زهرهامروز میخواستم جریان تحقق یکی از خواسته هایم از عمل به آموزه های 12 قدم رو به اشتراک بزارم. حدودا 2 ماه است که دوره 12 قدم رو خریدم و الان جلسه سوم قدم سوم هستم. دوره ای که باشروعش در همون قدم اول، نتایج دیده شد به شکل نعمت های مختلف، پول، سلامتی، روابط عالی و …خواسته ای که تحققش از همه توی ذهنم پر رنگ تر بود، پیدا کردن خونه مناسب بود.من حدود 5 ماه هست که به همسرم در آلمان ملحق شدم. ایشون حدود دو سال قبل اینجا زندگی می کرد و خونه ای که توش زندگی می کرد قراردادش در حال اتمام بود و باید خونه ی جدیدی پیدا می کردیم. دوستانی که در المان زندگی می کنند، این رو شنیدند که در آلمان پیدا کردن خونه کار سختی هست. این حرفیه که در بین جامعه همیشه شنیده میشه.ما وقتی شروع به گشتن دنبال خانه کردیم من هنوز دوره 12 قدم رو نخریده بودم و فایلهای رایگان رو گوش میدادم ولی نه مرتب. اوضاع روحی خوب نداشتم تا اینکه خدا هدایتم کرد و دوره 12 قدم رو به عنوان اولین محصول خریدم .تا قبل از شروع دوره 2 ماه بود که شب و روز، هم من و هم همسرم توی سایتها دنبال خونه می گشتیم. ولی هر چقدر بیشتر می گشتیم، کمتر پیدا می کردیم حتی یک بازدید و جواب هم نمی گرفتیم. اصلا نمی دونستیم چیکار کنیم. دوستانمون پیشنهاد می دادند که یه سری دلال هست که با گرفتن 4000 یورو برات خونه پیدا می کنه و ما حتی حاضر به پرداخت این مبلغ هم بودیم اگر پیدا می شد. خلاصه رسید به روزی که من دوره 12 قدم رو شروع کردم. من هر شب با اشتیاق، تمرین ستاره قطبی اون روز رو انجام میدم و کلی هم نتیجه می بینم. شاید باورتون نشه تو همون هفته اول یه در خواست زدیم و طرف به ما بازدید داد. خونه هم قیمتش بالا بود و هم دور بود و طبقه سوم بود .آشپزخانه کوچکی داشت ولی در کل ما خیلی راضی بودیم چون یه نفر به ما جواب داد. ولی تا زمانی که باید قرارداد می بستیم، من همش از خدا هدایت می خواستم. همسرم گفت بیا ایمیل بزنیم که قیمت رو کمتر کنند. ما ایمیل زدیم ولی خداروشکر قبول نکردند ومن هم گفتم من از خدا هدایت خواستم و به اون توکل می کنم. از اون به بعد، هر روز خونه های بزرگتر با قیمت های بهتر و خدمات بیشتر پیدا می کردیم و دیگه جوری شد که برامون قرارداد میفرستادن و ما به دلایلی می گفتیم: نه مثلاً خونه بزرگتری می خواهیم.تواین مدت دیگه دنبال خونه گشتن برامون لذت بخش شده بود و مثل یه بازی شده بود. تا اینکه دیروز یه خونه ای در یک منطقه سرسبز عالی یعنی وسط بهشت با متراژ عالی و تمیز با همهی امکانات و قیمت عالی بهمون پیشنهاد شد و امروز ایمیل زدن که بیایید برای قرارداد. خدایا شکرت برای اینکه این قانون چقدر زیبا عمل میکنه.قبل از 12 قدم، هفته ای 3 بار درگیر سردردهای شدید بودم که الان شاید ماهی 3 بار باشه.قبل از 12 قدم، روابطم خوب نبود و بیشتر وقتها با همسرم بحث داشتیم اما الان رابطمون عالی شده؛تو این مدت 2 ماهه هم درآمدمون بیشتر شده و هم اینکه هزینه هامون کمتر شده. این خونه ای بهتری که اجاره کردیم، قیمت اجاره اش کمتره و این یعنی رزق و روزی بیشتر؛و مهم تر از همه منی که تو این مدت، مدام آرام بودم و توکل کردن به خدا رو یاد گرفتم از خدا بهترین رو میخوام و اون برام می فرسته؛ممنون از استاد برای آموزشهای فوق العاده و سپاس از خداوندی که قوانینی خلق کرده که هر لحظه با عمل به آنها زندگیت را می سازی و خودت خالق زندگی خودت هستی .
آرزو آل بوطرفیالان که دارم این کامنت و مینویسم سرشار از حس و حال خوب هستم و تازه قدم 3 از دوره 12 قدم رو شروع کردم.وقتی قدم اول رو شروع کردم و چکاپ فرکانسی رو در قدم اول انجام دادم، هیچ درآمدی نداشتم. حتی یک ریال هم پس انداز نداشتم. توی این دوره من روی خودم و ارزشمندیم دارم کار می کنم. تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و دارم یاد میگیرم که توانایی هام رو ارزشمند بدونم. چون قبلاً بابت کاری که انجام می دادم، دستمزد دریافت نمی کردم. مدتی پیش بهم پیشنهاد کار شد و من تونستم باور کنم که وقتی که من میزارم ارزشمنده و بابت انجام اون کار دستمزدم برام واریز شد که از خوشحالی بال درآوردم و ایمانم قوی شد که ثروت هست، سلامتی و رابطه خوب هست. منتهی این من هستم که باید افکار منفی و ترمز هام رو بردارم.خداروشکر با عمل به آگاهی های دو قدم اول، چرخ زندگی من اینقدر روانتر شده که خودمم بعضی وقت ها میگم: قبلا کارهای من سخت انجام می شد یا اصلا انجام نمی شد اما الان اینقدر راحت و بی دردسر و اینقدر پربار و عالی داره انجام میشه و این نتیجه برداشته شدن همون ترمزهای ذهنی ای هست که همش بهم می گفت:نمیشه؛ تو نمیتونی؛ اگر فلانی نخواد اتفاق نمیافته…
منی که تا حالا دلار رو ندیده بودم، چند روز پیش یه جا 28 تا 100 دلاری رو بدست آوردم که مال خود خودم بود و نتیجه کار کردن روی باورهام. توی حوزه روابط، چقدر راحت از بقیه تحسین دریافت میکنم و رابطه ام با همسرم خیلی عالی تر شده.علاوه بر نتایج خودم، دارایی های همسرم خداروشکر داره روز به روز بیشتر میشه.دوست داشتم این رد پا از نتایجم تا الان رو از خودم به جا بذارم.
آقای خاصجلسه سوم از قدم سوم را تازه گوش دادم. در طی این دوره، هربار میام بنویسم که این جلسه دیگه بهترین جلسه دوره بود، باز میبینم جلسه بعدی خیلی آگاهی های بیشتری داره و هر جلسه داره بی نهایت آگاهی های ناب بهمون میده که خدا میدونه تا آخر قدم 12 ام با عمل به این آگاهی ها چقدر از نظر مالی، سلامتی، روابط و معنویت پیشرفت کنم. ولی انصافا هر قدم از 12 قدم یک دنیا از آگاهی هست.اگر بخواهم بزرگترین دستاورد این جلسه برای خودم رو در یک کلمه خلاصه کنم، اون کلمه \"خودآگاهی\" درباره دلیل اتفاقات زندگی ام هست.قبل از این، زندگی من پر از فراز و فرودهای زیادی بود. البته که درگیر ترس و فقر و رابطه غلط هم می شدم. یعنی گاهی همه چی بهم می ریخت و گاهی همه چی درست میشد و این باعث شده بود من در یک سردرگمی عجیبی به سر ببرم و اصلا نفهمم چرا یکدفعه همه چی به هم می ریزه یا چرا گاهی همه چی خوبه.دلیل اتفاقات زندگیم رو نمی فهمیدم و این باعث شده که ندونم چطور باید مسائلم برخورد کنم. تا اینکه رسیدم به جلسه 3 از قدم 3. با گوش دادن به آگاهی های این جلسه تازه متوجه شدم مواقعی که اوضاع سخت میشد، داشتم از کجا میخوردم و مواقعی که همه چی عالی پیش میرفت علتش چی بوده. هیچ چیز با ارزش تر از این نیست که دلیل اتفاقات رو بفهمی. بخاطر همینه که میگم ارزشمندترین نتیجه 12 قدم برای من آگاه شدن نسبت به دلیل اتفاقات زندگیم هست. آگاه شدن درباره نحوه اجرای قانون در عمل و خلق خواسته ها. توی این جلسه استاد دیگه لقمه رو آماده گذاشت دهنم.