مصطفی شهنوازاول از همه خدا رو 1000 بار سپاسگزارم که قشنگ دست منو گرفت و آورد توی دوره احساس لیاقت ثبت نام کرد. می خوام از نتایجی بگم که خیلی فوری از دوره احساس لیاقت گرفتم.تا سال قبل \\\\\\\"سر درد\\\\\\\"، یه رفیق نارفیق من بود. همیشه بود چسبیده بود بهم. هفته ی سه بار بعضی اوقات چهار بار سر درد داشتم به حدی که در اون روز دیگه کارم تعطیل می شد و قرص نوافن یار همیشگیم بود. تو ماشین، تو خونه و همراهم همیشه داشتم. اما اول سال قبل تصمیم گرفتم دیگه قرص نخورم و خدارو صد هزار مرتبه شکر یه سال قرص نخوردم و تکاملی سر درد هامو خوب کردم ما هر چند وقت یکبار دوباره دچار سردرد می شدم. کی؟! هر وقت که آبجی کوچیکم میاد خونه مادرم اونم هفته ای دو سه بار، من دوباره سردرد می گرفتم.توی دوره احساس لیاقت مبحث احساس گناه، استاد رابطه احساس گناه رو با احساس عدم لیاقت توضیح دادن و توی یکی از مثالها، انگار که مثال من بود گفتند که: مثلا شما سالم هستی و احساس گناه می کنی از اینکه نزدیکان شما مریض هستند. این احساس گناه شما رو به سمتی می بره که شما هم مریض باشی تا کمتر احساس گناه کنی. بعد از این جمله من دیگه چیزی نشنیدم و برای چند ثانیه هنگ بودم. ذهنم گفت اون سر دردهایی که گاهی میاد، دلیلش همین احساس گناهی هست که در این باره دارم.آخه آبجی کوچیکه من بود که استاد رو به من معرفی کرد. ایشون همیشه سردرد داره و نه تنها خوب نشده بلکه سر دردهاش بدتر هم شده و من از این بابت احساس گناه دارم که: من به خاطر عمل به آموزش های شما خوب شدم و اون که شما رو به من معرفی کرده هنوز خوب نشده و هر بار که میدیدمش، سر دردهام بر می گشت.اما منطق های این جلسه درباره رفع احساس گناه، عین آب رو آتیش اون احساس گناه من رو ریخت پایین و برام این موضوع رو منطقی کرد که من به خاطر درمان سر دردهام، یک سال تمومه تو سایت متعهدانه رو خودم کار میکنم ولی ابجیم اصلا نیست تو سایت و به آموزه ها گوش نمیده پس نباید خوبم بشه. این جلسه به من یاد داد که هر فردی هر جای که هست جای درستش همونجاست و بعد انگار سر من آروم شدنتیجه بعدیم: من توی کار کابینت هستم و کارم واقعا عالی هست و مشتری هام هم این رو قبول دارند. اما وقتی می خواستم برای مشتری قیمت در بیارم، احساس گناه می کردم که وای چقدر قیمت بالا شد و سعی می کردم با درصدها بازی کنم که قیمت کمتر بشه و این فرکانس در نهایت باعث می شد که مشتری زمان پول دادن، از قیمت کم کنه. طوری که وقتی حساب کردم، متوجه شدم برای 3 تا کار، مشتری ها 33 میلیون از قیمت نهایی کار کم کردند و به همین سادگی اینقدر از سود من کم می شد. وقتی توی دوره احساس لیاقت روی این موضوع کار کردم تا ارزش کارم رو دروناً بدونم، باعث شد که زمان قیمت دادن به مشتری، احساس گناه نداشته باشم و احساس لیاقت کنم. الان دقیقاً همون قیمتی که به مشتری با قدرت اعلام می کنم، مشتری می پردازه.نتیجه بعدی این هست که: من قصد داشتم آیفون 15 برای خودم بخرم اما به هر ترتیبی نمی شد. یعنی یا پولم دست مشتری می موند یا پولی که برای این کار در نظر می گرفتم به نحوی خرج می شد که نمی تونستم. وقتی توی جلسه 10 این دوره، استاد داشت احساس گناه رو توضیح می داد، توی یکی از مثالها دیدم این دقیقا مثال منه. من فهمیدم که من در این باره احساس گناه دارم که من آخرین مدل گوشی آیفون رو داشته باشم اما آبجی من بزرگم نداره و این احساس گناه، پول من رو بیهوده خرج می کرد.اومدم طبق منطق های این جلسه، با منطق این احساس گناه رو خاموش کردم و 2 هفته نشد که بالاترین مدل آیفون 15 پرومکس رو خریدم.کلید ماجرا اینجاست که این 3 تا نتیجه رو من به محض این گرفتم که تونستم با منطق های قوی جلسات این دوره، اون احساس گناه ها رو توی ذهنم خاموش کنم و برای داشتن اون نعمت ها احساس لیاقت کنم و در آن واحد، نتایج رو دیدم.استاد پول دوره ها از شیر مادر، براتون حلال تره. واقعا خدایا سپاسگزارت هستم که که منو به بهترین رفیق و استاد زمانت سپردی.
شیرین حمزه ایمن تصمیم گرفتم دوره احساس لیاقت رو از اول دوره کنم. دلیل اشتیاقم برای درک بهتر آگاهی ها و تمرینات این دوره، نتایجی است که در طی این یک ماه کار کردن با آگاهی های دوره احساس لیاقت، برام رخ داده. این نتایج ایمانم رو هزاران برابر بیشتر کرد که: احساس ارزشمندی درونی، همه چیزه.با اینکه من هنوز آگاهی های این دوره رو درست درک نکردم و احساس ارزشمندیم به اندازه سر سوزنی هم درونی نشده، اما خداوند بینهایت بخشنده، چندین برابر تلاش من برای بازسازی احساس ارزشمندی درونیم، به من پاداش داده.مهمترین نتیجه ام از تلاش برای عمل به آگاهی های این دوره، صلح درونی ای هست که با خودم برقرار کردم. دیگه خودمو سرزنش نمیکنم یا بهتره بگم این موضوع توی وجودم خیلی خیلی کمتر شده؛ ضعف هامو پذیرفتم و به همین نسبت، دیگران رو هم با وجود نقاط ضعف و قوتشون پذیرفتم و بهشون احترام میزارم و به همون نسبت، می بینم که رفتار اونها هم با من تغییر کرده. یکی از اون افراد مادرم هست که رفتارش با من بسیار تغییر کرده. امسال برای اولین بار بهم به عنوان عیدی پول داد، در صورتی که ایشون هر سال فقط به نوه هاش عیدی میده؛ الان کلی تحسینم می کنه در صورتی که قبلا فقط ازم ایراد میگرفت؛2 تا سفر بی نظیر رفتم که این سفرها سراسر لذت و سود بود برام و زندگی داره به طرز معجزه آسایی برام آسان میشه.داداشم که اصلا عادت عیدی دادن به هیچکسی رو نداره، امسال 8 میلیون به عنوان عیدی به کارتم واریز کرد و بهم گفت آبجی خیلی دوست داشتم بهت عیدی بدم؛ جالبه که می گفت تعجب کرده که امسال شرکت شون به اون خیلی بیشتر از همکاراش عیدی داده و می گفت فکر کنم این عیدی رو خدا واسه تو داده؛اتفاق جالب تری که برام خیلی عجیب بود، دریافت یک انگشتر خیلی خوشگل طلا به عنوان عیدی از زن داداش عزیزم بود که برای هیچکس به جز من عیدی نداد و تمام این تغییرات بعد از کار کردن روی دوره احساس لیاقت داره رخ میده و من همچنان متحیر شدم از بخشش بینهایت خداوند به من از صدها طریق، از عشق و محبتی که از فامیل و دوست و آشنا دریافت می کنم و … انگار هر چقدر که احساس لیاقت من درونی تر میشه و بی نیاز تر میشم از دریافت توجه دیگران، بیشتر مورد مهر و محبت و توجه قرار می گیرم.
علی شهبازخانیاستاد الان به قدری حال من و همسرم خوبه که هر لحظه شکر گزار خدا هستیم که مارو هدایت کرد به نبی خودش یعنی استاد عباس منش. دلیل حال عالی الانم این هست که با همسرم کنار فرزند 8 روزمون هستیم. بعد از 10 سال خالق قدرتمندم بهمون فرزند سالمی عطا کرده و تو حال عجیبی قرارمون داده.من و همسرم سودا از سال 97 به صورت جدی شاگردتون هستیم و به لطف آموزش هاتون و انجام به آگاهی های الهی شما، به هرآنچه که از خدا خواسته بودیم دست پیدا کردیم و تمام این جایگاه و حال عالی و ثروت و سلامتی و روابط رویایی با همسرم، رابطه عالی با خداوند و همه نتایجم رو مدیون آموزه های شما استاد عزیزم هستم و با تمام وجودم ازتون تشکر میکنم.استاد من همسرم تقریبا تمام دوره هاتون رو خریداری کردیم. البته برخی با اکانت من و برخی با اکانت ایشو.میخوام خیلی خلاصه وار از معجزات وحی منزل دونستن آموزش هاتون بگم که از فرش ما رو به عرش رسونده:من و همسرم بعد از عمل به آگاهی های دوره کشف قوانین نسخه قبل از بروزرسانی، تصمیم گرفتیم رو خودمون سرمایه گذاری کنیم و بریم سمت عشق و علاقمون. من اون زمان آتش نشان بودم که همون شغل هم با آموزش هاتون خلق کرده بودم. از شغلی که ماهی 10 روز کار میکردم استعفا دادم و با همسرم شروع کردیم در مسیر علاقمون درس خوندن و به لطف خدا سال 98 هر دو با رتبه عالی وکیل شدیم. واسه همه عجیب بود چجوری دو نفر تو یه خونه با هم تو یک سال و تو یک شهر وکالت قبول بشن و این رو هم مدیون شما و خدایی که شما بهمون شناسوندید هستیم.بعد از اون وارد بازار وکالت شدیم و معجزه پشت معجزه برامون رخ داد. پرونده هایی به مسیرمون هدایت شد که واسه وکیلی که 20 سال سابقه داشت هم جای تعجب داشت. همچی عالی بود به جز بحث سلامتی و ثروت.استاد من حدود 10 سال سیگار می کشیدم. دو سال پیش بود که شما دوره قانون سلامتی رو تولید کردید، همسرم به خاطر اینکه میدونن تنها الگوی من شمایید، دوره قانون سلامتی رو به عنوان عیدی برام خریدند و من با وزن 95 کیلوگرم، زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی رو شروع کردم و بعد از 5 ماه، به 74 کیلو رسیدم ضمن اینکه سرحال و سلامت هم شدم. همسرم هم حدود 10 کیلو وزن کم کردند و ما زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی رو ادامه دادیم. بعد به طرز معجزه آسایی متوجه شدیم خداوند به راحتی بهمون یه فرشته عطا کرده.استاد خدا رو شاهد میگیرم که تمام دکتر ها و سونوگرافی ها مبهوت سلامت همسرم و جنین بودند. به لطف خدا به راحتی فرزندمون 27 اسفند قدم رو چشمام گذاشت و گل پسرم سالم و سلامت داره کنارمون رشد میکنه. یه نکته ای هم جا داره اینجا بگم که به خاطر آزادی زمانی که به واسطه آموزش های استاد بدست آوردیم، بدون هیچ گونه نگرانی داریم از لحظه لحظه بزرگ شدن پسرم کارن لذت میبریم و دغدغه هیچ چیزی رو نداریم.استاد سال گذشته من چند تا پرونده میلیاردی رو به سرانجام رسونده بودم اما با وجود اینکه شب و روز رو باورهای ثروت روانشناسی کار میکردم، حق الوکاله من رو بهم نمیدادند و همش وعده میداند با اینکه کارم تموم شده بود و کلی هم براشون رای خوب گرفته بودم که زندگیشون رو تغییر داده بود. بعد ما دوره بی نظیر احساس لیاقت رو از سایت خریداری کردیم. بعد از اینکه شروع کردیم به گوش دادن به آموزه های این دوره بی نظیر، تازه متوجه ترمز های وجودم شدم و دیدم به به علی شهبازخانی که فکر میکرد داره خوب پیش میره، تو بحث خود ارزشمندی چقدر ایراد داره. به صورت جدی شروع کردم کار کردن روی تمرینات دوره و عمل کردن به آگاهی های دوره احساس لیاقت و اتفاقات مالی عالی پشت سر هم شروع شد برامون رخ دادن. به نحوی که تو همین دو ماه گذشته، نیمی از مطالباتم وصول شد. میلیاردها تومان ثروت وارد زندگیمون شده که حتما پسرم بزرگتر بشه یه ویدئو سه نفره از تمام جزئیات دستاورد هامون تو این مدت براتون ارسال میکنیم تا بدونید وجود شما نبی خدا چه معجزاتی رو در زندگی برامون رقم زده.مطمئنم استاد عزیزم شما هم به این شاگردهای با ایمانتون که به این نتایج بزرگ رسیدن افتخار میکنید. استاد عزیزم من و همسرم تا همیشه سپاسگزارتون هستیم که باعث شدید هم خودمون رو بشناسیم و هم خالق قدرتمند مونو.
