آینازصدیقسلام به همهی دوستان پرتلاش و استاد گرامی،خواستم نتیجهای رو که فقط با گوش دادن و عمل کردن به آگاهی های 2 قدم اول از دورهی بینظیر 12 قدم گرفتم، با شما به اشتراک بذارم.من و همسرم حدود 8 ماه پیش شروع کردیم به کار کردن با آگاهی های دوره 12 قدم. اون زمان درآمدمون خیلی پایین بود، کار خودمون رو تازه شروع کرده بودیم و هنوز مهارت کافی نداشتیم. پروژههای 2 میلیون تومنی میگرفتیم، اما الان دستمزد پروژه هایی که می گیریم، بیش از 10 برابر شده.تأثیرات عمل به این دوره فقط روی کسب وکارمون نبوده بلکه روی سلامتیم هم کاملاً مشهود هست. من تقریباً به مدت 10 سال بود که پاییز و زمستون بیشتر روزها مریض میشدم، ولی الان که وسط بهمنه، برای اولین بار حتی یک بار هم سرما نخوردم!اومده بودم کامنتها رو بخونم که از نتایج شما انرژی بگیرم، ولی گفتم منم نتایجم رو با شما به اشتراک بذارم.
زهرا کریمیمن به صورت فیزیکی از همسرم به مدت 5 ماه جدا شدم یعنی بعد از 7 سال زندگی، از هم فاصله گرفتیم و قصد من، جدایی بود. در طی این مدت روی آموزه های قدم دوم از دوره 12 قدم کار می کردم. بعد از شنیدن آگاهی های یکی از جلسات این قدم، تصمیم گرفتم روی نکات مثبت همسرم توجه کنم. وقتی این کار را شروع کردم، خیلی زود متوجه شدم ای دل غافل، همسر من نه تنها اون اژدهای هفت سری که من تو ذهنم ساخته بودم نبود بلکه این همه نکات مثبت داشته. قبل از آگاهی های این جلسه، نظرم درباره همسرم به این شکل بود که هرچی که ذهن من به عنوان بدی میشناسه، توی این آدم جمع شده و آدمی هست که هیچ جوره نمیشه باهاش کنار اومد. اما هرچه بیشتر تمرین این جلسه از قدم رو انجام میدادم، روز به روز درهای بزرگتری از برکت به روی من باز شد؛ من متوجه نکات مثبت بیشتری درباره همسرم می شدم و به ادامه زندگی با همسرم، امیدوار شدم. طوری که حتی دلتنگ همسرم شدم، دلتنگ خونمون و زندگی مشترکمون شدم، دلتنگ رابطه مون شدم و من این رو فهمیدم که مشکلات اساسی که با همسرم داشتم در اصل ضعف های شخصیتی ای بود که من داشتم. همسر من انگار آینه درون من بود. یعنی من هر کجا که ضعف اساسی داشتم، همسرم هم از اون نقطه با من خیلی مشکل داشت. مثلاً اگر من خودم به خاطر کمبود عزت نفس به خودم اطمینان نداشتم، دقیقاً همسرم هم به من اطمینان نداشت. اگر من خودم رو مادر با کفایتی نمیدیدم، همسرم هم همین برخورد رو با من داشت و تمام اون نشخوارهای ذهنی که من با خودم داشتم رو توی رفتار همسرم با خودم می دیدم. وقتی به خاطر آگاهی ها و تمرین این جلسه به این حد از خودشناسی رسیدم و این در از آگاهی برام باز شد، من دیگه نتونستم جدایی رو تحمل کنم. برگشتم پیش همسر و فرزندم و با هم زندگیمون رو از نو شروع کردیم.خیلی خیلی جالبه که همسر من هم واقعا تغییر کرده.همسر من هم یک سری ضعف های شخصیتی داشت که همین فاصله و تنهایی باعث شده بود بیشتر فکر کنه و خودش رو بررسی کنه و قبول کنه که او هم یک سری ایرادها داره. اما آگاهی های این قدم، خیلی به من کمک کرد که از اون بدبینی دست بکشم و بتونم نکات مثبت همسرم رو ببینم و بتونم باز هم دوسش داشته باشم.ولی موضوع جالب و عجیب برای من این هست که من روی خودم کار کردم و تغییر کردم، بعد همسر من بعد از 7 سال به خواست خودش تغییر کرد بدون اینکه حتی من کنارش باشم یا برای تغییر او تلاشی کنم.در حالی که من در طول این هفت سال، این خواسته را داشتم و برایش تلاش هم کرده بودم و او هیچ تغییری نکرده بود. الان زندگی ما خیلی قشنگ و رویایی شده. توی این دو ماهی که در کنار هم زندگی می کنیم، هیچ کدورت، دعوا و ناراحتی نداشتیم. اگر هم چیزی بوده در اولین فرصت با هم صحبت کردیم و حلش کردیم. هر دوی ما از زندگیمون خیلی راضی هستیم و عاشقانه همدیگر رو دوست داریم.
این جزئیات از کار کردن روی خودم رو هم توضیح بدم که: وقتی فهمیدم همون ضعف ها و ایرادهای شخصیتی که خودم در ذهنم به خودم نسبت میدم، همسرم هم همون ضعف ها رو بهم نسبت میده، بعد از این آگاهی، با جدیت شروع کردم به عمل کردن به آگاهی های این جلسه از قدم دوم. شروع کردم به دیدن نکات مثبت خودم، به قشنگ صحبت کردن با خودم، شروع کردم به کار کردن روی احساس لیاقتم و زیبا صحبت کردن با خودم در ذهنم، جلوی آینه و … خودم رو با صفات بسیار قشنگ خطاب میکردم. حتی برای خودم سناریو مینوشتم که دوست دارم وقتی رفتم پیش همسرم رابطمون چه شکلی باشه و چه ویژگی هایی رو توی رابطه مون تجربه کنم.الان رابطه ما واقعاً به شکل همان سناریویی هست که نوشتم. نه برای یکی دو روز، بلکه الان دو ماهه که رابطه ما رویایی هست. اون هم برای مایی که قبل از این تغییر، حداقل هفتهای یک بار دعوای اساسی میکردیم، همیشه از هم ناراحت بودیم و کینه داشتیم.این دو ماه که زندگی جدیدی رو با هم شروع کردیم، واقعاً معرکه بوده از وقتی که زندگیمون رو دوباره شروع کردیم، 2 ماه میگذره و در این 2 ماهه، رابطمون واقعاً معرکه بوده، همسرم همونی هست که همیشه می خواستم. ما ساعتها با هم صحبت میکنیم در مورد قوانین جهان، در مورد رابطمون، در مورد آیندمون، در مورد آرزوهامون و واقعاً از مصاحبت با هم عشق میکنیم. همش پاسگزاری میکنیم خواه از همدیگه و خواه از خداوند. تمام اون صفاتی که در طی کار کردن روی احساس لیاقتم به خودم می گفتم رو الان شوهرم داره بهم میگه و من رو با اون صفات خطاب می کنه. واقعاً سپاسگزار خداوندی هستم که این قوانین ثابت رو وضع کرده و سپاسگزار استاد عزیزم هستم به خاطر این آموزه های زندگی ساز.
ابوالفضل محمدیامروز اولین جلسه از قدم دوم هستم. توی جلسات آخر از قدم اول که جلسه مربوط به هدف گذاری است، هدف گذاشتم که درآمدم رو در طی یک ماه از 30 میلیون به 40 میلیون برسونم. امروز 20 روز از هدف گذاریم گذشته و درآمدم تا اینجا حدود 85 میلیون تومان شده در حالی که هنوز 10 روز هم به پایان ماه مونده. خدایا چه کردی با من. دوست دارم از شوق گریه کنم.من همون ابوالفضلی هستم که حدود 10 سال پیش توی یخچال خونه ش حتی بعضی وقتا نون و پنیر هم نبود که بخوره.استاد عزیزم ازت بینهایت سپاسگزارم و انشالله با نتایج بسیار بیشتر، جواب این همه عشقت رو میدم.
عرفان احمدیدوره 12 قدم خیلی خوبه. به نظرم اکثر ما دانشجوهای استاد عباس منش، دوره 12 قدم رو به خاطر پیشرفت مالی شروع کردیم اما وقتی وارد آگاهی های دوره 12 قدم می شی، جریانی از رشد شروع میشه که خیلی فراتر از بدست آوردن مادیات هست. مسیر تبدیل میشه به مسیر خودشناسی تا اول خودت رو بشناسی و آگاه بشی از اینکه چه قدرتهایی در درونت داری. چون تا وقتی به این حد درک از خودمون نرسیم، به صلح و رضایت درونی نمی رسیم و همواره تحت یک نوع فشار و تنشی نامرئی قرار داریم ک فکر میکنیم اگه پول باشه این فشار از بین میره در حالی که دقیقا برعکسه.
من توی شرایطی آموزش با آگاهی های دوره 12 قدم رو شروع کردم ک میتونم بگم شناخت از خودم و قوانین صفر بود. درسته توی سن 25 سالگی موفقیت هایی مثل خونه، ماشین، ازدواج موفق، تحصیلات عالی، درامد نسبتا خوب و شغل خوب داشتم اما هیچوقت رضایت درونی نداشتم و هیشه از خدا طلبکار بودم…
داستان آشنایی من با آموزه های استاد واقعا خیلی فضایی بود. من همیشه خودم رو عقل کل می دونستم و همیشه نارضایتیم رو گردن عوامل بیرونی انداخته بودم. اما نمی دونم چی شد که من با این ویژگی ها حرف قلبم رو شنیدم که گفت: تسلیم آموزش های این مرد باش!من 2 سال پیش این مسیر رو شروع کردم. اوایل سختم بود چون اوایل دقیقا فضای فکری من کاملا با فضای آگاهی های دوره های استاد عباس منش مخالف بود و مقاومت وحشتناکی داشتم اما کم کم شروع کردم به فقط گوش دادن و قلبم انگار به درستی این آگاهی ها مهر تایید میزد. منی که عادت داشتم تموم دنیا رو مقصر بدونم، در طی مسیر به نقطه ای رسیدم که به خودم قول دادم تحت هیچ شرایطی خودمو قربانی ندونم و توی فضای ناشکری نرم. هر مسئله ای پیش اومد، مسئولیتش رو 100 درصد قبول کنم. درسته سخت بود مخصوصا واسه فردی که هیچوقت اینطور نبوده. چون آدم همیشه دوست داره یکی رو بیرون از خودش مقصر بدونه ولی من از این آگاهی ها یاد گرفتم که این عادت واقعا بی فایده است و تنها با پذیرفتن 100 درصد مسئولیت هست که متعهد تر میشیم. نتایجم رو هم بگم ک هم به خودم یادآوری کنم هم ایمانی باشه واسه دیگران.اول از همه هزینه هام به شدت کاهش پیدا کرد؛
منی ک درآمد ماهانه ام نهایتا 10 میلیون میشد، سود خالص ماهانه ام تا 30 میلیون هم رسیدم و در طی 7 ماه، 3 برابر افزایش پیدا کرد؛تونستیم برای اولین بار توی عمرم 7 ماه متوالی پول پس انداز کنم؛
2 تا نیرو دارم و هزینه های دفتر کار و کارگاهم رو که تقریبا ماهی 20 میلیون هست، به راحتی و آسانی پرداخت می کنم؛ورزش میکنم و تناسب اندام حرفه ای دارم؛
دختر کوچولوم نیروانا خانم به سلامتی به دنیا آمد؛در اکثر اوقات روز احساسم عالیه خداروشکر؛روابطم خیلی خوب شده؛
امید به آینده ام خیلی بیشتر شده، بیشتر در لحظه زندگی می کنم و کمتر نگرانی دارم؛این رو هم بگم که من این نتایج رو 2 سال پیش توی رویا هم نمی دیدم اما الان دارم تجربه می کنم اونم به صورت طبیعی برام رخ داده.این نکته رو هم ذکر کنم که به محض اینکه به این نقطه می رسم که دیگه من قانون رو بلدم و نیاز به یادآوری و کار کردن روی ذهنم ندارم و از آموزه ها فاصله می گیرم، دوباره ترسا، شک ها و تردید ها میان بالا و حالمو خراب میکنند و قشنگ می فهمم که در حال پایین رفتن هستم و آنچنان چک و لگد جهان رو می خورم که با تعهد بر می گردم به مسیر و فهمیدم اگر می خوام همیشه و هر لحظه خوب باشم، باید و باید این مسیر رو ادامه بدم.