چند روز پیش در بیزینسم یه اتفاقی افتاد که ظاهرش این بود که باعث میشه من ضرر بزرگی کنم. ذهن نجواگرم سریع شروع کرد به ترساندن من درباره اینکه: دیگه با مسافرت و لذت خداحافظی کن چون با این اتفاق بدبخت شدی. اون روز من هنوز این فایل رو ندیده بودم و نمیدونستم باید چکار کنم اما به واسطه 3 سال حضور فعال در سایت و آگاهی هایی که از سایر قدم ها کسب کرده بودم، قلبم گفت اصلا نگران نباش و توکل کن به خدا. اگر آروم باشی و توکلت رو حفظ کنی، این اتفاق در نهایت به نفعت خواهد شد و می بینی که خدا یه پلن جدید ریخته و میخواد بیشتر بهم پول بده و…تکرار این جملات چنان آرامشی در من به وجود آورد که قلبم باز شد و بسیار آروم شدم و گفتم حتما خیره. هر اتفاقی بیفته به نفع منه و من از پسش برمیام. به خداوند قسم به 24 ساعت نکشید که ورق برگشت. اون مشکل در کسب و کارم طوری حل شد که اتفاقا به نفع من شد. هم درآمدم رفت بالاتر و هم اعتبارم. ضمن اینکه باعث شد یه مشتری دیگه وارد کسب و کارم بشه و با حضور این مشتری، درآمدم 2 برابر شد. من فقط اشک میریختم و خدارو شکر میکردم و مات و مبهوت این عظمت و بزرگیخداوند و این قانون بدون تغییر خداوند بودم که: احساس خوب = اتفاقات خوب.وقتی آگاهی های این جلسه رو گوش می دادم، ترکیب این آگاهی ها به علاوه این ماجرایی که که داغ داغ چندروز پیش تجربه کردم، چنان شاه کلیدی درباره اجرای قانون بهم داده که میتونم هر قفلی رو باهاش باز کنم و میتونم با حل ریشه ای مسائلم رشد کنم.
زینب برهانیانمن در حال حاضر در قدم سوم هستم و خواستم تجربه مو از کارکردن با آگاهی های این 3 قدم با دوستای عزیزم به اشتراک بزارم:طبق آموزش های این دوره، من هر بار یک جنبه از زندگیم رو مشخص کردم و با رعایت تکامل، تعهد دادم که با تمرکز، اون جنبه رو بهبود بدم. ماه اول تعهد دادم برای افزایش درآمدم به میزان یک سوم بیشتر از قبل. در کمتر از 2 هفته، درآمدم دو برابر بیشتر از مبلغ تعیین شده افزایش پیدا کرد.ماه دوم، دوبرابر اون مبلغ رو تعهد دادم که افزایش بدم و بعد از 3 هفته، پولی که ساختم خیلی بیشتر از مبلغ تعیین شده بود.ماه سوم هم مبلغی رو تعیین کردم و تعهد دادم برای ساختن اون مبلغ و حدودا 3 برابر مبلغی که تعیین کرده بودم، برام محقق شد .
مسئله ای که برای من توی این مسیر خیلی اولویت داشت، تقویت باورهام درباره این بود که قانون جواب می دهد و اینکه اگر من روی ورودی های ذهنم کار کنم، تمارین این دوره رو انجام بدم و طبق آگاهی های دوره، در ماندن توی احساس خوب در هر لحظه کارکنم، طبق قانون همه چی خیلی عالی پیش میره. زمانی که این تعهد ها محقق شد، واقعا حس فوق العاده ای داشتم. ترکیبی از حس شادی، هیجان، خودباوری، اعتماد بنفس و شکرگزاری عمیق قلبی اول بخاطر اینکه باورهام درباره قانون تقویت شد و بعد بخاطر پولی که به حسابم اومد.
من هر روزمو با فایل یک جلسه از دوره شروع می کنم و اواسط روز دوباره یک فایل گوش میدم. هر روز شکرگزاری روزانه ام رو مینویسم. یاد گرفتم که در هر لحظه نسبت به احساسم آگاهی داشته باشم و آگاهانه کانون توجه ام رو هدایت کنم به سمت خوبی ها و زیبایی ها و حس سپاسگزاری.
