ستاره_ناصریامروز بعد از یک سال و دو ماه، چکاپ فرکانسی خودم را که در شروع دوره 12 قدم انجام داده بودم، مرور کردم. باورم نمیشد چقدر شخصیت و زندگیام تغییر کرده! اگر این چکاپ نبود، شاید حتی تصورش را هم نمیکردم که قبلاً چنین شخصیتی داشتم. تحولات مالی و شغلی: به لطف خدا، بسیاری از خواستههایی که قبلاً فقط آرزو داشتم ولی توانایی خریدشان را نداشتم، اکنون به راحتی در اختیار دارم. زمان شروع دوره، هیچ شغلی نداشتم و فقط به دنبال ایجاد یک درآمد بودم. اما به لطف خدا، کسبوکارم رونق گرفته و ورودیم تا الان سه برابر شده است. قبلاً امیدی به آینده نداشتم، اما الان پر از شور و انگیزهام و ایمان دارم که اتفاقات فوقالعادهای در راه است. تحولات عزتنفس و قدرت درونی: الان باور زیادی به تواناییهای خودم دارم، احساس لیاقت میکنم و خودم رو شایسته نعمتهای خدا میدانم. وقتی با چالش روبهرو میشوم، ابتدا با خدا صحبت میکنم و از او میپرسم که این مسئله چه درسی برای من دارد و چگونه باید حلش کنم. قبلاً حتی از حل سادهترین چالشها عاجز بودم، اما اکنون باور دارم که هر مسئلهای راهحل دارد و میدانم که قدرت حل آن در من هست. تحولات معنوی: ارتباطم با خدا فوقالعاده شده، مثل یک دوست صمیمی که همیشه کنارم هست. هر وقت به چالش میخورم، از او میخواهم که راه را نشان دهد. قبلاً حتی خود را لایق صحبت کردن با خدا نمیدانستم، اما اکنون خودم را بخشیدهام، پذیرفتهام و در مسیر جبران هستم. **آرامش و نگرش جدید به زندگی:** بیشتر روزها آرامشم را حفظ میکنم و به خدا توکل دارم. قبلاً ترسهای زیادی داشتم، اما اکنون میدانم که \\\"الخیر فی ما وقع\\\" و هر اتفاقی حکمتی دارد. باور دارم که خودم خالق تکتک لحظات زندگیام هستم. تحولات در روابط: قبل از دوره، در رابطهای عاطفی بودم که در آن، به خواستههایم احترام گذاشته نمیشد. پس از این دوره، آن رابطه را رها کردم و اجازه دادم که به سمت یک رابطه هدفمند هدایت شوم. اکنون به لطف خدا، با کسی نامزد کردهام که 95 درصد معیارهای من را دارد. بین ما صمیمیت، احترام و توجه واقعی وجود دارد و نامزدم کاملاً با قوانین آشناست. چقدر از اینکه در این مسیر هستم، به من افتخار میکند و من هم بابت وجودش از خدا ممنونم. ارتباطم با دیگران بسیار بهتر شده است. قبلاً کینه و نفرت زیادی در دلم داشتم، اما اکنون یاد گرفتهام که خودم مسئول تمام اتفاقات زندگیام هستم. در روابط، صبورتر و خوشاخلاقتر شدهام و آرامش بیشتری را تجربه میکنم. در لحظاتی که به چالش برخورد می کنم، از واکنش های جدیدم متوجه تغییرات درونی خودم میشم که چقدر رشد کرده ام.تحولات جسمی و سلامتی: در این یک سال، 13 کیلو وزن کم کردهام و بدنم بسیار سرحالتر شده است. قبلاً اگر بیمار میشدم، روزها طول میکشید تا بهبود پیدا کنم، اما اکنون نهایتاً یک روز بعد، کاملاً خوب میشوم. تمام مشکلات جسمی که داشتم، به لطف خدا برطرف شده و اکنون کاملاً سالمم. دوره 12 قدم مثل یک دانشگاه خودسازی بود. استاد عزیز، بینهایت سپاسگزارم بابت تمام آگاهیهای ناب. تکتک جلسات این دوره همچنان برایم الهامبخش است و میدانم که هنوز راه زیادی برای رشد و بهتر شدن دارم. بابت وجودتان خدا را شکر میکنم. از خالقم ممنونم که من را به دوره 12 قدم هدایت کرد تا در یک سال \"جهاد اکبر\" برای تغییر شخصیتم به راه اندازم و نسخه بهتری از خودم بسازم.
علیرضا جلالیاسفند ماه سال ۱۳۹۸ در اوج مشکلات مالی و کاری در حالیکه مستاصل و درمانده شده بودم، توسط یکی از دوستانم با استاد عباس منش آشنا شدم.ایشان از آنجا که وضعیت بد من را مشاهده می کرد، ابتدا یک فایل از استاد عباس منش برای من فرستادند و گفتند گوش بده و اگر علاقه مند بودی در سایت elmeservat.com عضو شو و سایر فایلها را ببین.فایل درباره توحید عملی بود. گوش دادن اون فایل، کم کم امید و توکل را در وجودم دوباره زنده کرد. تا جایی که دیگه کارم شد گوش دادن به فایلهای دانلودی سایت. به لطف هدایت خداوند و آموزه های استاد، مشکلات فراوانی که به خاطر شراکت کاری برایم بوجودآمده بود رو پشت سر گذاشتم و خداوند به گونه ای دست من را گرفت که هیچکس باورش نمیشد من بتوانم از آنهمه مشکلات اداری و مالی که شریکم برایم بوجود آورده بود، به این آسانی عبور کنم. من با متعهدانه عمل کردن به آموزه های استاد توانستم بدهی ها را تسویه کنم و مسئله تعطیل شدن کسب و کارم را حل کنم. تقریبا دو سال طول کشید تا بدهی هایم تسویه شود. وقتی برای اولین بار وارد سایت شدم، استاد دوره 12 قدم رو تازه شروع کرده بودند ومن به خاطر شرایط مالی نامناسب، قدرت خرید قدم اول را نداشتم و با فایلهای دانلودی پیش رفتم اما وقتی دوره 12 قدم را شروع کردم، با یک سال کار کردن روی آگاهی های 12 قدم، از روزهایی که به دلیل بدهی ها وقرضها حتی پول خرید نان نداشتم، به جایی رسیده ام که الان در خانه ای که خودم ساخته ام نشستم و داستان هدایتم به سمت آموزه های استاد را می نویسم.از خداوند برای بودن در این مسیر توحیدی سپاسگزارم.
ماریا اکبریپارسال اواخر بهمن ماه، قدم اول از دوره 12 قدم رو به عنوان عیدی برای خودم خریدم. میدونستم با عمل به این آگاهی ها قراره اتفاقات خیلی خوبی تو زندگیم رقم بخوره اما هرگز فکرشو نمیکردم که قراره این همه اتفاقات ریز و درشت فوقالعاده برام رقم بخوره و زندگیمو در تمام ابعاد بهتر کنه.استاد، تا قبل از آموزه های این دوره اصلا درک نمیکردم \\\"روانتر چرخیدن چرخ زندگی\\\" یعنی چی؟! نمیدونستم میشه تا این حد توی زندگی آسان شد برای آسانی ها. اما الان به خاطر عمل به آگاهی ها و تمرینات این دوره، صدها مثال درباره این توصیف دارم که وقتی روی خودت کار می کنی، جهان چطور کارها رو برات به آسانی و به صورت طبیعی انجام میده.استاد در شروع دوره با وسواس زیاد و با صداقت وصف ناشدنی چکاپ فرکانسی شروع دوره رو به شکلی که فرموده بودید ، از خودم گرفتم. تقریباً هر فصل یکبار باز به همه سوالات چکاپ فرکانسی جواب میدادم، جوابهای فصل جدید رو با فصل قبل مقایسه می کردم و از این حجم از تغییرات تو زندگیم ذوق زده میشدم. دیدن این تغییرات بهم انگیزه می داد تا با عشق و اشتیاق مسیر 12 قدم رو ادامه بدم. اما واقعا باورم نمیشد که در قدم های آخر از 12 قدم، قراره نتایجم تصاعدی بشه و این بخش شیرین از قانون تکامل رو تجربه کنم.اگر با خودم صادق باشم، باید بگم که من واقعاً 30% از آگاهی های این دوره رو درک کردم و به اونا عمل کردم و تمرینات رو انجام دادم اما با این حال اینهمه نتیجه گرفتم. واقعاً اگر 100% خودم رو بگذارم چه نتایجی میگیرم. چون نتایج الانم، در اکثر زمینه ها، بسیار بسیار بالاتر از حد رویام بوده.قبل از دوره 12 قدم، من از لحاظ مالی هیچ خونه یا ملکی نداشتم و اولین سند خونه ی عمرم تو این دوره بنامم زده شد که یک خونه چند میلیاردی هست. پس اندازم نسبت به شروع قدم اول، 3 برابر افزایش پیدا کرده و ماشین دارم. قدرت خریدم افزایش پیدا کرده. خودم شخصاً یک خونه توی گیلان برای تفریح اجاره کردم با تمام امکانات رفاهی برای روزهای تعطیلم. توی این 12 ماه، علاوه بر اینکه مسافرتهای زیاد و باکیفیت رفتم، نه تنها شهریه دانشگاهمو به راحتی پرداخت کردم بلکه هر قدم از دوره 12 قدم رو هم به راحتی خریداری کردم و صدها دستاورد ریز و درشت دیگه از لحاظ مالی داشتم.قبل از آشنایی با آگاهی های استاد عباس منش عزیزم دیپلمه بودم الان کارشناسی مدیریت دارم و 2 تا مدرک بین المللی از معتبر ترین دانشگاه ایران (دانشگاه تهران) دارم. شغلی دارم که دوستش دارم، مدرس دانشگاه هستم.اگر نمره رابطه ام با خدا رو قبل از دوره 12 قدم 50 بدونم، به لطف آموزش های این دوره و خصوصا تمرین ستاره قطبی، نمره رابطه من با خدا الان به 100،000 رسیده و بی نهایت عالی شده؛با خودم به صلح رسیدم؛ اعتمادم به خودم و توانایی هام بیشتر شده؛ خودم رو لایق تر میبینم و همین احساس لیاقت باعث شده تا الهاماتی که بهم میشه رو دریافت کنم و شجاعت عملی کردنش رو داشته باشم و نتایج عالی بگیرم.درباره روابط بین فردی، می تونم بگم به حدی عالی از استقلال عاطفی و عدم وابستگی رسیدم. چون با خودم در صلح هستم، روابطم با دیگران عالی است. آدم ها و روابط مسموم خود به خود و بدون کوچکترین بی احترامی از زندگیم حذف شدن.قدرت عوامل بیرونی توی ذهنم به وضوح کمرنگ شده و در حوزه سلامتی، به لطف زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، اندام بسیار متناسب، بدن سلامت، پوست بسیار صاف و موهای بسیار زیبا دارم.یکی از دوستام رو بیش از یک سال بود که ندیده بودم و از من خبری نداشت چون به شدت سرگرم کار کردن رو خودم بودم. وقتی از من پرسید توی این یک سال و خورده ای چکار می کردی و من از نتایجم گفتم، با تعجب گفت تو توی یک سال نتایجی رو گرفتی که خیلی ها توی 30 سال می گیرن. هم از لحاظ مالی، هم از لحاظ اعتماد بنفس ، تناسب اندامی، شغل و …استاد من میدونم که دلیل این حجم از تغییرات و نتایج، تغییر باورهامه که حاصل عمل به آگاهی های این دوره و تکرار بی وقفه این آگاهی ها بوده. من حتی یک روز هم تمرین ستاره قطبی رو جا ننداختم و هر روزه این تمرین رو انجام دادم. در این یکسال، روزی نبوده که بدون آموزش سپری شه. تحت هر شرایطی، یک جلسه از این آگاهی ها رو حتما با دقت و تمرکز زیاد گوش کردم و بعد به کار های دیگه رسیدم چون یقین دارم که این آگاهی ها کانون توجه من رو به سمت خواسته هام جهت دهی می کنه و باعث میشه که من به ناخواسته ها اجازه ورود به زندگیم رو ندم. مدام با خودم تکرار می کنم که: ماریا چون داری روی خودت کار میکنی، هر اتفاقی رخ بده به نفع تو خواهد بود. تو فقط این مسیر رو ادامه بده و به خداوندی خدا هزار تا مثال درباره این موضوع که اتفاقات به نفع من رخ داده، دارم. استاد عزیز، من باور دارم که مسیر آموزه های شما، تنها مسیر رسوندن من به سعادت دنیا و آخرته. به خاطر همین با اشتیاق برای بهتر درک کردن قوانین و این آموزه ها وقت میذارم. خداوند رو سپاسگزارم به به سمت این آگاهی های توحیدی هدایت شدم.
