کار آفرین جوان2 میلیون بار تا الان تو سایت درباره نتایج تمرین ستاره قطبی خونده بودم اما هیچکدومو نه باور کردم و نه انجام دادم چون من ذهنم منطقیه. اما بالاخره با خودم گفتم 10 روز این تمرین رو انجام میدم و بعد نتیجه اش رو کامنت میزارم.
الان که دارم این کامنت رو میگذارم، 10 روز گذشته
استاد من هر روز 3 تا 5 تا خواسته نوشتم و اونچه درباره این تمرین توضیح دادید رو سعی کردم اجرا کنم.
دقیقا روز هایی که این تمرین را به خوبی انجام می دادم یعنی هم بخش صبح گاهی و هم شبانگاهی رو. طوریکه حسم بهم میگفت امروز تمرین و خوب انجام دادی، 100% تمام خواسته هایی که نوشته بودم، تیک میخورد یا در بدترین حالت فقط یکیش تیک نمیخورد.
این رو دارم به عنوان یادآوری برای خودم و ذهن منطقیم می نویسم که اگر در روز های بعد این تمرین و انجام دادی و نتیجه نگرفتی، تنها و تنها دلیلش این بوده که تمرین رو درست انجامش ندادی. در نتیجه دوباره از اول فایل توضیحات تمرین ستاره قطبی رو گو بده و بعد دوباره انجام بده.
استاد عزیزم من یه پولی رو از یه بنده خدا میخواستم که لج کرده بود و میگفت نمیدم. از اونجایی که از شما یاد گرفتم که با جنگ و دعوا کاری رو نخوام پیش ببرم چون نتیجه عکس میده، تمرکزم رو اش برداشتم و توی تمرین ستاره قطبی این خواسته رو نوشتم و تجسم کردم که طرف اومده پول و واریز کرده برام و خودم رو درحال تجسم پیامک واریزش می دیدم.
ساعت 8 صبح بود که من این تجسم رو انجام دادم و رفتم بیرون یه سری کارا داشتم و 12 برگشتم خونه. موقع نهار پوله واریز شد به حسابم. استاد نها رو ول کردم و میخواستم پرواز کنم. خداشاهده نه به خاطر اون پول،بلکه به خاطر اینکه قوانین اینقدر شفاف کار میکنه.
الان داشتم دفتر مخصوص تمرین ستاره قطبیم رو توی این 10 روزمیخوندم. دیدم خدای من چه خواسته هایی که براورده شدن و من یادم رفته از نهار مورد علاقم بگیر تا رشد درآمد کسب و کارم..
من همیشه ارزو داشتم سازو کار این جهان رو یادبگیرم. الان این تمرین به خوبی داره این ساز و کار رو بهم نشون می ده. با همین تمرین میشه زندگیو رو در تمام جنبه ها عوض کرد.
سعید طاهریانمن دو ماه هست که دوره 12 قدم رو شروع کردم والان قدم سوم هستم. تو همین دو ماه کلی اتفاقات خیلی عالی برام افتاده که قبلا در موردش نوشتم. ولی اتفاقی که امروز خبرشو بهم دادن اصلا یه معجزست.من تقریبا سه سال هست که هروز تو تمرین فانوس دریایی می نویسم و از خداوند فرزندان صالح و سالم و یکتا پرست میخواهم. ولی فقط نوشتن بود . یعنی اصلا اصولی که شما درباره انجام این تمرین گفتید رو اجرا نمی کردم.از وقتی که استاد نتایج آقا رضا عطار روشن رو گذاشتن روی سایت، من با دیدن و گوش کردن به صحبت ایشون انگیزه خیلی زیادی گرفتم و من هم تجسم خواسته هام رو شروع کردم و بعد هدایت شدم به این دوره های بسیار زیبا و تأثیر گذار و تمرین ستاره قطبی.چند وقتی هست که توی تمرین ستاره قطبی ازخداوند خواستم که بهم فرزندی عطا کنه. هر روز هم در مغازه ام و هم توی خونه، طبق آنچه از آموزش های شما یاد گرفتم، سعی می کردم این تمرین رو درست انجام بدم. سعی می کردم آگاهانه اون لحظه پایانی زمانی رو تجسم می گردم که خداوند به من فرزندی داده و الان تو بغلمه. حتی اون بوی خوبی که بچه ها وقتی به دنیا میان دارن رو هم حس می کردم. اونقدر که از خوشحالی اشک از چشمانم سرازیر میشد.دیروز که از مغازه رفتم خونه، همسرم در خانه رو که باز کرد، بهم تبریک گفت و گفت که همسر عزیزم تو پدر شدی.نمیدونستم از خوشحالی چیکار کنم. رفتم توی اتاقم و کلی با خداوند صحبت کردم و لذت بردم. الان که دارم این کامنت رو مینویسم از چشمام داره اشک میاد و کلی خوشحالم و حالم بسیار عالیه . این رو هم بگم که ما هیچ هزینه ی درمان و دکتر نکردیم. فقط تمرین ستاره قطبی و یک تجسم خالصانه به قول استاد چنان تغییری در شما رخ میدهد که هرچه بگم کم گفتم .