هر اتفاق خوب یا تجربه ای که حس خوبی بمن میده و فرکانس من بالا میبره رو ثبت میکنم، ازش عکس میگیرم و توی یک پوشه به اسم زیبایی ها ذخیره میکنم.هر روز تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و ذهنم رو جهت دهی می کنم. باید اعتراف کنم که اصلی ترین و لذت بخش ترین نتیجه من از بودن در مسیر این دوره، در مرحله اول حس و حال خوب من در هر لحظه از زندگیم هست و در مرحله دوم، نگاه قدرتمند کننده جدیدی هست که نسبت به اتفاقات، تجربه ها، آدم ها و کلیت زندگیم در من ساخته شده.
اکرم هاشمیاول از نتایج مالیم می گم:استاد طبق دفتری که الان پیش رومه من در تیرماه امسال به خودم تعهد دادم که درآمدم رو حداقل 3 برابر و بیشتر افزایش بدم. اون 3 تا فایل چند برابر کردن درآمد در یک سال رو خلاصه کرده بودم و به همراه این دوره می دیدم. اون زمان من فقط توی یه موسسه زبان انگلیسی تدریس میکردم و ساعتی حقوق می گرفتم که درآمدن حدود یک میلیون تومان در ماه بود.
الان که 19 آبان هست، با یه معجزه ی بسیار طبیعی، درامد من به حدود 7 برابر رسیده. یعنی همانطور که من روی باورهام کار می کردم، یک سری اتفاقات رخ داد و رئیس اونجا تغییر کرد و یکی از کارکنان ترفیع گرفت و رئیس شد و به عنوان معتمد ازم خواست تا من توی پست قبلی اون کار کنم چون خودش دیگه فرصت نداشت. در قدم اول من با همون حقوق حق التدریسی یه مدت کوتاهی ادامه دادم و بعد خود ایشون برای من درخواست حقوق ساعتی کارمندی کرد که مقدار بیشتری هست و به طرز غیر قابل باوری، موافقت شد.من 3 روز پیش دوباره تعهد جدیدی برای افزایش 3 برابری درآمدم نوشتم. به ذهنم میگم من نمیدونم چجوری، تو تله چجوری نمیوفتم، فقط به همین معجزه 7 برابر شدن درآمدم نگاه میکنم و میگم همانطور که این نتیجه اتفاق افتاد.
و اما درباره روابط: استاد با اینکه من چند ساله با شما همراه هستم اما همیشه میگفتم باید همسرم تغییر کنه تا همه چی توی روابط ما اوکی بشه.
انگار هر چیزی رو میتونستم باهاش کنار بیام ولی درباره این مورد می گفتم همسرم باید تغییر کنه.
یه روز که همسرم بیمارستان بود، انگار به دلم افتاد که بابا خودت باید تغییر کنی. تصمیممو گرفتم که خودم تغییر کنم و سعی کردم نکات منفی که از همسرم یا دخترم میبینم رو تبدیل کنم به لزومی برای تغییر اون موضوع در خودم و منطقی می کردم که باید من تغییر کنم. اتفاقی که رخ داده این هست که: روابط به آخر رسیده ی ما، الان دوباره در یه سطح خیلی خوبی برگشته با اینکه من خیلی عالی عمل نکردم اما همینکه این رو فهمیدم که باید دست از تغییر همسرم بردارم و سعی کردم خودم آدم بهتری بشم، ورق برگشت.