سیده مینا سیدپورمن 40 سال سن دارم و الان نزدیک به 3 ساله که با آموزش های استاد عباس منش همراه هستم می خوام از نتایج و تغییراتی بنویسم که در یک سالی با دوره 12 قدم، به دست آورده ام.قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش، زندگی من در وضعیت کاملاً نامناسبی بود. از همسرم جدا شده بودم و پکیج زندگی من شامل اعصاب داغون، کلی قرص و دارو، قطع ارتباط با خانواده و اقوام، دوری از مردم و جامعه، بی پولی، نداشتن حمایت عاطفی و مالی، احساس خود سرزنشی، احساس گناه، ترسهای بی حد و حساب و نا امیدی 100% از درگاه خداوند بود و به خودکشی فکر می کردم.به لطف خداوند با استاد عباس منش آشنا شدم و با پیگیری آموزه های استاد، زندگیم شروع به تغییر کرد و از اون اوضاع آشفته کم کم به سمت نرمال پیش رفت. سپس با ورود به دوره 12 قدم، در کمتر از یک سال، الان زندگیم و شرایطم از هر نظر خیلی خیلی عالی شده. من آنقدر از 12 قدم نتیجه گرفتم که آنچه اینجا می نویسم، فقط بخش کوچکی از تغییراتم هست:در حوزه سلامتی، از فردی که مدام درگیر مصرف دارو و مسکن و درد و بیماری و آزمایش و سونوگرافی و دکتر بود، به فردی تبدیل شدم که به لطف خداوند هم تناسب اندام خوبی دارم الان وهم از سلامتی کاملی برخوردارم.اگرچه گاهی که از آموزه های سایت و کار کردن روی خودم و کانون توجه ام دور میشم یا تمرین ستاره قطبیم رو انجام نمیدم، انرژی منفی میاد سراغم و دچار سردرد میشم اما الان دیگه دلیل این موضوع رو فهمیدم و سعی میکنم آگاهانه مراقب کانون توجه ام باشم و با این آگاهی ها همراه باشم.از نظر اوضاع مالی، درآمد من حدود 50 برابر افزایش پیدا کرده و از یک میلیون تومان در ماه به حدود 40 تا 60 میلیون تومان در ماه رسیده.خونه ی 62 متری من با ارزش 900 میلیون توی رشت، تبدیل شده به یه خونه ی 91 متری 2 میلیارد تومانی.از بیکاری و به درو دیوار نگاه کردن و فکر کردن به آنچه از دست داده ام یا بدست نیاورده ام، رسیدم به جایی که زندگیم هدفمند شده و الان کسب و کار شخصی و مورد علاقه خودم رو دارم. آزادی زمانی دارم و ساعت کاریم دست خودمه.از نظر رابطه با خودم، به صلح درونی رسیدم اونهم منی که قبلا از درون ملتهب و ویران بودم و نمیتونستم با خودم مهربان باشم.از نظر روابط با دیگران، مدتهاست که ارتباط خانوادگی و اجتماعی خوبی رو تجربه میکنم و با آدمها و جهان اطرافم در صلح هستم.از نظر معنویت و ارتباط با خداوند، از فردی که کارش گریه و آه و زاری وناله ونفرین و گله مندی بوده، به آدمی تبدیل شده که یاد خداوند، اشک شوق من رو در میاره و وقتی با خدا حرف می زنم یا به این نیروی هدایتگر فکر می کنم، قلبم باز میشه و حتی چهره ام نورانی میشه طوری که دیگران متوجه این تغییر و اون حس زیبای درونی ام می شن که دارم با خدا تجربه می کنم. استاد عزیز، اینها بخشی از نتایجم بود که خلاصه نوشتم تا به خودم یادآوری کنم که ناسپاس نباشم. این تغییرات مربوط به همان مینایی هست که می گفت من دیگه نمی تونم و بلد نیستم این زندگی لعنتی درست کنم و واقعا می خواست خودکشی کنه. اما خداوند با وجود اونهمه جهل و شرک من رو هدایت کرد تا دوباره زندگیم رو بسازم و سر پا بشم.استاد تغییر زندگی من با تغییر باورهایی شروع شد که آموزه های شما خصوصا در 12 قدم بهم یاد داد و اجرای اون آگاهی ها منجر به تغییر شخصیت من شد و در نهایت خیر دنیا واخرت رو برام به ارمغان آورده. هر دقیقه از هر جلسه از دوره 12 قدم، پر از آگاهی های زندگی ساز هست. پر از باورهای قدرتمند کننده و سازنده ای که میشه درباره هر دقیقه از اون آگاهی های ناب این دوره، چندین صفحه دیدگاه نوشت.من فکر می کنم تونستم به اندازه سر سوزن به اون آگاهی ها عمل کنم و این همه تغییر در زندگیم اتفاق افتاده. استاد من فقط به حرفهای شما، آگاهی های شما، مسیر شما و به ایمان شما ایمان آوردم. وقتی دیدم خداوند دستمو گرفته، دیگه آگاهانه سعی کردم دستان خداوند رو رها نکنم و توی مسیر این آگاهی ها بمونم. چون فهمیدم خداوند در تمام عمرم با من بوده اما این من بودم که دست هدایتگر اون رو پس می زدم.
علیرضا بهادریمن در چکاپ فرکانسی قدم 12 ام به سوالات شما جواب دادم و جواب های قدم 12 را با جواب هایم در شروع 12 قدم و قدم اول مقایسه کردم و می خواهم تغییرات و پیشرفت هایم در این 12 قدم، در زندگیم بنویسم و اول توضیح دهم انجام چه تمرین هایی به چه شکل باعث شد تا این نتایج حاصل شود. مهم ترین خواسته من، رشد وضعیت مالی بود. قبل از ورود به 12 قدم فایل \\\"چگونه در عرض یک سال درآمد خود را چند برابر کنیم\\\" را گوش دادم، نت برداری کردم و تعهد دادم تا درآمدم را 3 برابر کنم. سعی کردم به تک تک آموزه ها عمل کنم. هرچند در طی کار کردن با آموزه ها، نجواهای ذهنم هم زیاد بود که مرتب به من می گفت: تو چند ساله داره کار می کنی و حتی یک 1000 تومان هم حقوقت رو اضافه نکردند، چطور می خواهی حقوقت رو 3 برابر کنی. اما این آموزه ها به من یاد می داد که چطور به خدای یکتا ایمان داشته باشم و ادامه دهم.اتفاقی که افتاد، بعد از 20 روز از کارم اخراج شدم. اون زمان من در یک مغازه پروتئینی در شهرستان کار میکردم. وقتی این اتفاق رخ داد، حرفهای استاد رو توی ذهنم تکرار می کردم که می گفت: وقتی در مسیر درست حرکت میکنی هر اتفاقی که بیفتد به صلاح شماست و میخواهد شما را به خواسته هایتان برساند. من گفته های استاد را باور کرده بودم و به خودم یادآوری می کردم و این یادآوری ها، ایمان من را بیشتر می کرد. به همین دلیل بدون هیچ ترس و تردیدی بر این تمرکز کردم که این اتفاق به من وقت بیشتری داده تا بهتر روی خودم کار کنم و بعد هدایت شدم از اون شهر به مشهد مهاجرت کنم و به صورت کاملا هدایتی و معجزه آسا که در کامنت های قبلی داستانش را گفته ام، صاحب یک مغازه شدم. کل سرمایه من 50 میلیون بود و با توکل به خدا شروع کردم و بعد وارد دوره 12 قدم شدم. 12 قدم مکمل پیشرفت من شد. آموزه های این دوره باعث شد در لحظات نجواهای ذهن، بتوانم ذهنم را کنترل کنم و افسار آن را بدست بگیرم. با هر قدم از 12 قدم، رشد و پیشرفت من سریعتر و سریعتر میشد.اول از همه با تمرین ستاره قطبی شروع کردم و طبق توضیحات استاد، از خواسته های کوچک شروع کردم تا آرام آرام ظرف وجودی من بزرگتر شد و نتایج نیز بیشتر و بیشتر شد. من طبق توضیحات جلسات تمرین ستاره قطبی، از خداوند درخواست میکردم و خداوند نیز اجابت میکرد و من سپاسگزاری می کردم و این سیکل هر روز ادامه داشت و هر بار نه تنها نتایج بیشتر می شد بلکه اعتماد به نفس و انگیزه من برای بهتر عمل کردن، بیشتر می شد. هر روز بیشتر تشنه کار کردن روی خودم میشدم. هدف من این بود که با 12 قدم از نظر مالی رشد کنم اما من در همه ی زمینه ها رشد کردم. انگار تمام جنبه های زندگی به هم وصل بودند که با کار کردن روی خودم، همه جنبه های زندگی ام رشد کردند.هر روز جلسات باور ساز خصوصاً جلساتی که نحوه ایجاد باورهای قدرتمندکننده را توضیح می داد را تکرار میکردم به گونه ای که آن باورهای قدرتمندکننده، جزئی از وجودم شده بود.در هر لحظه جلسات دوره را گوش میکردم و نکته برداری میکردم.اتاق خوابم، مغازه ام، حتی سرویسهای منزلم پر از برگه های بزرگ از سوالاتی بود که چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. چون من خودم را میشناختم و مب دانیت که اگر این آگاهی ها را هر روز به خودم یادآوری نکنم، فراموش می کنم و به شیوه قبلی بر می گردم. به خاطر این استمرار، هر روز نگران و ناراحتی هایم کمتر میشد چون ایمان و توکلم در عمل بیشتر میشد و تمام هدفم فقط کار کردن روی خودم و درونم بود. کم کم ارتباط های خوبی با مشتری هایم پیدا کردمدر تمام مدت آموزش با دوره 12 قدم، من سعی کرده ام باورهای محدود کننده قبلی را کنار بگذارم و با عمل به آموزه ها و تمرینات دوره 12 قدم، باورهای قدرتمندکننده بسازم. این سبب شد تا آرام آرام باور به فراوانی در ذهن من شکل بگیرد و این باور که: من خالق زندگی خودم هستم و میتوانم هر آنچه را که میخواهم خلق کنم، در ذهن من رشد کند. این باور باعث شد به دنبال آرزوهای خودم بروم. چون درک کردم هیچ محدودیتی نیست و من آزادم تا هر گونه بخواهم زندگیم را تغییر دهم. به نسبت تغییراتی که در درونم ایجاد کردم، نتایج بیرونی من نیز بیشتر می شد. هدف من این بود که اوضاع مالی ام بهتر شود اما با کار کردن روی 12 قدم، همه ی جنبه های زندگی من رشد کرد چون من از درون رشد کردم.در جنبه مالی، در شروع قدم اول، پس اندازم صفر بود و در پایان قدم 12، مبلغ 250 میلیون تومان پول نقد دارم؛در شروع قدم اول، 90 میلیون تومان بدهکار بودم و در پایان قدم 12، هیچ بدهی ندارم؛در شروع قدم اول، میزان سرمایه کاری من حدود 50 میلیون تومان اجناس مغازه ام بود و در پایان قدم 12 ام، سرمایه مغازه من به 5 برابر رسیده است؛در شروع قدم اول، توانایی خرید من بسیار کم بود در پایان قدم 12 ام، توانایی خریدم 50 برابر بیشتر شده است؛سود خالص (درآمد) ماهیانه من در شروع قدم اول 5 میلیون تومان بود و در پایان قدم 12 ام، درآمد ماهیانه من (سود خالص) بیش از 14 برابر رشد کرده است؛در جنبه روابط، در شروع قدم اول، رابطه ام با همسرم از خط قرمز رد شده بود و حرمت و احترام از بین رفته بود. بعد از قدم 12 ام و کار کردن روی خودم، رابطه ام به شکل تغییر کرده که الان عاشق و دیوانه یکدیگر هستیم اما بدون وابستگی.در سایر روابطم، در شروع قدم اول، تو روابطم میخواستم پاچه همه رو بگیرم. کاملا منزوی و تنها شده بودم اما الان و در پایان قدم 12 ام کلی دوست هم مدار و هم فرکانس دارم که اوقات خوشی با هم داریم.
در شروع قدم اول، روزم با بدترین شرایط احساسی شروع میشد و پیامد این احساس بد هم اتفاقات بد و بدتر بود. شب هم با گند ترین حالت احساسی تموم میشد و این روند همواره تکرار می شد. اما در پایان قدم 12 ام، الان روز من با لبخند و شادی شروع میشه و طی روز فقط اتفاقات خوب رو میبینم و شب با دنیایی از احساس سپاسگزاری و احساس خوب تموم میشه.
استاد عزیزم، این زندگی رویایی رو تو خواب هم نمی دیدم اما الان دارم زندگیش می کنم. عمل به آموزه های شما منو توحیدی و یکتا پرست کرده و متعاقب اون هم نعمت و خوشبختی به زندگیم سرازیر شده. من یاد گرفتم که راحت خودم رو به جریان هدایت بسپرم. راحت توکل می کنم. احساس میکنم خداوند همه مسیرها رو برایم مهیا کرده تا فقط شاد باشم و از زندگیم لذت ببرم.
علیرضا بهادریتابستان 99 جسته و گریخته با فایلهای شما آشنا شدم.هر از چند گاهی از طریق شبکه های اجتماعی شما را دنبال میکردم.حال و روزم کمی بهتر میشد و باز رها میکردم و میرفتم به سمت روال قبلی زندگیم. حداقل 9 ماه طول کشید تا فهمیدم گمشده ای که به دنبالش هستم، سایت استاد عباس منش هست. اما همین جسته گریخته گوش کردن فایلها و شکر گزاری های روزانه، کمی زندگیم رو تغییر داد اما زیاد مشهود نبود. مثل دانه ای بود که من کاشته بودم و هنوز جوانه نزده بود و من فقط خاک را میدیدم. اما حال دلم خوب شده بود و امید به آینده در دل من زنده شده بود.این روال ادامه داشت تا سال 1400 به یک تضاد عاطفی برخوردم. این تضاد باعث شد تا از نظر روحی در وضعیت بدی قرار بگیرم و دست به دامن هر چیزی و هر کسی شوم تا بتوانم رها شوم. هیچ چیز و هیچکس نتوانست تسکین دردم شود تا اینکه یک روز هدایت شدم به فایل توحید عملی 6 و جرقه اولیه تغییراتم زده شد. صبح تا شب حتی در محل کارم، فایلهای استاد رو گوش میکردم و باور میساختم. فایلها چگونه در عرض یکسال درآمد خود را چند برابر کنیم رو کار کردم و بعد وارد دوره 12 قدم شدم. طی 4 ماه هدایت شدم به مهاجرت و یک شغل جدید که بهش علاقه داشتم و درآمد من از ماهی 5 میلیون به 15 میلیون افزایش یاقت. با جدّی کار کردن روی آموزش های 12 قدم، سرعت اتفاقات خوب بیشتر و بیشتر شد. استاد من به آموزش های شما اعتماد کردم و هر آنچه گفتید را مثل وحی منزل گوش دادم و عمل کردم و به اندازه ای که عمل کردم زندگیم تغییر کرده و الان که دارم این کامنت رو می نویسم، درآمدم به 70 میلیون تومان در ماه رسیده.من متعهد شدم تا با تمرین هر روزه و تکرار قوانینی که شما آموزش داده اید، زندگیم روی ریل درستی و صداقت قرار بگیره. طی مسیر، به هدایت ها و ایده ها گوش کردم و به آنها عمل کردم.هیچ کاری به هیچ کسی نداشتم و فقط روی خودم تمرکز کردم و فقط همین مسیر را ادامه دادم و رشد هر بار سریعتر شد. به قدم 12 ام که رسیدم، چرخ زندگیم آنقدر روغن کاری شده بود و اتفاقات خوب رخ می داد که کلاً یادم میرفت که قبلا جور دیگری زندگی می کردم.
تمرین ستاره قطبی 12 قدم که واقعا شاه کلید تمام این دوره است و من برای کنترل ذهنم از این تمرین استفاده می کنم. این تمرین باعث شد شیوه عمل کردن من به قانون، دقیق تر بشه. قبل از خواب، فرکانسهای مثبت تولید می کنم و صبح به محض بیدار شدن، همون فرکانس ها ادامه داره. انجام این تمرین باعث شد قوانین رو بهتر درک کنم؛ ایمانم به هدایت الله بیشتر بشه و کمتر به انسانهای منفی توجه کنم؛ کاری به دیگران نداشته باشم که چگونه فکر میکنند؛ نتایج و معجزات بزرگی که در زندگیم از تمام جنبه ها رخ داده رو ببینم؛ هر روز به زیبایی ها توجه کنم و همه چیز را در زندگیم مثبت ببینم؛
در حال حاضر مغازه ای شیک و زیبا در بهترین نقطه محل زندگیم دارم و هر روز و هر لحظه سپاسگزار خداوند هستم.
هر روز با گوش کردن به آموزش ها، قانون رو و تغییرات عالی ای که در زندگیم رخ داده رو می بینم و به خودم یادآوری می کنم که دو سال پیش کجا بودم و الان کجا هستم. با کار کردن روی آموزش های شما، روابطم با دیگران- خصوصا همسرم -عالی شده. درآمدم از شروع کار با آموزش های شما در این دو ساله، در کل 15 برابر شده و هر ماه هم داره بیشتر میشه.
سلامتی در تمام ابعاد بهتر شده و در کل نتایجی بسیار عالی و خوبی گرفتم.
استاد عزیزم، دوره 12 قدم برای من 10 ماه طول کشید و می خوام جزئیات چکاپ فرکانسیم در طی این 10 ماه رو برایتان کامنت کنم تا لذت ببرید که این دانشجوی شما چقدر خوب روی خودش کار کرده و چه نتایج خوبی گرفت.
رضاهیچ وقت فکر نمیکردم که بتونم توی مدت ۱ سال، تا این حد تغییر مثبت و رشد توی زندگیم داشته باشم.
وقتی چکاب فرکانسی قدم اول رو با با قدم ۱۲ مقایسه کردم، دیدم توی شروع ۱۲ قدم، من هیچ درکی از خودم و زندگی نداشتم. اون چکابی که برای شروع دوره در جلسه ۱ قدم اول نوشتم، وضعیت شروع من نبود بلکه بیشتر وضعیت مورد آرزوی من بود. یعنی بجز مسائل مالی که با عدد و ارقام مشخصه و سلامتی که قابل لمسه، در بقیه موارد من زیر صفر بودم. فقط طبق ذهن خودم اون جملات و اعدام و ارقامها رو نوشته بودم.
الان بعد از یک سال کار کردن با دوره، میفهمم عزت نفس یعنی چی؛ معنویت و ارتباط با خدا یعنی چی؛ الان میفهمم احساس لیاقت و احساس گناه چیه؛ الان میفهمم یک مشرک واقعی و سفت و سخت بودم؛ الان میفهمم یک انسان متوهم بودم بدون ذرهای عمل؛ الان میفهمم که چه روابط داغونی داشتم و از زندگی لذت نمیبردم و دیگران بجای دوست داشتن تحملم میکردن چون از رفتار من میترسیدن. الان میفهمم که اون زمان چقدر تو در و دیوار بودم. الان تازه عشق رو درک میکنم، خدارو میشناسم و دوسش دارم و میفهمم که خالق زندگیت بودن یعنی چی.