مهدی شریعتیفهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه
می خوام از نتیجه های زندگیم بگم که تا الان با عمل به دوره روانشناسی ثروت 1 گرفتم. الان که دارم این متن و مینویسم طبق آموزش های استاد در زندگی من و عزیزدلم هیچ گونه قرضی و وام و بدهی وجود داره و در آرامش کامل ذهنی هستیم و کنار هم کار میکنیم و لذت میبریم و هر روز داره کیفیت مشتری ها بالاتر میره و از جاهایی که اصلا فکرشو نمیکنیم این مشتری ها سمت ما هدایت میشن و من هر لحظه شکر گزار خدا هستم که این آرامش و وارد زندگیم کرد که بتونم از لحظه به لحظه زندگیم لذت ببرم و خودم و تو دام قسط و قرض نندازم که مثلا دوسال دیگه بتونم به خواسته ای برسم که با سختی و درگیری بدست اومده. دوست دارم اگه خواسته ای درونم شکل میگیره انقد ذهنم آروم باشه که با لذت برای خواسته هام اقدام کنم و هم از مسیر لذت ببرم هم از نتیجه.
اتفاق رویایی و قشنگ دیگه ای که رخ داد سفر من و عزیزدلم با دوستامون بود که یک سفر بینظیر بود و هر چه از موهبت و زیبایی این سفر بگم بازم کمه که به طور عجیب به این سفر هدایت شدیم جایی که درست مثل پرادایس بود. یک دریاچه زیبا با کلی درخت و سرسبزی اطراف دریاچه که آدم از دیدن این منظره سیر نمیشد و این سفر هم نتیجه کار کردن روی این دوره و البته دیدن سریال زندگی در بهشت بود که رخ داد. این اولین مسافرتی بود که من و عزیزدلم رفتیم با آرامش تمام بدون اینکه نگران باشیم که چند روز دیگه باید این پول و بدهی و پرداخت کنیم و کمتر خرج کنیم و از اینطور افکار منفی... ما کاملا لذت بردیم و رها و آزادانه سفر کردیم و من هر لحظه سپاسگزار بودم که به خاطر اجرای اصول ثروت، میتونم انقد آروم و در لحظه باشم و از زیبایی و نعمتهای جهان به خوبی استفاده کنم
یعنی روزی که من و پسرم و عزیزدلم با یک قایق وسط دریاچه بودیم توی اون هوای عالی و طبیعت بکر و آسمون آبی و زیبا و فراموش نمیکنم و هر زمان یاد اونروز میفتم حالم عالیه و خداروشکر میکنم که لایق رفتن به اون طبیعت و استفاده از اون موقعیت بودم
نتیجه بعدی، توانایی کنترل ذهنه. خیلی وقتا شیطان دست بکار میشه تا نتایج من رو کوچک جلوه بده. اما من همونحا بهش میگم: این اتفاقات برای من مثل معجزه ست. اگه نیست چرا تا الان تجربه ش نکردم؟!
چرا تا حالا این شرایط عالی و این فراوانی توی زندگیم نبوده؟! و سریع این نجواها رو خاموش میکنم و به قول استاد میگم من نتیجه تو دستمه. خدایا شکرت برای فهمیدن و عمل کردن به آگاهی های این دوره عالی که زندگی من و افراد زیادی رو داره متحول میکنه.
طاهره کمالیاستاد اول از همه می خوام تشکر کنم از آموزههای خیلی عالی شما که هر چه بگم کم گفتم.
من یه زن سرپرست خانواده ام. زمانی که همسرم عمرش رو به شما داد، استاد با وجود اون همه بدهی ای که به جا مونده بود، تنها چیزی که حالم رو خوب می کرد، فقط فایلهای دانلودی شما بود.
صبح به اشتیاق اینکه فایل جدیدی از شما اومده باشه، بیدار می شدم. وقتی می خواستم قدم اول رو بخرم، گفتم اگر تا 3 ماه دیگه بدهی ام صاف شد، میام و کامنت میزارم :
استاد تو سه ماه که چه عرض کنم توی 40 روز، درآمد من 2 برابر شد. از جایی که گمان نداشتم پول بدستم رسید و استاد بدهی هایم رو پرداخت کردم. اونهم توی چهل روز.
یعنی نتایج من در عرض چهل روز: 1. دوبرابر شدن درآمدم و 2. بدهی هایی که گفتم پرداخت شد.
و اما سومیش، یکی از اون افراد از من شکایت کرده بود. حتی قبل از شکایت من راضی شدم به طرف وجهی اضافه از بدهیش هم پرداخت کنم تا شکایت نکند اما اون فرد راضی نشد و شکایت کرد. من به عمل به آموزش های شما ادامه دادم و چند وقت شاکی به من زنگ زد و گفت بیا اصل پولم رو به من بده و من رضایت می دم. استاد باورم نمی شد که اون فرد فقط اصل پولش می خواست.وقتی طرف تلفن رو قطع کرد من از خوشحالی فقط جیق میکشیدم.
استاد تمام این نتیجه ها از عمل به آموزه های شماست.
روز بعد اون فرد به محضر اومد و پولش رو گرفت و اون ماجرا تموم شد.
نتیجه بعدی اینه که استاد طلبی از فردی داشتم که مربوط به سال 97 بود. روز بعد تلفنم زنگ خورد و اون فرد طلب من رو وصول کرد. دیگه مطمئن شدم که این نتایج همش از وجود شروع 12 قدم هست واز فایلهای عالی شما واز عمل به تمرینات هست که در دوره فرمودید.
راستی یه مسئله بزرگی داشتم که چند سال بود هر کار می کردم نمیشد حلش کنم. تا اینکه دوره خیلی عالی حل مسائل رو سایت قرار گرفت و من اون دوره رو هم همراه با قدم سوم خرید کردم و به زودی دوباره میام از نتایجم می نویسم.
لیلا صادقیمن حدود یک سال پیش دوره قانون سلامتی را خریدم و با وزن 69 کیلوگرم زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را با هدف بهبود و سلامتی پوستم شروع کردم. امروز که این کامنت را می نویسم، به وزن رویایی ام یعنی 55 کیلوگرم رسیدم. من 24 سال درگیر بیماری پوستی پسوریازیس بودم و در طی این سالها، وقت و هزینه زیادی برای درمان این بیماری خرج کردم. هر دکتری، هر دارو و روش درمانی را به من پیشنهاد می داد، استفاده می کردم. از داروهای گیاهی و کرمهای موضعی گرفته تا آمپول و قرصهای شیمیایی اما دریغ از اندکی بهبود، بلکه بدتر هم می شدم تا آنجا که حتی به کنترل این بیماری و پیشرفت نکردنش هم راضی بودم اما هر روز بیشتر و بیشتر میشد. این بیماری هم از لحاظ روحی و روانی و هم از لحاظ مالی کلی به من آسیب زده بود. خصوصا اینکه من بعدازاولین زایمانم و در اوج جوانی و زیبایی به این بیماری مبتلا شدم و پوست سفید، صاف و شفاف من به یکباره قرمز، متورم، همراه با خارش شدید و پوسته ریزی شدید شد. هر نقطه ای از پوستم که دچار خارش می شد، شروع به زخم شدن و پوسته زدن می کرد و نه تنها خوب نمی شد بلکه بدتر از آن، این مشکل به صورت قرینه سمت دیگر بدنم نیز شروع می شد. مثلا اگر روی دست راستم این اتفاق رخ میاد، دقیقا همان نقطه از دست چپم نیز دچار این مشکل می شد.