استاد، یه روزی غبطه می خوردم به بچه های 12 قدم و الان خودم یکی از اونام. هر فرصتی پیدا می کنم تا آگاهی های این دوره رو ببلعم و لذت میبرم از این دوره. بزرگترین کنترل کننده ذهن من، آگاهی های همین دوره است. استاد از وقتی وارد 12 قدم شدم، حالم بهتره، به خدا شادتر هستم و آرامشم بیشتر شده. نمیگم عالی اما خیلی سریعتر از قبل میتونم ذهنمو کنترل کنم و دوباره به احساس خوب برسم. با خداوند بیشتر در گفتگو هستم. اوضاع زندگیم خیلی بهتر شده. الهی شکر
آقای خاصحدود یک سال پیش بود که یه ویدیو از خودم ضبط کردم و شرایط زندگیم رو توضیح دادم. داخل ویدیو گفتم الان کل پس اندازم 80 هزار تومنه. چند روز دیگه تولد همسرمه و هیچ پولی ندارم که براش کادو بگیرم و گفتم چند روز دیگه هم عروسی خواهرم تو شهرستانه. منم تهران زندگی میکنم و گفتم حتی پول بنزین ندازم که از تهران تا شهرستان برم و نمیدونم برای پول عروسی خواهرم چکار کنم و از طرفی تعهد هم دادم که دیگه پول هم قرض نگیرم. به من خیلی بر خورده بود و به خودم گفتم هرطور شده باید این وضعیت رو تغییر بدم. خلاصه با توجه به نشانه هایی که دیدم دوره 12 قدم رو استارت زدم و با تعهد ادامه دادم تا امروز که حدود یک سال از اون زمان که اون ویدیو رو ضبط کردم گذشته و می خوام شرایط الانم و نتایجم رو از عمل به آموزش ها بنویسم:الان 35 میلیون تومان پول نقد پس انداز دارم که مال خودمه.تونستم تولد همسرم رو به بهترین شکل برگزار کنم و حتی یک ریال هم بدهی بانکی ندارم و همه ی بدهیای بانکیم رو زودتر از موعد تسویه کردم.پارسال حتی پول بنزین نداشتم که تا شهرستان برم اما الان درباره سفری که چند روز دیگه می خواهیم بریم، داشتیم با همسرم گفتگو می کردیم که من میگم بریم تفلیس یا ترکیه و ایشون میگه اونجا سرده به جاش بریم کیش اونم با هواپیما(تعجب نکنید من برای اولین بار تو عمرم میخوام هواپیما سوار بشم خیلی ذوق دارم به این دلیل نوشتم با هواپیما)و میخوایم هتل 5 ستاره بگیریم.اگه پارسال و توی اون شرایط کسی به من میگفت سال آینده چنین شرایطی مثل الانم رو دارم، باهاش دعوا میکردم که چرا مسخره ام میکنی ولی الان دارم این وضعیت رو زندگی میکنم خدای من چقدر تغییر کردم خداروشکر.
نازنین سلاماتسلام به دوستانم و استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی
الان در پایان قدم دو و شروع قدم سه هستم میخواستم تیتر وارد نتایجم را بعد از دو قدم بگم تا هم خودم اگاه باشم هم این اگاهی را با دیگران به اشتراک بگذارم:
1. شاغل شدنم در شغلی که هم مورد علاقه من است و هم مرتبط با رشته تحصیلی و مهارت من؛
2. افزایش ورودی مالی ما(من و همسرم با هم)تقریبا تا سه برابر؛
3. داشتن پس انداز ارزی؛
4. رخ دادن اسونی ها در زندگی؛
5. رابطه عاشقانه تر و صمیمانه؛
6. نزدیکی بسیار زیاد به دانشگاه در صورتی که قبلا شهرستان باید میرفتم؛
7. دریافت هدیه های گوناگون؛
8. روان شدن چرخ زندگیم لذت بخش شدن و ..