عباسیدوست داشتم تجربیات و اتفاقات درونی که تو این چند سالی که با آموزه های شما استاد عزیز کار می کنم رو به اشتراک بزارم.از لحاظ نتایج زندگی، تا حد خیلی زیادی من به هرچی میخواستم تو این سالها رسیدم.این حجم از تغییر و خلق اتفاقهای خوب زندگیم برایت رضایت بخش بوده. نکته جالب تغییرات این بود که من از لحاظ مالی و از لحاظ شرایط و لول کاری به درجه ای رسیدم که خودم باورم نمیشد. یعنی تونستم درآمدم را و جایگاه شغلی ام را تا 100 برابر ارتقا بدم و این یک بیگ بنگی در زندگی ام بود که به لطف الله به خیلی از خواسته هام رسیدم. اما به قول رضای عزیز، وقتی به این درجه از نتایج رسیدم همش احساس میکردم یک چیزی کم دارم و می پرسیدم چرا با اینهمه نتایج حالم خوب نشد؟ و چرا شادی ام کمتر شد با اینکه آرزوی این زندگی را داشتم. چرا با اینکه آرزوی این درامد رو داشتم، پس چرا الان که بهش رسیدم، روحیه ام اینجوری شده و …تا اینکه به لطف خدا هدایت شدم به جواب سوالم که: پسر تو داری از کمبود احساس لیاقت ضربه میخوری و باید رو احساس لیاقتت کار کنی. چون تو خودت رو یادت رفته و ...
یک متن نوشته خانم شایستع درمورد احساس لیاقت رو می خوندم و حتی فایل صوتی اون رو هم ضبط کردم و بارها گوش دادم .چقدر متن قشنگی بود. باعث شد کمی خودم را بیشتر بشناسم و کمی هم شرایطم رو تغییر بدم و مهم تر از همه بیشتر بفهمم احساس لیاقت یعنی چی. اتفاقاتی داشت برام می افتاد که نتایجی که ساخته بودم داشت فروکش می کرد و می خواست من رو به نقطه اول برگردونه. انگار بدون احساس لیاقت، اونهمه شرایط خوب مالی و کاری در من سنگینی میکرد و من رفته رفته عاشق خود فقیرم میشدم که با توجه به قانون، اگر در مورد نعمت هات احساس لیاقت نداشته باشی، اون نعمت ها ازت گرفته میشه.ولی دوباره به لطف خدا و آموزه های شما دوباره شروع کردم به کار کردن روی باورهام و این ماجرا مصادف شد با دوره بی نظیر احساس لیاقت که الان دارم با هر سطر و هر جمله از آگاهی های دوره زندگی میکنم. هر لحظه که با آموزه های دوره احساس لیاقت پیش میرم و خودم را بیشتر میشناسم، چه مسیر ها و آگاهی های جدید در قدم به قدم این دوره بهم داده میشه. حالم داره خوب میشه. وجودم آرام شده و البته رفته رفته نتایج و اتفاقهای خوب هم توی زندگیم دوباره شروع کردند به رشد کردن و من دارم یک جنس دیگه از اتفاقها و نتایج رو تجربه میکنم. از شما سپاسگزارم استاد عزیز
علی میرزایییادمه یک بار استاد در یکی از فایلهاشون فرمودند که بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودمون است. آن زمان خیلی این سرمایه گذاری روی خود را درک نکردم اما به لطف آموزه های دوره فوق العاده احساس لیاقت، الان عمیقا این مفهوم را تجربه می کنم که بهترین سرمایه گذاری سرمایه گذاری روی خودم است.
استاد از وقتی که دارم با آموزه های دوره احساس لیاقت زندگی می کنم، کلی اتفاقات فوق العاده برام رخ داده. از بالا رفتن درآمدم تا آشنا شدن با کلی آدم فوق العاده که همه اینها باعث شده که زندگی واقعا برای من خیلی آسان و زیبا بشه.آگاهی ها و تمرینات این دوره داره شخصیت من رو به صورت جدی تغییر میده. نسب به قبل، خیلی بیشتر به خودم آسون میگیرم و با خودم مثل رفیق صمیمیم برخورد میکنم. در حالیکه قبل از آشنایی با آگاهی های این دوره، اگر مرتکب خطا یا اشتباهی می شدم، تا مدتها توی ذهنم خودم رو سرزنش و توبیخ میکردم و تا چندین روز حالم بد بود یا احساس قربانی به خودم می گرفتم و دنبال یک گوش شنوا برای درد در دل کردن با اون شخص بودم تا یه جورایی این اشتباه رو توجیه کنم. اما الان مخصوصا بعد از جلسه ی مربوط به این بُعد از احساس لیاقت درونی، یاد گرفتم که چطور در این مواقع با خودم برخورد کنم و چطور ذهنم رو آموزش بدم تا به اشتباهاتم از زوایای سازنده نگاه کنه.باید اعتراف کنم که دوره احساس لیاقت یک توانایی مهم رو خیلی خوب به من یاد داده و اون، توانایی مدیریت گفتگوهای ذهنیم بوده که باعث شده زمان های بیشتری در حال خوب و احساس مثبت باشم. توی این دوره من یاد گرفتم که اول از همه از گفتگوهای ذهنیم آگاه باشم. خصوصا در لحظات چالش برانگیز، خواسم باشه که چطور گفتگوهای ذهنیم رو مدیریت کنم و به سمت مسیر مثبت، هدایت کنم.این دوره اونقدر تمرکز من رو روی بهبود خودم برده که قضاوت کردن دیگران در من خیلی کمتر شده. البته هنوز خیلی جای کار داره که قضاوت نکردن دیگران رو به صفر برسونم.یکی از نتایج واضح این دوره برای من اینه که، زندگیم به طرز محسوسی روان تر شده. احساس میکنم تبدیل شدم به یک انسان خوش شانس. چون اغلب بهترین اتفاق ها و یا برخورد ها را دریافت میکنم و کلی چیزهای خوب در زندگی من رخ میده که قبلا نبود.
