه ایرادی تو پرونده پیدا میشد و معامله فسق میشد آقا سرتونو درد میارم من دست به هر کاری میزاشتم یه جورایی از دستم در نیومد و من کلا دیگه بی خیال شدم پیش خودم گفتم به تو نیومده پول قلمبه دستت بیاد بدو برو دنبال بازیت بعد اینکه من با سایت آشنا شدم و این سوال و که سایت جواب داده بودو خوندم متوجه قضیه شدم چون من اصلا نمی‌تونستم باور کنم که من این معاملرو جوشش میدم و به پولم میرسم یه جورایی خودمو لایق اون همه پول نمی‌دونستم و همش ذهن نجواگر من می‌گفت تو مال این حرفا نیستی تو کجا پول میلیاردی کجا آنقدر این ذهن من منو تخریب میکرد که کلا بی‌خیال کارم شدم و تازه میفهمم که ما هر چی فکر کنیم همون تو زندگیمون رقم می‌خوره و احساس عدم لیاقت قشنگ تو من هویدا بود چون باور نداشتم که من هم میتونم این پولو به دست بیارم و با این تفکر میرفتم و همه چیز بهم میخورد و برمیگشتم و میومدم خونه . احساس عدم لیاقت و نداشتن عزت نفس چنان ضربه ای تو زندگی به من وارد کرده که وقتی اینارو متوجه شدم گفتم خدا منو چقدر دوست داشته که هدایتم کرده به سایت و منو با استاد آشنا کرده تا بدونم که تمام اتفاقات زندگیم و خودم رقم زدم با فرکانسم و حالا بسیار خوشحالم بابت آگاهی از قانون و اینو می‌دونم که من با آموزهای استاد پیش برم تمام اون اتفاقات نافرجاممو تو مدت کوتاهی جبران میکنم و از وقتی که با سایت آشنا شدم سپاسگزار خداوندم هستم که من و هدایتم کرد تا مسیر زندگیمو باآگاهی پیش برم و رو باورام کار کنم و حال خودمو خوب نگه دارم و از همه مهمتر توجه به نکات مثبت زندگیم و سپاسگزاری این دو کلید واژه موفقیت و موندن تو احساس خوبه



2

2 سال پیش

سلام دوست عزیز. من با خوندن متن زیبای شما یاد یه نکته ای افتادم که:

ساختن باورها هم نیاز به طی تکاملی دارند.. به عنوان مثال اگر شما تا دیروز معاملات چند صد میلیونی انجام میدادید، برای رسیدن به معاملات چند میلیاردی احتمالا مدت زمانی رو باید طی میکردید تا ذهنتون با اون مبالغ قبلی راحت بشه(احساس لیاقتشو بدست بیاره) و بپذیره بعد برسید به مبالغ بالاتر. در کل به میزانی که چیزی که برای ذهن باورش سخت باشه همونقدر برای داشتنش احساس عدم لیاقت میکنیم.

موفق و ثروتمند و میلیاردر باشید در پناه حق


2 سال پیش

سلام دوست عزیز و آگاهم

چقدر زیبا و با منطق توضیح دادین تکامل داشتن لیاقت رو

بدرستی که همینطوره ما باید حتی برای داشت لیاقت قدمهای کوچیک برداریم

یه عمر ما رو جوری بار آوردن و جوری باورهای منفی بهمون تلقین کردن که نمیشه با یه دکمه خودمونو عوض کنیم

ما باید با کوچکترین نتیجه مثبتی که بدست میاریم اینقدر احساس خوب و احساس لیاقت رو در وجود خودمون پرورش بدیم تا اتفاقات بزرگتر به واسطه ظرفمون که بزرگ شده برامون رقم بخوره