سلام استاد
گفته بودین که باور کمبود کجاها توی زندگیتون هست میدنم که خیلی خیلی وجود داره ولی چند تاش که تونستم پیدا کنم من خیاط هستم وهمیشه میخاستم که یکی کمکی داشته باشم ولی باورم این بود که خیاط خوب نیست اگرم باشهاگر خیاط بگیرم حقوقش رو چه جوری بدم اگر درامد کافی نداشته باشم یا مثلا ایده به ذهنم میومد یه رگال لباس تولید کنم مشتری هام که میان از رگال هم دیدن کنن وبفروشم دوباره فکر منفی میومد که اگر فروش نره چی رودستت بمونه چی وهمین ترس باعث شده که هیچ وقت قدمی برندارم
وبابت اینکه گفتین باچه مساعلی روبرو شدید که فکر میکردین راه حلی نداره من با پسرم که الان پونزده ساله خیلی بحث میکریم فکر میکردم میتونم کنترل کنم وبعضی وقتا دیگه اینقد عاجز میشدم تو خلوتم گریه میکردم یروز از خدا خاستم که کمکم کنه همون روزا بود که خواهرم یه کلاسی رو معرفی کرد که برای فرزند پروری بود اونجا بود که فهمیدم مشکل پسرم نبوده خودم بودم با افکار منفی که ممنتوم میگرفتن منو با پسرم دذگیر میکرد واز من بعد از اون چند جلسه کلاس نه تنها دیگه با پسرم درگیر نبودم بلکه باهم دوستو رفیق هم شدیم الان همه چی رو میاد برام تعریف میکنه در صورتی که قبلا اگر میپرسیدم هم چیزی نمیگفت الان خودش میاد بغلم میکنه بوسم میکنه
یوقتایی که صداشو بلند مبکنه میاد معذرت خاهی میکنه
این اولین دوره ای هست که ازتون گرفتم امیدوارم به دستاورهای بزرگتری برسم وبیام باهاتون در میون بزارم بازم ممنون
سلام خدای جانم
سلام استاد عزیزم ودوستان مهربونم
من دیروز فایل دوم استاد رو گوش دادم در مورد راحت کارها براشون انجام میشه وبا هدایت پیش میرن دیروز تصادف کرده بود همسرم خداروشکر اتفاق بدی نیافتاده بود مقصرم نبودن رفته بودن بیمه اونجا کروکی ازشون خواستن وهمسرم رو 4تاکلانتری فرستاده بودن دنبال کروکی هر جا روفته بود جای دیگه ایی رو گفته بودن بره و…کلی درد سر داشتن دیروز
حالا امروز همسرم وقت نداشت بره سرکار بود به من گفت برم کروکی رو بگیرم به خیال خودمون کلانتری مورد نظر رو پیدا کرده بودیم گفت برو اونجا بگیرش منم رفتم گفتن سرهنگ فلانی اینجا نیست برو فلان کلانتری بازم یه جای دیگه منم تو دلم گفتم چرا این جوری شد من برا نیم ساعت مرخصی گرفتم نکنه خیلی طول بکشه منو الکی این ور واون ور بفرستن بعد یاد حرف استاد افتادم گفتم خدایا منو هدایتم کن من به راحت ترین راه بتونم کارمو انجام بدم برم خیلی سریع کارم راه بیافته و…بعد به گروهبان گفتم آدرس رو تو نشان برام من علامت بزن با همون مسیر یاب برم چون من اونجارو بلد نبودم وقتی که به مقصد رسیدم دیدم تو اون منطقه اصلا کلانتری وجود نداره از یه آقایی پرسیدم این خیابون کلانتری هست منو اینجا فرستادن ایشونم خیلی آدم مطلعی بود گفتن نه اصلا کلانتری نداره واون کلانتری که گفته بودن بهم گفت که خیلی از اینجا دوره و….
بعد کلی راهنمایی کرد که کروکی فلان بگیری اگه دست نویس کردن بیمه قبول نمیکنه وووو
بعد رفتن منم با ماشین راه افتادم دیدم این آقا به سمت ماشین من میاد منم نگه داشتم گفتن این خیابون یه طرفه س تهش از اینجا نمیتونی دور بزنی یه راهنمایی رانندگی هم چند تا کوچه بالاتر هست اگه بری از اونا بپرسی چون اداره کل شونه بهتر راهنماییت میکنن آدرس داد منم رفتم خیلی راحت پیداش کردم رفتم پرسیدم فلان جا تصادف کردیم و…کجا برم آدرس قبلی رو بهم دادن گفتم اونجا رفتم یه کلانتری دیگه روگفتن سرهنگ فلانی اینو که گفتم گفتن سرهنگ اینجاس در رو باز کردن بیا تو من شوکه شده بودم چون فقط رفته بودم آدرس بپرسم که کدوم کلانتری برم
همون جا کروکی رو بهم دادن راحت وآسان خداروشکر انقدر ذوق زده شدم از این اتفاق که نمیتونم براتون توصیفش کنم اشکم دراومد که ببین استاد میگفت این طوری شد هدایت خواستم کارها برام آسون شد منم کارم آسون پیش رفت خداروشکر من اینو معجزه میدیدم واقعا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین
سلام به استاد عزیزم
خدای مهربانم هرچه دارم ازتودارم
من اصلا یک درصد فکر نمیکردم بتونم تا قبل از زمان تخفیف دوره رو بخرم بصورت ناگهانی
البته چند وقتی هست که همسرم در برنامه های استاده وخیلی تمایل به خرید این دوره داشت همش میگفت یه جوری این دوره رو بخریم قبل از عید توسط یکی از دوستان غرفه روسری زدیم وخداروشکر پول دوره برامون جفت و جور شد حتی چند برابرش ….وتمام مخارج عیدمون رسید نزدیک به 10میلیون عیدی سوغات بردم اصلا فکرشو نمیکردم ..ایام عید کلی بهم خوش گذشت ….مادر شوهرم کلی بهمون سوغات داد البته مادر شوهرم زنی دست ودلبازن ….وخداروشکر نتایج دارن میان اینها رو داشته باشین تا نتایج بیشتر رو هم بیام بنویسم
سلام خدای جانم مهربان ترینم عزیزم هادی ام هستی ام آرامشم خدای زیبایم خدای رحمانم رحیمم سخائم ستارم
وسلام ودرود بر استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم برام خیلی باارزشینخداروشکر خدا منو به سمت شما هدایت کرد
خواستم تو دفتر یادداشتم اینو بنویسم ولی حسم گفت بیام واینجا بنویسم
بنویسم وتقاضای هدایت کنم از خدای عزیزم برای کسب وکاری که میخوام راه بندازم شروع کنم خدایا مدرسم باش هدایتم کن چطور شروع کنم کجا برم چه چیزهایی بخرم خودت کمکم کن تایم خالی برام باز کن من با آرامش و وقت کافی بتونم کارمو شروع کنم
این رو به عنوان یه رد پا برای خودم گذاشتم توکل علی الله
به نام خدای مهربانم خدای خوب و قدرتمندم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان همفرکانسم
این روزها با اینکه هنوز نتونستم دوره رو تهیه کنم
اما متوجه شدم به خداوند خیلی نزدیک تر شدم
و راحت تر خواسته هامو میخوام و بهم داده میشه
و الان اومدم کامنتها رو بخونم چقدر قشنگ نوشتن دوستانم من فدای شما بشم
خیلی خوشحالم که نتایج عالی گرفتین در این مدت کم
بعضی از دوستان گفتن بعد از دو یا سه جلسه تمرین حل کردن نتایج عالی رو گرفتن خب خیلی خوبه
این مشخص میکنه چقدر دوره مهمیه چقدر بازخورد گرفتن دوستان
چقدر تلاش ذهنیشون بالا بوده و برای من درس داره که روی هر دوره ای تمرکزی کار کنی پاسخ مثبت میده تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا
خدارو شکر میکنم برای داشتن همچین استادی و همچین دوستانی الهی شکرت سپاسگزارتم
خوش باش که هر که راز داند
داند که خوشی خوشی کشاند
شاد و سلامت و ثروتمند باشین
به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم
خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش
الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس
بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه
به خدا الان که دارم مینویسم اشک از چشمام سرازیره .
نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.
تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.
برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا
از بس باورهای خراب تو ذهنم بود
باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه
همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من
و
من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.
و
به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره
هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم
و
با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم
پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم
پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره
و
این هم یه باور مخرب دیگه و
هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم
البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.
اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا
که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،
و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم میدونم.
که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.
خدایا شکرت
همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود
چرا امن
من این همه دیر با شما آشنا شدم.
از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که میشنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.
به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.
از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده
ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .
فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که
خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش میره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب میرسونه.
در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .
من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.
من الان هر چه ازش بخوام بهم میده
و
مهم تر از همه رفاقت با خودشه .
حال خوب بودن با خودش.
دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.
ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو
هم خدای درون وجود خودت رو
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.
سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت
داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبلتر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی میکنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی قبلتر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایلهای عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزشها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایلهای توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .
در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .
به نام خداوند بی همتا
سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیتها و پیشرفتی که کردید.
ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .
ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.
خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه
عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.
خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.
خیلی دوستتون دارم استاد جانم
عاشقتونم مریم عزیزم
دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه
امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.
خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم
شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا
دوستدار شما=سحر
1404/1/18