مریمدوره ی احساس لیاقت اولین دوره آموزشی هست که من و همسرم از سایت خریدیم. این مدتی که با فایلهای هدیه روی خودم کار میکردم، متوجه شدم که بزرگترین مشکل من در زندگی عدم احساس لیاقته.من هیچ ارزشی برای خودم قائل نمیشدم. همیشه ناراضی بودم همیشه کمال گرا بودم. هیچ تعریف و تمجیدی نسبت به خودم رو نمی تونستم قبول کنم. مرتب خودم رو با دیگران مقایسه می کردم. از قیافه و ظاهرم گرفته تا تربیت بچه هام تا وضعیت مالی و … که باعث شده بود با اینکه زندگی خوبی داشتم، هیچ وقت از داشته هام راضی نباشم. همیشه جلوی آینه به خودم بد و بیراه میگفتم. خیلی وقتها تو تنهایی گریه میکردم. احساس گناه زیادی داشتم.هر جایی میرفتیم مهمونی، مسافرت ...از اول تا آخر فقط باید به دیگران سرویس میدادم تا تأیید بشم. حتی وقتی بقیه میگفتن شما خسته شدی استراحت کن بزار یه نفر دیگه کار شما رو انجام بده، با اینکه از خسته گی در حد انفجار بودم اما بازم خودم رو لایق استراحت نمی دونستم. می تونم بگم قبل از دوره احساس لیاقت، وضعیت آسایش درونی من فاجعه به تمام معنا بود و نسبت به خودم بینهایت احساس بی ارزشی داشتم. اگه یه جایی هم یه کوچولو میخواستم برای خودم ارزش قائل باشم، یه چیزی توی ذهنم می گفت: الان همه میگن مریم چقدر رفته تو قیافه و خودشو میگیره و...
تا اینکه به یاری خداوند، دانشجوی دوره احساس لیاقت شدم. استاد باورتون نمیشه هر جلسه ای که از این دوره رو که شروع می کردم، از اول تا آخر اشک میریختم از اینکه خدایا من چقدر من گمراه بودم؛ چقدر ناآگاهانه در حق خودم ظلم می کردم؛ چقدر بیهوده زندگی رو به خودم و خانواده ام سخت کرده بودم.من تک تک جلسات را با تمرکز گوش می دادم. انگار تمام جملات این آگاهی ها برای من ساخته شده بود و انگار خداوند داشت از زبان شما راهکار مسائل من رو بازگو می کرد. همیشه از صبح تا شب آگاهی های این دوره داشت برام تکرار می شد. از هر فرصتی برای تکرار این آگاهی های استفاده می کردم و خدا وکیلی می تونم بگم مثل آگاهی های دوره احساس لیاقت رو هیچ کجای دنیا، توی هیچ کتابی، از زبان هیچ استادی نمیتونی پیدا کنی. چقدر من خوشبخت بودم که تونستم در مدار دریافت آگاهی های این دوره قرار بگیرم و این تحوّل اساسی در شخصیت من ایجاد بشه.استاد الان که به خودم نگام می کنم، حتی در همین زمان کوتاه استفاده از آگاهی های این دوره، خودم هم نمیتونم باور کنم که این قدر تغییر کردم. تغییراتی که واقعا برام مثل رویا می مونه.وقتی توی این دوره تصمیم گرفتم روی احساس خود ارزشمندیم کار کنم، همه چیز در این باره برام غریبه بود، بخشیدن خودم؛ دوست داشتن خودم؛ وقت گذاشتن برای خودم؛ لایق دونستن خودم؛ پیدا کردن توانایی ها و نقاط قوتم و …سوالات خودشناسی این دوره، خیلی خوب راه رو برام هموار کرد و من یاد گرفتم چطور باید خودم رو لایق بدونم. بعد از اون انگار جهان برای من تغییر کرد. من به وضوح می دیدم که سدّی داره توی ذهنم شکسته می شه و لحظه به لحظه زندگی برام زیبا تر می شه.استاد یکی از مسائلی که تا قبل از دوره احساس لیاقت من فکر میکردم هرگز در زندگیم درست نمیشه و تا آخر عمر این مشکل با من خواهد بود، مشکل روابطم با بچه هام بود. فکر می کردم هیچ چیز نمیتونه این رابطه رو درست کنه. به خودم می گفتم حتی اگر من خودمو تغییر بدم، بچه هام و که نمیتونم تغییر بدم و این ها همچنان قدر نشناسن هستند.اما طی جلسات این دوره، رابطه من با بچه هام متحول شد. رابطه مون الان به قدری قشنگ شده که همش روزی هزار بار خدا رو شکر می کنم. این نتیجه برای من مثل معجزه می مونه. در کل زندگیم تا قبل از این دوره، وقتی بچه ها مو برا مدرسه رفتن بیدار میکردم صدای دعوا مون تا سر کوچه میرفت. آخر هم با کلی جیغ و داد میرفتن بیرون و از همون ابتدای صبح، حال من بد می شد و تا آخر شب این حال بد ادامه داشت. اما الان رابطه مون جادویی شده. صبح که میرم تو اتاق شون بیدارشون کنم، چشم که باز می کنند میگن: مامان دوست دارم!خدا میدونه من این رابطه رو توی خواب هم نمیدیدم چه برسه به واقعیت. ولی به لطف آگاهی های دوره احساس لیاقت، تونستم احساس لیاقتم رو بازسازی کنم و جهان هم داره برام ارزش قائل میشه. در کل زندگیم از همه لحاظ روون تر و قشنگتر شده. پدرم هر روز که میره نانوایی دوتا نون سنگک خشخاشی برام میگیره و میاد حالمو میپرسه. کاری که قبلاً هرگز نمیکرد.
همسرم با احترام بیشتری با من رفتار میکنه. حتی الان که میرم جلوی آینه، خودم رو خیلی زیباتر از همیشه می بینم و احساس دوست داشتنم نسبت به خودم 180 درجه عوض شده.سال پیش برای خرید ماشین، همسرم سرویس طلای منو فروخته بود و قرار بود چند ماه بعد برام یک سرویس دیگه بخره اما کلا بیخیال این موضوع شد. توی دوره احساس لیاقت، همسرم به صورت کاملا غیر منتظره ازم خواست تا باهاش برم بیرون و سرویس طلام رو انتخاب کنم و سرویس طلایی که برام خرید حتی خیلی بیشتر از طلای فروخته شده بود. بهم گفت بریم میخوام برات طلا بخرم و حتی خیلی بیشتر از اون طلایی که فروخته بود و برام خرید .خیلی خوشحال شدم وقتی درک کردم که اگه من یه کوچولو روی خودم کار کنم ببین جهان چقدر قشنگ درک میکنه و کلی بهت پاداش میده ....البته اینو میدونم که با توجه به عقبه ای که من داشتم، باید تا ابد روی آگاهی های این دوره کار کنم تا نتایجم پایدار بمونه.استاد با تمام وجودم ازتون سپاسگزارم. آموزش های این دوره از من یه آدم دیگه ساخته. خدا میدونه که من الان هیچ ربطی به مریم دوسال قبل ندارم
ملیحه کشمیرینمیدونم نوشتن نتایجم از دوره احساس لیاقت رو از کجا شروع کنم، چون توی مدت زمان کم آنقدر در تمام جنبه ها تغییرات مثبت داشتم که خودم هم شگفت زده شدم. وقتی داشتم بهبودهای اخیرم در این دوره رو توی دفترم یادداشت می کردم، به خودم افتخار کردم و آفرین گفتم از این همه تغییر.
استاد مهمترین دستاورد من از دوره احساس لیاقت، کنترل ذهن و نگه داشتن حس و حال خوب بوده حتی توی نازیباترین شرایط. من هر روز یه درجه از روز قبلم بهتر بودم و واقعا به خودم افتخار میکنم چون میبینم 99 درصد افراد جامعه این توانایی منو ندارن.یکی از تجربه های ارزشمندی ک توی این دوره کسب کردم این بود که: قرار نیست یک شبه تغییر کنم، قرار نیست به هر قیمتی به خودم فشار وارد کنم بلکه قراره روی بهبودهای روزانه و مستمر تمرکز کنم. قراره روی بهبود شخصیتم تمرکز کنم.من با کمک آموزش های این دوره سعی کردم هر روز یه درجه بهتر بشم. کوچکترین بهبود به چشمم میاد و یادداشتش میکنم و بابتش از خداوند سپاسگزارم.منی ک همیشه کمال گرایی رو ب حد اعلا رسونده بودم، شروع کردم با خودم نرمتر و مهربانانه تر رفتار کردن؛ شروع کردم به سرزنش نکردن خودم؛ راحت بخشیدن خودم وقتی اشتباهی می کنم. در صورتی که قبل از این دوره اصلا اینجوری نبودم. اگه یه اشتباه می کردم، ممکن بود تا ماه ها خودمو سرزنش کنم حتی بابت کلام اشتباهی ک تو ی جمعی زده بودم.
با کار کردن روی سوالات خودشناسی این دوره، کنترل ذهن رو خیلی خوب یاد گرفتم. خصوصاً در برخورد با چالش ها و متوجه شدم که آروم آروم گفتگوهای ذهنیم مثبت شده.قبل از دوره احساس لیاقت، خیلی تو زندگی فرزندانم و همسرم دخالت میکردم. همش میخواستم تغییرشون بدم. تمرکزم روی نکات منفی شون بود.همش میخواستم اصلاحشون کنم. ولی متعهد شدم که فقط طبق آگاهی های دوره عمل کنم و فقط روی بهبود شخصیت خودم کار کنم.حتی تمرکزم رو از روی میزان حساب بانکیم برداشتم و جالبی ماجرا اینجاست که طی کار کردن با جلسات این دوره، بیشترین میزان واریزی ها رو در طی 30 سال اخیر زندگیم دریافت کردم.تا قبل از آگاهی های دوره احساس لیاقت، اصلا توانایی هامو نمیدیدم که بخوام ازشون استفاده کنم. فکر میکردم چون تحصیلات دانشگاهی ندارم، از جامعه عقبم و کاری بلد نیستم. در صورتیکه کلی هنر یاد گرفته بودم و با کمک این سایت الهی، کلی پیشرفت شخصیتی کرده بودم اما اصلا این توانایی ها رو ارزشمند نمیدیدم. اما الان به کمک این دوره هر روز دارم بیشتر با خودم آشنا میشم، توانایی هام رو کشف می کنم و ازشون استفاده می کنم و بابتشون سپاسگزار هستم. خیلی با جزئیات دارم نعمت های زندگیم رو می بینم. دوره احساس لیاقت من رو از شر احساس گناه داشتن نجات داد. احساسی که شبانه روز باهام بود.حتی من بابت کاری ک 20 سال پیش انجام داده بودم، حرفی ک زده بودم، رفتاری ک کرده بودم، تا قبل از آگاهی های این دوره احساس گناه داشتم. اما بعد اینکه دهها بار اون 2 جلسه مربوط به حذف احساس گناه رو گوش دادم، اشکهام جاری شدن و یکبار برای همیشه تونستم خودم رو ببخشم و به آرامش برسم.استاد آموزش های این دوره چرخ زندگیم رو اونقدر روون کرده که توی این مورد خداوند خیلی وقتا اشک شوق من رو در میاره. یه کارهایی برام راحت انجام میشه که فقط چون تو این دوره هستم، منطقی بودن این موضوع رو درک می کنم.اونقدر ذهنم آروم شده که باید تلاش کنم تا یادم بیاد آخرین باری که نگران شدم کی بوده؟! ترس و نگرانی درباره آینده کلا از درونم رفته و ایمان و یقینی که این دوره نسبت به خدا برام ساخته، من رو به آرامشی رسونده که قابل مقایسه با هیچ نتیجه ای و هیچ میزان حساب بانکی نیست. آرامشی که بی قید و شرطه. انگار که به همه خواسته هام رسیدم. چون به این یقین رسیدم که خداوند بار زندگی من رو بر دوش گرفته و من رو آسان کرده برای آسانی ها. الهامات قلبم رو بیشتر و واضحتر می فهمم. استاد بی نهایت از شما بابت تولید دوره بی نظیر احساس لیاقت سپاسگزارم که شیوه درست زندگی کردن رو به ما یاد می ده. شیوه ای که نتیجه اش آرامش و سعادته.
سالار نظیف حسنیاز وقتی دارم با آگاهی های دوره احساس لیاقت روی خود ارزشمندیم کار می کنم، کنترل ذهن برایم خیلی راحتتر شده. در حالیکه قبل از این دوره اصلاً اینقدر توانا نبودم و با کوچکترین اتفاقی خیلی زود به هم میریختم و درونم پر از آشوب بود. اما الان آگاهانه گفتگوهای منفی رو از ذهنم دور میکنم؛ سرم رو از زندگی دیگران بیرون کشیدم و تمرکزم روی بهبودهای شخصیتی خودمه؛ بازخوردهای دیگران چه مثبت وچه منفی تأثیر خاصی روی من نداره در حالیکه قبل از این دوره اگر فردی ازم انتقاد می کرد، خیلی زود از کوره در میرفتم.تا قبل از دوره احساس لیاقت، من اصلا توی رابطه عاطفی نبودم. از وقتی که با آموزش های این دوره روی بازسازی احساس خود ارزشمندیم کار می کنم، یک عشق بینظیر وارد زندگیم شده و از وجود همدیگه واقعاً لذت میبریم و عشق پاکش رو دریافت میکنم. با اینکه تجربه اولم هست اما اصلاً احساس وابستگی به این رابطه ندارم.استاد این دوره واقعا نجات بخشه و هر روز نشونه های بیشتری می بینم از اینکه زندگیم چقدر در تمام جنبه ها روون شده:به راحتی شغل پیدا کردم؛ ارزش دارایی هام بالا رفته؛ مردم راحت تر کارهامو رو انجام می دن و مسائل مختلف زندگیم به راحتی حل میشه و همه چیز داره خوب پیش میره.
یگانه بانواین چند روزه که دارم تغییرات زندگیم رو از زمان ورود به دوره احساس لیاقت بررسی و یادداشت می کنم، حتی خودم هم فکر نمیکردم که توی خیلی از زمینه ها، تا این حدّ تغییر کرده باشم.منی که قبل از دوره احساس لیاقت با هر تضادی دگرگون میشدم، اما الان اونقدر شخصیتم تغییر کرده که در زمان خیلی کوتاهی میتونم نجواهای ذهنمو کنترل کنم و به نفع خودم به دست بگیرم و به نتایج شگفت انگیزی برسم. در طول این دوره، بارها هدایای ارزشمندی دریافت کردم. همچنین از لحاظ مالی تغییرات خوبی داشتم. تا قبل از ورود به دوره احساس لیاقت، من تو زمینه ی روابط، اصلاً شرایط خوبی نداشتم. کلاً دلیل آشنایی من با استاد عباس منش و ورودم به سایت استاد نیز همین مسئله بود. همه خواسته و تلاش من در راستای بهبود روابطم بود و نتیجه شگفت انگیز من، بالاخره با عمل به آموزه های دوره احساس لیاقت اتفاق افتاد. این نتایج اونقدر شگفت انگیزه که بهتره از واژه معجزه استفاده کنم.روابط من به طرز عجیبی با خانواده ام، با دوستان و همکارانم عالی شده. شاید این قسمتش یکم مزاح باشه اما واقعاً توی این مدت انقدر از طرق مختلف من پیشنهاد ازدواج دریافت کردم که اصلا فرصت فکر کردن و جواب دادن بهشون رو ندارم. پیشنهاد هایی که بشدت به معیارهای من برای ازدواج نزدیکه.این نتایج به من ثابت کرده که به اندازه ای که من با عمل به آگاهی های این دوره، تونستم خودمو لایق بدونم، جهان این احساس ارزشمندی رو به طرق مختلف توی زندگیم منعکس کرده.