بعد از زایمان دوم این بیماری شدیدتر شد با داروهایی که وزارت بهداشت تایید کرده بود بدتر هم شد. به طوریکه سرتا پای من رو درگیر کرد و همراه با این بیماری، بیماریهای دیگری هم در بدنم بروز کرد مثل: کلسترول خون بالا، کبد چرب، بی خوابی،استرس شدید، روماتیسم مفصلی، خارش، سوزش، قرمزی، پوسته ریزی شدید و التهاب پوست، خفگی در خواب، اضافه وزن، ترک خوردن لبها در اثر استفاده از داروهای شیمیایی، ریزش موها، زخم شدن بینی ها و غیره.
من به درگاه خداوند دعا میکردم که ای هوشافی خودت گفتی که من اگر دردی را بدهم درمان را میدهم پس کو درمانم .البته که برای یک خانم آن هم مادر دو فرزند و همسر بودن، تحمل این بیماری واقعا سخت است و من روزگار سختی را پشت سر گذاشتم اما ناامید نشدم و مدام روی عزت نفس واعتماد به نفس برباد رفته ام کارمیکردم. چون همه میدانند که چقدر زیبایی برای خانمها مهم است.تا اینکه به لطف خداوند حدود یک سالی است که با استاد عزیزم استاد عباس منش آشنا شدم و صبح تا شبم را در سایت میگذراندم. روزی 7 الی 8 ساعت فایل گوش میکردم و یادداشت برداری می کردم. حتی در خواب هندزفری در گوشم بود تا اینکه استاد عزیزم دوره قانون سلامتی را تولید کردند. وقتی نتایج دوستان از قانون سلامتی را می شنیدم، شعله های امید در من شعله ور میشد و من بیشتر امیدوار به سلامتی میشدم. سپس این دوره را خریدم و متعهدانه زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی را شروع کردم.تا قبل از زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی آرزو داشتم یک شب راحت بخوابم؛ آرزو داشتم مثل همه ی زنها لباس آستین کوتاه بپوشم حتی در یک جمع خانوادگی؛ آرزو داشتم صبح ها برای نماز لباسم خونی نباشد از بس که شب تا صبح بدنم خارش داشت؛ آرزو داشتم بدون درد از خواب بلند شوم و بتوانم پا و دستهایم را حرکت دهم در حالیکه تمام این آرزوها از ساده ترین و بدیهی ترین نعمت های تقریبا همه افراد دنیاست.به لطف پروردگار و زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، الان 95 درصد مشکلات سلامتی و پوستی من حل شده؛ پوستم شفاف شده و بیماری ام بهبود یافته؛ اندامم متناسب و زیبا شده؛در آخر به تمام دوستانی که مبتلا به بیماری پسوریازیس هستند، پیشنهاد می کنم وارد دوره قانون سلامتی شوند. تمام جلسات را بارها گوش کنند. خصوصا جلسات 10 و 11 و 12 جواب درمان این بیماری است.
از این دوستان خواهش میکنم متعهدانه به تمام مواردی که استاد در این دوره می گویند، عمل کنند تا زودتر به بهبودی برسند چون دوره قانون سلامتی جای آزمون و خطا نیست. بلکه جای تعهد، مداومت، نتیجه و سلامتی است.
امروز به خاطر عقل سالم و بدن سالم، دوبال برای پرواز دارم و تا آخرین روز زندگی ام، زندگی به شیوه قانون سلامتی را ادامه میدهم که شاهانه ترین شیوه و سبک سلامتی است. استاد جان با تمام وجودم و تا زمانی که زنده هستم برای شما آرزوی بهترینها را از خداوند دارم.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم انشاءالله
دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم
حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم میکنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)
اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..
گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم
گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم
و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .
و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم
وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر
همه ی ترسام خلاص میشم استاد
همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان میکنه به اذن الله
اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم
و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم
حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم
هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب
شکسته ی منو داد
من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی
( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد
تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..
و هربار اشتباهات جدید
حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد
آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم
تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر
بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم
به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم انشاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم
اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله
به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود
خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم
یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم
و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه
لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم
خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم
و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره
ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت
به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم
و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم
آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم
اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش
اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه
همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق میکنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست
وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمیدونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت میبردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت میبردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمیدونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمیدونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم
الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار
زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم
خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین