سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 108

دیدگاه زیبا و تأثیرگزار حامد عزیز -با کمی ویرایش- به عنوان متن انتخابی این قسمت:

یادم هست اون اوایل که این سریال تازه شروع شده بود من داشتم با تمرکز و شور و شوق دنبال می‌کردم کامنت می‌نوشتم کامنت می‌خوندم و خودم رو توی این فضای فرکانسی قرار دادم. به وضوح دیدم که جنس اتفاقات زندگی من هم تغییر کرده. یک تجربه جدید بود برام.  اولین بار در زندگیم من اینچنین تمرکز بر زیبایی‌ها و نکات مثبت رو شروع کرده بودم و دیگه از اونجا به بعد بود که من یک بار برای همیشه تصمیم گرفتم که این شیوه را برای زندگی تا آخر عمر و تا زمانی که زنده‌ام انتخاب کنم.

از شما بهترین معلم دوران زندگی‌ام ممنونم که وارد زندگی من شدی و من را از این رو به اون رو کردی. بعد با‌ شخصیت مریم بانو آشنا شدم و دیدم وای خدای من ایشون چقدر با خودشون در صلح هستن.

بعد رابطه شما دو موحد رو بیشتر و عمیق‌تر تحسین کردم. دیدم که شما چقدر رها و آزاد از هر قید و بندی هستید. خیلی حس خوبیه وقتی تمرکز میکنی روی یک رابطه سراسر زیبایی خدایا شکرت سراسر عشق و محبت خدایا شکرت سراسر آرامش و سراسر توکل توحید ایمان خدایا شکرت خدایا شکرت. و بعد سریال سریال زندگی در بهشت شروع شد و ما دیگه روحمان جانمان همه یک‌جا جلا داده شد صیقل داده شد و الماس درون خود را کشف کردیم خدایا شکرت خدایا شکرت. به نظرم این کل کار ماست: تمرکز بر نکات مثبت.

حالا هم ادامه سفر به دور آمریکا و ماجراهای باحال و اتفاقات خوب و هدایت‌های الهی…

توی این قسمت، من محو این دریای بیکران شدم. این بی‌نهایت. از یک جایی بعد مثلاً انگار آسمون و دریا یکی میشن انقدر که بیکران هست. خدایا سپاسگزارم به خاطر این همه زیبایی این همه عشق این همه نعمت و ثروت خدایا شکرت. هذه من فضل ربی.

صبح ما با درست کردن یک قهوه شروع میشه و بعد پرواز این دِرون بچه هیولان و کاربل که پرواز کرد. از نگاه درون بچه آدم این فراوانی‌ها رو که میبینه قلبش باز میشه: چمن‌های یک‌دست و مرتب؛ درختهای قشنگ و سبز؛ جاده‌های شیک و تمیز؛

دقیقه ۵:۳۰ روی چه پل چوبی قشنگی عبور کردید. ویوی اون خونه باید خیلی قشنگ باشه. از پنجره‌اش به بیرون نگاه کنی و این دریای بیکران را ببینی خدایا شکرت خیلی حسش خوبه خدایا شکرت. از بین درختان سبز و این بهشت عبور میکنین.

دقت کردید توی این قسمت اکثر رنگ‌ها قرمز بودن؟! الان که وارد رستوران شدیم، صندلی رستوران هم قرمزه. سقف رستوران هم قرمزه. تی‌شرت استاد هم قرمزه. اون دلارهای روی میز رو ببین. توجهم رفت روی پول و ثروت و احساسم خوب شد خدایا شکرت خدایا شکرت. خدایا شکرت به خاطر این دلارهای تمیز و مرتبی که روی میز هست خدایا شکرت.

به همراه این تصاویر زیبا، این آهنگ داره میخونه . چه شعر زیبا و پر از مفهومی که میگه: سفر همیشه همسفر میخواد دل کندن از غم بال و پر میخواد. واقعا تغییر همیشه شجاعت میخواد. دل کندن از باورهای گذشته‌ و کهنه قدیمی و تعصبات پوچ بیهوده بال و پر میخواد. تغییر شخصیت جهاد اکبر میخواد.

استاد عزیزم من با شما باورها تغییر دادم. رفتارها شخم زدم در درونم. گاهی هم نخواستم تغییر کنم و میخواستم که همان رفتارها را داشته باشم ولی حرف‌های شما را عمل کنم. اما واقعیتش آینه که این عملاً امکان‌پذیر نیست. متوجه شدم اگر میخوای تغییر کنی باید اون شخصیت و من گذشته را کلاً کنار بذاری و از نو یک شخصیت نویافته را شکل بدی. واقعاً این امکان‌پذیر نیست که بخواهی همان باورها و رفتارهای گذشته را داشته باشی بعد بگی خوب حالا بریم ببینیم استاد عباسمنش چی میگه.

نه این جواب نمیده. اگر میخوای تغییر کنی از پایه اول باید تصمیم بگیری که نگاه تعصب آمیز گذشته را کنار بزنی اون شخصیت قبلی را کنار بزنی و بگی آقا من میخوام از اول شروع کنم و تمام باورهایم را با طی کردن یک مسیر تکاملی تغییر بدم. و هر چی استاد بگه بگم چشم. من اگر واقعاً خواهان تغییر و هدایت باشم دیگه بحثی نمیکنم و میرم انجام میدم عمل می‌کنم. اوکی در طی مسیر هم یکسری باورهای محدود کننده خودمون رو میشناسیم یک رفتاری در خودمان میبینیم و می فهمیم که باید تغییر کنه. پس روی ایجاد این تغییرات تمرکز می کنیم.

منتظر نظرات زیبا و تأثیرگزارتان هستیم.

برای دیدن سایر قسمت های این سریال‌، کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 108
    376MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

192 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز جمشیدیان» در این صفحه: 1
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 935 روز

    یک روز عالی دیگه در کنار شما استاد عزیز و مریم جان

    شروع روز با اسکوتر ها و درون که من داشتم فکر میکردم چقدر این ایده عالی بود شما بدون نیاز به هدایتش خودش هدایت میشه و مسیرتون میرید فیلم هم میگیره ماهم میتونیم ببینم و چقدر مرتب تمیز و زیبا از بالا، نقشه مسیرها و پوشش گیاهی نظم ان انقدر زیبا هست که اگه با دوربین معکولی بگیرید ما نمیتونستیم ببینم بی نظیر هست و چقدر تمیز چقدر مرتب لدت بردم

    بعد این همه لذت با اهنگ زیبا یک رستوران عالی هست که انواع غذاها میشه بخوررید سلف سرویسه داشتم توی دهنم باورهامو مرور میکردم ساناز قبل کلی بشقاب با خودش می اورد سر میز همشو میخواست تست کنه چون باورهاش محدود بود اما من الان فقط باید چیزی که دوس دارم انتخاب کنم لذت ببرم تلاشم اینه باور فراوانی بسازم من هزاران بار باز این رستوران میام من نیاز نیست همه را تست کنم من فقط باید لذت ببرم هدف لذت بردنه من بی نهایت ثروت دارم پس هر چی بخوام هر وقت بخوام هست چرا نگرانم چرا حسم اینه وقت کمه چرا میترسم و همه چیز میخوام تست کنم

    من دارم تمرین میکنم که یک انتخاب کنم ازش لذت ببرم سراغ بقیه نرم وقتی سیر شدم یا اگه گرسنم بود انتخاب دوم، قبلا سلف سرویس که میرفتم تا جاییکه میشد میخوردم انواع خوراکی باهم و بعدش دل درد شدید و چقدر من ذهنم محدود بود الان مثل قبل نیستم قبلا در مورد همه چیز این مدل بود یک منطقه گردشی میرفتیم هم تمام مناطق دیدنیش پشت هم میرفتیم اصلا لذت معنا نداشت انگار فقط هدف رفتن بود و خسته و هلاک برمیگشتیم که پادرد بیچارمون میکرد چون فکر میکردیم حالا همین یکبار حالا کو تا دفعه بعد و چقدر باور محدودیت،

    خدایا شکرت استاد برام فرستادی تا دونه دونه بهم نشون بده کار درست چیه اول رستوران سلف سرویس انتخاب کرد بعد یک انتخاب انجام داد بعد تمام شد انتخاب دوم و… منم همین رفتار باید یادبگیرم

    هنوز خوب نشدم کامل، دیروز رفتیم کافه بازی من اوج بازی و لذت حسم عوض شد بازی تموم کردم که بریم چون حس کردم الان پولش زیاد میشه و بعد که حساب کردیم گفتم چرا من انقدر ذهنم محدوده دیدی اصلا چیزی نشد اوج بازی انقدر ذهنم درگیر شد که بازی که جلو بودم باختم

    میبینم همه جا ریشه داره بعد تازه فکرم این بود میرم میخرمش میایم ساعتها بازی میکنیم خدایا الان چقدر ناراحت شدم مچ خودمو گرفتم چقدر محدودیت چقدر ذهنم فقیره، کی میخوای ثروتمند فکر کنی دیگه

    بعد اینهمه تمرین میبینی موقع عمل میری رو مدل قبل، پس همین امروز تصمیم گرفتم باز مجدد بریم اینبار خودمو نگه دارم تلاش کنم بشینم به پولش فکر نکنم

    این تمرین برای رستورانها، کافه ها و… هم باید انجام بدم

    حتی الان ذهنم اینه خرج نکنم اضافه، عید بریم مسافرت، چقدر این فایل منو برد به اوج پاشنه اشیلم

    ممنون استاد که با رفتارتون من هدایت میکنید

    بعد از اون ویو زیبای پارک و اون بچه که کنجکاو اومد نگاه کرد و رفت و ساحل زیبا، چقدر عالی چقدر فوق العاده

    خدایا شکرت

    یک لذت بردن درست حسابی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: