نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -فرید دوستکام
    داستان هدایت من به سمت آموزه های استاد عباس منش از آنجایی شروع شد من اضافه وزن زیادی داشتم و در سال 1400 وزنم به 125 کیلو رسیده بود. در این حین به طرزی عجیب و خیلی اتفاقی یکی از دوستان صمیمی من دوره قانون سلامتی از استاد عباس منش رو به من معرفی کرد و به من گفت که زندگی به شیوه این دوره بدن رو به شدت سالم می کنه. دیدن نتایجی که دوستم از دوره قانون سلامتی گرفته بود، من رو کنجکاو کرد تا این دوره رو بخرم.بعد از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، نتایج شگفت انگیزی در سلامتی و تناسب اندام من رخ داد به طوریکه بعد از 6 ماه، نه تنها بدنم به سلامت کامل رسیده بود بلکه وزنم هم به ۷۹کیلو رسید.این نتیجه هم اعتماد به نفس من رو افزایش داد و هم ایمان من به شدت به آموزه های استاد عباس منش بالا رفت و تصمیم گرفتم مثل سلامتیم، سایر جنبه های زندگیم رو هم با دوره های آموزشی ایشان متحول کنم. بعد از این نتیجه، من دوره های شیوه حل مسائل زندگی، دوره احساس لیاقت و دوره عزت نفس رو خریدم و روی آموزه های این دوره ها دارم کار می کنم.آموزه های این دوره ها به شدت در زندگی من تاثیر مثبت گذاشته علی الخصوص آموزه های دوره احساس لیاقت.آگاهی های این دوره شخصیت من رو تغییر داد به طوری که الان احساس لیاقت فوق العاده ای دارم و از درون خودم رو بسیار ارزشمند می دونم. البته این تغییرات درونی در احساس لیاقتم، روی اوضاع مالی من هم تاثیر مثبت بسیار گذاشته و در طی 2 ماه، درآمد من 3 برابر افزایش پیدا کرده.
  • -مرضیه
    استاد عزیزم امیدوارم که حال دلتون عالی باشه و قلبتون پر از نور خدا.چند وقتیست که دلم میخواد براتون از نتایجم بنویسم. همش به خودم می گفتم: حالا صبر کنم لیست خواسته های محقق شده ام کامل شه، بعد یه دفعه همه رو با هم بفرستم. ولی قلبم همین الان بهم گفت: از نتایجی که همین الان دستته بنویس. بعد که بعدی ها هم تیک خوردن دوباره می نویسی.استاد جان این متن رو به پاس قدردانی از شما می نویسم چون فکر میکنم تنها با نوشتن از نتایج هست که میتونم قدردانی از شما به خاطر آموزش هاتوو رو تا حدی به جا بیارم. همینجا از خدای بسیار بخشندمون میخوام که سراسر زندگیتون رو نور کنه، که نور امید و کلام الله و وعده های الله رو با کلامتون و از دریچه قلبتون وارد زندگی من کرده اید. استاد قشنگم من این یکی دو سال اخیر تمرکزی روی آموزش های شما کار کردم. آموزش های دوره شیوه حل مسائل، دوره قانون آفرینش و امسال هم  دوره احساس لیاقت رو خریدم و روی آموزه های این دوره کار کردم و خدا برام واقعا ترکوند. وقتی به نعمت هایی که خدا بهم داده فکر میکنم، دستام عرق میکنه و قلبم تند تند میزنه. اینجا بخشی از دستاورد هام از عمل به آموزه های شما رو لیست میکنم:اولین دستاورد: شروع به کار و 4 برابر شدن درآمدم:استاد جانم اولین و نمیدونم بگم مهم‌ترین خواسته ام یا نه، (چون همه خواسته هام برام مهم بودن) که با شروع سال ۲۰۲۳ محقق شد، شروع کارم بود. من در شهر کبک در کانادا زندگی می کنم و درس می خونم. همیشه از خدا میخواستم که قبل از فارغ التحصیلیم، کارم شروع بشه و واقعا کار با پای خودش بیاد تو زندگیم و حقوقم حداقل ۳ برابر حقوق دانشجوییم بشه. و خدا بیشتر و بهتر از حد تصورم رو وارد زندگیم کرد. استاد جان من اسکرین شات فیش حقوق دانشجوییم و حقوق الانم رو برای شما ایمیل کردم و طبق این نتایج، حقوق من از پارسال تا امسال ۴ برابر افزایش پیدا کرده. دومین دستاورد: دفاع از تز دکترا با موفقیت و فارغ التحصیلی:آگوست امسال از تز دکترام دفاع کردم. عکس مدرک دکترام رو براتون ایمیل کردم چون می دونم که بهم افتخار می کنید. استاد پشت این مدرک دکترا خیلی داستان ها بوده که دیده نمیشه ولی پر رنگ ترین و مهمترینش، هدایت های خدا بوده که همیشه از سمت شما و از آموزش های شما دریافتش میکردم. نمیدونم چطور ازتون بابت شناساندن خدای واقعی بهم، قدردانی کنم.سفر با آروی در کانادا:از وقتی سریال سفر به دور آمریکا رو دیدم، آرزوی سفر با آروی در من شکل گرفت و امسال تابستون برای قدر دانی از نعمت هایی که خدا بهم داده، همسر و پسرم رو مهمون کردم به یه سفر ۱۰ روزه با آروی. دیگه افزایش حقوقم به راحتی این اجازه رو بهم داد. یه عکس از سفرمون با آروی براتون ایمیل کردم. این عکس که تجربه زندگیم هست، نتیجه دیدن سفر به دور آمریکا، تحسین زیبایی ها و هزاران بار تجسم این سفر با احساس خوب بوده که من اینا رو از آموزش های شما یاد گرفتم.سومین دستاورد: پرداخت تمام بدهی ها:من ۱۶ هزار دلار بدهی داشتم بابت ماشین و وام دانشجویی که تا جولای امسال همشون رو تسویه کردم و چقدر خوشحالم که هیچ بدهی ای ندارم.چهارمین دستاورد: دریافت سیتیزنی کانادا:استاد جان، روز ۲۵ نوامبر روز بزرگ و قشنگی برای من و همسرم بود. ما در این روز رسما سیتیزن کانادا شدیم. ( یه عکس هم از مراسم سیتیزنی که آنلاین برگزار شد، براتون ایمیل کردم. توی این عکس، پشت لبخند من و همسرم، کلی داستان از هدایت های  نوید بخش الله بوده که از تک به تک فایل ها و محصولات شما گرفتم و بهشون عمل کردم. الان به خاطر عمل به آموزش های شما در دوره های احساس لیاقت، قانون آفرینش، شیوه حل مسائل، دوره روانشناسی ثروت 1، الان پاسپورت کشوری رو داریم که با آزادی میتونیم هر جای دنیا سفر کنیم. استاد جانم احتمالا خودتون میدونین که هر کدوم از دانشجوهاتون چقدر دوست دارن بیان و در آغوش بگیرنتون و قدر دانی کنن ازتون. خوب منم مستثنی نیستم و مطمئنم به قانون که اگر در مدارش قرار بگیرم در زمان مناسبش می تونم شما رو ملاقات کنم. راستش رو بخواین ناخودآگاه خیلی تجسم میکنم که شما رو میبینم و دارم از تک به تک موفقیت هام و از پلن های آیندم براتون میگم. استاد جان از کبک (کانادا) تا فلوریدا (آمریکا)یه پرواز 3 ساعته هست. قبل از اینکه پاسپورت کانادا رو بگیرم، این سه ساعت برام معادل سه سال بود، ولی الان برام معادل ۳ دقیقه شده. استاد عزیزم، اینها بخشی از لیست دستاورد های من از عمل به آموزش های شما هست که نقد در دستمه. استاد، شما دنیا رو برای من جور دیگه ای تعریف کردید. من رو امیدوار کردید که می تونم به خواسته هام برسم و الان همه اون خواسته ها محقق شده.بخدا قسم که این تاثیر فقط روی زندگی منی که دارم از محصولات شما استفاده می کنم و به اونا عمل میکنم، نبوده بلکه تاثیرش روی نزدیکان من هم که در کنار من صدای شما رو می شنیدند، بوده. همسرم اصلا شما رو نمیشناسه، میدونه من یه چیزایی گوش میدم و یه چیزایی رو فالو میکنم و اتفاقا خیلی هم کنجکاوه که بدونه. ولی من به خودم و شما قول دادم تا موقعی که خودش با اصرار ازم نپرسه، توضیحی ندم. اما استاد  دارم می بینم که این آدم فقط با دیدن رفتار و عملکرد من، داره پا به پای من تغییر میکنه. الان که دارم اینارو میگم چشمام پر از اشک شده، اشک شوق. اونجایی که میگین آدمای اطرافتون ۹۹ درصد تغییر میکنن، من دارم تجربه اش میکنم استاد جان. این قضیه فقط تاثیری نیست که همسرم گرفته، اون سفر با آروی رو که رفتیم، نمیدونین چه خواسته هایی رو برای همه دوستای اطرافمون ایجاد کرده. استاد جان این عشقی که داری اشاعه میکنی، داره دنیا رو میگیره. الحق که استادی. خدا به خاطر خلقت شما قطعا یه مدل دیگه ای به خودش افتخار کرده.
  • -آتوسا رضائی‌پور
    استاد، آگاهی‌های دوره احساس لیاقت، به‌خصوص جلساتی که درباره‌ی مقایسه صحبت کردید، تحولات بزرگی توی زندگی من ایجاد کرد. منشا خیلی از احساسات بدم رو بهم نشون داد و تأثیراتی روی من گذاشت که واقعاً توی کلمات نمی‌گنجه.  بار اول که جلسات مربوط به مقایسه رو گوش کردم، متوجه شدم که تقریباً همیشه و درباره‌ی هر موضوعی خودم رو با دیگران مقایسه می‌کنم. با اینکه زیبایی و توانایی‌های زیادی داشتم، این مقایسه‌ها باعث می‌شد بدون هیچ معیار درستی، خودم رو کمتر از بقیه ببینم.  رابطه‌ی خودم رو با رابطه‌های دیگه مقایسه می‌کردمو این باعث می‌شد احساس کمبود و نارضایتی کنم.  بعد از اینکه دوره‌ی احساس لیاقت رو منتشر کردید، این جلسه منو درگیر کرد، تا جایی که بقیه‌ی دوره ها رو کنار گذاشتم و فقط به این جلسه فکر کردم و سعی کردم واقعا روی احساس ارزشمندی درونیم کار کنم خصوصا این بخش مقایسه.من با عمل به آموزه‌های شما توی مدت کوتاهی تونستم ماشین رویاهام رو بخرمش و از ته دل دوسش داشتم، چون برای من نشونه‌ی پیشرفت بزرگی بود. اما شروع کردم به مقایسه‌ی ماشینم با ماشین بقیه و به جای سپاسگزاری دیدم دارم به احساس ناسپاسی می رسم و این یه زنگ خطر برام بود.اما حالا من با تمرینات و آگاهی های دوره احساس لیاقت، من یه آتنای دیگه‌ام. وقتی توی آینه به خودم نگاه می‌کنم، از زیباییم لذت می‌برم، از هیکلم لذت می‌برم، سپاسگزارم. کسی رو که زیباست، تحسین می‌کنم، نه مقایسه. دیگه احساس کمبود ندارم، چون عاشقانه خودم رو دوست دارم و خودم رو لایق می‌دونم، نه به خاطر ظاهرم، بلکه به خاطر اینکه بخشی از وجود خداوندم.  هر جا که می‌رم، مردم دورم جمع می‌شن، تحسینم می‌کنن، بهم عشق می‌دن. انقدر انرژی خوبی دارم که همه متوجهش می‌شن. وقتی وقتی روی احساس لیاقتم کار کردم، تونستم از یه رابطه‌ی اشتباه بیرون بیام و رابطه‌ی جدیدی رو شروع کنم که کاملاً باب میل منه، پر از عشق و آرامش. چون دیگه رابطه‌ام رو با دیگران مقایسه نکردم، فقط خواستم رابطه‌ای داشته باشم که خودم دوست دارم، نه چیزی که دیگران تأیید کنن.  به خاطر کار کردن روی احساس لیاقتم، پیشرفت‌های زیادی توی کارم و درآمدم رخ داده که حتی فراتر از انتظارم بود. حتماً توی کامنت‌های بعدی درباره‌ش می‌نویسم که ردپایی برای خودم باشه و همیشه یادم بمونه از کجا به کجا رسیدم.  اما چیزی که باعث شد دوباره برگردم به دوره احساس لیاقت و دوباره با جدیت بیشتر روی آگاهی های جلسات این دوره کار کنم این بود که فهمیدم با دور شدن از دوره، احساس خود ارزشمندی من هم داره کمرنگ تر میشه و این پاشنه آشیل من یعنی \"مقایسه کردن، داره به یه شکل دیگه ای دوباره من رو پایین میکشه.سری قبل به خاطر کار کردن روی دوره احساس لیاقت، محیط کارم رو عوض کردم و به شکل معجزه‌آسایی به محیط خیلی بهتری هدایت شدم و چون افراد اونجا خیلی موفق بودند، دوباره شروع کردم به مقایسه‌ی خودم با همکارام. از محیط آموزش های دوره دور شدم و کار کردن روی احساس لیاقتم رو متوقف کردم.حتی وقتی یه معامله‌ی ۳۵ میلیاردی بستم که بالاترین عدد فروشم بود، به جای احساس شادی و سپاسگزاری، حالم بد شد، چون داشتم خودم رو با همکارانی که فروش بیشتری داشتن، مقایسه می‌کردم.  به جای اینکه از پیشرفتم لذت ببرم، فقط حس عقب‌افتادگی داشتم. به جای تمرکز روی مسیر خودم، مدام درگیر این بودم که چرا فلانی فروش بیشتری داره.  نتیجه افتادن توی دام این پاشنه آشیل \"مقایسه کردن\" چی شد؟ فروش من متوقف شد. احساس لیاقت و عزت نفسم که با این دوره ساخته بودم، فروکش کرد. حس شادی و انگیزه‌ام از بین رفت. دیگه صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شدم، چشام برق نمی‌زد که با عشق برم سر کار و معامله ببندم.  دیگه پشت فرمون که می‌نشستم، طبیعت زیبای اصفهان رو تحسین نمی‌کردم، نفس عمیق نمی‌کشیدم، از بودن توی لحظه لذت نمی‌بردم.  دیگه خودم رو دوست نداشتم. دیگه توی ذهنم با خودم خوب حرف نمی‌زدم. فقط یه صدا توی ذهنم تکرار می‌کرد که «آتنا عقب افتادی»، «آتنا باید خودتو ثابت کنی»، «آتنا باید بیشتر کار کنی.»  از قانون و مسیر دور شدم. به جای کار روی باور‌هام و موندن توی فرکانس درست، فقط می‌خواستم کار فیزیکی بیشتری انجام بدم. مدام در حال دویدن بودم. اما نتیجه چی شد؟  نبستن معامله، قطع شدن ورودی مالی، توقف کامل رشد، و از همه مهم‌تر، احساس بد و نارضایتی از زندگی. همه‌ی این‌ها فقط به خاطر مقایسه بود. شاید این موضوع کوچک به نظر بیاد، اما هیچ چیز دیگه‌ای انقدر راحت و سریع نمی‌تونست منو از مسیر دور کنه و هرچی باور درباره‌ی خودم ساخته بودم، به این راحتی نابود کنه.  اینا رو می‌نویسم تا یادم بمونه که دور شدن از آگاهی های دوره احساس لیاقت و کار نکردن روی پاشنه آشیلم و دوباره مقایسه کردن، چطور منو از پا درآورد. هیچ چیز دیگه‌ای آنقدر سریع و انقدر عمیق نمی‌تونست چنین تأثیری بذاره.  می‌نویسم تا یادم بمونه که چقدر کار کردن روی احساس لیاقت مهمه و یک کار همیشگی. الان خدا رو شکر که منو به مسیر برگردوند، چشمم رو باز کرد و آگاهی‌های نابی که شما بهمون یاد دادین رو بهم یادآوری کرد.  من دوباره کار کردن روی آگاهی های این دوره رو شروع کردم و نتایج داره برمیگرده. من آماده‌ام که هر روز بالاتر برم و رشد کنم.استاد، دوره احساس لیاقت بدون اغراق، تأثیرگذارترین دوره‌ای بوده که روش کار کردم. بدون اغراق، تمام جنبه‌های زندگیم رو به زیبایی تغییر داده.  از زمانی که این دوره رو شروع کردم، احساس رضایت کاملی از زندگیم دارم و بارها به خداوند گفتم که: من راضیم ازت.  درسته که بیشتر می‌خوام، خیلی بیشتر، اما از مسیری که الان دارم طی می کنم و از لحظه به لحظه رشدم راضی ام و لذت می برم. با برگشتن به دوره دوباره الهامات و هدایت‌های خدا رو با وضوح بیشتری حس می کنم و زندگی برای من آسون‌تر شده.استاد شما با دوره احساس لیاقت من رو به خدا نزدیک تر کردید. برای این آموزش‌هایی که نظیر نداره، از شما سپاسگزارم. آموزش های این دوره زندگی من رو در همه جنبه ها از این رو به اون رو کرده. من الان هیچ ربطی به آتنای پارسال ندارم.من تا الان کامنت نمی‌ذاشتم، ولی از این به بعد، برای همه‌ی جلسه‌های دوره کامنت می‌ذارم، تا یادم نره از کجا به کجا رسیدم و دلیل نتایجم چی بوده. می‌نویسم تا همه بدونن که این‌ها حرف‌های قشنگ و افسانه نیست. این‌ها واقعیت محضه. من این آموزه ها رو باور کردم و نتیجه توی دستمه.  من باور کردم و از دختری که با ۲۰ هزار تومن توی کارتش، توی پارک می‌نشست و گریه می‌کرد، تبدیل شدم به آتنایی که در مدت کوتاهی، چند صد میلیون پول ساخته، اونم توی سن ۲۴ سالگی.  استاد عزیزم، شما قوانینی رو به من یاد دادین که ارزششون از هر نتیجه ای بیشتره. منو به خدایی رسوندین که تمام عمرم دنبالش می‌گشتم. بی‌نهایت سپاسگزار شما و خداوندی هستم که منو هدایت کرد.
  • -Ali ariya
    مدتی است که تمرکزی روی آموزه های دوره احساس لیاقت و دوره 12 قدم کار می کنم. آنقدر با عمل به آموزه های این دوره ها تغییرات بنیادین زیادی در زندگیم ایجاد شده که حتی خیلی از نتایجم رو یادم رفته. می خوام بخشی از نتایجم از کار کردن روی آموزه های دوره احساس لیاقت و دوره 12 قدم رو بنویسم. این دو دوره تغییرات بنیادینی رو در زندگی من ایجاد کرده. نتایجم آنقدر زیاد و پایدار بوده که گاهی شرایط نامناسب قبلیم رو یادم میره و فکر می کنم این نتایج همیشه توی زندگیم بوده. من حدود 3 سال هست که دارم با آموزه های استاد عباس منش کار می کنم. قبل از کار کردن با این آموزه ها مرتبا با همسرم سر هیچ و پوچ دعوا داشتیم. من و همسرم مدام دنبال تغییر همدیگه بودیم چون فکر می کردیم خودمون درست هستیم و اونی که باید تغییر کنه، طرف مقابل هست. همسرم با مادرم و خواهرم اختلاف داشت. مطمئنم اگر با این آموزه ها آشنا نمیشدیم و روی ذهنمون و شخصیتمون کار نمی کردیم، رابطه مون به جدایی ختم می شد. استاد ازتون سپاسگزارم که به ما کنترل ذهن رو یاد داید. اعراض از نازیبایی ها رو یاد دادید. تمرکز بر نکات مثبت رو یاد داید و اجرای این اصول، زندگی ما رو از اساس تغییر داد طوری که الان عشق من و همسرم رو نمیشه با کلام توصیف کرد. الان حتی ماهی یک بار هم با هم به اختلاف نمی خوریم و عاشقانه همدیگه رو دوست داریم. اگر قبل از کار کردن با آموزه های این دوره دوره، به کیفیت رابطه من و همسرم میخواستم نمره بدم، اون نمره 10 بود اما الان اون نمره به 1000 رسیده. من شغلم تو زمینه آسانسور هست و قبل از کار کردن با آموزه های این دوره ها، درآمد ماهانه ام 5 میلیون بود و در بهترین حالت به حدود 7 میلیون تومان می رسید اونم با کلی زحمت و تلاش فیزیکی. البته اون اواخر و قبل از کار کردن با آموزه های این دوره ها، به یک تضاد مالی بسیار بد هم خورده بودم. دار و ندارم رو به علت تصمیمات هیجانی برای کسب ثروت از دست دادم. ماشین ام و سرمایه مو به طور کل از دست دادم، بدهکار شدم جوری که یادمه صبح و شب به خدا میگفتم کمکم کن من هیچ پناهی ندارم و به عجز رسیده بودم. هیچ مشتری ای نداشتم و بدهکار دوست و رفیق شده بودم. پیش همسرم و خانواده همسرم خجالت زده بودم و ترس هایی که از هر طرف ذهن منو مشغول کرده بودند. اما خداوند هدایت کرد و من با آموزه های استاد عباس منش آشنا شدم و دنیای زیبای من از اون زمان شروع به تغییر کرد. البته که یه شبه همه چی درست نشد اما هر روز اتفاقات مثبت رو میدیدم، تغییرات رو می دیدم و می فهمیدم که دلیلش کار کردن روی این آموزه هاست.یکی از ملموس ترین نتایج من در طی کار کردن با این 2 دوره، افزایش درآمدم هست. با اینکه تلاش و زحمت فیزیکی من خیلی کمتر شده اما درآمدم 10 برابر افزایش پیدا کرده و گاهی اوقات درآمد 20 برابر بیشتر رو هم تجربه می کنم.تا قبل از کار کردن روی آموزه های این دوره ها، 13 سال بود سیگار و قلیون میکشیدم و مشروبات الکلی مصرف می کردم اما الان به لطف الله نزدیک به 2 ساله هیچ دودی حتی یک کام هم از هیچ مدل دودی چه برقی چه صنعتی چه گیاهی هیچی وارد بدنم نکردم و به هیچ عنوان هیچ مشروباتی و در کل چیزی که بخواد من رو از حالت طبیعی زیبای انسانی ام خارج کنه رو، مصرف نکرده ام.قبل از کار کردن با آموزه های این دوره ها، عصبی و پرخاشگر بودم، داد و بیداد الکی زیاد داشتم ولی الان به لطف الله خیلی دیر تر عصبی میشم و کنترل کاملی بر هیجاناتم دارم. صدام بالا میره نمیگم نمیره ولی خیلی باید اون موضوع ضعف من باشه که وقتی میفهمم که ضعف من هست روش کار میکنم و بر طرفش میکنم .قبل از کار کردن با آموزه های این دوره ها، نه تنها دارایی نداشتم بلکه 20 میلیون تومان هم بدهی داشتم و دارایی من منفی 20 میلیون بود اما الان دارای من از 2 میلیارد تومان بیشتر شده و با سرعت در حال بیشتر شدن هست.قبلا خرید لوازم خوب خونه برام آرزویی دست نیافتنی بود مخصوصا بعد اون شکست مالی. ولی الان بهترین تلویزیون بازار، بهترین لباسشویی و ظرفشویی، بهترین یخچال روز بازار بهترین دستگاه های برقی و لوازم خانگی و آشپزخانه رو از اتو تا اسپرسو ساز و … بهترین برند رو برای خونه خریدم. عزت نفس و اعتماد به نفس ام قبل و بعد آشنایی با استاد و کار کردن با آموزه های این دوره ها، قابل مقایسه نیست. کار کردن روی این آموزه ها، من رو عاشق خودم کرده. الان خودم اولویت اول زندگیم هستم. غصه هیچ کسی رو نمیخورم به جاش اگر توانایی شو داشته باشم کمک میکنم.کیفیت زندگی من در همه ابعاد تغییرات اساسی کرده. همین الان با 9 بیمارستان تهران قرارداد سرویس و تعمیر و نگهداری آسانسور دارم و علاوه بر این کارهای آزاد دیگه هم دارم.منی که قبلا کارگر بقیه بودم و با چندرغاز برای صاحب کارها و شرکت ها کار می کردم، الان 9 نیروی استخدامی به همراه همکار دارم. الان کارمون از کارگری تبدیل شده به مدیریت، بازدید، بررسی، طراحی و تعمیر و نگهداری و…البته این رو باید ذکر کنم که بعد از کار کردن روی آموزه های دوره احساس لیاقت، اوج تغییرات درآمدم اتفاق افتاد که حتی خودم هم متوجه نشدم که این تغییرات چطور و از کجا ایجاد شد اما هرچه از این دوره بیشتر میگذره، رشد من بیشتر میشه. بعد از دوره احساس لیاقت، پیشرفت مالی من سرعت عجیبی پیدا کرد بدون اینکه من کار خاصی کنم. من فقط روی احساس لیاقتم کار کردم و همون کارهای همیشگی رو توی کسب و کارم انجام می دادم اما  خداوند دستانی رو می فرسته که باعث رشد من شده.امروز این کامنت رو نوشتم تا از تغییراتم بگم و یادم نره شرایطی رو که قبل از کار کردن روی آموزه های این دوره ها داشتم. اون روزی که رفتم سوپر مارکت کارت کشیدم 4 تا تخم مرغ با یه بسته نون لواش و حسابم صفر شد.یادم نره اون روزایی که مهمونی نمی رفتیم چون لباس مناسب نداشتیم، غذای مناسب نمی تونستیم بخریم، روزای بدهکاری و استرس رو یادم نره. اون روزایی که شاگردم ماشین داشت اما من پای پیاده بودم و گاهی که ماشین خواهرم رو می گرفتم، پول نداشتم بنزیم بزنم و با غصه 2 ساعت پیاده روی کردم چون انقدر به همه بدهکار بودم که دیگه کسی نبود که ازش پول قرض نگرفته باشم. یادم نره اون روزایی که صبح می رفتم سر کار و هیچ مشتری ای نبود و هیچ کاری نداشتم که انجام بدم.این کامنت رو درباره نتایجم نوشتم تا یادم نره که با کار کردن روی آموزه های این دوره ها، شرایط زندگیم از زمین تا آسمون فرق کرده. الان ماشین خوب داریم. بدون ترس، بهترین ها رو خرید میکنیم. سفر اگر بریم، با بهترین کیفیت میریم. بهترین غذاها و تفریحات رو داریم. بهترین جنس ها رو خرید می کنیم.به برکت دوره قانون سلامتی، سلامت جسمانی و زیبایی اندام هم داریم و بهترین کیفیت غذا ها رو داریم تجربه میکنیم، بهترین باشگاه ورزشی و انتخاب کردیم، همسرم مربی شخصی داره، هر تفریحی و هر رستورانی بخوایم، میتونیم بریم اصلا مهم نیست کجاست و قیمتش چنده. الان دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم و شروع کردم و خدا میدونه که با عمل به آگاهی های این دوره، نتایجم چقدر بیشتر بشه و چه پیشرفت هایی رو تجربه کنم. استاد، بی نهایت از شما سپاسگزارم. آموزه های شما واقعا زندگی من از اساس متحول کرده.
  • -حسین عظیم زاده
    من وقتی روی دوره‌ی حل مسائل زندگی و کشف قوانین کار کردم، بزرگ‌ترین ترمز و پاشنه آشیل خودم یعنی عدم احساس لیاقت رو در وجودم پیدا کردم. با اینکه دوره‌ی عزت نفس رو خیلی وقت قبل کار کرده بودم، اما تصمیم گرفتم دوباره اون دوره رو شروع کنم. در همون زمان، استاد دوره‌ی احساس لیاقت رو روی سایت گذاشتند و من مثل تشنه‌ای که به دریا رسیده، بلافاصله این دوره رو خریدم.یک بار تمام جلسات دوره احساس لیاقت رو کاملاً تمرکزی کار کردم و بعد تصمیم گرفتم تا پایان عمرم، همیشه در کنار بقیه دوره‌ها روی این دوره هم کار کنم. چون چه باگ‌هایی که از من شناسایی نکرد! چه پیشرفت‌هایی که در من ایجاد نکرد. واقعاً دوره‌ی احساس لیاقت در کنار هر دوره دیگه ای ضروریه.با کار کردن روی این دوره، شرایط من خیلی تغییر کرد و می‌تونم بگم از بین تمام دوره‌های استاد، این دوره رو بیشتر از همه دوست دارم، چون کمکم کرد بزرگ‌ترین نقطه‌ی ضعف خودم رو شناسایی کنم. به قول استاد:\"به خاطر فرکانس عدم احساس ارزشمندی است که: مدیر شما، قدرتان را نمی‌داند؛ ارزش‌هایی که در شغل خود ایجاد می‌کنید، دیده نمی‌شود و مورد تقدیر قرار نمی‌گیرد؛ مهارت‌های شما دیده نمی‌شود و بی‌ارزش دانسته می‌شود؛ همسرت قدرتان را نمی‌داند و به اندازه کافی برای شما ارزش قائل نمی‌شود؛ هنر، استعداد و توانایی‌های شما دیده نمی‌شود و بی‌ارزش به نظر می‌رسد؛ خدمات و محصولات شما بی‌ارزش به نظر می‌رسد و به فروش نمی‌رسد...\"زیرا قانون این است: به میزانی که از درون خود را ارزشمند می‌دانی، به همان اندازه جهان تو را ارزشمند می‌داند.\"این جملات تا عمق قلبم نفوذ می‌کنه و هر بار که می‌خونم، احساس عجیبی در درونم ایجاد می‌شه. خدایا، چطور شکرت رو به جا بیارم؟ خودت منو به مسیری هدایت کن که بتونم بیشتر از قبل شکرگزاری کنم.
  • -زهرا خضری
    بنام خداوند هدایت گرم که دوباره من را به سایت elmeservat.com و به آموزهای شگفت انگیز استاد عباس منش عزیز برگرداند.من خارج از کشور زندگی میکنم. و با عمل به آموزه های استاد عباس منش در طی یک سال، از درآمد صفر به درآمد 24000 دلار رسیدم. با سفرم به ایران، آموزه های دوره ها رو رها کردم و دیگه روی خودم کار نکردم، دیگه ورودی های ذهنم رو کنترل نکردم و شدم پر از احساس منفی. هر روز با خودم در جنگ بودم. تا اینکه اون درآمد خوب، دوباره به صفر رسید. هیچ مشتری ای نداشتم اونم در حالیکه خدماتم عالی بود و مثل خدمات من در مارکت وجود نداشت. تا اینکه به لطف هدایت های عشق خداوندی که عاشق منه، دوباره کار کردن با دوره های استاد رو شروع کردم. دوره شیوه حل مسائل زندگی من رو نجات داد و پازل پیشرفت من وقتی کامل شد که دوره احساس لیاقت رو هم در کنار این دوره شروع کردم و متوجه شدم که چقدر در حق خودم نامهربان بودم. الان با ترکیب آموزه های دوره شیوه حل مسائل زندگی و احساس لیاقت، انگار در بهشت زندگی میکنم از بس که مسائل زندگیم داره بدون تقلا حل می شه. دوباره فرصت ها و مشتریان از جانب خداوند به من برگشتند.عاشقانه سپاسگزارم از خداوند و استاد عشقم و این آموزه ها.
  • -مجتبی محجوب
    بررسی \"من\" در پارسال و \"من\" در هم اکنون به خاطر کار کردن روی آموزه های دوره احساس لیاقت پارسال من همش با خودم و دیگران جنگ داشتم ولی الان خیلی کمتر شده طوری که به وضوح حسش میکنم؛ پارسال من کلمه \"الهامات\" رو مسخره میکردم و یا اینکه میگفتم این برای پیامبرانه ولی الان بدون ترس دارم بهش توجه می کنم، ازش استفاده میکنم. انگار باور دارم که همه این ایده ها الهامات خداوند هست؛ پارسال من از اینکه در جمع افرادی باشم که از لحاظ مالی موفق هستند، خجالت میکشیدم ولی الان خیلی راحت در این جمع ها شرکت می کنم.پارسال من  از ابراز نظراتم در جمع خجالت میکشیدم و میترسیدم با اینکه دلم میخواست نظر خودم رو بیان کنم ولی نظری رو می گفتم که دیگران خوششون بیاد ولی الان خیلی راحت نظر خودم رو می گم بدون ترس از اینکه دیگران خوششون بیاد یا نه؛پارسال میترسیدم از اینکه از توانایی ها و علایقم در جمع صحبت کنم اما الان خیلی راحت در اینباره حرف می زنم؛پارسال موجودی حسابم همیشه صفر بود ولی الان حداقل 20 میلیون تومان تو حسابم هست.پارسال اگر ناراحت بودم و همسرم دلیلش رو میپرسید چیزی نمی گفتم و قهر می کردم چون توقع داشتم خودش بفهمه. اما الان در بیان احساساتم خیلی راحت هستم؛پارسال میترسیدم درخواست اضافه حقوق کنم ولی امسال خیلی راحت درخواست دادم و پذیرفته شد؛ پارسال اصلا سلامت دندون هام برام مهم نبود. اما الان برای جسمم خیلی ارزش قائل هستم و به وضعیت دندونام رسیدگی میکنم و برای حفظ سلامتی شون حاظرم بها پرداخت کنم در حالیکه قبلاً می گفتم جسم رو میخوای چیکار؟! آخرش که میمیری و مار و مور می خورش دیگه. پارسال از استخر رفتن میترسیدم چون شنا بلد نبودم و فک میکردم اونهایی که بلدن از نوزادی بلد بودن اما امسال با پسرم کلاس شنا ثبت نام کردم و دارم این مهارت رو یاد می گیرم. الان جلسه چهارم هستم و تازه فهمیدم که چقد استخر لذت بخشه؛ پارسال همش میگفتم برای کلاس زبان نه وقتش رو دارم و نه پولش رو اما الان جلسه ششم پیشرفته زبان هستم و چقدر دارم لذت میبرم ازش؛ پارسال نظر آدمها من رو له کرده بود ولی الان احساس میکنم خیلی با خودم به صلح رسیدم و نظر دیگران بهم نیست. حسش آنقدر خوبه که انگار دارم تازه نفس کشیدن رو یاد میگیرم پارسال هفته ای دو سه شب از افسردگی میخوابیدم ولی الان زندگیم هدفمند و پر از شور و شوق شده. زمان آزادم همش صرف فایلهای استاد رو گوش دادن، کلاس شنا، کلاس زبان، تفریح با خانواده ام و … میشه؛ پارسال سر مسائل الکی و بی اهمیت، جر و بحث زیادی با همسرم داشتم ولی الان رابطمون عالی شده طوری که همسرم بهم گفت چقدر رابطه ما بهتر شده و از جنگ و دعوا هامون کاسته شده؛ پارسال خیلی نگران آینده همسر و فرزند و خانوادم بودم ولی الان اون نگرانی ها خیلی خیلی کمتر شده و احساس آرامش بیشتری دارم؛ پارسال خیلی سعی داشتم دیگران رو تغییر بدم و یه حالت دلسوزی هم داشتم ولی الان بیشترین تمرکز رو گذاشتم روی بهبود خودم؛پارسال اگه به تضادی می خوردم، کلی بهم میریختم و عصبی میشدم و واکنش نشون میدادم ولی الان به مراتب این کمتر شده و انگار دارم هی بهتر میشم توش؛ پارسال خودم برای خودم تو ذهنم هیچ ارزشی نداشتم، از تنهایی فرار میکردم و مثل خوره بود برام ولی الان انگار خودم رو خیلی دوست دارم. خیلی از وجود خودت کیف می کنم و لذت می برم و دوست دارم که خودم خودم رو ببرم بیرون و بگردونم؛پارسال اصلا آدم سپاسگزاری نبودم ولی الان دارم عادت میکنم به دیدن نعمت های زندگیم و سپاسگزاری بابت اونا و روند رشد این ویژگی شخصیتی رو دارم می بینم؛ پارسال هر اتفاقی می افتاد خودم رو سرزنش میکردم ولی الان میگم قطعا یه خیریتی از سمت پروردگارم هست پارسال خیلی درگیر میشدم با افراد و خیلی بحث می کردم اما الان به محض شروع بحث یادم میاد و سریع سعی در عوض کردن بحث دارم؛ پارسال میترسیدم از اینکه حرف کسی که داره ورودی منفی میده رو قطع کنم ولی الان خیلی راحت تر قطع میکنم یا موضوع رو عوض میکنم یا از اونجا می رم؛ پارسال منتظر بودم خدا کاری کنه برام ولی الان فهمیدم که خودم باید حرکت کنم، روی باورهام کار کنم و برای رشدم قدم های عملی بردارم؛ پارسال فک نکنم رو هم رفته 3 تا کامنت گذاشته باشم اما الان اسمم جز نفرات اول هفته و ماه هست در قسمت ارسال کامنت محصولات هست و این نشون میده که چقدر خوب دارم روی رشد شخصیتیم تمرکز می کنم؛ پارسال میترسیدم به همکارانم بگم چکار کنید یا نکنید ولی الان خیلی راحت بدون ترس از اینکه اونها در مورد من چی فک میکنن، دارم کارها رو پیش میبرم؛ پارسال نمی فهمیدم توحید و روی خدا حساب کردن اصلا چی هست ولی امسال درک کردم که حداقل چی هست پارسال بشدت در هر ثانیه خودم رو با دیگران مقایسه میکردم و همیشه یا بهتره بگم که دائما حالم بد بود ولی الان خیلی بهتر شدم و میزان آرامشم رو متوجه میشم. از افکار و گفتگوی ذهنیم آگاهم و متوجه این هم میشم که ذهنم کی و چه وقتهایی داره مقایسه میکنه و هی دارم تو کنترل ذهنم و کنترل افکار و کانون توجه ام بهتر میشم.پارسال خودخوری، خود سرزنشی و احساس گناهم خیلی زیاد بود اما الان به مراتب کمتر شده؛ پارسال از اینکه برای خودم هزینه کنم بشدت فراری بودم ولی الان راحت تر برای خودم خرج میکنم یعنی تقریبا اولویت اول خودم هستم.وقتی این تغییرات رو نوشتم، متوجه شدم که چقدر نسبت به پارسال رشد کردم. پس به خودم تعهد میدم که از این به بعد کوچک ترین پیشرفت هام رو ببینم و بهشون توجه کنم تا باورهام درباره خودم قوی تر بشه.
  • -خانواده ی رضایی
    این نتایج مربوط به پدر خانواده است:با سلام به استاد عزیز. در این 6 ماهی که در دوره احساس لیاقت هستم، خداروشکر نتایج خوبی گرفتم که بخشی از اون نتایج رو با شما به اشتراک می گذارم:کنترل ذهن برام راحت شده؛ عجله و بدو بدو ندارم؛ متوکل تر شدم؛ خودم و زندگیم رو در کمترین حد با دیگران مقایسه می کنم ؛آموزه های دوره احساس لیاقت باعث شده که تعهدات سازنده ای به خودم بدم و اجراشون کنم؛ آرامشم بیشتر شده؛ خودم رو بیشتر دوست دارم و خودم سرزنش نمیکنم؛ مورد احترام همه هستم؛ خیلی راحت به درخواست های نامعقول دیگران \"نه\" میگم؛ تن به تغییر و یادگیری و رشد مهارت هام دادم؛ در مورد کنترل و مدیریت احساس گناه، خیلی خوب شدم؛ به طور کلی چرخ زندگیم خیلی روانتر شده خداروشکر؛درآمد ماهانه ام 6 برابر افزایش پیدا کرده و برای خودم و خانه، وسایل خوبی خریدم؛به خاطر اصولی که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتم، توی این 6 ماه، دوره قانون سلامتی رو دقیق تر انجام میدم و به سلامت جسمم به شدت ارزش قائل شده ام و این باعث شده که شبها با آرامش بیشتری بخوابم؛
  • -مهدی وثوق
    توی جلسات پایانی دوره احساس لیاقت، داشتم نتایجم رو ارزیابی می کردم. برای چند لحظه حس کردم هیچ دوره و آموزشی از استاد عباس منش تا به الان، به اندازه دوره احساس لیاقت، زندگیمو متحول نکرده. اما عمیق تر که شدم فهمیدم تو هر برهه از زمان که رو یه دوره خاص تمرکز گذاشتم، تغییرات بنیادین رخ داده ولی چون نتایج زود بدیهی میشه، اهمیتش اون نتایج تو ذهنم کم رنگ شده. پس نمیتونم بگم زندگیم به دو بخش قبل دوره احساس لیاقت و بعدش تقسیم میشه اما به جرات میتونم بگم تغییراتی که دوره احساس لیاقت در وجودم ایجاد کرده، از حیث \"توانایی خلق زندگی\" و \"لیاقت داشتن درباره تجربه شرایط دلخواهم\"، هیچ آگاهی تا به الان اینقدر بر من تأثیر نگذاشته. پر واضح احساس میکنم تازه این شروع داستانه چون تازه فهمیدم چطور با شالوده ی احساس لیاقتی که درونم ایجاد شده، از آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 1، بهره برداری کنم؛ تازه فهمیدم چطور با پس زمینه احساس لیاقت، دوره عشق و مودت کار کنم و سایر آموزه های استاد رو…طی 6 ماه گذشته که تمرکزم رو دوره احساس لیاقت بود حجم تغییرات و تحول زندگیم خیلی زیاد بوده و اونقدر از شرایط قبلیم فاصله گرفتم به حدّی که:اولا یادم نمیاد قبلا تو چه فضایی بودم؛دوماً: تجربه خواسته ها و رخ دادن اتفاقات خوب برام به حدّی بدیهی شده که یه جورایی طلبکار هم هستم! امیدوارم خدا منو هدایت کنه تا بتونم درباره نعمت هام سپاسگزار تر باشم و اینهمه نعمت هام رو ببینم. واقعا سپاسگزار خدا هستم که من را لایق، پذیرا و شنوای آگاهی های دوره احساس لیاقت قرار داد. با تمام وجود میخوام به عملکرد صحیح و هرچه بیشترش هدایتم کنه. یه بار دیگه هم قدردان آموزش های استاد عباس منش هستم.
  • -زهرا و محمد
    وقتی تمرین جلسه 18 از دوره احساس لیاقت رو انجام دادم، متوجه شدم که چقدر توی این دوره تغییر کردم و نتیجه گرفتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم کمالگرایی و مقایسه رو کنار بگذارم و نتایجم از دوره احساس لیاقت رو بنویسم:قبل از شرکت در دوره احساس لیاقت، به شدت ترسو، مشرک، وابسته، خالی از عزت نفس و پراز تردید، نگرانی بودم. حس ناکافی بودن و نالایق بودن رو داشتم و الان می دونم که به خاطر این نگاه به خودم بود که همه با بی‌احترامی تمام باهام رفتار میکردند. همیشه طرد می شدم و به شدت محتاج تأیید دیگران بودم.حالا بریم سراغ تغییرات من از عمل به آگاهی های دوره احساس لیاقت:الان نسبت به قبل، نسبت به خودم خیلی آسون گیر تر شدم. وقتی اشتباهی ازم سر میزنه، خیلی کمتر خودم رو سرزنش می کنم و دارم یاد میگیرم که هم اشتباهات خودم و هم اشتباهات دیگران رو راحت تر ببخشم و ازش عبور کنم.وقتی با مسئله یا چالشی برخورد می کنم، دید الخیر فی ماوقع، پیدا کردم و این بهم خیلی آرامش میدهگفتگوهای ذهنی ام بطور واضحی مثبت تر شده و مرتبا در حال تحسین، شکرگزاری و یاد خدا هستمنسبت ب انتقادات دیگران، بی تفاوت تر شدم. نسبت به قبل، احساساتم رو به راحتی بیان می کنم. یعنی نظر دیگران برام خیلی کمرنگ شده که بخوام جلوی اونا ماسک بزنم یا احساساتمو مخفی کنم؛یاد گرفتم توانایی هام رو بشناسم و بنویسم و این شناخت، احساس ارزشمندی درونیم رو رشد داده؛نسبت به قبل، زمان های بیشتری از روز حالم عالیه و آرامش دارم. تمرکزم روی فراوانی های زندگیمه. هر چند نیازی نیست زور بزنم چون واقعا ی زندگیم پر از نعمت و فراوانی و عشق و آرامش شده خدارو شکر؛و اما نگم براتون از تغییر رفتار و احترام جهان با من بعد از کار کردن روی احساس ارزشمندی درونیم با کمک این دوره ارزشمند مخصوصا تمرین جلسه 16استاد، الان می بینم اطرافیانم آنطور که به رئیسشون احترام می‌گذارند، به من احترام می گذارند در حالیکه قبلاً هرجا میرفتم فقط بی احترامی می‌دیدم. چون من بالاخره ریشه بی احترامی های دیگران نسبت به خودم رو پیدا کردم و تونستم خودم رو از درون لایق بدونم.چند تا مثال می زنم:چند روز قبل مهمونی بزرگی دعوت بودیم که خیلی شلوغ بود. همه مهمونا میومدن سمت ما احوال پرسی می کردند و بعد می رفتند سراغ میزبان. انگار ما میزبان بودیم ومن اونجا دیدم که قانون احساس لیاقت درونی، چقدر درستهدر مورد وابستگی در روابط، وابستگی من ب خانوادم و همسرم خیلی کمتر شده بود اما نسبت به پسرم خیلی وابسته بودم که بعد از کار کردن روی این دوره، این وابستگی خیلی کم شده چون دیگه خیلی کمتر نقش خدا رو برای پسرم بازی می کنم و نگرانش نیستم و سعی می کنم اجازه بدم خودش مسائلش رو هندل کنه. درمقابل، رفتار پسرم با من کلی عوض شده و مدام بمن عشق ورزی می‌کنه و ازم قدردانی می کنه.و اما درباره دستاوردهای بیرونیم: وقتی وارد دوره احساس لیاقت شدم، یه شغل پاره وقت و یه درآمد کم داشتم. توی این دوره به طرز هدایتی ای در آزمون مالیاتی قبول شدم. آزمونی ک حتی قصد ثبت نامش رو هم نداشتم و خدا همه کاراشو دقیقه 90 برام جور کرد. از منابع و …با کمی مطالعه به راحتی با امتیاز بالا قبول شدم و کلی ذوق کردم. توی مصاحبه رد شدم و کلی ناراحت شدم اما چون برادرم توی اداره مالیات هست، ذهن مشرکم میگفت غصه نخور داداشت درستش می‌کنه. اما به لطف آگاهی های این دوره، سریع درسامو گرفتم و ذهنمو کنترل کردم و به حال خوب برگشتم. وقتی موضوع رو کلا رها کردم یعنی حتی به نتیجه اعتراض هم نزدم و فقط بر خدا توکل کردم، دیروز بهم زنگ زدن و گفتن مدارکتو بیار که جایگزین یک نفر شدی. منم همینطور موندم گفتم ببین خدایا خودت واسم اینو خواستی پس کمکم کن دیگه مشرک نشم و فقط بر خودت توکل کنم. امروز رفتم گزینش و قراره نتیجه رو بهم اعلام کنند.اما دلم روشنه و این یعنی رسیدن به شغل تمام وقت و درآمد پایدار و بالاتر که نشانه از کار کردن روی بهبود احساس لیاقت درونیم هست.
1 2 3
161 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 168 روز

    سلام استاد

    گفته بودین که باور کمبود کجاها توی زندگیتون هست میدنم که خیلی خیلی وجود داره ولی چند تاش که تونستم پیدا کنم من خیاط هستم وهمیشه میخاستم که یکی کمکی داشته باشم ولی باورم این بود که خیاط خوب نیست اگرم باشهاگر خیاط بگیرم حقوقش رو چه جوری بدم اگر درامد کافی نداشته باشم یا مثلا ایده به ذهنم میومد یه رگال لباس تولید کنم مشتری هام که میان از رگال هم دیدن کنن وبفروشم دوباره فکر منفی میومد که اگر فروش نره چی رودستت بمونه چی وهمین ترس باعث شده که هیچ وقت قدمی برندارم

    وبابت اینکه گفتین باچه مساعلی روبرو شدید که فکر میکردین راه حلی نداره من با پسرم که الان پونزده ساله خیلی بحث‌ میکریم فکر میکردم میتونم کنترل کنم وبعضی وقتا دیگه اینقد عاجز میشدم تو خلوتم گریه میکردم یروز از خدا خاستم که کمکم کنه همون روزا بود که خواهرم یه کلاسی رو معرفی کرد که برای فرزند پروری بود اونجا بود که فهمیدم مشکل پسرم نبوده خودم بودم با افکار منفی که ممنتوم میگرفتن منو با پسرم دذگیر میکرد واز من بعد از اون چند جلسه کلاس نه تنها دیگه با پسرم درگیر نبودم بلکه باهم دوستو رفیق هم شدیم الان همه چی رو میاد برام تعریف میکنه در صورتی که قبلا اگر میپرسیدم هم چیزی نمیگفت الان خودش میاد بغلم میکنه بوسم میکنه

    یوقتایی که صداشو بلند مبکنه میاد معذرت خاهی میکنه

    این اولین دوره ای هست که ازتون گرفتم امیدوارم به دستاورهای بزرگتری برسم وبیام باهاتون در میون بزارم بازم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    معصومه حقی گفته:
    مدت عضویت: 487 روز

    سلام خدای جانم

    سلام استاد عزیزم ودوستان مهربونم

    من دیروز فایل دوم استاد رو گوش دادم در مورد راحت کارها براشون انجام میشه وبا هدایت پیش میرن دیروز تصادف کرده بود همسرم خداروشکر اتفاق بدی نیافتاده بود مقصرم نبودن رفته بودن بیمه اونجا کروکی ازشون خواستن وهمسرم رو 4تاکلانتری فرستاده بودن دنبال کروکی هر جا روفته بود جای دیگه ایی رو گفته بودن بره و…کلی درد سر داشتن دیروز

    حالا امروز همسرم وقت نداشت بره سرکار بود به من گفت برم کروکی رو بگیرم به خیال خودمون کلانتری مورد نظر رو پیدا کرده بودیم گفت برو اونجا بگیرش منم رفتم گفتن سرهنگ فلانی اینجا نیست برو فلان کلانتری بازم یه جای دیگه منم تو دلم گفتم چرا این جوری شد من برا نیم ساعت مرخصی گرفتم نکنه خیلی طول بکشه منو الکی این ور واون ور بفرستن بعد یاد حرف استاد افتادم گفتم خدایا منو هدایتم کن من به راحت ترین راه بتونم کارمو انجام بدم برم خیلی سریع کارم راه بیافته و…بعد به گروهبان گفتم آدرس رو تو نشان برام من علامت بزن با همون مسیر یاب برم چون من اونجارو بلد نبودم وقتی که به مقصد رسیدم دیدم تو اون منطقه اصلا کلانتری وجود نداره از یه آقایی پرسیدم این خیابون کلانتری هست منو اینجا فرستادن ایشونم خیلی آدم مطلعی بود گفتن نه اصلا کلانتری نداره واون کلانتری که گفته بودن بهم گفت که خیلی از اینجا دوره و….

    بعد کلی راهنمایی کرد که کروکی فلان بگیری اگه دست نویس کردن بیمه قبول نمیکنه وووو

    بعد رفتن منم با ماشین راه افتادم دیدم این آقا به سمت ماشین من میاد منم نگه داشتم گفتن این خیابون یه طرفه س تهش از اینجا نمیتونی دور بزنی یه راهنمایی رانندگی هم چند تا کوچه بالاتر هست اگه بری از اونا بپرسی چون اداره کل شونه بهتر راهنماییت میکنن آدرس داد منم رفتم خیلی راحت پیداش کردم رفتم پرسیدم فلان جا تصادف کردیم و…کجا برم آدرس قبلی رو بهم دادن گفتم اونجا رفتم یه کلانتری دیگه روگفتن سرهنگ فلانی اینو که گفتم گفتن سرهنگ اینجاس در رو باز کردن بیا تو من شوکه شده بودم چون فقط رفته بودم آدرس بپرسم که کدوم کلانتری برم

    همون جا کروکی رو بهم دادن راحت وآسان خداروشکر انقدر ذوق زده شدم از این اتفاق که نمیتونم براتون توصیفش کنم اشکم دراومد که ببین استاد میگفت این طوری شد هدایت خواستم کارها برام آسون شد منم کارم آسون پیش رفت خداروشکر من اینو معجزه میدیدم واقعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    الا رستگار گفته:
    مدت عضویت: 147 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

    به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم ان‌شاءالله

    دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم

    حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم می‌کنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)

    اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..

    گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم

    گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم

    و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .

    و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم

    وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر

    همه ی ترسام خلاص میشم استاد

    همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان می‌کنه به اذن الله

    اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم

    و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم

    حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم

    هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب

    شکسته ی منو داد

    من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی

    ( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد

    تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..

    و هربار اشتباهات جدید

    حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد

    آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم

    تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر

    بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم

    به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم ان‌شاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم

    اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله

    به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود

    خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم

    یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم

    و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه

    لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم

    خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم

    و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره

    ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت

    به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم

    و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم

    آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم

    اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش

    اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه

    همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق می‌کنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست

    وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمی‌دونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت می‌بردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت می‌بردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمی‌دونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمی‌دونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم

    الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار

    زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم

    خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    الماس زیبا وهمسرجان گفته:
    مدت عضویت: 831 روز

    سلام به استاد عزیزم

    خدای مهربانم هرچه دارم ازتودارم

    من اصلا یک درصد فکر نمی‌کردم بتونم تا قبل از زمان تخفیف دوره رو بخرم بصورت ناگهانی

    البته چند وقتی هست که همسرم در برنامه های استاده وخیلی تمایل به خرید این دوره داشت همش میگفت یه جوری این دوره رو بخریم قبل از عید توسط یکی از دوستان غرفه روسری زدیم وخداروشکر پول دوره برامون جفت و جور شد حتی چند برابرش ….وتمام مخارج عیدمون رسید نزدیک به 10میلیون عیدی سوغات بردم اصلا فکرشو نمی‌کردم ..ایام عید کلی بهم خوش گذشت ….مادر شوهرم کلی بهمون سوغات داد البته مادر شوهرم زنی دست ودلبازن ….وخداروشکر نتایج دارن میان اینها رو داشته باشین تا نتایج بیشتر رو هم بیام بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    معصومه حقی گفته:
    مدت عضویت: 487 روز

    سلام خدای جانم مهربان ترینم عزیزم هادی ام هستی ام آرامشم خدای زیبایم خدای رحمانم رحیمم سخائم ستارم

    وسلام ودرود بر استاد عزیزم خیلی خیلی دوستون دارم برام خیلی باارزشینخداروشکر خدا منو به سمت شما هدایت کرد

    خواستم تو دفتر یادداشتم اینو بنویسم ولی حسم گفت بیام واینجا بنویسم

    بنویسم وتقاضای هدایت کنم از خدای عزیزم برای کسب وکاری که میخوام راه بندازم شروع کنم خدایا مدرسم باش هدایتم کن چطور شروع کنم کجا برم چه چیزهایی بخرم خودت کمکم کن تایم خالی برام باز کن من با آرامش و وقت کافی بتونم کارمو شروع کنم

    این رو به عنوان یه رد پا برای خودم گذاشتم توکل علی الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 963 روز

    به نام خدای مهربانم خدای خوب و قدرتمندم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم سلام به دوستان همفرکانسم

    این روزها با اینکه هنوز نتونستم دوره رو تهیه کنم

    اما متوجه شدم به خداوند خیلی نزدیک تر شدم

    و راحت تر خواسته هامو میخوام و بهم داده میشه

    و الان اومدم کامنتها رو بخونم چقدر قشنگ نوشتن دوستانم من فدای شما بشم

    خیلی خوشحالم که نتایج عالی گرفتین در این مدت کم

    بعضی از دوستان گفتن بعد از دو یا سه جلسه تمرین حل کردن نتایج عالی رو گرفتن خب خیلی خوبه

    این مشخص میکنه چقدر دوره مهمیه چقدر بازخورد گرفتن دوستان

    چقدر تلاش ذهنیشون بالا بوده و برای من درس داره که روی هر دوره ای تمرکزی کار کنی پاسخ مثبت میده تحسینتون میکنم مرحبا مرحبا

    خدارو شکر میکنم برای داشتن همچین استادی و همچین دوستانی الهی شکرت سپاسگزارتم

    خوش باش که هر که راز داند

    داند که خوشی خوشی کشاند

    شاد و سلامت و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سیده گفته:
    مدت عضویت: 507 روز

    به نام خداوند قادر مطلق خدایی که این روزا اینقدر باهاش صمیمی شدم که هر لحظه دارم باهاش حرف میزنم

    خدایی غیر از خدایی که قبلاً می شناختمش

    الان هم اومدم نتایج شما دوستان عزیزم رو برای اولین بار توی این قسمت از سایت بخونم ،که خدا یهویی بهم گفت تو هم بنویس

    بنویس که همه باور کنن اگه با من رفیق بشن دیگه نگران هیچی نمیشین.،من میگم چی کار کنن که چرخ زندگی شون روان بشه

    به خدا الان که دارم می‌نویسم اشک از چشمام سرازیره .

    نه از ناراحتی بلکه از سر شوق که چنین خدایی داشتم و ازش بی خبر بودم.

    تازه منی که خیلی ادعای خداشناسی و این حرفا رو داشتم.

    برای همه مادر بودم برا خودم زن بابا

    از بس باورهای خراب تو ذهنم بود

    باور این که خدا دعاهای منو در حق دیگران چقدر زود جواب میده ولی برای خودم نه

    همه ازم التماس دعا داشتم و منم به خدا میگفتم تو که خیلی مهربونه حاجتشون رو بده و جالب این که همه به حاجتشون میرسیدن و البته وصد البته این به خاطر باور خودشون بود که جواب میگرفتن نه به خاطر دعای من

    و

    من اینو میدونستم و به روی خودم نیاوردم.

    و

    به خودم میگفتم چون خدا خیلی دوستم داره

    هی میخواد ازش التماس کنم برای گرفتن حاجت خودم

    و

    با خودم میگفتم هر چه بیشتر دارم اذیت میشم

    پس جایگاه بهتری پیش خدا دارم

    پس اگه اینجا نشد حتما اون دنیا برام بهتره

    و

    این هم یه باور مخرب دیگه و

    هزاران باور دیگه که به خدا میچسپوندم

    البته که این باور در جامعه آیی که بودم تاثیر گرفته بودم و در خودم تقویت کرده بودم متاسفانه.

    اما خدای درون الانم کجا و اون خدا کجا

    که هر لحظه داره منو هدایت می کنه به بهترین راه ها ،

    و این رو مدیون آموزش های استاد عزیزم می‌دونم.

    که زندگی منو عوض کرده از هر لحاظ.

    خدایا شکرت

    همیشه با خودم میگم استاد عزیزم تو که دراستان من در صد کیلومتر متری من سالها زندگی کردی و آغاز تغییرت از اون جا بود

    چرا امن

    من این همه دیر با شما آشنا شدم.

    از فایلهای رایگان که ارزش میلیاردی دارن شروع کردیم و الا با دوازده قدم داریم رو به جلو پیش میریم چ بیشتر از چیزی که می‌شنوم دارم به گفته های استاد عمل می کنم.

    به هر حال خدا را هزاران بار شکر از بودن در کنار شما و این دوستان عزیز و خصوصاً عزیز دلت مریم جان که هر روز با دیدن زندگی پر بهشت دارم در بهشت افکارم زندگی میکنم.

    از لحاظ روابط با همسرم که عالی شده و تا قبل از این که ایشون واقعا یه آدم دیگه آیی شده

    ما هر روز زندگی در بهشت رو با هم میبینم و این همه فراوانی و عشق رو از بودن با شما تجربه می کنیم .

    فایلهای توحیدی استاد عزیزم انقلابی در ما به وجود آورده که الان با قدرت و یقین به هدایت الله با دست خالی و به صورت تکاملی طی مدت یک سال اخیر داریم کاری رو برای اولین بار شروع می کنیم که

    خدا خودش بهم الهام کرده و مجوزش رو هم خودش داده و مطمئن هستم به بهترین شکل پیش می‌ره و ما رو به ثروت و روزی به غیر حساب می‌رسونه.

    در هر حال اینو به دوستان گلم خواستم بگم که هر طوری تو خدا رو توی ذهنت بسازید همون رو می بینی .

    من الان یه جوری باهاش رفیق شدم که دوست ندارم وقتم رو پیش کسی دیگه ایی بذارم.

    من الان هر چه ازش بخوام بهم میده

    و

    مهم تر از همه رفاقت با خودشه .

    حال خوب بودن با خودش.

    دورت بگردم خدای ارحم الراحمین.

    ممنون از شما دوستان عزیزم که کامنت منو خوندید و باور کردید هم حرفای منو

    هم خدای درون وجود خودت رو

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    راضیه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 171 روز

    سلام به خدای مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز استاد عزیز من و همسرم 4 ماهه که با فایل های شما اشنا شدیم در اصل خدا مارو هدایت کرد به سمت این فایل ها ولی تو این 4 ماه اندازه ی یک سال من رو خودم کار کردم جوری که صبح که از خواب پامیشدم فقط تو گوشم صحبت های شما بود تا شب که میرم بخوابم یعنی جوری شده که من تو خونه موقع کار تو ماشین تو مهمونی تو خرید هر جا که باشم دارم از صحبت های شما استفاده میکنم من و همسرم خیییلی خوشحال و خوشبختیم که با شما اشنا شدیم و این هم از لطف خداس تو این 4 ماه خیلی چیزا تغیر کرده هم رابطه ی عاطفی ما هم سلامتیمون هم ارامشون هم نعمتهامون ما یه دختر 15 ساله داریم بعد از شنیدن صحبت های شما برای خودش دفتر شکر کزاری و دفتر هدف گزاری درست کرده و من خیلی خوشحالم که شما استاد عزیز مانند یه نور پاک وارد زندگی ما شدید و خیلی شیرین و دوست داشتنی مارو هدایت میکنید خدایا هزارررران بار شکر برای وجود خودت برای وجود استاد عزیز برای اینکه من و خانواده ام لایق این هدایت شده ایم ما هر روز بیشتر و بیشتر تلاش میکنیم تا به بهترین خودمون تبدیل بشیم ممنونم از شما استاد عزیز شما نور الهی هستید برای روشن کردن زندگی دیگران خوش به سعادت شما و خوش به حال ما که شمارو داریم خدارا سپاس برای این لحظه و هر لحظه به امید موفقیت بیشتر و بیشتر خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  9. -
    خدیجه اعتمادی گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    داستان هدایت میرسه به زمستان 1401.زمانی که در شرایط روحی و مالی خیلی‌ بدی قرار داشتم .دو ماه شده بود که پدر نازنینم رو از دست داده بودم و پذیرش نبودش برام غیرممکن بود. غمی که به اندازه ده سال پیرتر شدم .چون وابستگی شدیدی به پدرم داشتم و یجورایی بابایی تمرین آدم خانواده مون بودم. بابرادرم که با آموزشهای شما کلی نتیجه گرفته بود و باهم از لحاظ روحی نزدیکیم . داداشم پیشنهاد داد که باید از خانه بزنی بیرون و یه کاری رو شروع کنی منم که تنها داراییم یه پراید بود تصمیم گرفتم باهاش کار کنم تا هم کمی وضعیت مالی مون بهتر بشه و هم وضعیت روحیم. خلاصه شروع کارم شد شروع آموزشهام . سابقه عضویت من به خیلی قبل‌تر برمیگرده و دلیلشم اینه که برادرم خارج از ایران زندگی می‌کنه و من این پروفایل رو برای ایشون ایجاد کردم و چندتا از دوره های شما رو با پول خودش خریدم .و اگه به خیلی‌ قبل‌تر برگردم من برای اولین بار سال 94 یه فایل از شما دیدم فقط اون تی شرت قرمز رنگ و فضای سبز شمال که اونجا فایل ضبط شده بود یادمه ولی تو مدار دریافت آگاهی نبودم و از حرفا تون هیچی یادم نیست فقط حس خوبی که به من داده بود باعث شد که اسم تون تو ذهنم بمونه . خلاصه من همزمان با کارکردن با پرایدم شروع کردم فایل‌های عزت نفس رو که برای برادرم خریده بودم با اجازه خودش گوش دادن . 6 ماه فقط عزت نفس گوش دادم. تو اون 6 ماه به لطف خدا و آموزش‌ها اولاً پذیرشم در مورد از دست دادن پدرم رفت بالا. دوماً اعتماد به نفس من خیلی‌ تقویت شد و من چالش هایی که در مورد شغلم پیش آمده بود با تکیه بر آموزه های عزت نفس پشت سر گذاشتم و همه بدهی هامون پرداخت کردم .بعد از اون چندین ماه فایل های رایگان رو استفاده کردم .استاد من با فایل‌های توحیدی خدایی در درونم پیدا کردم که رفیق منه و من هر لحظه من در آغوش امن او هستم و این آرامش درونم شروع تحول من بود.ماشینمو عوض کردم و از لحاظ مالی به اندازه تمام 35 سال عمرم پس انداز کردم و سرمایه جمع کردم و به لطف الله از اول سال 1403 من دوره قانون سلامتی رو استارت زدم .

    در شروع دوره چربی خونم 485 . سردرد های تنشی و ضربه ای، افزایش وزن با دور کمر 94 و دور شکم 95 ، غده ای تیله مانند زیر بغلم ، کبد چرب و معده آندوسکوپی شده به دلیل خونریزی و و وزن 61 کیلو و چندین مشکل دیگه که جمعا 22 مورد من در شروع دوره نوشته بودم ولی الان در تاریخ 13 اسفند 1403 به لطف دوره قانون سلامتی چربی خونم کامل برطرف شده و منی که تا یادمه سر درد داشتم هیچگونه سردردی بعد از سه ماه که از دوره گذشت ندارم بدون حتی یه دونه قرص. اوایل دوره وسوسه میشدم که قرص بخورم ولی من خودمو متعهد کرده بودم که با شیوه قانون سلامتی ،سلامتی مو به دست بیارم .دور کمر الان 76و شکم 83،و وزن 48 کیلو خدا را شاهد میگیرم در این مدت حدود 1 سال که به شیوه قانون سلامتی زندگی کردم حتی حتی حتی یدونه قرص نخوردم و این به اعتماد به نفس داد. و انرژی باور نکردنی که حتی من تو18 سالگی اینقدر سالم و پر انرژی نبودم و استفاده از دوره عشق و مودت در روابط که عشق واقعی رو دارم تجربه میکنم عشق بدون وابستگی و در یک کلام مثل دوره نامزدی که همه میگن بهترین دوره مزدوجی هست ولی من با 8 سال زندگی مشترک دارم مثل دوران نامزدی زندگی میکنم . و الان شروع دوره بی نظیر هم جهت با جریان خداوند و نتایجی بعدا خواهم نوشت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
    • -
      مریم فرقدانی گفته:
      مدت عضویت: 1191 روز

      به نام خداوند بی همتا

      سلام خدیجه جان ،واقعا تحسینتون میکنم به خاطر موفقیت‌ها و پیشرفتی که کردید.

      ازتون میخوام بپرسم که شما به چه روشی فایلها رو تمرین میکنیدوعمل میکنید ؟؟ که اینقدر نتایج خوب گرفتید.من با اینکه چندین سال است که روی خودم کار میکنم آنطور که باید نتیجه نگرفتم. از همه لحاظ پیشرفت آنچنان نگرفتم و اگر هم بوده یه دوره کوتاهبوده و دوباره به حالت قبل برمیگردم .

      ممنون میشم تجربیات خودتون رو دراختیارمون بزارین.

      در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمندو سعادتمند در دنیا وآخرت باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      سحر رستمی گفته:
      مدت عضویت: 586 روز

      سلام به استاد عزیزم و مریم جانم

      سلام به دوستان هم فرکانسی و خدیجه خانم عزیز،مدتها بود کامنت نذاشته بودم،الان با دیدن پیام شما یچیزی درونم گفت دست به قلم شم و بنویسم.

      خدیجه عزیز من هم مثل شما درگیر سردرد های تنشی و میگرن عصبی هستم،که 12 ساله درگیرم کرده،هر شب باید دارو بخورم همیشه کیفام پره دارو هست،یخچال و کابینت های آشپزخونه

      عین پیرزنای 80 ساله فقط با خودم دارو حمل میکنم اینور اونور،من 32 سالمه،الان نزدیک دو ماهه که سردردم یکباره شدید تر شده و حتی داروهای همیشگی خودم هم نتونستن ساکتش کنن،و حتی امروز هم نتونستم برم سرکار مرخصی گرفتم من دبیر هستم،الان یک ماهی بود که با خودم درگیر بودم قانون سلامتی رو بگیرم یا نه،میتونه این سردرد 12 ساله منو درمان بکنه یا نه،همش دو دل بودم،از خدا میخواستم یه نشونه یه پیام یه چیزی از تو سایت بهم نشون بده که دلم رو قرص کنه با خیال راحت قانون سلامتی رو تهیه کنم،تا اینکه امروز از صب تو سایت چرخیدم رفتم تو صفحات مربوط به کامنت های قانون سلامتی کلی اونجا کامنت خوندم وقتی چشمم افتاد به پیام دوست عزیزی که نوشته بود میگرن داشته و بعد از 20 روز عمل به قانون سلامتی بکل سردردش از بین رفته و خوبشده از شدت خوشحالی اشکم ریخت گفتم خدایا شکرت بالاخره جواب دو دل بودنم رو دادی،دیگه مصمم شدم همین هفته این دوره رو تهیه کنم،بعدش هم به پیام شما هدایت شدم بی نهایت خوشحال شدم خدارو سپاسگزاری کردم بابت این جوابی که از طریق دوستان عزیزی چون شما بهم داد.

      خدایا ازت بینهایت سپاسگذارم،بابت جوابهای خوبی که از طریق کامنت های دوستانم بهم گفتی،باورم نمیشه چقدر خوشحالم خیالم راحت که دیگه میتونم با عمل به قانون سلامتی از شر این سردرد چندین ساله خلاص بشم.

      استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگذارم بابت این دوره های فوق العاده هر چقدر از شما سپاسگذاری بکنم بازم کمه.

      خیلی دوستتون دارم استاد جانم

      عاشقتونم مریم عزیزم

      دوستان هم فرکانسی من خیلی دوستتون دارم،نمیدونید با کامنت های شما چقدر از جواب سوالاتم پیدا میکنم.حالم خوب میشه

      امشب این ساعت این لحظه خواستم این رد پارو از خودم بذارم تا بعد از تهیه قانون سلامتی و عمل به آموزه هاش بیام و مثل خدیجه عزیز با خوشحالی از نتایجم بنویسم از سلامتیم.

      خدایااااااااااااا من عاشقتممممممم

      شکررررررررررررررتتتتتتتتتت خدا

      دوستدار شما=سحر

      1404/1/18

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: