live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز
سرفصل آموزش های این فایل:
- حساب کردن روی هدایت؛
- دلیل نتایج پایدار؛
- توانایی تشخیص اصل از فرع؛
- به دنبال درک اصلی باش که به شما کمک می کند نه موضوعاتی که شما را گمراه می کند؛
- وقتی به دنبال درک اصل باشی، به عملکردهایی هدایت می شوی که لازمه موفقیت شماست؛
- وقتی در مسیر درست باشی، هدایت می شوی به ایده مناسب، فکر مناسب و انجام کار مناسب؛
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز237MB18 دقیقه
- فایل صوتی live | قانون کبوتر با کبوتر، باز با باز17MB18 دقیقه
به نام رب
آقا سید علی سلام
الان نمیدونم من چی بگم
از اینهمه تمرکزی که رو خودت و اصل داری
من اسمش رو میزارم توحید
خدا رو شکر بخاطر وجودت
میفهمم اندازه کافی خودم که منظور از اصل چیه
راستش هیچ توضیحی ندارم ولی قلبم گواهه
راستش یه مدت به وسواس رسیدم که تو با چه اجازه ای حرفی زدی که خودت نتیجه نداری به سکوت
عادت کردم از درون تموم تعریف و تمجید های کاذب
که باهاش اشغال ها رو زیر مبل میکردم ریخت
الیاس داریچیکار میکنی؟؟؟؟
چند ماه گذشت یه شبه سال هم میره
کجای کاری من نتیجه میخوام
سخت ترین کار دنیا رو راست بودن با خودمه
حس پوچی میکنی ولی حقیقته
و خوشحالم که هنوز وقت دارم که اصلاح بشم
که تمومی نداره عجله ندارم ولی قلبم میگه یالا پسر وقتشه
گاهی حتی مرور کار های خوبم هم برای تنبلی بود تا نرم سراغ سختی
بقیه تعریف میکنند که من خوبم
اما من درون خودم بهم اعتبار میده
هیچ حسی بد تر از نفاق نیست
حالم خوب نیست قبول کنم
ایمان نداشتم و میترسم که پیام حقیقت رو بشنوم
هر چقدر کار کنم مهم اینه که درست کار کنم
البته بگم این رو که میفهمم داداش سید علی که فرق عزت نفس و تواضع
هدایت و نجوا
الهام یا وسوسه
ولی نمیشه با کلمات گفتش قلبت میدونه هر چقدر بیشتر کنی بهتر میفهمیشش
وقتی که بپذیرید اشتباهتون رو
قبول کردم که نجوا رو گوش کردم و گفتم هدایت الله هست و چشمام رو بستم روی خداوند
اما به قول قرآن
از گام های شیطان پیروی نکنید
من پشت پاش قدم گذاشتم
راستی هر حال بدی خدا نیست
ولی یه وقتا هست حال بدی که از چیزی غیر خودش داری
بیشتر بیشتر بیشتر
اگر متمرکز نباشم هر پیشرفتی داشتم آب میره
من باید الگو ببینم اما مقایسه نکنم نخوام رقابت کنم من یه همراستایی با خودم میخوام یه یکی شدن واقعی
به قول حافظ
به می سجاده رنگین کن وگر پیر مغان گوید
که سالک بی خبر بوده ز راه و رسم منزلها
واقعا با پوست و گوشت استخون هدایت به کار درست رو فهمیدم
من تو دوستی هام از خدا هدایت میخواستم
که به بهترین روش برم
یه دوست خوب و بینظیر تو زندگیم وارد شد و هدایت گفت نباید حرف قشنگ بزنی
دو راه داشتم هیچ کاری نکنم
یا عمل کنم به قوانین
الان خدا شاهده من میمونم که چطور؟
خیلی از کار ها رو کردم که به من که بود همه چیز خراب میشد
خدا چید
که تمرکز کنم روی خودم
وقتی میگفتم وی کار کنم که دوستیم بهتر بشه ؟
میگفت رو عزت نفست کار کن روی استقلال و توحیدت کار کن
و واقعا سخته ها کندن از رفتار اشتباه
اما خب نتیجه میده
و میخوام به اینجا برسم که من هیچی نمیدونم
و وقتی اینجوری میشم از خودم هیچی ندارم پس باید رشد کنم حرکت کنم و باید برم تو دل ترسم تا بتونم صداش رو دریافت کنم
میترسم اگه نباشه
و چه حس خوبیه تنها ترسیدن سزاوار اوست
آقا سید علی نجوا خیلی نامرده
یه جا حرف هدایت رو میزنم ترس میندازه که این نجوا بود
حرف قشنگ بود
آقا سید علی اونجا که گفتی هر چی که من نیاز دارم توی سایت هست به من گفته میشه
یعنی آقا مسابقه نیست یه فایل درست ببین
اونی که بهت میگه ببین و اونی که بهت میگه نبین نترس از اینکه چیزی از دست بدی
آدم اگر حرکت نکنه از همه چی ناامید میشه و رو میاره به حرف قشنگ البته
اصلا به یه نتیجه هم میرسم حق ندارم کسی که تو دیواره رو قذاوت کنم
چندین بار با مسخره از قانون جذب حرف زدن
اما یاد گرفتم سکوت کنم چون اگر من باور داشته باشم به مسیرم منتظر تایید و تخریب بقیه نیستم و میگم اون هم داره تکاملش رو طی میکنه
عاشقتونم