25

سلام به مریم مهربون( شایسته)
خدایا سپاسگزارم که هدایتم کردی تا این متن بسیار عالی رو مطالعه کنم. همیشه استاد توی صحبتهاشون میگن که چقدر این مطالب در عقل کل بهمون میتونه کمک کنه ولی انگار من تا دیروز در مدارش نبودم و سرسری میگرفتم و هیچوقت نخواستم آنها رو مطالعه کنم. خدایا شکرت. پس قانون جواب میدهد. پس مدار من تغییر کرده که منو به اینجا هدایت کرده تا اینکه با خوندن این متن بسیار عالی و معجزه آسا باورهای محدود کننده خودم رو شناسایی کنم. خدایا شکرت.
تمام تک تک این جمله ها رو بارها خوندم و نوشتم و بهشون فکر کردم. خدایا هر چه بیشتر  میخونم ، بیشتر احساسم خوب میشه. از اینکه توانستم به اینجا توسط خداوند هدایت بشم و باورهای نادرست خودم را بشناسم نمیدونید چقدر خوشحالم که هدایت شدم. همیشه فکر میکردم از اینکه چیز گرون نخریدم خیلی زن قانع و خوبی هستم. خیلی دارم به خودم و زندگیم کمک میکنم. در صورتی که خودم را روزبروز از ثروت و برکت خداوند دور میکردم. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
همیشه با وجود داشتن پول به اندازه کافی ، ولی بدنبال این بودم که تخفیفی بگیرم و اجناس ارزونتر برای خودم پیدا کنم و یا اینکه با توضیح دادن اینکه این گرون بود ولی امروز من این رو با تخفیف بسیار عالی خریدم. این یعنی عدم احساس لیاقت برای خودم. عدم ارزش قائل شدن برای خودم . خدایا شکرت. خدایا شکرت
سالهاست که دوست دارم یک کالایی برای خودم داشته باشم و لی هنوز نتونستم خودم را راضی کنم که بخرم. چون همیشه فکر میکردم که این مال کسانی است که خیلی ثروتمند هستند و این اخساس بی ارزش بودن خودم رو برای خودم به گونه های مختلف توجیح میکردم. حالا با خوندن این متن زیبا و تاثیر کذار در اولین فرصت میخرم و لذت داشتنش را خواهم داشت. سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم


24

سلام استاد عزیزم .باید بگم من نمیدونستم که تخفیف گرفتن یه ترمز هست و باید بگم من از قبل اینکه بخوام برای چیزی تخفیف بگیرم کلا این کارو خوب نمیدونستم و انگار از درون واقعا برای خودم ارزش قائل بودم که تو انقدر با ارزشی که هرچیزی که برای خودت بخوای بخری حتی اگه گرونم باشه ،تو ارزششو داری و کلا هیچ وقتتتتت توی زندگیم برای گرفتن تخفیف تقلا نکردم و نگفتم و چه خوب که الان متوجه شدم این باور به اینکه من بهای چیزی که برای خودمه پرداخت نکنم یه ترمزه باعث شد از درون خوشحال بشممممم.

در پناه خدا باشید.


24

سلام خانم شایسته عزیزم

امروز اولین روز از سالِ ۱۳۹۹ هست و دوساعت از موقع سال تحویل گذشته و من موقع تحویلِ سال با تماااام وجودم از خدا خواستم که امسال سالی باشه که من از لحاظ فکری و مالی و معنوی خیلی غنی بشم و امسال سالی باشه که بیشتر فراوانی رو تو زندگیم ببینم در تمامِ زمینه ها.. و تجربه هایی داشته باشم که همه از فراوانی و ثروت بیاد و بیشتر این قانون رو درک کنم.. باورتون میشه هنوز یک ساعت از این دعای من نگذشته بود که من هدایت شدم به این صفحه تا این حرف ها رو بخونم و این صحبت ها دقیقااااا همون چیزی باشه که من باید میشنیدم..؟!! خیلییی به دلم نشست انگار که خدا داره از این طریق به من میگه که ترمزهای تو در کسب ثروت همین باور عدم لیاقت و کمبود هستش.. بغض گلومو گرفته خیلی سپاسگزار خدا هستم که دعامو اینقدر زود جواب داد راه رو به من نشون داد دیگه این اراده ی خودمه که بشینم محکم روی باورهام کار کنم و این باور کمبود و عدم لیاقت رو از وجودم ریشه کن کنم تا درهای نعمت و ثروت به روی من باز بشه.. این نشونه ی خیلی خوبیه که شروع امسال برام اینقدر قشنگ و با هدایت خدای مهربونم بوده.. امسال بهترین سالِ زندگیم میشه ایشالله و سال های بعد بهتر از امسال.. واسه همتووووون آرزوی سلامتی و ثروت و فراوانی در همه ی زمینه ها دارم..