هادی و مهساداستان تحول زندگی من از اینجا شروع شد که من درگیر نوع بدی از بیماری کوید شده بودم. توی اون احوال، خانمم از سایت شما سریال زندگی در بهشت رو میدید. منم از سر ناچاری و بی حوصلگی سریال رو نگاه کردم و نگاه کردن قسمت اول سریال همانا و اینکه من توی 3 روز کل سریال زندگی در بهشت رو دیدم. بعد از اون رفتم سراغ فایلهای دانلودی و بعد از خدا خواستم هدایتم کنه که یک دوره آموزشی رو از سایت بخرم. برای خودم نشونه گذاشتم و به دوره 12 قدم هدایت شدم و دوره رو خریدم.در شروع 12 قدم، من یک تولیدی کوچک داشتم که در آن زمان هیچ گونه درآمدی برام نداشت. فقط اسمم تولید کننده بود اما کل زمانم رو توی اسنپ کار میکردم. یه روز توی یه جلسه استاد گفت تا کی میخوای واسه چندرقاز تو خیابونا دنده عوض کنی؟!این حرف استاد زنگی رو توی وجودم به صدا در آورد و گفتم دیگه اسنپ کار نمیکنم و تمام تمرکزم رو روی کار تولیدیم میگذارم.چسبیدم به کار خودم و در عرض چند ماه درآمدم رو چند برابر اضافه کردم و به ۲۵میلیون تومان رسوندم. اما بعد دوباره کار کردن روی باورهام رو رها کردم و درآمدم کمتر و کمتر شد و به جایی رسید که هیچ درآمد و هیچ فروش نقدی نداشتم.الان که این متن رو مینویسم، تقریبا یک ماهه که دوباره به صورت جدّی روی آموزش ها و باورهام کار می کنم و توی همین زمان کم، از اون وضعیتی که دیگه هیچ مشتری و درآمدی نداشتم، چندین فروش نقدی ایجاد کردم به طوریکه در طی یک هفته، 18 میلیون فروش نقدی داشتم غیر از فروش های چکی کوتاه مدتی که هم داشتم. الان ساعت ۱۲ شبه که دارم این کامنت رو مینویسم و مشتری ازم بار خواسته برای فردا اونم نقد. خدایا سپاسگزارم. باز هم میام و از پیشرفتهای بعدیم می نویسم.
عاطفه معینفکر میکنم 12 بار جلسه 4 قدم دوم رو گوش دادم و هر بار دیدم که صحبت های استاد رو بهتر درک کردم و ذهنم باز تر شده. این تجربه باعث شد تصمیم بگیرم هر روز یک جلسه از قدم اول رو هم رو کنار سایر قدم ها گوش بدم و عمل کنم به لطف الله مهربان .اول از نتایجی بگم که حاصل تمرکز بر آگاهی های جلسه 4 هست که برای خودم رد پا به جا گذاشته باشم:همون طور که در جلسات قبل گفتم من خانه دار هستم و فقط چند ماهی هست که کسب و کارم رو شروع کردم و توی خونه کار میکنم و یه جورایی با همسرم همکاری دارم. من توی خونه و ایشون بیرون از خونه. درامدم تا الان به ماهی 6 میلیون تومان رسیده. این ماه با توجه به تمرینات و تکامل، خواستم تا درآمدم یک میلیون اضافه بشه اما خداوند از یه در دیگه بهم روزی داد و حدود یک نیم میلیون به کارتم واریز شد.اینم بگم همسرم دوره 12 قدم رو با من شروع نکرد و همش میگفت سرم شلوغه و وقت نمیکنم. منم سکوت کردم و روی خودم تمرکز کردم. تا اینکه هفته پیش از خواست قدم یک رو براش بفرستم تا استارت بزنه و هر شب داره تمرین ستاره قطبی رو انجام میده.
فروش سمبوسه هایی که برای مغازه همسرم درست میکنم بی نهایت بیشتر شده و هر شب همسرم حدوداً 9 میلیون و نیم، فروش داره در صورتی که قبلاً نهایت فروش روزانه حدود 4 میلیون بود. یعنی فروش ما بیش از 2 برابر افزایش پیدا کرده.همیشه روزهای جمعه بخاطر باور من و همسرم مبنی بر اینکه مردم میرن بیرون شهر برای تفریح و همه جا خلوت هست، درآمد ما در روز جمعه نصف روزهای معمولی بود اما از وقتی من روی آگاهی های جلسه 4 از قدم دوم تمرکز کردم و یه جورایی اون آگاهی ها این باورم رو تغییر داده، خدا هم انگار بهم میگه حالا که باورت رو تغییر دادی منم به تو و همسرت نعمت بیشتر میدم که باورت قوی تر بشه. جمعه گذشته با اینکه مغازمون رو بجای 8 صبح، 1 ظهر باز کردیم فروش ما بسیار بیشتر از سایر روزهای دیگه بود و علاوه بر کارت خوان ها، کلی پول نقد و تراول هم به خونه اومد.
همسرم 20 میلیون به کسی قرض داده بود وقتی طرف می خواست بدهیش رو پرداخت کنه، همسرم شماره کارت منو داد و به کارت من واریز شد.
نمی دونم باور میکنید یا نه، ولی موجودی خونمون پر برکت شده. هر چقدر از گوشت و مرغ ها و مواد غذایی توی یخچالم استفاده میکنم، بازم هست و تموم نمیشه. انگار خدا بهشون برکت می بخشه در صورتی که مصرف من مثل همیشه که هیچ تازه بیشتر هم شده ولی به لطف الله برکت اومده به مواد غذاییم.
قدرت خریدم بیشتر شد. هفته پیش که قصد خرید کفش داشتم، دیدم خیلی راحت میتونم دو سه جفت کفش همزمان برای خودم بخرم.
از جلسات قبلی قدم 4 یاد گرفتم مقداری از پولم رو روزانه پس انداز کنم و به هیچ عنوان بهش دست نزنم. منی که همیشه بیشتر پولام الکی خرج می شد، این ماه 4 میلیون پس انداز کردم و به خودم قول دادم به هیچ عنوان این پول رو خرج نکنم و هر روز بهش اضافه کنم (همینطور همسرم )
خلاصه کسب و کار منو همسرم به لطف الله عالی شده. هر بار به خودم میگم تازه این اولشه.خدا میدونه وقتی این مسیر رو ادامه بدیم، تا قدم 12 چقدر اتفاقات عالی برامون رخ بده.