سعید صادق زادهدوره احساس لیاقت برای من یک شاهکار فوق العاده بود که به من کمک کرده تا بهتر روی خودم کار کنم. به خاطر این ریشه ای کار کردن روی شخصیم، تواننستم توانایی ها را در خودم پیدا کنم که همیشه در وجودم بوده اما به خاطر احساس عدم لیاقت، آنها را نمی دیدم و ارزشمند نمی دانستم. بخش خودشناسی این دوره نه تنها توانایی هایم را به من شناساند بلکه باورهای قدرتمند کننده ای در مورد خودم در وجود من ساخته که باعث شده:مهارت هایم را ارزشمند بدانم؛ به خودم و توانایی هایم ایمان داشته باشم و بهتر خودم را قبول کنم؛ به خدای خودم ایمان پیدا کنم و راحت تر از او طلب کنم؛ خودم را دیگر سرزنش نکن و حقیر ندانم؛ صرف نظر از میزان دارایی هایم، از درون احساس خود ارزشمندی دارم؛ کوچکترین بهبود هایم را می بینم و تحسین می کنم و… این تغییرات درونی، اعتماد به نفس من را بهتر و بیشتر کرده و در رشد کسب و کارم تاثیر فوق العاده ای گذاشته است. چون دیگر کارم را بی ارزش و کوچک نمی دانم؛ راحت تر می توانم توانایی هایم را بیان کنم و نه تنها از تخصص و مهارتم خجالت نمی کشم بلکه از آن کسب درآمد می کنم.از زمان ورود به دوره احساس لیاقت، به خاطر بازسازی احساس لیاقت درونی ام، در جمع دیگر حرف خودم را نمی خورم؛ به راحتی عقاید و نظراتم را بیان میکنم، ضمن اینکه بحث هم نمی کنم و در زمان لازم، به جای پر حرفی، بیشتر سکوت می کنم و به صحبت های دیگران در جمع گوش می دهم؛
الان بیشتر عمل کننده هستم تا اینکه فقط حرف بزنم؛ اگر اعتراض و یا صحبتی هم داشته باشم، خیلی راحت و بدون ترس از تایید نشدن، آن را بیان میکنم؛
اگر فردی به من اعتراض کند یا انتقاد کند، ناراحت نمی شوم و مثل قبل با تندی با او برخورد نمی کنم بلکه حرف او را می شنوم و به خاطر بازخودی که داده، از او تشکر می کنم؛ خیلی راحت تر به درخواست های نامعقول دیگران \"نه\" می گویم؛
خودم را واقعاً دوست دارم به گونه ای که در هنگام خطا یا اشتباه، خودم را درک می کنم و مثل قبل خودم سرزنش نمیکنم و نمی گویم: \"دوباره گند زدی\". بلکه خودم را آرام می کنم و واکنش هایم را کنترل می کنم.خودم را در عمل خالق زندگی ام می دانم. از زمان حضور در این دوره، حد و حدود خودم را بهتر می شناسم و دیگر دنبال اصلاح کردن دیگران نیستم چون پذیرفتم من توان تغییر دیگران را ندارم و فقط توان تغییر خودم را دارم. الان آرامش خودم اولویت بسیار بالایی برایم پیدا کرده؛ کمتر از کوره در می روم و عصبانی می شوم؛ با مسائل و چالش های زندگی خودم روبرو می شوم و به نسبت خوبی از عهده حل آنها بر می آیم؛ زندگی ام خیلی ساده تر شده؛ خیلی صبور تر شده ام؛ کمتر دیگران را قضاوت می کنم؛ وقتم برایم ارزش پیدا کرده و حاضر نیستم آن را بیهوده هدر دهم؛ کمتر پای صحبت های دیگران می نشینم و غیبت کردن و در مورد دیگری صحبت کردن دیگر برای من معنی ندارد؛
سلام استاد
گفته بودین که باور کمبود کجاها توی زندگیتون هست میدنم که خیلی خیلی وجود داره ولی چند تاش که تونستم پیدا کنم من خیاط هستم وهمیشه میخاستم که یکی کمکی داشته باشم ولی باورم این بود که خیاط خوب نیست اگرم باشهاگر خیاط بگیرم حقوقش رو چه جوری بدم اگر درامد کافی نداشته باشم یا مثلا ایده به ذهنم میومد یه رگال لباس تولید کنم مشتری هام که میان از رگال هم دیدن کنن وبفروشم دوباره فکر منفی میومد که اگر فروش نره چی رودستت بمونه چی وهمین ترس باعث شده که هیچ وقت قدمی برندارم
وبابت اینکه گفتین باچه مساعلی روبرو شدید که فکر میکردین راه حلی نداره من با پسرم که الان پونزده ساله خیلی بحث میکریم فکر میکردم میتونم کنترل کنم وبعضی وقتا دیگه اینقد عاجز میشدم تو خلوتم گریه میکردم یروز از خدا خاستم که کمکم کنه همون روزا بود که خواهرم یه کلاسی رو معرفی کرد که برای فرزند پروری بود اونجا بود که فهمیدم مشکل پسرم نبوده خودم بودم با افکار منفی که ممنتوم میگرفتن منو با پسرم دذگیر میکرد واز من بعد از اون چند جلسه کلاس نه تنها دیگه با پسرم درگیر نبودم بلکه باهم دوستو رفیق هم شدیم الان همه چی رو میاد برام تعریف میکنه در صورتی که قبلا اگر میپرسیدم هم چیزی نمیگفت الان خودش میاد بغلم میکنه بوسم میکنه
یوقتایی که صداشو بلند مبکنه میاد معذرت خاهی میکنه
این اولین دوره ای هست که ازتون گرفتم امیدوارم به دستاورهای بزرگتری برسم وبیام باهاتون در میون بزارم بازم ممنون
سلام خدای جانم
سلام استاد عزیزم ودوستان مهربونم
من دیروز فایل دوم استاد رو گوش دادم در مورد راحت کارها براشون انجام میشه وبا هدایت پیش میرن دیروز تصادف کرده بود همسرم خداروشکر اتفاق بدی نیافتاده بود مقصرم نبودن رفته بودن بیمه اونجا کروکی ازشون خواستن وهمسرم رو 4تاکلانتری فرستاده بودن دنبال کروکی هر جا روفته بود جای دیگه ایی رو گفته بودن بره و…کلی درد سر داشتن دیروز
حالا امروز همسرم وقت نداشت بره سرکار بود به من گفت برم کروکی رو بگیرم به خیال خودمون کلانتری مورد نظر رو پیدا کرده بودیم گفت برو اونجا بگیرش منم رفتم گفتن سرهنگ فلانی اینجا نیست برو فلان کلانتری بازم یه جای دیگه منم تو دلم گفتم چرا این جوری شد من برا نیم ساعت مرخصی گرفتم نکنه خیلی طول بکشه منو الکی این ور واون ور بفرستن بعد یاد حرف استاد افتادم گفتم خدایا منو هدایتم کن من به راحت ترین راه بتونم کارمو انجام بدم برم خیلی سریع کارم راه بیافته و…بعد به گروهبان گفتم آدرس رو تو نشان برام من علامت بزن با همون مسیر یاب برم چون من اونجارو بلد نبودم وقتی که به مقصد رسیدم دیدم تو اون منطقه اصلا کلانتری وجود نداره از یه آقایی پرسیدم این خیابون کلانتری هست منو اینجا فرستادن ایشونم خیلی آدم مطلعی بود گفتن نه اصلا کلانتری نداره واون کلانتری که گفته بودن بهم گفت که خیلی از اینجا دوره و….
بعد کلی راهنمایی کرد که کروکی فلان بگیری اگه دست نویس کردن بیمه قبول نمیکنه وووو
بعد رفتن منم با ماشین راه افتادم دیدم این آقا به سمت ماشین من میاد منم نگه داشتم گفتن این خیابون یه طرفه س تهش از اینجا نمیتونی دور بزنی یه راهنمایی رانندگی هم چند تا کوچه بالاتر هست اگه بری از اونا بپرسی چون اداره کل شونه بهتر راهنماییت میکنن آدرس داد منم رفتم خیلی راحت پیداش کردم رفتم پرسیدم فلان جا تصادف کردیم و…کجا برم آدرس قبلی رو بهم دادن گفتم اونجا رفتم یه کلانتری دیگه روگفتن سرهنگ فلانی اینو که گفتم گفتن سرهنگ اینجاس در رو باز کردن بیا تو من شوکه شده بودم چون فقط رفته بودم آدرس بپرسم که کدوم کلانتری برم
همون جا کروکی رو بهم دادن راحت وآسان خداروشکر انقدر ذوق زده شدم از این اتفاق که نمیتونم براتون توصیفش کنم اشکم دراومد که ببین استاد میگفت این طوری شد هدایت خواستم کارها برام آسون شد منم کارم آسون پیش رفت خداروشکر من اینو معجزه میدیدم واقعا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین
سلام به استاد عزیزم
خدای مهربانم هرچه دارم ازتودارم
من اصلا یک درصد فکر نمیکردم بتونم تا قبل از زمان تخفیف دوره رو بخرم بصورت ناگهانی
البته چند وقتی هست که همسرم در برنامه های استاده وخیلی تمایل به خرید این دوره داشت همش میگفت یه جوری این دوره رو بخریم قبل از عید توسط یکی از دوستان غرفه روسری زدیم وخداروشکر پول دوره برامون جفت و جور شد حتی چند برابرش ….وتمام مخارج عیدمون رسید نزدیک به 10میلیون عیدی سوغات بردم اصلا فکرشو نمیکردم ..ایام عید کلی بهم خوش گذشت ….مادر شوهرم کلی بهمون سوغات داد البته مادر شوهرم زنی دست ودلبازن ….وخداروشکر نتایج دارن میان اینها رو داشته باشین تا نتایج بیشتر رو هم بیام بنویسم
سلام خدای جانم مهربان ترینم عزیزم هادی ام هستی ام آرامشم خدای زیبایم خدای رحمانم رحیمم سخائم ستارم
وسلام ودرود بر استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم برام خیلی باارزشینخداروشکر خدا منو به سمت شما هدایت کرد
خواستم تو دفتر یادداشتم اینو بنویسم ولی حسم گفت بیام واینجا بنویسم
بنویسم وتقاضای هدایت کنم از خدای عزیزم برای کسب وکاری که میخوام راه بندازم شروع کنم خدایا مدرسم باش هدایتم کن چطور شروع کنم کجا برم چه چیزهایی بخرم خودت کمکم کن تایم خالی برام باز کن من با آرامش و وقت کافی بتونم کارمو شروع کنم
این رو به عنوان یه رد پا برای خودم گذاشتم توکل علی الله
به نام خدای مهربانم خدای خوب و قدرتمندم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان همفرکانسم
این روزها با اینکه هنوز نتونستم دوره رو تهیه کنم
اما متوجه شدم به خداوند خیلی نزدیک تر شدم
و راحت تر خواسته هامو میخوام و بهم داده میشه
و الان اومدم کامنتها رو بخونم چقدر قشنگ نوشتن دوستانم من فدای شما بشم
خیلی خوشحالم که نتایج عالی گرفتین در این مدت کم
بعضی از دوستان گفتن بعد از دو یا سه جلسه تمرین حل کردن نتایج عالی رو گرفتن خب خیلی خوبه
این مشخص میکنه چقدر دوره مهمیه چقدر بازخورد گرفتن دوستان
چقدر تلاش ذهنیشون بالا بوده و برای من درس داره که روی هر دوره ای تمرکزی کار کنی پاسخ مثبت میده تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا
خدارو شکر میکنم برای داشتن همچین استادی و همچین دوستانی الهی شکرت سپاسگزارتم
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شاد و سلامت و ثروتمند باشین
به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم
خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش
الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس
بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه
به خدا الان که دارم مینویسم اشک از چشمام سرازیره .
نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.
تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.
برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا
از بس باورهای خراب تو ذهنم بود
باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه
همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من
و
من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.
و
به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره
هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم
و
با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم
پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم
پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره
و
این هم یه باور مخرب دیگه و
هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم
البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.
اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا
که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،
و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم میدونم.
که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.
خدایا شکرت
همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود
چرا امن
من این همه دیر با شما آشنا شدم.
از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که میشنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.
به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.
از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده
ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .
فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که
خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش میره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب میرسونه.
در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .
من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.
من الان هر چه ازش بخوام بهم میده
و
مهم تر از همه رفاقت با خودشه .
حال خوب بودن با خودش.
دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.
ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو
هم خدای درون وجود خودت رو
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت
داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبلتر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی میکنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی قبلتر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایلهای عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزشها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایلهای توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .
در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .
به نام خداوند بی همتا
سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیتها و پیشرفتی که کردید.
ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .
ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.
خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه
عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.
خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.
خیلی دوستتون دارم استاد جانم
عاشقتونم مریم عزیزم
دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه
امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.
خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم
شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا
دوستدار شما=سحر
1404/1/18