24

سلام به استادان عزیزم

مریم شایسته ی عزیزم ازخدا برایت طلب خیر وسلانتی وثروت روزافزون دارم فقط برای همین مقاله ایی که به دستان پرمهرت نوشته شده که باهدایت خدا دلیل ایرادو تضادهای این روزهایم رافهمیدم.خدایااااسپاسگزارتم

من روی احساس لیاقت بسییییییارمشکل داشتم وهنوز دارم الان دونه دونه اتفاقهای زندگیم ازجلوچشمم رد میشه وتایید میکنم که دلیل همشون همین بی لیاقتی بوده که هنوز دروجودم دارم

با باورهای قدرتمند ثروت به دستان پرمهرخدااستاد عباسمنش عزیزم ورودی مالی ام این ماه بیشترازماههای پیش بود اما چه اتفاقی افتااااااااد

درکمااال تعجب برای من والبته درکمال عدالت خداوند وطبق قانون جهان هستی به درستی طی اتفاق ی غیرمترقبه که تاحالا تواین ۳۶ سال برای من نیوفتاده بود مقداری از درامدم خرج این اتفاق شد ومن هربارمیپرسیدم که اخه من دارم روی خودم کارمیکنم کانون توجهم روسعی میکنم کنترل کنم پس این تضادها ازکجاپیداشون میشه که تاحالا اصلا نبودن

الله اکبر
خدای من چقدر درسته قانون چقدر بدون نقصه
وجواب اینه:این تضادهااومدن تاتودرامداین ماهتو براشون خرج کنی چون لیاقت نداری برای تفریح وخوش گذرونی خرجشون کنی وازاونجایی که این جهان جهان لیاقتهاست پس به اسانی این پول خرج تضادهای زندگیت میشه نه خریدهای باکیفیت نه تفریح ورستوران و….
خدای من شکرت
خییییلی خوشحالم خییییلی باگ بزرگی رو توذهنم پیداکردم
خداداره باهام حرف میزنه باجونو دل اون پولو دادم چون این تضادباعث رشدمن شد
چون اگه پیش نمیومدبرام من شاید حالاحالانمیفهمیدم این ترمز رو تووجودم

جالب اینجاست که ماه پیش از درامدم برای دخترم لباس گرون از پاساژ عالی توتهران خریدم ولی برای خودم نه……

اره چون من خودم رولایق خرج کردنهای زیاد نمیدونستم
چون لایق ماشین خوب سوارشدن نمیدیدم خودم رو
چون برای همه باجونودل خرج میکردم امابه خودم که میرسید باورکمبودتووجودم سروکلش پیدامیشد که ولش کن حالا داری پولتونگه دار برای کاردیگه
خدایااااسپاسگزارتم خودم خوب میدونم که با برداشتن این ترمز چه نعمتهایی که وارد زندگیم میشه

مطمئنم برای همین هم خیلی خوشحالم که پیداش کردم این ترمز رو

چون ازبچگی باهام بوده همش دنبال وسایل ارزون وتخیف خورده وکلی ذوق که وای چه سودی کردم اینو خریدم درحالی که باداشتن همچین باوری چه درهایی ازنعمتهارو که بهدروی خودم نبستم

خییییلی سپاسگزارتونم
الهی شکر برای نعمت هدایت


23

سلام به مریم جون عزیزم
چقدر نیاز داشتم به دیدن این مطالب و شناختن باور مخربی دیگر در وجودم که عدم لیاقت بود ،اینم یه پاشنه آشیل بود برام که از الان تصمیم قطعی گرفتم برا رفعش ،من این باور تخفیف گرفتن رو از پدر مرحومم یاد گرفته بودم که موقع خرید خییییلی چونه(تخفیف) میزد ما که کلافه میشدیم ، یه حدیث از پیامبر نقل میکرد که فرمودند: اونقدر چونه بزنید تا عرقتون دربیاد
خلاصه بچه هاشم یاد گرفتن و برا خرید هر جنسی کلی زمان وانرژی هدر میرفت،جالبه که آخرشم ناراضی از مغازه میمدیم بیرون که چرا تخفیف بیشتری نگرفتیم،
مدتی هست منتظر تخفیف خوردن قدم اول هستم تا بتونم بخرم با حساب من هیچ مناسبتی تا تخفیف نیست تا که برسیم به اواخر اسفند برا تولد استاد که طبق روال معمول تخفیف بدن ، الان این مطلب رو خوندم به باور اشتباهم پی بردم که این از نقطه ضعف من نشأت گرفته پس باید با اراده و توکل بر خدا برم برا خرید ومن هم بشم از بچه های دوازده قدم و عقب نمونم از ثروت و ارامش و لذت بردن از زندگی ….خدااااا جونم شکرت که به
من لیاقت بهترینها رو دادی


23

سلام‌ خانم شایسته عزیز،

الان یه بغضی گلوی من رو گرفته از اینکه چطور بعد از ۳ ماه که تو سایت شما عضو هستم و همش منتظر این بودم که با یک آمادگی ذهنی دوره ۱۲ قدم و خریداری کنم امروز تصمیم گرفتم شب که به خانه رفتم قدم اول رو خریداری کنم. تازه الان به این فایل هدایت شدم و فهمیدم که چقدر بخاطر این ترمزها عقب موندم منی که سالها در نعمت و ثروت بودم ولی با این طرز فکرها مدتیست نه تنها نگذاشته دارایی هام بیشتر بشه بلکه نگرانی از دست دادنش هم بیشتر شده و همین ترمزهای من رو محکمتر کرده. الان واقعا فهمیدم معنی هدایت چیه و اینکه حالا با ایمان بیشتر این آموزه ها رو دنبال کنم و باور داشته باشم و مشتاق تر …
تو این مدت که فایلهاتون رو می‌بینم و میخونم خیلی آرامش پیدا کردم منی که همیشه سراپا استرس و نگرانی وجودم رو گرفته بود الان با این که تو ی‌ کشور دیگه تنها با فرزندم هستم و همسرم در کشور هست و سال گذشته بخاطر این موقعیت بدترین سال زندگیم رو گذرندونم الان آرامش خاصی دارم چون فهمیدم که تنها خداست که یاری دهنده ماست و با وجود او نگرانی هم خیلی کمتر شده و مطمئنا با شروع این دوره ها به دنیای زیباتر و امن تری خواهم رسید
ممنونم از استاد عزیز که اینقدر خالصانه و دوستانه صحبت می‌کنند و باعث هدایت ما می‌شوند



2

سلام خانم کریمی عزیز تبریک میگم شما وقتی به قوانین عمل میکنید تو مرحله اول فقط و فقط پشت سرهم سورپرایز می شوید و همش ذوق زده می شوید و بعد مرحله دوم به آرامش می رسید و به یک آدم خنثی تبدیل می شوید که نه با اتفاقات خوب غافلگیر می شوید نه با تضادها چون به این مرحله باوری می رسید که خودتان خالق زندگیتان می شوید و خیالتان راحت است و مرحله بعد شروع پاداش های مادی جهان هست که بصورت پول و هدیه به دستتان می رسد و مرحله بعد قسمت رهایی و عدم وابستگی و عمل به باور هذا من فضل ربی است که همه قدرت را به خداوند بدهی و و فقط لذت ببری و جلو بری و مرحله بعدش….. که ادامش را چون هنوز تجربه نکردم و در مرحله هذا من فضل ربی هستم میذارم تا یه روز دیگه بیام و همینجا ادامه ردپایم بنویسم….

پس تا مرحله بعد به درود!!!!


5 سال پیش

سلام

من هم ممنونم از دوستان به خاطر نظرات عالیشون امشب فهمیدم ترمز های خودم در مورد ثروت چی هست و سعی میکنم رفع بشه از همه ممنونم که باعث هدایت من شدید

امیدوارم همگی مخصوصا استاد سلامت شاد و ثروتمند باشید

22

سلامو درود
چه قدر زیبا بیان کردید که مدار ثروت از مداره تخفیف جداست
من یه باوره محدودی که داشتم و تا الان متوجهش نشده بودم و به قول شما این ترمز یه ترمزه زیرک و در قالب حسه خوب در من بود
این بود که من همیشه فکر میکردم برای تعویض ماشینم باید تو قرعه کشی شرکتها اسمم دربیاد یا وایسم قیمت ازاد با کارخانه یکی بشه تا اونو بخرم و به خودم میگفتم اره این درسته این که باوره محدودی نیست اگه اسمم دربیاد تازه به خودم افتخار هم میکنم که برنده قرعه کشی شدم و تخفیف گرفتمو با تخفیف ماشینو میگیرمو کلیم سود میکنم
اما الان متوجه شدم ترمزه عدم لیاقت ماشین مدل بالاتر در من موج میزنه چون فکر میکنم نمیتونم به طور عادی بخرمش و باید حتما تخفیف بگیرم یا در قرعه کشی اسمم دربیاد
اما چه قدر زیبا این ترمز برای من مشخص شد
ممنون به خاطره پاسخ عالیتون
و مثال های بی نظیری که زدید


22

سلام و عرض ادب به همه عزیزانم …

بحث لیاقت به نظرم ریشه ای و پاشنه آشیل خیلی از ما هست .. چون در نسلی رشد کردیم که آگاهی کمی وجود داشته و برای بقا بیشتر تلاش میکردن ک البته جای گله ای نیست اصلا..

یادمه هرچیزی میخاستم بخرم جدا از تخفیف به این فکر میکردم که باید وسیله قبلیمو بفروشم تا بتونم وسیله بعدیو بخرم وگرنه پولشو از کجا بیارم؟ یا اگه بخام چیزی بخرم حتما باید وام بگیرم وگرنه از کجا مثلا 50 ملیون پول بیاد که لپتاپ بتونم بخرم؟
یا هرکی هرچی میخره حتما باید قسطی بخره وگرنه نمیشه وسایل گرون ترو نقد خرید ….

حتما این افکار برای شما هم پیش اومده .. ولی هیچ کدوم اینا واقعیت نداره وقتی شما خودتونو لایق بدونید و کمی صبوری کنید که اگر در مدار آن خواسته باشید از آسمان حتی به زندگی شما میاد..

تمام این باور های کمبود و عدم لیاقت نتیجه فعلی زندگی من بود که همیشه حس بد داشتم که چرا من ندارم الان که بخرم ؟ ولی اولین قدمی که برداشتم برای من حس عالی ایجاد کرد اونم کار کردن و تمرکز روی رشد خودم و رها کردن آن خواسته ها و تا آنجایی که روی احساس ارزشمندی خودم کار کردم و صبوری کردم نتایجو در زندگیم دیدم و بدون هیچ تلاش زیادی به خواسته های خودم رسیدم (تا حدی که روی خودم کار کردم) و این مسیر بینهایت ادامه دارد .

امیدوارم همه خودمونو لایق بهترین ها بدونیم چون ما بهترینیم و هیچ فرقی بین ما و موفق ترین افراد تاریخ وجود نداره و نخواهد داشت پس قدرت خلق بهترینارو داریم …

ممنون از خانوم شایسته عزیز برای یاد آوری این مسئله مهم ..