ملیحه بانومن در سن 19 سالگی با استاد عباس منش آشنا شدم اما مطالب سایت را پیگیری نکردم و از مسیر دور شدم. در طی این چند سال تجربه های ناخوشایندی داشتم. ازدواج کردم و تضادهای ارتباطی و مالی برای من پیش اومد جوری که به هیچ شکلی توان حلشان را نداشتم و به نقطه ای اضطرار رسیدم. درگیری های خانوادگی آزارم می داد و امیدم از همه جا قطع شده بود. چند ماهی فقط گریه میکردم و از خدا کمک میخواستم. تا اینکه دوباره بعد از 8 سال یادم افتاد که به سایت استاد عباس منش مراجعه کنم. وارد سایت شدم و اولین قدم را از قسمت \"نشانه امروز من\" شروع کردم. خیلی جالبه که هر بار روی این دکمه کلیک می کردم، فایلی باز می شد که دقیقا جواب سوال من را می داد. خرداد ماه ۱۴۰۲به دوره 12 قدم هدایت شدم. الان قدم یازدهم هستم. خداروشکر به خاطر کار کردن با آموزه های این دوره، آدم های سمی از زندگی من حذف شدند؛ مشکلات ارتباطی و مالی زندگی ام به شکل جادویی حل شد و آدم های جدید و فوق العاده ای سر راهم قرار گرفتند. نفرت از قلبم پاک شده و رابطه خوب و در صلحی رو با همسرم تجربه می کنم و به هم عشق می ورزیم. این درصورتی هست که ما قبل از این، هر روز زندگی من و همسرم با دعوا تموم میشد. از هنرم که هرگز فکر نمیکردم بتوان پولی ساخت، به درآمد رسیده ام و رشد کردم و این تازه آغاز مسیر پیشرفت من است.
HASSAN_HVMامروز قدم دوم رو خریدم و میخوام تجربه خودم رو تا الان از عمل به آگاهی های 12 قدم بگم. استاد شما اول دوره 12 قدم یک نکته ای رو گفتید و من هم اون رو باور کردم و انجام دادم. شما گفتید اگر به آموزه های این دوره عمل کنی، اگر تمرین ستاره قطبی رو انجام بدی، چرخ دنده های زندگیت روغن کاری میشه!من تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم و به آموزه های این دوره عمل می کنم ولی چرخ دنده های زندگی من روغن کاری نشد بلکه چرخ دنده های کهنه و زنگ زده ی زندگی من کلا با چرخ دنده های نو و تمیز و آکبند تعویض شد.استاد تمرینات دوره 12 قدم فوق العاده است. تمرین ستاره قطبی واقعا در حد معجزه است. خدا رو شاهد میگیرم که دیدگاه توحیدی که در این دوره از شما یاد گرفتم، زندگی منو زیر و رو کرده. من در تمام زندگیم هرگز با خداوند اینقدر رفیق نبودم. در تمام زندگیم اینقدر درخواست ها رو راحت از خدا نخواستم. اما به خاطر عمل به آموزه های قدم اول، اینقدر روند زندگیم روان شده و روی غلطک افتاده که تازه دارم معنی اون حرف شما رو میفهمم که میگید: من روی دوش خداوند نشستم. من با 12 قدم، خدا رو پیدا کردم، معنی توحید رو فهمیدم، معنای رزاق بودن خداوند رو تجربه کردم و یاد گرفتم که نباید مثل گذشته چشمم به دست بنده های خدا باشه بلکه باید چشمم فقط به خدا باشه و رزق رو فقط از اون بخوام.استاد جان از شما سپاسگزارم که این دیدگاه عالی زندگی رو به من یاد دادید.
میلاد خزائیمن یک سال پیش با کلی بدهی و مسئله، به صورت جدی شروع کردم به کار کردن روی آگاهی های دوره 12 قدم. و کلی نتیجه گرفتم که میخواستم بخشی از نتایجم رو بنویسم.از نظر سلامتی، خدا رو شکر به اندام دلخواهم رسیدم. بدنم هر روز عضله ای تر، سلامت تر و جوان تر میشه و احساس فوق العاده ای نسبت به خودم دارم.از لحاظ مالی، به لطف خدا تمام بدهی هامو پرداخت کردم و یه درآمد خوب در شغل مورد علاقه ام دارم.از لحاظ هدایت و اعتماد به خدا، احساس می کنم از 50- به 50+ رسیدم. آرامشم هر روز داره بیشتر میشه و زندگیم هدفمند شده.
من گذشته سختی داشتم. واقعا نمیدونم اگر لطف خدا و هدایت او به سمت آموزش های استاد عباس منش نبود، الان کجا بودم چقدر داشتم زجر و سختی می کشیدم.استاد واقعا سپاسگزارم که خدای واقعی رو به ما شناسوندید و قوانینش رو به ما یاد دادید.
ناصراولین جملات استاد در جلسه اول قدم اول در این رابطه است که: ما وقتی به یه سری نعمتها و خواسته هامون میرسیم، این نعمتها زود برامون عادی و بدیهی میشه و فکر میکنیم از اول بوده. وقتی به این جملات فکر کردم دیدم برای من هم همین اتفاق افتاده و شرایط خوب الان زندگیم برایم عادی شده. البته این طبیعی هست اما باید مرتب به خودم یادآوری کنم که این شرایط و این تغییرات، حاصل کار کردن روی خودمه. قبل از آشنایی با این آموزه ها و کار کردن روی خودم، روزهایی بود که من حتی برای خرید نون مشکل داشتم. چون حقوقم کفاف نمی داد باید تا 12 شب مسافرکشی می کردم. با خاری از پدرم پول قرض میگرفتم. بانک مرتب بهم زنگ میزد که 2 تا قسط عقب افتاده داری و من تحقیر میشدم. شبها خوابم نمیبرد و همیشه نگران هزینه هام بودم. وقتی حقوق می ریختند به جای خوشحال شدن ناراحت میشدم چون میگفتم الان کل حقوق رو باید بدم برای قسط و بدهی و دوباره تا آخر ماه باید استرس بکشم. مریض بودم. معده، کمر، شونه هام و قلبم درد میکرد. یادمه یه زمانی میخواستم برای یه کار اداری برم تهران ولی پول نداشتم و تا ساعت 10 شب با ماشین مسافرکشی کردم تا پول بلیط اتوبوس رو جور کنم. یا یه بار که آخر ماه بود و با همسرم میخواستیم برگردیم شهرستان، من نتونستم یک بلیط به مبلغ 500 تا تک تومنی رو بخرم و با همسرم برگشتیم خونه پدر خانمم.اما الان خدا رو شکر به خاطر عمل به این آموزه ها، زندگی من در تمام جنبه ها تغییر کرده. از اوضاع مالی تا آرامش ذهنی ای که دارم و رابطه ی خوبی که با همسرم دارم. چون توانایی کنترل ذهن یاد گرفتم و از قدرت خلق کنندگیم آگاه شدم. قبلاً وقتی با همسرم بحثم میشد، سریع به طلاق و جدایی فکر می کردم اما الان ماههاست که بینمون هیچ بحثی نیست و عشقمون به هم 100 ها برابر شده. کیفیت رابطمون حتی از دوران نامزدی هم بهتر شده و نباید این نتایج برام عادی بشه.
یا در بحث ثروت، با اینکه تلاش فیزیکی ام خیلی کم شده، اما اوضاع مالی ام به راحتی 3 برابر بهتر شده. مثلا توی این 2 ماه اخیر، من تونستم خریدهایی داشته باشم که تا 4 ماه قبل برام رویا بود.
ما قراره به خاطر مسابقه دخترم بریم شمال یا تهران. من و همسرم داریم در مورد رزرو ویلا کنار دریا و این چیزها با هم صحبت میکنیم. من قبلا توی خواب هم به اجاره ویلا و … نمیتونستم فکر کنم. الان به قدری نعمت و فراوانی تو زندگیم اومده که حد نداره. دیشب درِ یخچال رو باز کرده بودم که پر از نعمت بود. به همسرم میگفتم ببین موجودی یخچال الان کجا و یخچال سال قبل کجا و خدا رو شکر کردیم و مواظب هستیم که شکرگزار این نعمت ها باشیم و این نعمت ها برامون عادی نشه.
قبول دارم ذهن ما خیلی کاربلده و هی نجوا میکنه خوب که چی؟! اما من با شکرگزاری نوشتاری، سعی می کنم این تغییرات و این نعمت ها رو ببینم و شکرگزار باشم. اصلا همین آگاهی از قوانین و آگاهی از قدرت خلق کنندگیمون، بزرگترین نتیجه است و میلیاردها دلار برای من ارزش داره. همین آگاهی چقدر برام آرامش آورده. چون دیگه از کسی انتظار ندارم، منتظر کسی نیستیم که اوضاعم رو تغییر بده، کسی رو قضاوت نمی کنم و ذهنم آرومه.
سلام به همه سلام استاد عزیز استاد شایسته عزیز سپاس گزارم از شما و این مکان الهی
من دوسال بود که نمیتونستم خودمو راضی کنم تا از همین جایی که هستم و امکانات کنونی ام کسب و کاری رو شروع کنم یعنی نجواها مقایسه ها حرف مردم ها نمیزاشتن ولی
ولی به کمک اموزش های شما بعد دوسال من تونستم یک کسب و کاری رو برای خودم اغاز کنم از همین جایی که هستم و امکانات کنونی خودم در حد و توان خودم در همین موقعیت جغرافیای ای که هستم
و از شما تو اقدام اینکار یاد گرفتم که اگه تو حرکتی کنی حتی نتیجه نده باز تو موفق شدی چون تجربه کسب میکنی ک همین حرف شما به منقوت قلب داد
و منبعد دوسال بی حرکتی تونستم پا رو ترسم بزارم و کاری رو شروع کنم برای خودم تا یک درامدی داشته باشم
خدایا نعمت هات رو به من بده
سلام و خداقوت به شما استاد جانم و مریم جانم
بعد از دو بار گوش دادن به فایل آخر متوجه شدم چنین صفحه ای به سایت اضافه شده
خیلی خیلی خیای خوشحال شدم و خیلی کیف کردم
اینقد ذووووووق کردم که نهایت نداره
الهی صدهزار مرتبه شکرت
اما میخوام یه درخواستی بکنم
یه بهبود کوچولو به این قسمت اضافه بشه معرکه میشه
اونم اینکه کامنت های هر دوره ای جداگانه باشه
یعنی یه فیلتری اضافه کنید به این صفحه که
مثلا من میخوام فقط کامنتای نتایج بچه های عزت نفس و بخونم بعد منو ببره به اون صفحه
یا نتایج بچه های دوازده قدم که منو ببره فقط به اون قسمت که بتونم بخونم
اینجوری جداگانه بشه خیلی بهتره و نظم بهتری میگیره و هرموقع بخوایم میتونیم به راحتی دسترسی داشته باشیم به نتایج هر قسمت از دوره ها
عاااااااشثتووووونم استاد جونم
و بی نهایت عاشثتم مریم جووون دلممممم
سپاسگزارم برای این زحماتی که میکشین
خداوند و شکزگزارم برای وجودتون
بنام الله رحمان
سلام خانم شایسته عزیز
میدونم که این ایده و این صفحه نتیجه کارای شماست
ممنونم از شما که این صفحه رو ایجاد کردید
هر روز یک صفحه از این قسمت رو میخونم و باور کنید منو سیر میکنه از ارتباط برقرار کردن با افراد جامعه
یعنی هیچ نیازی نمیبینم که حتمن امروز ارتباطی داشته باشم با افرادی که در جامعه هستن و افکار و صحبتهاشون همه تو در و دیواره.
انقدر حس خوبی بهم میده این صفحه که حال و احساسم و به اوج میرسونه.
خوندن تجربیات زندهی دوستان در مورد موفقیتها و رسیدن به اهدافشون باعث میشه منم فرکانس مناسبی ارسال کنم
منم بر روی موفقیت تنظیم بشم
منم در مدار خواستههام قرار بگیرم
منم در مدار دریافت قرار بگیرم
منم آسان بشم برای آسانیها
منم با خودم و جهانم به صلح برسم
خدایا باز هم سپاسگزارم که منو به این فضای فرکانسی هدایتم کردی
برای تمام دوستانم در این مکان الهی آرزوی سلامتی و شادی و لذت میکنم
همیشه حالتون خوب باشه
تنتون سلامت باشه
و ثروتمند باشید
ممنونم خانم شایسته عزیز
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
این صفحه رو دیدم بودم یا فکر نمیکردم جا برای دیدگاه گذاشتن داره یا نه. اصلا نمیدونم.
میدونم این صفحه خواسته ی منو میچسبونه به سقف. خصوصا خوندن نتایج دوستانی که صادقانه از وضعیت مالی و منطق ها و اشتباه هاتون نوشتن و بعد عملکرد درست روی آموزه ها چه نتیجه ها که نگرفتن.
من خیلی باید یاد بگیرم افسار ذهن و عقلم رو دستم بگیرم. چون فکر کنم اگر نتیجه ایی هم گرفتم بازم پای عقل و ذهن نجواگر یک گوشه کنار در میان بوده. حالا اگر بتونم یک ذره بیشتر ذهنم رو کنترل کنم و ایمانم رو تقویت کنم چه شود….(نوشتم تا یادم باشه)
به نام خدایی که لطفش بی انتهاست
سلام به استاد عزیزم
و مریم مهربون
از هردوی شما بابت زحمتی که برای سایت میکشید بی نهایت مچکرم
چند وقته روز من با سایت شروع میشه
شبم با صدای استاد تموم
صورت نشسته اول از همه میام تو سایت
و آخر شب تمام دسترسی هارو به خودم محدود میکنم
که تمام تمرکزم روی مطالب سایت باشه
امشب هم دقیقا تو همین شرایط بودم
که یهو موضوعی توجهمو جلب کرد
من از طریق چندتا اینفلونسر اینستاگرام مشتاق دوره ی دوازده قدم شدم از خردادماه 1402
و تمرین ستاره ی قطبی رو از هایلایت پیج فرنازجوادانخرد یادگرفتم
وای استاد
از اون روز تا به حال
من حتی یک شب این تمرین رو رها نکرده بودم
اون موقع توان مالی خرید دوره هاتون رو نداشتم
و از طریق فرناز و همسر عزیزش مهران
و همچنین سایت مطالب رو پیگیری میکردم
که میگفتن اگه شرایط خرید نداری اصلا اهمیتی نداره
از فایل های رایگان که استفاده کنی
به مرور فرکانست انقد بالا میاد که دوره ای رو تهیه کنی
من اون موقع اونقد باور نداشتم ب این جریان
تا اینکه تعهد دادم تحت هیچ شرایطی نه پولی برای خرید دوره تون قرض کنم
نه از فایل ها به شکل نادرست استفاده کنم
حدود دوماه هم بود برام بدهی ب شکل های مختلف درست میشد
تا اینکه دیدم من آدم این نیستم تو حال بد بمونم
شب و روزم رو چسبوندم به هم تو سایت بودم
و همش نیت میکردم و از خدا میخواستم فایلی که الان لازم دارم رو نشونم بده
و این معجزه هی من هدایت شدم
به فایل رفع بدهی
آنن فانن چندگرم طلا فروختم و تمام بدهیم رو تسویه کامل کروم
احساس کردم بار سنگینی از روی دوشم برداشتم
و باز ادامه دادم به همین منوال
این چیزهایی که تعریف میکنم در عرض شاید کمتر از 5 روز رخ داده
و اما از فردای اون روز اتفاقات خوب پشت هم کوچیک و بزرگ در حال رخ دادنه
من قبلا تو لیست خواسته هام خریدن قدم اول خواستم بود
و به طرز خیلی طبیعی و راحتی
بدون قرض گرفتن و تحت فشار بودن
درست وقتی تمام بدهی هام رو تسویه کردم
من این دوره رو امروز خریدم
و از خریدنش خیلی خوشحالم
خواستم بگم اصلا نیاز نیست از راه نادرست به محصولات دسترسی پیدا کنید
همین که با عمق وجود مطالب رایگان رو استفاده کنید
خواه ناخواه محصولات خودشون راه خریدشون به سمتتون باز میشه
برای من که در عرض 3 4 روز شد
خداروشاکرم چنین خوشحالی رو نصیب من کرد
خداروشاکرم راهی پیدا شد تا زخم های روحمون رو التیام ببخشیم
راهی که همش عشق هستش و نور مطلق خداوند
وقتی نتایجم بیشتر بشه میام و از تک تکشون مینویسم
مینویسم چی به سر من و روح من اومد و خدای من چطور از من محافظت کرد و منو به جایی ک فکرشم نمیکردم هدایت کرد
خدایا شکرت
خدایا شکرت که هیچ دستی بالاتر از دست تو نیست
و هیچکس قدرتش از تو بالاتر نیست
سلام به لیلا دریایی عزیز
خوشحالم که دوره دوازده قدم را خریداری کردی و تبریک میگم بهت امیدوارم همیشه از نتایج عالی از سمت بخونم واین که گفتی وقتی اراده کردی وبدهی ها تو دادی کلی تغییرات در زندگی دیدی را کلی من تحسینت کردم خداراشکر که این قدم اول را برداشتی به سوی پیشرفت
واین که از این به بعد هرچه بهتر میکنی باورهایت را نتایج بهتر میشود
وباز هم از خدا سپاس گذارم یک موفقیت جدید را بهم نشون داد از یک بنده دیگرش تا من باورم قویتر. بشود
سلام
امشب داشتم در نتایج دوستان از دوره های استاد نگاه میکردم
دوتا از نتایج خودم را دیدم وکلی شکر گذار شدم
که چقدر من پیشرفت کردم
و وقتی داشتم کامنت خودم را میخوندم ایمانم نصبت به آموزه های استاد بیشتر شد
وذهنم بیشتر پذیرا شد که این همه دست آورد را از همین دوره های استاد عباسمنش دریافت کردم
استادی که حرف هایی از کلام خدا میگوید
این را که گفتم به دلیلی هست که وقتی دوره ها را الان گوش میکنم در حین گوش دادن گاهی اینقدر احساسم خوب میشود که میخواد گریم بگیره و همین نشانه این هست که حس خوب بهم دست میدهد
وقتی احساس خوب میگیرم یعنی این که خدا داره باهام صحبت میکند
همه این آموزه ها نه تنها برای من برای کلی از افراد که در 23 صفحه اومده که هر کدام به طریقی نتیجه گرفتن از آموزه های استاد
اگر چکاپ فرکانسی ام را اول شروع خرید دوره ها را بخونم وشرایط الآنم را هم بنویسم
خودتون بهترین نتیجه ها میبینید
من این نتایج را بارهای بارها برای خودم مرور میکنم وذهنم را برای خودم بیشتر باور پذیر میکنم
به نام خداوند پاک و یگانه
نتایج من از استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک :
استاد عزیزم ، من قبل از شروعِ استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک ، یک کارگر بودم که هیچ دید عمیقی نسبت به آینده نداشتم و همینطور باری به هر جهت زندگی میکردم و همچبن آدم ناراحتی هم نبودم ، کمی خوش بودم و چندسال قبل یکبار کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین را خواندم و نتیجه ای نگرفتم و گذاشمتش کنار .
گذشت و من اتفاقات نامناسب مثل جدایی از نامزدم و رشد نکردن از لحاظ مالی و نداشتن رابطه عاطفی مناسب در زندگی ام شعله کشید و من آنجا بود که ناخودآگاه دست از مقاومت و عصبانیت و ناامیدی برداشتم و از لحاظ درونی تسلیم شدم و سعی کردم از همان کار و همکاران لذت ببرم .
همانروزها به این آگاهی ها هدایت شدم و فردی آمد درباره شما با من صحبت کرد و من ناخودآگاه مقاومت نکردم و شروع کردم به استفاده از دوره های شما :
کلی احساس خوشبختی میکردم و محل کارم بهتر شد و درآمدم بیشتر شد و سرمایه ام با الهامی که به من شد و بلزف خداوند انجامش دادیم ، دو برابر شد .
باز احساس خوشبختی و آرامش بیشتر و همینطور با قدرت بیشتر کار کردن روی باورها را ادامه دادیم ، درآمدم حدودا 4 برابر شد و قبل ازینکه روی خودم کار کنم ، یادمه رئیس شرکت وقتی منو در حین انجام کاری دید ، با لحن بدی به من گفت ، اینجا جای نشستن نیستا !!!
ولی بعد از کار کردن روی باورهام ، سوگلی همان شرکت و کارخانه و خانه و فامیل و آشنا و محله شده بودم و بلطف خداوند سرپرست آن کارخانه شدم و عملا کار خاصی انجام نمیدادم ولی مدیریت آنجا را خداوند برایم عالی انجام میداد و من فقط اعتبار بیشتر ، درآمد خوب و روابطم بهتر میشد .
تا اینکه به من الهام شد که از آن محیط کاری استعفا بده ، من این کار را انجام دادم و با تمام افرادی که در فضای باورهای مناسب و توحیدی نبودند یا خودم قطع رابطه کردم یا جهان برایم این کار را انجام داد و کمی هم نگران درآمد بودم ولی خداوند درآمد یکسال خوب کار کردن در همان محیط کاری را به من داد تا بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم مثل زمانی که شما دو سال حقوق میگرفتید ولی کاری انجام نمیدادید .
ولی واقعا از تک تک این لحظات عالی استفاده کردم و خیلی متعهدانه روی باورها بلطف و اراده خداوند کار میکنیم و اصل و اساس زندگی ام را کار کردن روی باورها ، نوشتن باورها و توضیحاتش و درک آنها با مداری که در آن هستم و شنیدن بارها و بارهای این آگاهی ها و تمرکز بر شخصیت با صداقت شما برای تثبیت باورها و کم کردن نجواهای رجیم ، گذاشته ام .
الان همینکه تجربه کنونی زندگی ام اینست که : هر سوالی یا کاری دارم از خداوند هدایت و پاسخ میخواهم و خداوند سریعا جوابم را میدهد و این دوره های مقدس خوشبختی و احساس خوشبختی درونم که انگاری در بهشتم و از لذت در حال یخ زدن هستم و خودم تغییر شیوه تفکرم را درک میکنم و خداوند را دارم ، بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند است .
از شما هم استاد عباسمنش عزیزم پیامبر زمانه من ، بینهایت سپاسگزارم و دوستت دارم بخاطر ذات و سیرت زیبا و پاکتان .
به نام خدایی که به من همه چیز داد تا از زندگیم لذت ببرم سلام استاد عزیززم من میخام از نتایجم بگم که چه اتفاقاتی در طول زندگیم افتاده من چندین سال پیش یک فایلی از شما گوش داده بودم و دیدم ک واقعا در من تغییر ایجاد کرده کم کم هر چند روز یکبار و خیلی کمتر به فایل هایتان گوش میدادم من روابطط فوق العاده داغونی داشتم و برایم زندگی کمی بهتر شد بعد از اون ک روی خودم کار نمیکردم و اصلا نمیدونستم سایتی وجود داره من یکی دوتا از دوره هاتونو تو تلگرام خریدم و گوش دادم اما وقتی یک فایلی از شمارو گوش دادم ک میگید مگه من از کسی دزدیدم تا ب اینجا رسیدم که فایل در مورد دانشجوهایی بود ک شما تربیت کرده بودید و اون ها وارد این مسیر شدن اما رفتن و اطلاعات سایتو برداشتنو و….. و شما گفتید باید در راه درست باشید من دیگه ب اون دوره ها گوش نکردم حذف شون کردم اون سال من کنکور داشتم و سال اول و دوم قبول نشدم چون میخواستم از راه اشتباه چیزی رو ب دست بیارم سال سوم که من روی خودم کار میکردم و از فایل های رایگان سایت مخصوصا زندگی در بهشت استفاده میکردم خداوند ب من لطف کرد و من با رتبه 4 هزار دبیری ریاضی قبول شدم و الان عاشق رشتمم هستم چند وقته که جدی با فایل های رایگان روی خودم کار میکنم و این مسیر جزعی از عادت هام شده و از این که میام سایت و نتایج دوستان رو میخونم لذتتتتت میبرم و نگم براتون ک من چقدرر ارامش دارم وزندگیم از چند سال پیشم چقدرررر فرق کرده من میخاممم خیلیی بیشتر روی خودم کار کنم تا نتایج فوق العده تری بگیرم و خداوند من رو هدایت کنه که هر روز روی خودم بیشتر کار کنم و نتایج فوق العاده تریی بگیرممم خدایا شکرتتت بابت این همه اگاهییی
سلام
وقتتون بخیر
از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟
بخرمش؟
ممنون
.
من مدتهاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت
و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست
.
.
لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.
گوشم پره ازین حرفها.
.
من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره
البته که گیاه هم جون و احساس داره
ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه
یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد
و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه
لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه
میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم
بدونید واقعا منظورش این نیست
و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!
.
و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه
و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها
.
… من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده
اما باید این مسئله رو حلش کنم
همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن
.
و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره
منم گاهی کم آوردم
ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم
یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟
سلام ب شما دوست عزیز
من تو حوضه ثروت مشکل دارم میرم دوره روانشناسی ثروت و تهیه میکنم و بی چون و چرا ب اموزش های استاد عمل میکنم و نتیجه میگیرم
من تو حوضه روابط مشکل دارم میرم دوره عشق و مودت و تهیه میکنم و عمل میکنم بی چون چرا و نتیجه میگیرم
من تو حوضع عزت نفس مشکل دارم میرم دوره عزت نفس و تهیه میکنم اموزش6اشو بی چون و چرا انجام میدم و نتیجه میگیرم
و همینطور بقیه دوره ها…
شما اگه از نظر سلامتی مشکلی نداری چرا اصلا میخوای دوره قانون سلامتی رو بخری؟؟؟
اگر میخوای مشکلی رو از نظر سلامتی حل کنی باید دوره رو بخری و هرچی ک استاد میگن و انجام بدین بی چون و چرا.
چون این جا بحث قانونه
و همونطور هم ک خودتون میدونید قانونو نمیشه شخصی سازی کرد
با تشکر
حرفتون رو قبول ندارم
چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!
من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم
ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم
گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست
.
اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی
ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.
گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه
یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشتخواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه
اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه
پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم
مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین
.
استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه
ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم
چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم
اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!
.
من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)
ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.
و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.
من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….
سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم
اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ
نه گوشت
.
درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله
.
.
یه جمله ای هست که میگه:
اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره
.
و اینکه
واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟
چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟
.
یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون
میگه آهای مردم
اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید
چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!
.
.
دوست عزیزم!
ما آدمای الانیم
باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟
.
یه تعریفی هست از تمدن که میگه
آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن
و این یعنی تمدن
.
من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟
.
چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟
اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست
فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم
و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم
سختشه!
سلام مجدد بشما دوست عزیز
چندین سال پیش خیلی دوست داشتم ک دیگران و قانع کنم یعنی ب هر دری میزدم که بگم حرف من درسته ولی الان اینجوری فکر میکنم که باید هرکسی رو همونجور که هست بپذیرم من ب نظر شما احترام میزارم.
حرف من خوردن یا نخوردن گوشت یا گیاه نیست
من فقط میگم یک نفر یک مسیری رو رفته و نتیجه ام گرفته از اون مسیر(قانون سلامتی)حالا اومده گفتی که اقا هر کسی که این نتایج و میخواد باید یکسری کارهارو انجام بده و یکسری کارارو انجام نده ب همین سادگی.حالا شما یا انجام میدید نتیجه دلخواهتونو میگیرید یا انجام نمیدید و …
درپایان حرفتون و تایید میکنم ک گفتین ادمهای قدیم با ادم های الان باید ی فرقی داشته باشن
ادمهای قدیم خیلی متعصب تر بودن ولی ادمهای الان با دید باز تر ب مسائل نگاه میکنن
امیدوارم هرجا هستین موفق و پیروز باشین
باتشکر
سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))
از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))
عشقم بدون من اینده ی توعم
اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا
از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…
راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))
ببین ارام جان عزیزم
دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن
من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم
من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم
همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …
تو خیلی خوده گذشته ی منی
جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …
حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))
در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))
ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده
دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …
من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه
از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …
من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …
من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …
ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …
من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …
اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …
برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن
و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …
دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …
من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …
ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …
خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …
ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟
ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟
نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟
به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن
اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها
اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))
ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم
اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم
اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))
دوستت دارم گذشته ی من فعلا
سلام عزیزم
ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی
چقدر خوب نوشتی
چقدر کامل و عالی نوشتی
مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی
آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم
.
حرفات رو من تأثیر گذاشت
بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون
.
بله منم الان کم میارم
ورزش دیگه نتونستم بکنم
کارم هم سنگینه ولی جون ندارم
اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره
دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم
همش خوابشونو میبینم
اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم
خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن
یا هزارتا ازین موارد
.
.
اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،
گلِ کلامت بود
اون تیکه منو میخکوب کرد
به قول خیام
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!
…
این همون نقطهایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا
میگن عدالت مرده! خدا مُرده!
اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…
… آره
تو با اینکه از من کوچیکتری
ولی پخته تری
حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم
بوس بهت گیان
(گیان= جان / گیانم = جانم)
ارام گیان عزیز
بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا
کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست
خداوندی که سیستمه
نه یک انسان
ما باید این سیستم رو بشناسیم
بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …
وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه
یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی
و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی
اصن از خودت بپرس
چرا گیاهخوار شدی ؟
برای تجربه ی ارامش بیشتر
چون این بهت ارامش میده
حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟
ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..
و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …
خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …
اون نگاه دلسوزی نداره …
اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …
خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …
خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …
سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …
یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …
این نگاه و دیدگاه خداونده
اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …
همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …
توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))
نگار جان عزیزم
دوست خوبم
به حرفهایت دوباره فکر کردم
و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،
کمی در علت وگان شدنم شک کردم
تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم
اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:
_بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛
اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.
_گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کردهام
و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛
اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.
_در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمیشود؛
اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشتهام.
_آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،
اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند
آیا همین کافی نیست؟
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….
سلام دوست خوبم وفا عزیز
چقدر خوبه ک اولین کامنتی ک گذاشتی شد نشانه ای برای من ممنونم ازت
توی قسمت نتایج دوستان کامنتهای قدم 1 رو میخوندم تا نشانه ای رو برای خودم پیدا کنم
من دارم از قدم 1 مجددا شروع میکنم
و با کامنت شما روب رو شدم گفتم بخونمش تا رسیدم ب قسمتی ک گفتی ب استقلال مالی رسیدم در کار شنیون بهت تبریک میگم ، من چند وقتی هست ک دارم ب این فکر میکنم کسب وکار خودم رو داشته باشم و این ایده اومده بود ب ذهنم ک دوره شنیون رو بگذرونم و جالب برام شد ک به کامنت شما هدایت شدم