استاد یک سال قبل وقتی میخواستم این دوره رو شروع کنم، لنگ خرید مایحتاج روزانه یک زندگی معمولی بودم. یعنی درآمد ۳ میلیون تومان، آرزوی من بود تا بتونم زنده بمونم. اما در طی کار کردن با این آگاهیها در این یک سال، درآمد من ۱۰ برابر بیشتر از درآمدی شد که آرزوش رو توی شروع دوره داشتم. در طول یک سال اخیر ۴۰۰ میلیون تومان پول ساختم. تونستم خلاهای زندگی خودم و خانواده رو پر کنم. سفرهای عالی رفتیم. خریدهای بینظیری داشتیم و تمام چیزهایی که قبلا آرزوی ما بود رو تجربه کردیم.
الان با درآمد عالی و با خیال راحت در کنار همسر و دخترم ی زندگی شاد و سراسر عشق رو دارم و از فردا میخوام مجددا برای قدم اول چک آپ جدید بنویسم و با ذهنیت و باورهای جدیدم، دوره رو دوباره شروع کنم. البته روانشناسی ثروت ۱ رو هم خریدم و میخوام موازی با ۱۲ قدم طی یکسال کار کنم.
این نتایج به من ثابت کرده که همه چیز به خودم بستگی داره و من خالق زندگیم هستم. اگر حرکت کنم، هدایت خدا من رو به هر چیزی که میخوام میرسونه. استاد عزیز با آموزش هاتون با من کاری کردین که تمام آدمهای اطرافم از رفتار و شخصیت من تعجب میکنن. خیلیها از همسرم میپرسند: رضا چطور انقدر عوض شده بخصوص مادرم. به جرات میگم که ویژگیهایی مثل عصبانی شدن و عجول بودن رو فراموش کردم و تغییر شخصیت محسوسی تو این دو مورد در من ایجاد شده. رفتار آدمها با من تغییر کرده و خیلی نسبت به من مهربان هستند.
خدا را هزاران سپاس که من رو در سخترین شرایط هدایت کرد به سایت و آموزشهای شما که بتونم معنی زندگی رو درک کنم و زندگی رو زندگی کنم.
منیراین بار دوم هست که دارم روی آموزش ها و تمرینات دوره 12 قدم کار می کنم و الان برای بار دوم، به قدم 6 رسیدم.وقتی چکاپ فرکانسی که در شروع دوره نوشتم رو نگاه میکنم، روز به روز پیشرفت و تغییراتم رو می بینم.از اون روز تا الان: درآمدم 6 برابر شده.پس اندازم تقریبا 30 برابر شده و قدرت خریدم بالا رفته. وام مسکنی رو که گرفته بودم یک جا صفر کردم و بدهی ندارم.بدنم سلامت شده. استاد قبل از شروع 12 قدم مسئله ای برای من رخ داد که تمام مهره های کمرم دچار دیسک شدن. زمانی که 12 قدم رو تهیه کردم به این نیت بود که بچه دارم بشم. با تکیه بر آموزش های 12 قدم من تونستم به اون درد غلبه کنم و حتی 9 ماه بارداری رو طی کنم و بچم سالم به دنیا بیاد. خدا این بچه رو دقیقا بعد از پایان قدم اول به من داد و در تمام دوران بارداری، من شکرگزاری کردم و فایلهای شما رو گوش دادم. الان بچه ام 1 سال و 8 ماهشه و فایلهای زندگی در بهشت رو که براش میذارم فقط ذوق میکنه و ارتباط روحی واضحی با شما داره. فایلهای صوتی شما رو میذارم انگار آرامش میگیره و به خواب میره.واقعا هر لحظه زندگی من شده تغییر. از نظر اعتماد بنفس، آموزش های شما 180 درجه من رو تغییر داده. تغییرات داشتم. سپاسگزارم از آموزش های اصل و بی حاشیتون.
میثم محمدیحدود یک سال و نیم پیش بود که دقیقا یادمه میخواستم اولین قدم از دوره 12 قدم رو بخرم. یه چیزی تو قلبم فقط میگفت بخرش و زندگیتو تغییر بده.. خدا فقط میدونه که تو حسابم کلا 2 تومن بود و انقدر استرس داشتم که اگه جواب نده چی؟خلاصه دوره رو خریدم و روزو شبمو گذاشتم روی عمل به آموزش های دوره. یادمه دوره رو دقیقا زمانی خریدم که همه داشتن از کمبود مشتری ناله میزدن. اما من تو همون ماه اول یعنی تقریبا بعد از 2 هفته کار کردن روی دوره، سرم شلوغ شد. مشتریام به شکل باورنکردنی زیاد شدن. فقط اینو میدونستم که باید تمرکز کنم رو خودم کار کنم. یه الهامی به من شد که انجام دادم. سرم اونقدر شلوغ شده بود اصلا نمیتونستم باور کنم که خدایا من که دارم همون کار رو انجام میدم چه شده که اینقدر تغییر و برکت توی کسب و کارم ایجاد شده؟!و هر لحظه فقط میگم خدایا شکرت و به همین شکل تغییرات روز به روز بهتر شد:درآمدم زیاد شد؛ روابطم عالی شد. درآمدم چند برابر شد طوری که هر هفته واسه خانومم طلا خریدم. کل وسایل خونه رو نو کردمهر روز تو حساب دخترم و خانومم پول میریزم؛ ماشین خریدم؛ واسه تولد همسر و فرزندم بهترین هدیه هارو خریدم. شاید اصلا نتونم حسی رو که دارم رو به زبون بیارم. اینقدر زندگیم تغییر کرده و اینقدر نتیجه گرفتم که خدا شاهده اگر بخوام دونه دونه بنویسم شاید 100صفحه حتی بیشتر میشه.از خرید گوشی ایفون واسه روز تولد خانومم و خرید گوشی ایفون واسه دخترم و بهترین تفریحات و رستوران هاکلی واسه بیزینسم سرمایه گذاری کردم. دستگاههای نو خریدم؛ کلی ایده بسته بندی اومد و اجرا کردم و دوباره مشتری هام چقدر زیاد شدن. قبل از 12 قدم من کلی بدهکار بودم، کلی عادت بد قرض گرفتن داشتم اما الان هیچ کدوم از اینا نیست. زندگیم فقط زیبایی و لذت و حس خوبه. یه ماشین خریدم نزدیک به یه میلیارد تومن و اونم نقد.اگه یه سال پیش و قبل از کارکردن من با 12 قدم، خود خدا هم بهم میگفت که این اتفاقات تو زندگیت میوفته، واقعا باورم نمیشد. اما الان همه چیز تغییر کرده. همه داشته هام و مدیون خدای خودم و بعد مدیون استادم هستم که مسیر درست زندگی کردن رو نشونم داد. امروز وقتی ماشین و خریدم گفتم خیلی کم لطفیه نیام و کامنت نزارم چون میدونم که خیلی ها با خوندن این کامنت ها قوت قلب میگیرن. الان دارم دوره کشف قوانین رو اموزش میبینم و هر روز زندگیم داره بهترو بهتر میشه
لیدا رضاییمعجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها
استاد فایلای هدیه شما طلای نابه. من ۴ ماه این فایلها رو دیدم و بعد از کلی نتیجه گرفتن، دوره های آموزشی شما رو خریدم. اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه دار بشم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتن شما تخمک گذاری نمی کنید و به این اسونی ها نمی تونید باردار بشد. یعنی تو سن ۳۶ سالگی اب پاکی ریختن رو دست من و گفتن درمان درازی رو پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این چیزها رو قبول نکنم.
اون روز توی مسیر مطب دکتر به خونه مدام می گفتم خدایا منو دست این دکترها نگذار خودمو به تو می سپارم قدرت فقط دست توه نه دست هیچ کس دیگه و سعی کردم آنچه از شما یاد گرفته بودم رو اصل قرار بدم.
بعد دوره 12 قدم رو خریدم. باید بگم این دوره اسمش دوره نیست. خود زندگی هست. کاش من به جای ۹ سال دانشگاه رفتن ۹ سال پیش با استاد عباس منش آشنا می شدم و دوره 12 قدم رو می خریدم و پای آموزش های این دوره می نشستم. این همه مدرک عالیه که من دارم به اندازه نصف آموزش های دوره 12 قدم استاد عباس منش برام ارزش ایجاد نکرده. چرا که اصول درست زندگی رو نشون من داد.
به خدا من یک دونه قرص نخوردم یه دقیقه دکتر نرفتم و 3 ماه بعد از اون ماجرا باردار شدم به راحتی جوری که خودم شوکه شدم. دو روز بعد از خرید دوره 12 قدم متوجه شدم باردارم و من بزرگترین نتیجه رو توی زندگیم با آموزش های استادم گرفتم.
استاد ازتون ممنونم که با ارزش ترین و با کیفیت ترین دوره های آموزشی رو تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش های استاد عباس منش اینقدر زیاده که نمیتونم همه رو بگم.
رابطه من با همسرم به حدی خوب شده به حدی زندگی عاشقانه ای دارم که شاید تو هزار زوجی یکی نداره؛ تو کارم خدا رو شکر زحمت کارم کمتر شده و درامدم بیشتر شده؛ قبلا سعی میکردم همه رو راضی نگه دارم اما الان اعتماد به نفسم اونقدر عالی شده که دیگه برای راضی کردن دیگران تقلا نمی کنم. در حالیکه آدم های با کیفیت تری وارد روابط و زندگیم شدن.
سلام استاد
گفته بودین که باور کمبود کجاها توی زندگیتون هست میدنم که خیلی خیلی وجود داره ولی چند تاش که تونستم پیدا کنم من خیاط هستم وهمیشه میخاستم که یکی کمکی داشته باشم ولی باورم این بود که خیاط خوب نیست اگرم باشهاگر خیاط بگیرم حقوقش رو چه جوری بدم اگر درامد کافی نداشته باشم یا مثلا ایده به ذهنم میومد یه رگال لباس تولید کنم مشتری هام که میان از رگال هم دیدن کنن وبفروشم دوباره فکر منفی میومد که اگر فروش نره چی رودستت بمونه چی وهمین ترس باعث شده که هیچ وقت قدمی برندارم
وبابت اینکه گفتین باچه مساعلی روبرو شدید که فکر میکردین راه حلی نداره من با پسرم که الان پونزده ساله خیلی بحث میکریم فکر میکردم میتونم کنترل کنم وبعضی وقتا دیگه اینقد عاجز میشدم تو خلوتم گریه میکردم یروز از خدا خاستم که کمکم کنه همون روزا بود که خواهرم یه کلاسی رو معرفی کرد که برای فرزند پروری بود اونجا بود که فهمیدم مشکل پسرم نبوده خودم بودم با افکار منفی که ممنتوم میگرفتن منو با پسرم دذگیر میکرد واز من بعد از اون چند جلسه کلاس نه تنها دیگه با پسرم درگیر نبودم بلکه باهم دوستو رفیق هم شدیم الان همه چی رو میاد برام تعریف میکنه در صورتی که قبلا اگر میپرسیدم هم چیزی نمیگفت الان خودش میاد بغلم میکنه بوسم میکنه
یوقتایی که صداشو بلند مبکنه میاد معذرت خاهی میکنه
این اولین دوره ای هست که ازتون گرفتم امیدوارم به دستاورهای بزرگتری برسم وبیام باهاتون در میون بزارم بازم ممنون
سلام خدای جانم
سلام استاد عزیزم ودوستان مهربونم
من دیروز فایل دوم استاد رو گوش دادم در مورد راحت کارها براشون انجام میشه وبا هدایت پیش میرن دیروز تصادف کرده بود همسرم خداروشکر اتفاق بدی نیافتاده بود مقصرم نبودن رفته بودن بیمه اونجا کروکی ازشون خواستن وهمسرم رو 4تاکلانتری فرستاده بودن دنبال کروکی هر جا روفته بود جای دیگه ایی رو گفته بودن بره و…کلی درد سر داشتن دیروز
حالا امروز همسرم وقت نداشت بره سرکار بود به من گفت برم کروکی رو بگیرم به خیال خودمون کلانتری مورد نظر رو پیدا کرده بودیم گفت برو اونجا بگیرش منم رفتم گفتن سرهنگ فلانی اینجا نیست برو فلان کلانتری بازم یه جای دیگه منم تو دلم گفتم چرا این جوری شد من برا نیم ساعت مرخصی گرفتم نکنه خیلی طول بکشه منو الکی این ور واون ور بفرستن بعد یاد حرف استاد افتادم گفتم خدایا منو هدایتم کن من به راحت ترین راه بتونم کارمو انجام بدم برم خیلی سریع کارم راه بیافته و…بعد به گروهبان گفتم آدرس رو تو نشان برام من علامت بزن با همون مسیر یاب برم چون من اونجارو بلد نبودم وقتی که به مقصد رسیدم دیدم تو اون منطقه اصلا کلانتری وجود نداره از یه آقایی پرسیدم این خیابون کلانتری هست منو اینجا فرستادن ایشونم خیلی آدم مطلعی بود گفتن نه اصلا کلانتری نداره واون کلانتری که گفته بودن بهم گفت که خیلی از اینجا دوره و….
بعد کلی راهنمایی کرد که کروکی فلان بگیری اگه دست نویس کردن بیمه قبول نمیکنه وووو
بعد رفتن منم با ماشین راه افتادم دیدم این آقا به سمت ماشین من میاد منم نگه داشتم گفتن این خیابون یه طرفه س تهش از اینجا نمیتونی دور بزنی یه راهنمایی رانندگی هم چند تا کوچه بالاتر هست اگه بری از اونا بپرسی چون اداره کل شونه بهتر راهنماییت میکنن آدرس داد منم رفتم خیلی راحت پیداش کردم رفتم پرسیدم فلان جا تصادف کردیم و…کجا برم آدرس قبلی رو بهم دادن گفتم اونجا رفتم یه کلانتری دیگه روگفتن سرهنگ فلانی اینو که گفتم گفتن سرهنگ اینجاس در رو باز کردن بیا تو من شوکه شده بودم چون فقط رفته بودم آدرس بپرسم که کدوم کلانتری برم
همون جا کروکی رو بهم دادن راحت وآسان خداروشکر انقدر ذوق زده شدم از این اتفاق که نمیتونم براتون توصیفش کنم اشکم دراومد که ببین استاد میگفت این طوری شد هدایت خواستم کارها برام آسون شد منم کارم آسون پیش رفت خداروشکر من اینو معجزه میدیدم واقعا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین
سلام به استاد عزیزم
خدای مهربانم هرچه دارم ازتودارم
من اصلا یک درصد فکر نمیکردم بتونم تا قبل از زمان تخفیف دوره رو بخرم بصورت ناگهانی
البته چند وقتی هست که همسرم در برنامه های استاده وخیلی تمایل به خرید این دوره داشت همش میگفت یه جوری این دوره رو بخریم قبل از عید توسط یکی از دوستان غرفه روسری زدیم وخداروشکر پول دوره برامون جفت و جور شد حتی چند برابرش ….وتمام مخارج عیدمون رسید نزدیک به 10میلیون عیدی سوغات بردم اصلا فکرشو نمیکردم ..ایام عید کلی بهم خوش گذشت ….مادر شوهرم کلی بهمون سوغات داد البته مادر شوهرم زنی دست ودلبازن ….وخداروشکر نتایج دارن میان اینها رو داشته باشین تا نتایج بیشتر رو هم بیام بنویسم
سلام خدای جانم مهربان ترینم عزیزم هادی ام هستی ام آرامشم خدای زیبایم خدای رحمانم رحیمم سخائم ستارم
وسلام ودرود بر استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم برام خیلی باارزشینخداروشکر خدا منو به سمت شما هدایت کرد
خواستم تو دفتر یادداشتم اینو بنویسم ولی حسم گفت بیام واینجا بنویسم
بنویسم وتقاضای هدایت کنم از خدای عزیزم برای کسب وکاری که میخوام راه بندازم شروع کنم خدایا مدرسم باش هدایتم کن چطور شروع کنم کجا برم چه چیزهایی بخرم خودت کمکم کن تایم خالی برام باز کن من با آرامش و وقت کافی بتونم کارمو شروع کنم
این رو به عنوان یه رد پا برای خودم گذاشتم توکل علی الله
به نام خدای مهربانم خدای خوب و قدرتمندم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان همفرکانسم
این روزها با اینکه هنوز نتونستم دوره رو تهیه کنم
اما متوجه شدم به خداوند خیلی نزدیک تر شدم
و راحت تر خواسته هامو میخوام و بهم داده میشه
و الان اومدم کامنتها رو بخونم چقدر قشنگ نوشتن دوستانم من فدای شما بشم
خیلی خوشحالم که نتایج عالی گرفتین در این مدت کم
بعضی از دوستان گفتن بعد از دو یا سه جلسه تمرین حل کردن نتایج عالی رو گرفتن خب خیلی خوبه
این مشخص میکنه چقدر دوره مهمیه چقدر بازخورد گرفتن دوستان
چقدر تلاش ذهنیشون بالا بوده و برای من درس داره که روی هر دوره ای تمرکزی کار کنی پاسخ مثبت میده تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا
خدارو شکر میکنم برای داشتن همچین استادی و همچین دوستانی الهی شکرت سپاسگزارتم
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شاد و سلامت و ثروتمند باشین
به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم
خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش
الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس
بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه
به خدا الان که دارم مینویسم اشک از چشمام سرازیره .
نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.
تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.
برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا
از بس باورهای خراب تو ذهنم بود
باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه
همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من
و
من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.
و
به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره
هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم
و
با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم
پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم
پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره
و
این هم یه باور مخرب دیگه و
هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم
البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.
اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا
که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،
و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم میدونم.
که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.
خدایا شکرت
همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود
چرا امن
من این همه دیر با شما آشنا شدم.
از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که میشنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.
به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.
از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده
ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .
فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که
خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش میره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب میرسونه.
در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .
من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.
من الان هر چه ازش بخوام بهم میده
و
مهم تر از همه رفاقت با خودشه .
حال خوب بودن با خودش.
دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.
ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو
هم خدای درون وجود خودت رو
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت
داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبلتر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی میکنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی قبلتر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایلهای عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزشها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایلهای توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .
در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .
به نام خداوند بی همتا
سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیتها و پیشرفتی که کردید.
ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .
ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.
خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه
عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.
خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.
خیلی دوستتون دارم استاد جانم
عاشقتونم مریم عزیزم
دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه
امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.
خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم
شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا
دوستدار شما=سحر
1404/1/18