نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -اسماعیل حاجی اسفندیاری
    دو سال از روزی که من با آموزه های استاد عباس منش کار می کنم می گذره و زندگی من به خاطر عمل به آموزه های استاد از هر نظر متحول شده. روزی که برای اولین بار وارد سایت elmeservat.com شدم، از لحاظ روابط در وضعیت خیلی بدی بودم. خودم رو دوست نداشتم و حتی نمی‌دونستم که باید خودم رو دوست داشته باشم. از بچگی بهمون یاد داده بودن که باید دیگران رو دوست داشته باشیم، اما کسی نگفته بود که خودمون هم مهمیم. اما الان، نه‌فقط دیگران، بلکه خودم، تمام کیهان و جهان هستی رو دوست دارم. و از روزی که این تغییر در من اتفاق افتاد، جهان هر روز به من ثابت می‌کنه که چقدر ارزشمند و دوست‌داشتنی هستم. قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش من حتی شب‌ها خواب راحتی نداشتم، بارها از خواب می‌پریدم اما الان زندگیم از نظر آرامش هم دگرگون شده. شبا خیلی راحت می خوابم. خیلی وقت‌ها صبح که بیدار می‌شم، به خدا می‌گم: \"چطوری این‌قدر زود صبح شد؟ انگار فقط یک ثانیه پیش خوابیدم!\" همون لحظه‌ای که سرم روی بالش می‌ره، به اندازه‌ی شمارش یک، دو، سه خوابم می‌بره و صبح با انرژی روزم رو شروع می‌کنم. از نظر سلامتی، در این دو سال حتی یک قرص هم نخوردم، در حالی که قبلاً تقریباً هر روز چندین قرص مصرف می‌کردم. قبلاً فکر می‌کردم زندگی کردن سخته، اما الان فهمیدم که چقدر راحت و لذت‌بخشه. رابطه‌ام با خدا هم کاملاً متحول شده. نمی‌تونم بگم بی‌نقص شدم، اما اینو می‌دونم که اجازه دادم خدا وارد زندگیم بشه. همیشه می‌خواست وارد بشه، اما ما با ذهن و ترس‌هامون جلوشو می‌گیریم. از وقتی که همه‌چیز رو سپردم به خدا، خیلی از اطرافیان بهم می‌گن: \"چرا این‌قدر بی‌خیالی؟ چرا نگران نیستی؟\" اما واقعیت اینه که وقتی فقط شنونده‌ی آموزش‌ها نبودم و عمل کردم، دیدم که خدا چطور همه‌چیز رو برام رقم می‌زنه. از نظر درآمد، اوایل بین ۴ تا ۸ میلیون درآمد داشتم، اون هم بعضی ماه‌ها. همیشه اوایل ماه خوشحال بودم، اما از ۱۰ یا ۱۱ برج که می‌رسید، استرس می‌گرفتم. از وقتی که روی خودم کار کردم، تغییرات شروع شد. تو یه تعویض روغنی پیش برادرم کار می‌کردم، از صبح تا غروب، بعدشم تا نیمه‌شب با ماشین مسافرکشی می‌کردم. با این همه کار، همیشه هشتم گرو نهم بود. اما وقتی روی خودم کار کردم، تصمیم گرفتم فقط روی همون تعویض روغنی تمرکز کنم و مسافرکشی رو کنار بذارم. نتیجه این شد که با زمان کمتر و فعالیت کمتر، درآمدم بیشتر شد. کم‌کم درآمدم اضافه شد و بعد از یک سال 4 برابر بیشتر شد. در کنارش، هزینه‌های ناگهانی که قبلاً پیش می‌اومد، کمتر و کمتر شد. تونستم پس‌انداز کنم و آروم‌آروم سرمایه‌ی کسب‌وکار شخصی خودم رو جمع کنم. ۱۹ روزه که مغازه‌ی کبابی خودم رو افتتاح کردم. از روز اول، درآمد عالی داشتم و هر روز بیشتر می‌شه. توی همین ۲۰ روز، بیش از درآمد ماه های قبلیم درآمد داشتم. این مغازه سال‌ها مشاور املاک بود و کسی فکر نمی‌کرد اینجا یه کسب‌وکار موفق بشه، اما من تغییر کردم و شرایطم هم داره تغییر می‌کنه. یه تغییر دیگه‌ای که در من اتفاق افتاد این بود که بعد از ۱۲ سال سیگار کشیدن، ترک کردم. از وقتی که آموزش‌ها رو یاد گرفتم و تصمیم به تغییر گرفتم، نزدیک به ۲ ساله که حتی یک‌بار هم به سیگار یا هر چیزی که منو از خدا دور کنه، لب نزدم و هرگز هم نخواهم زد.
  • -احمدرضا هودرجی
    من کسب و کاری داشتم که نتونسته بودم ازش درآمد بسازم و هرچه بیشتر تلاش می کردم، کمتر به نتیجه می رسیدم. مردادماه سال۹۴ بود که با کلی تضاد تو زندگیم مواجه شدم. با 2 فرزند 6 ساله و دو ماهه، تمام درها به رویم بسته شده بود و تمام امیدم را از دست داده بودم. سلامتیم به مشکل برخورد کرده بود و در طول هفته یا دکتر قلب بودم یا دکتر اعصاب. روزی ۶ تا قرص میخوردم به طوری که صبح تا شب بی حال تو خونه افتاده بودم تا این مسائل رو حس نکنم و با خانواده ام جنگ و درگیری راه نندازم. یه شب از ته دل از خدا خواستم کمکم کنه تا وضعیت مالیم درست بشه. چون روزها بود که حتی توان خرید نان را نداشتم. همون شب بهم الهام شد که کلمه موفقیت مالی رو توی اینترنت سرچ کنم. اولین گزینه سایت elmeservat.com بو و زیر این سایت این جمله نوشته شده بود: « فقط روی خدا حساب باز کن » بلافاصله کلیک کردم و وارد صفحه  فایل «فقط روی خدا حساب باز کن» شدم. خواندن توضیحات موجود در اون صفحه همانا و شروع زندگی ای دیگه برای من همانا…چون مدتی بود که به هر کسی التماس میکردم که بهم کار بده تا درآمد داشته باشم اما این فایل خداوند از زبان استاد عباس منش بهم گفت \"فقط روی من حساب باز کن نه هیچ آدم دیگه \"تمرکزی روی آموزه های سایت کار کردم. در عرض سه ماه فقط با فایلهای هدیه سایت تونستم سلامتیم را به دست بیارم و توی یه شرکت بزرگ تو تهران کار کنم. به آرامشی رسیدم که تا اون موقع در زندگیم تجربه نکرده بودم. همیشه این رو به خدا می گم که:خدایا ازت سپاسگزارم که خودت دست من رو از توی جهنم گرفتی و آوردیم به بهشت. بعد از چند ماه، دوره قانون آفرینش و دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم و روی آموزه های این دو دوره تمرکزی کار می کردم. این آموزه ها بهم قوت قلب و باور داد تا دوباره سراغ کسب و کار خودم برم و اون رو با باورهای قدرتمند کننده جدیدم شروع کنم. من قبلا همین کسب و کار را داشتم اما نمیتونستم ازش پولی دربیارم. بعد از تمرکز گذاشتن روی آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1، همون کسب و کار به درآمد و ثمر نشست. تونستم از همون کسب و کار ماشین صفر بخرم، تونستم بهترین خونه در بهترین منطقه اجاره کنم و الان هم خونه ویلایی خودم را ساختم و هم چندین زمین برای سرمایه گذاری خریدم و توی کسب و کارم اعتبار و شهرت نیک دارم. الان دارم روی آموزه های دوره کشف قوانین زندگی کار میکنم، ترمزهای ذهنیم رو بر می دارم و در آستانه ورود به مدارهای بالاتر هستم که نتایج آن را بعدا می نویسم.من با آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1، خداوند رزّاق رو شناختم که از فضلش بی حساب میبخشد. به نظرم نام دوره روانشناسی ثروت 1 رو باید دوره \" خداشناسی \" نامگذاری می شد. مهم ترین باوری که تغییرات زیادی در وضعیت مالی من ایجاد کرد باورهای قدرتمند کننده ای بود که این دوره درباره رابطه پول و معنویت بهم یاد داد و کلی از ترمزهای اصلی ذهن من رو در برابر ورود ثروت به زندگیم، حذف کرد و درهای نعمت رو به روم باز کرد.من با زندگی به شیوه دوره قانون سلامتی، ۱۵ کیلو وزن اضافه ام را کم کردم. الان از انرژی بالایی برخوردار هستم و در سن ۴۵ سالگی بیشتر از یک جوان ۲۰ ساله انرژی دارم.
  • -لیلا آذرنژاد
    از نوشتن کامنت قبلیم حدود 10 ماه میگذره که من اهداف امسالم رو مکتوب کرده بودم. هنوز به طور کامل به همه اهداف امسالم نرسیدم اما دارم توی این مسیر حرکت می کنم و پیشرفت های زیادی در این 10 ماه داشتم که می خوام بخشی از اونا رو اینجا بنویسم: شغل من خیاطی هست و از زمانی که در کنار شغلم شروع به کار کردن روی آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1 کردم، با اینکه در اجرای آگاهی های این دوره کوتاهی های بسیاری هم داشته ام اما کلی رشد داشتم. در این مدت سفارش های بیشتر و با کیفیت تری برای شغلم دریافت کرده ام؛ کار آموزهای بسیار عالی و قدردان برای آموزش به سمتم هدایت شدند و بدون اینکه من کاری کنم، چقدر تبلیغ خوبی برای کسب و کار من هستند چون کلی از شخصیت من، کیفیت کار و کیفیت آموزشم به بقیه تبلیغ می کنن و اونقدر برام سفارش اومده که مشتری هام با عشق حاضر شدن تا ماهها منتظر بمونن تا من بتونم کارشون رو انجام بدم. کمدهای اتاق کارم پر از پارچه های سفارش مشتری هاست به طوریکه به مشتریام گفتم فعلا پارچه نیارین و فقط اسمشون رو یادداشت میکنم و مثل دکترها وقت چندین ماه دیگه با اونا تماس می گیرم تا نوبشون رو اعلام کنم. مشتری های ثابتم هر ماه برام پیش پرداخت واریز میکنن یعنی قبل از اینکه من کار رو به اونا تحویل داده باشم. البته میدونم که این یکی از خواسته هام بوده که مشتری ها قبل از اتمام دوخت لباس، هزینه رو برام پرداخت کنن چون این رو نشونه اعتمادشون به کیفیت کارم میدونستم و حس خوبی بهم میداد و الان این آرزو تبدیل به بخشی از واقعیت کسب و کار من شده و من بسیار خوشحال و راضیم و سپاسگزار خداوندم. پول به راحتی و به شیوه های مختلف به سمت من روانه شده به طوریکه توی این مدت، هدیه های بسیاری از سمت انسانهای مختلف دریافت کردم که فقط معجزه بوده. حدود 3 سال پیش مقدار زیادی پول قرض گرفته بودم و هزینه های زندگیم بهم اجازه نمی داد که بتونم این قرض رو پرداخت کنم و ذهنم رو به شدت درگیر کرده بود. اما خدا رو شکر دیروز خدای من قرضم رو برام پرداخت کرد و من امروز بسیار رها هستم و ذهنم بازتر شده و احساسم فوق العاده است. به خاطر درک بهتر قوانین، الهات خداوند رو خیلی راحت تر می شنوم و تشخیص می دم در تمام موارد حتی توی کارم و هنگام آموزش دادنم و هر لحظه مبهوت میشم از هدایت های خداوند و پاسخ هایی که در جواب سوالاتم بهم میگه که باعث شده کارم رو با کیفیت خیلی بهتری انجام بدم. واقعا از عمل به قانون احساس فوق العاده ای دارم. از روند رشد مالیم راضی ام و در این مدت درآمد من 2 برابر افزایش پیدا کرده در حالیکه هنوز سال تموم نشده و درآمدم داره خیلی بیشتر میشه. بینهایت سپاسگزار خداوندم برای تمام اتفاقاتی که معجزه وار داره توی زندگیم رخ می ده. چقدر خوشحالم و راضیم از بودن تو مسیر درست و درک قوانین ثروت.
  • -مصطفی حسنی

    من حدود 2 سال است که با استاد عباس منش عزیز آشنا شدم. نحوه آشنایی من با آموزه های استاد عباس منش از اونجایی شروع شد که هر وقت پیش پسرخالم بودم، میدیدم هندزفری توش گوش، یه چیزایی گوش  میده. یه روز از روی کنجکاوی بهش گفتم اینا چیه و ایشون خلاصه وار یه توضیح داد، یه بخش از فایل رو هم گذاشت که پخش بشه که صحبت های استاد عباس منش بود. اما از اونجا که من اصلا درمدار درک اون آگاهی ها نبودم، کلی چرت و پرت گفتم و ازش رد شدم.

    یادمه اون زمان، مدتها بود که توی یه رابطه سمّی گیر کرده بود و با شرک زیادی که اون وقتا داشتم، زندگی سختی رو واسه خودم درست کرده بودم. البته اون زمان نمیدونستم عامل این همه سختی در زندگیم شرک بوده. بعدها که با استاد عباس منش آشنا شدم و شرک و توحید رو شناختم، فهمیدم که مفهوم شرک چیه و این شرک چقد خانمان سوزه.

    روزانه بالای ۱۰ ساعت توی اینستاگرام بودم. بیشتر از۵۰ تا پیج سیاسی رو دنبال می کردم و ورودی های سمّی به ذهنم می دادم و وارد مداری بودم که خواه از طریق شبکه های اجتماعی و خواه از طریق اطرافیان و دوستان، همیشه درگیر این مباحث سمّی بودیم. یعنی وقتی پیش هم بودیم این چیزا رو میگفتیم و وقتی تنها بودم سرم توی پیج های سیاسی بود.

    توی اون زمان، یه باغ زیتون رو اجاره کرده بودم و توی سال اولی که گذشته بود، با وجود کلی تلاش نه تنها هیچ پولی گیرمون نیومد بلکه هر کدوم ۴۰۰ میلیون تومان هم بدهکار شدیم. خلاصه اونقدر اوضاعم سخت تر شده بود که یک روز در حالی که پسر خالم داشت فایلهای استاد رو گوش میداد، ازش درخواست کردم که اسم و آدرس سایت رو بهم بده.

    من وارد سایت شدم، یادم نیست کدوم فایل بود اما همون یه فایل اول از استاد عباس منش با من کاری کرد که دیگه موندم داخل سایت و دیگه خودم رو آماده تغییراتی کردم که باعث سعادت و خوشبختی من در دنیا و آخرت میشه. خودم رو آماده مسیری کردم که در اون راه توحید و یکتاپرستی هست و بس. اون اوایل تمام سعیم رو میکردم که چیزایی که استاد میگن رو بفهمم. از استاد یاد گرفتم کمال گرا نباشم و خودم رو سرزنش نکنم. اشتباهات مسیرم رو جزئی از مسیر تکاملی خودم به سمت بهبود بدونم و درسهاشون رو یاد بگیرم، بخاطر اشتباهات گذشته خودم رو سرزنش نکنم و بقول استاد احساس گناه الکی به خودم ندم چون من انسانم و خطا و اشتباه جزیی از مسیر بزرگ شدن منه….

    من روزانه نمیدونم بگم ۱۵ساعت یا حتی ۲۰ ساعت، پای آموزش های استاد می نشستم. یعنی میخوام بگم دائم فایل گوش میدادم، تمام فایل های گرانبهای دانلودی استاد رو چندین و چند بار گوش داده بودم و هر بال حالم چقدر بهتر می شد و چقدر آرامش فوق العاده وارد وجودم شده بود.

    من هندزفری تو گوش، میرفتم توی باغ و در تمام مدتی که روی باغ کار می کردم، فقط  به جلسات دوره های 12 قدم و روانشناسی ثروت 1 گوش می دادم. در تمام مدت نه می فهمیدم سرما چیه نه گرما، فقط به این آگاهی ها گوش میدادم ورودی های ذهنم با آگاهی های این دوره ها کنترل می شد، از شبکه های اجتماعی خارج شده بودم و تمام وجودم پر از امید و ایمانم به نیرویی بود که میتونه از غیب همه چی بهت بده. متوجه تغییرات در زندگیم شده بودم و نتایج مرتبا وارد زندگیم می شد. البته که ذهن همیشه تلاشش رو می کنه که گمراهم کنه به همین خاطر من هم همیشه تلاش می کنم که ذهنم رو کنترل کنم.

    خلاصه اینطور شد که من جواب اون کنترل ذهن و ایمان به غیب رو گرفتم. اول از همه تمام بدهی هام پرداخت شد و سال دوم از کار کردن روی باغ زیتون، همراه شد با فروش 6/5 میلیارد تومان زیتون که سود خالص من و برادرم که همکار هستیم، به ازای هر نفر ۱۳۰۰ شد. یعنی من با کار کردن روی ذهنم و تغییر باورهام با کمک دوره روانشناسی ثروت 1 و 12 قدم در کمتر از یک سال، از 400 میلیون تومان ضرر، از منفی ۴۰۰ میلیون رسیدم به مثبت یک میلیارد و سیصد میلیون.

    نمیدونم باید بگم درآمدم چند برابر شده فقط این رو میدونم که این نتیجه، این ایمان رو به من داد که اگر فقط با کار کردن روی ذهنم با کمک این آگاهی ها، به راحتی تونستم نتیجه رو در کمتر از یک سال تا این حد تغییر بدم، پس اگر این مسیر کار کردن روی خودم رو ادامه بدم، براحتی میتونم به خیلی خیلی بیشتر برسم، چون این اعداد و این ارقام و بزرگی و کوچکی آنها فقط در ذهن ما هست که بزرگه و واسه اون نیرویی که تمام کیهان تحت مدیریت و فرمانروایی اونه، اعداد و ارقام معنایی نداره بلکه ایمان، توکل و کنترل ذهن معنا داره. 

    من از آموزه های استاد این رو یاد گرفتم و تجربه کردم که با وصل شدن به اصل خودمون که این رب هست، همه چیز امکان پذیره. این بخشی از نتایج من از کار کردن با آموزه های استاد در حوزه مالی هست. من از آموزه های روانشناسی ثروت یاد گرفتم که باید مولد باشم و باید در این دنیا ارزش ایجاد کنم و جهان به مولد بودنم پاداش می ده.

    در حوزه روابط، روابطم با مادرم و خانوادم خوب شده. امسال توی فروردین برای مادرم بعد از ۶۴ سال، اولین جشن تولدش رو گرفتم تا بقول قرآن به والدینم نیکی و احسان کنم.

    من تغییرات اساسی رو از کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم شروع کردم. با خوندن آگاهی های این کتاب، فهمیدم که گذر کردن یعنی چی، فهمیدم که ذهن ثروتمند یعنی چی، وقتی خوندمش نسبت به قیمت خیلی پایینش آنقدر آگاهی توش بود که گفتم بخدا که این کتاب میلیونها تومن میرزه و بعد که دوره دوازده قدم(فعلا تا قدم پنجم) و روانشناسی ثروت ۱ رو خریدم، درکم از خداوند و از ثروت مرتباً کاملتر شد. البته نظر منه که دوره های آموزشی استاد، نسبت به نتایجی که تا همین الان فقط از نظر مالی در زندگیم ایجاد کردند، واقعا قیمت پایینی دارند. این نشون میده استاد هدفش ترویج اصل هست که توحید هست.

    اخیرا هدایت شدم به خرید دوره عزت نفس. وقتی پای آگاهی های این دوره نشستم، به خودم گفتم باید از روز اول من این دوره رو میخریدم. عزت نفس واقعا یکی از بهترین دوره های استاد هست و حداقل برای الان من فوق العادست. راستی من یه عادتی دارم وقتی یه دوره ای رو میخرم اول میام طی یکی دو روز، همش رو گوش میکنم و بعد شروع میکنم به نوشتن و درک کردم و عمل.

    چون اون بار اولی که گوشش میدم میخوام اول اینکه ذهنم یکم بهش عادت کنه. دوم اینکه یه پیش زمینه ای واسه خودم بفهمم. حتی دوره ثروت که ۳۵ جلسه هست رو من نشستم یک سره همشو طی دو روز گوش کردم.

    از عمل کردن به این آگاهی ها اینو بگم که قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش، من آدمی بودم که هفته ای دوسه بار از محل کارم میرفتم شهرمون و با دوستام مینشستیم پای بساط مشروب و …

    ولی الان مدتهاست این نوع عادت ها مخرب قطع شده. من پای عهدم موندم و جهان کاری کرده که از مدار اون افراد خارج بشم. حتی اگرم فردی از اون بچه های قدیمی باهام تماس بگیره، یا جایی هستم که نمیشه جواب بدم یا گوشی پیشم نیست یا…

    و اما یه نتیجه دیگه:

    یادمه حدود 8 ماه پیش، توی یکی از قسمت های فایل های بی نظیر گفت و گو با دوستان، استاد با سپیده صحبت میکردن و سپیده عزیزم که انشاالله هرجا هست موفق باشه، صحبت از ترک سیگار کردند. من همون لحظه سیگار روشن کرده بودم که هم سیگار و هم پاکت سیگار رو انداختم بیرون و تا الان با یاری خدا حتی هوس هم نکردم و خودمم تعجب میکنم چطوری بعد از حدود ۱۳ سال بطور خیلی آسونی سیگارو ترک کردم. انشاالله مطمئنم تا ابد دیگه سمت این چیزا نمیرم. واقعا این مورد یکی از بزرگترین نتیجه هام از عمل به آموزه های استاد عباس منش بوده.

    میخام درمورد بزرگترین دستاوردم از روز عضویت دراین سایت بگم و اونم اون حال خوبیه که دارم. اون انجام تمرین هر روزه ستاره قطبی هست و درخواست هرروزه من از خدای خودم اینه که بیادم بیاره این همراهی حضورش در زندگیم رو. چون خداوند که حضور همیشگی داره این منم که باید یادم بمونه و قسمت شکرگذاری و گفتن و نوشتن روزانه از خدای وهابم هست. من این حال خوبم رو با هیچ چیزی توی این دنیا عوض نمیکنم چون وقتی حالم خوبه و حضور یه انرژی بی نهایت رو در کنارم حس میکنم و البته دارم روی خودم و باورام کار میکنم، دیگه چی میخوام. یقین دارم با این حال خوبم همه چی خودش اوکی میشه و واقعا اوضاع زندگیم آروم آروم داره عالی و عالی تر میشه.

     

    اینا رو نوشتم که یه ردپایی باشه واسه روزی که وقتی برمیگردم و میخونمشون، بدونم از کجا شروع کردم  و چه مسیری باعث شد این نتایج وارد زندگیم بشه…

  • -حسین عظیم زاده
    استاد عزیز من با آموزش های شما توحید رو درک کردم و به این نیروی قدرتمند و هدایت کننده آگاه شدم. وقتی نگاه می کنم می بینم چقدر این نیرو تو زندگی من پر رنگ بوده و من رو هدایت کرده. انصافا من هم از این نیرو تبعیت کردم و نتایج بسیار پر رنگ تو زندگیم اومده.6 سال پیش من کارمند دولت بودم و خونه ای رو با وام خریده بودم. کلی بدهی داشتم و شرایط سختی رو می گذراندم. بعد از ظهر ها هم کار املاک می کردم و تصمیم داشتم تو کار ملک کسب و کار مستقل را راه اندازی کنم. البته تخصص من تجهیزات پزشکی است. درست یک روز قبل از اینکه تو کار ملک قرارداد اجاره مغازه منعقد کنم و برای خودم شروع به کار کنم، یه پیشنهاد همکاری خیلی خوب از یکی از بهترین شرکتهای تجهیزات پزشکی دریافت کردم. از کار دولتی اومدم بیرون. یک ماه پس از اینکه کار رو تو شرکت شروع کردم بیماری فراگیر اومد و محصول شرکت ما مرتبط با درمان این بیماری بود. این موضوع باعث شد رشدمون چند برابر بشه. این در حالی بود که با شروع بیماری فراگیر کار املاک تا مدت ها کلا خوابید! و اما بخشی از نتایج من توی این 6 سال:تو این 6 سال من رشد مالی بسیار خوبی داشتم. تمام بدهی هام پرداخت شد. کلی از محصولات استاد عباس منش رو به راحتی خریدم. کلی سفر های خارجی داشتم. ماشین مورد علاقه را خریدم. روابط من با همسر و خانواده بسیار بهبود پیدا کرده و بسیار زیاد سپاسگزار شده ام. همواره از تمام جنبه ها در حال پیشرفت بوده ام و دلیل این اتفاقات این بوده که من روی خودم و باورهام کار می کنم و اتفاقات بی نظیر و هدایت های عالی خیلی خوب بوجود می یاد.اگر بخوام از هدایت هایی که شدم بنویسم، شاید یه دفتر 100 برگ پر بشه و بازم جا کم بیاره اینقدر که خداوند بزرگه و هوامون رو داره. استاد عزیز بسیار زیاد از شما ممنونم که این آموزش ها رو خیلی ساده و قابل فهم و کاربردی در اختیار ما قرار می دید. الان دوره روانشناسی ثروت 3 شروع کردم و امیدوارم بعد از این دوره بتونم کسب و کار مستقل خودم رو راه اندازی کنم و استاد جان براتون از موفقیت های بیشتر بنویسم. الان یه ایده برای این موضوع دارم که در حال بررسی اون هستم. هر چی بیشتر با جلسات این دوره پیش می رم، برای اجرای ایده ام مصمم تر میشم.
  • -سمانه زین الدینی
    چقدر خوشحالم که در دوره روانشناسی ثروت 1 حضور دارم. جلسات این دوره فوق‌العاده است و مرتب بهم یاد آوری می کنه که هر روز باید روی ذهنمون، باورهامون، ورودی هامون کار کنیم. مثل غذا خوردن، کنترل ورودی های ذهنمون هم باید بخشی از عادت های هر روزمون باشه تا همانطور که به جسم غذای سمی نمی دیم، به ذهنمون هم غذاهای مفید بدیم. استاد من واقعاً سپاسگزار خداوند هستم. وقتی به گذشته ام نگاه می کنم، یادم میاد که یه روزی آرزوی شرایط زندگی الانم رو داشتم. همیشه آرزو داشتم برای خودم کسب و کار داشته باشم و فروشنده برای دیگران نباشم. الان 6 ساله اون آرزو رو دارم زندگی میکنم.من با کار کردن روی خودم، از ماهی 900 هزار تومن که با سختی باهاش زندگی میکردم و دائم بدهکار بودم، رسیدم به درآمد ماهانه 200 میلیون تومن. الان به راحتی هزینه هام رو پرداخت می کنم و به راحتی زندگی می کنم.استاد شما توی این دوره می گید، باید برای رشد کیفیت کسب و کارتون، مهارت هاتون رو بهبود بدید و هر آموزشی که به توسعه کارتون کمک میکنه رو ببینید. خداروشکر که با کار کردن روی آموزه های این دوره، دارم هر روز آگاه تر میشم و به سمت بهترینها هدایت می شم. به تازگی برای رشد کسب و کارم، هدایت شدم به یه آموزش عالی و ایمان دارم این هدایت از سمت خداست و دارم انجامش می دم و کارم رو توسعه می دم.
  • -شهرزاد
    امروز ۷۸۳ روز از عضویتم در سایت elmeservat.com و کار کردن با آموزه های استاد میگذره. ماجرای آشنایی من با استاد عباس منش اینجوری شروع شد که:مامان من همیشه دنبال بهبود کیفیت زندگی خودش بود. از یوگا و مراقبه بگیر تا کلاسهای نیروی حال و تکنیک هایی که از هیچ کدوم سر در نمیاوردم و بنظرم همه چرندیات میومدند. هر کتابی در مورد موفقیت پیدا میکرد، میخوند. هر فایلی با موضوع موفقیت بهش میرسید، میدید. طی همین میل شدیدش به تغییر، با شما آشنا شد. داستان آشنایی مامان رو نمیدونم و هیچوقت هم نپرسیدم. ولی تا یادم میاد، صدای فایلهای شما مدام توی گوشش بود.من همیشه نسبت به افرادی که در مورد موفقیت صحبت میکردند، گارد داشتم. تصورم این بود که طرف با زیرشلواری روی تختش دراز کشیده و خودش حالِ هیچ کاری جز حرف زدن رو نداره، میشینه به ملت انگیزه میده که شماها حرکت کنید. استاد من هم مثل شما گوشم برای افرادی که فقط حرف میزنند کاملاً بسته است.یه مدت از سر کار که میومدم صدای شما توی خونه بود و مامان داشت گوش میداد. کلید رو که توی در میچرخوندم میگفتم: \\\"مامان تورو جدت اینو خاموش کن\\\". مامان هم بدون بحث خاموش میکرد. یه مدت گذشت و من هیچ تمایلی در خودم برای هیچ تغییری نمی دیدم. یا شاید بهتر باشه بگم همیشه اتفاقاً دلم میخواست تغییر کنم ولی همیشه این تغییر رو فیزیکی میدیدم و فکر میکردم باید در عمل کاری بکنم و با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه... طی تجربیات شخصی فهمیده بودم اگه میخوام آرامش داشته باشم و روند تغییراتم رو به جلو باشه، اول از همه باید دهنِ ذهنم رو ببندم و نجواها رو خاموش کنم. فهمیده بودم صبحها و شبها ذهنم به شدت صحبت میکنه و برای همین هر روز صبح قبل از شروع ساعتِ کاری و هر شب بعد از اتمام کار تا سرِ حد مرگ ورزش میکردم تا ذهنم فرصت نجوا نداشته باشه. البته به شدت لذت میبردم و برای پیشرفت کارم هم مدام طی روز فایلهای تقویت زبان انگلیسی گوش میدادم و سعی میکردم منضبط و با تمرکز کار کنم. هر وقت بقیه کارمندها میگفتند:\\\"آخه چی گیرت میاد که انقدر زور میزنی؟!\\\"  جواب میدادم: \\\"شاید آدمها اینجا الان نبینند ولی جهان در نهایت میبینه\\\".گذشت تا یک روز تعطیل که مامان داشت فایلی از شما میدید که جلوی یه خونه توی فلوریدا داشتید صحبت می کردید. نمیدونم چه فایلی بود فقط میدونم لوکیشن اونجا بود. قبل از اینکه چیزی ببینم فقط غرغر کنان به مامان گفتم:\\\"مامان جان لطفا هندزفری بذار من اصلا حوصله شنیدن اینا رو ندارم\\\". مامانم پاسخ داد: \\\"آخه وقتی حتی یک بار هم گوش نکردی چرا انقدر مقاومت داری؟!\\\"روم به دیوار استاد عزیزم ولی من اون زمان جاهل بودم و جواب دادم:\\\"آخه اصلا این آدم کی هست که تو بهش گوش می دی که بهت بگه چیکار کن چیکار نکن؟! مگه خودش توی زندگیش چیکار کرده؟!\\\"مامان در جواب گفت:\\\"همین آدمی که میپرسی چیکار کرده، اون سالی که من و تو توی این خونه ۱۳۰ متری نوساز تو محله نسبتا خوبِ تهران مینشستیم، توی یه اتاق اجاره ای با ۴ تا خانواده دیگه تو بندرعباس زندگی می کرده که حتی حموم و دستشوییش هم مشترک بوده. اما الان داره تو فلوریدای آمریکا توی یه جای خوب زندگی میکنه و از همه حال رشد کرده در حالی که من و تو هنوز توی همون خونه هستیم\\\"این جملات رو که گفت ساکت شدم.استاد شما راست میگید که آدمها فقط نتایج مالی رو میبینند. شاید چون هیچ نتیجه ای غیر از مالی برای فردی که بیرون از زندگی شماست قابل درک، اثبات و اندازه گیری نباشه. من برای باور به شما، نیاز داشتم تا دستاوردهای مالیتون به رخم کشیده بشه. دیگه به مامان نگفتم خاموش کن ولی همچنان خودم پیگیرتون نبودم. فقط اگه مامان فایلی رو پلی میکرد میشنیدم. تا روزی که فایلی رو از شما پلی کرد که قلبم رو حالی به حالی کرد. بخشی از یه جلسه از دوره روانشناسی ثروت 3 بود فکر می کنم. هنوزم صداتون توی گوشمه که می گید:\\\"مگر ما از جهان چه می خواهیم که در خداییِ خدا یافت نمی شود؟... جداً مگر ما چی میخوایم؟ چرا وقتی یه دوستی کسی بهمون قول میده کاری رو برامون انجام بده روش حساب میکنیم؟ ولی رو خدایی که کل جهانیان رو آفریده حساب نمیکنیم؟!\\\"شما صحبت می کردید و با هر جمله شما قلب من دگرگون تر میشد. برا اولین بار به مامان گفتم این فایل رو برای من بفرست و این فایل شد شروع عاشقیِ من با شما. دیگه هر روز توی مسیر رفت و آمد و هر زمان که میتونستم هندزفری گوشم بود. این فایل روی تکرار بود و تکرار و تکرار.به مامان گفتم هر فایلی از شما داره برام بفرسته. کم کم با هم مینشستیم و سریال سفر به دور آمریکا رو میدیدم و زمانی که فایلهای \\\"توحید عملی\\\" رو گوش میکردم دیگه گفتم Wowwww کجا بودی تا حالا ای عشق من!اولش با اشاره ی مامان به تغییر مالی ای که تو زندگیتون ایجاد کرده بودید دست از مقاومت برداشته بودم و حالا با هر کلام راجع به توحید مبهوت و مبهوت تر میشدم.انگار پیدا کرده بودم هر آنچه که همه این سالها به دنبالش بودم و به صورت معجزه آسا، تغییرات توی زندگیم شروع شد:اون موقع که شروع به کار کردن روی آموزه های شما کرده بودم، حقوق ماهیانه م ماهی ۳ میلیون و پانصد بود. هندزفریم گوش سمت چپش قطع بود و فقط با گوش سمت راست اونم با خش خش صدای شما رو میشنیدم. با اولین حقوقم، همه رو دادم یه Airpod خریدم تا فایلهای شما رو درست بشنوم. دیگه تمام مدت بیداریم صدای فایلهای رایگان شما تو گوشم بود، شب با صدای شما میخوابیدم، صبح با صدای شما پا میشدم، ماشین نداشتم، کل مسیر صدای شما تو گوشم بود، پیاده میرفتم باشگاه با صدای شما و تو شرکت همه میدونستن اگه با من کار دارند باید بزنند رو شونم چون Airpod تو گوشمه. گفته بودم کسی کار داره فقط ایمیل بزنه چون نمیخوام فایلی که گوش میدم رو قطع کنم.اون موقع کارمند بازرگانی محسوب می شدم که مدیر بالاسریم برا اینکه میترسید جاشو بگیرم تمام تلاششو میکرد تا دیده نشم. طبق سیاستِ شرکت، پاداش دهی به کارمندهای هر بخش به عهده مدیرِ اون بخش بود. همه ی کارهای اصلی رو من انجام میدادم و مدیرم به همه بچه های بازرگانی پاداش می داد الا به من.وقتی روی آموزه های شما کار کردم و سکان رو سپردم دست ناخدایی که شما من رو به سمتش هدایت کردید، اول حقوقم شد، ۴ میلیون و پانصد. بعد شد ۶ میلیون تومن. بعد بین همون خانمی که مدیرِ من بود با سهامدارهای شرکت اختلافی ایجاد شد که برای اینکه تحت فشار بذارنش بهش گفتند فقط یکی از نیروهات رو باید نگه داری و بقیه نیروهات باید به بخشهای دیگه منتقل بشن. ایشون گفت فقط شهرزاد رو به من بدید برام کافیه، نیروی دیگه ای نمیخوام. اون موقع برای اولین بار سهامداران متوجه مهارت و تسلط من تو کار شدند. اختلافش با سهامداران موقتاً حل شد ولی حقوق من از ۶ تومن شد ۸ میلیون تومن و پاداش هم بهم تعلق گرفت. با پاداش ماشین خریدم و دو ماه نشده اون خانم این بار خیلی اساسی تر با سهامداران به اختلاف خورد و از شرکت رفت. به من پیشنهاد داد جای جدید باهاش برم و با خودش کار کنم که قبول نکردم. بعد از رفتنش، شرکت، من رو جایگزین ایشون کرد و به عنوان مدیر بازرگانی قرار گرفتم و حقوقم شد ۲۰ میلیون تومن. بهم اتاق شخصی، پارکینگ اختصاصی، امکان سفرهای خارجی و … تعلق گرفت. همه اون افرادی که قبلاً مثل من کارمند بازرگانی بودند و قبلاً اونها پاداش می گرفتند و من نمیگرفتم، حالا شدند نیروهای تحتِ مدیریتِ من. طی چند تا مسئله ای که برای شرکت در زمان مدیریتِ اون خانم ایجاد شده بود و من با مدیر شدنم حلشون کردم، از لحاظ وجهه و پوزیشن از ایشون بالاتر شدم و به عنوان معاونتِ کل بازرگانیِ خارجی معرفی شدم.از طرف دیگه ایده ای به مامان الهام شد که توی باغی که از سالها قبل خارج از تهران داشتیم و هیچ استفاده ای نمیکردیم، یک اقامتگاه گردشگری راه اندازی کنیم. یه صفحه اینستا باز کردم و اولین مشتریش یکی از دوستان زمان مدرسه م بود و در اولین ماه تاسیس، به طرز غیر قابل باوری هر شب بلا استثنا رزرو شد. فعالیت اینستا رو من میکردم و کارهای اقامتگاه رو مامان. درآمدِ اون رو کلاً به مامان اختصاص دادم و مامان از درآمد صفر رسید به درآمدی که تقریباً با حقوقِ من برابری میکرد. من همیشه دوست داشتم خونه مستقل داشته باشم و حالا مامان بخاطر اقامتگاه، کلا خارج از تهران توی همون باغ سکونت داشت و من توی خونه تهران به استقلالی که میخواستم رسیدم. از طرفی برادرم هم که قبل ازون با یک سری مسائلش همیشه باری روی دوش ما بود، کاملاً تغییر کرد و شروع کرد به فروش آنلاین لوازم چوبی که قبلا هم توش تخصص داشت ولی قبلش هیچوقت حرکتی نکرده بود. بعد با پولی که از فروش آنلاین و رانندگیِ وانت جمع کرد، تونست پول پیش یک نمایشگاه رو جور کنه و به لطف خدا اونم درآمدش و وجهه اجتماعیش از این رو به اون رو بشه. حتی اخلاقش هم ۱۸۰ درجه تغییر کنه. برادرم هم که مقاومتش درباره این آموزه های استاد 100 برابر بیشتر از من بود، شروع کرده توی این مدت آروم آروم روی آموزه های شما کار کردن. جالبه بدونید حتی نامزد برادرم هم که هیچ شغلی نداشت، شروع به فروش آنلاین محصولات مراقبت پوست و آرایشی کرده و همه اینها در حالی بود که فقط صدای فایلهای رایگانِ شما رو می شنید.استاد الان علاوه بر حقوق قبلی، بابت هر فروش صادراتی، کمیسیونِ دلاری دریافت میکنم و وقتی به این روند پیشرفت نگاه میکنم، فقط سپاسگزارم از خداوند که شما رو سر راه مامان قرار داد تا با صداتون من رو عاشق کنید.با همه وجود سپاسگزارتون هستم و با خودم عهد بستم خیلی جدی تر از قبل این مسیر رو ادامه بدم و میخوام علاوه بر گوش دادن، شروع به نوشتن فایلهاتون بکنم و خیلی زود از نتایج بعدیم براتون مینویسم.
  • -Abolfazl davtalab
    سپاسگزار خداوندم که دستمو گرفت و منو هدایت کرد به آموزه های استاد عباس منش. امروز می خوام از نتایجی بنویسم که در مسیر تلاش برای عمل به آموزه های استاد عباس منش گرفتم. تا نور امیدی باشه در دل کسانی که این مسیر رو تازه شروع کردند: استارت زدن یا دارن پبش میرن چندین سال پیش برحسب اتفاق مستند راز و دیدم و از همون موقع این مسیر قانون جذب به دلم نشست. بعد دعوت شدم به نتورک. شخصیت قبلی من فردی کاملا خجالتی، فاقد اعتماد به نفس و نسبت به خودم به شدت خود-تخریب گر بودم. مسیر زندگی من با شرکت در کلاس های انگیزشی نتورک کلا عوَض شد. مشتاقانه چسبیدم به ساختن اعتماد به نفس و انجام کار گروهی.تو یکی از جلسات، لیدرشیپ لیدرمون یه کلیپی از استاد عباس منش گذاشت که من شدیدا عاشق استاد شدم و از همون روز من کار با آموزه های استاد عباس منش رو شروع کردم.اوایل دست و پا شکسته بود و فقط در حد شنیدن و کم کم مراحل بعدی هم طی شد یعنی شنیدن تبدیل شد به گوش دادن، گوش دادن تبدیل شد به تفکر کردن و درک کردن و در نهایت تبدیل به عملکرد. اون زمان اوضاع مالی بدی داشتم و روزانه ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر پیاده باید سر کاری می رفتم که شرایط کاری سخت و درآمد محدود داشت.از اون روز تا حالا به لطف خداوند متعال نتایج عالی داشتم:قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش، حتی خرج خودم رو هم نمیتونستم در بیارم اما با یاری خداوند و عمل به این آموزه ها، الان کسب و کار خودمو دارم و چند نفری از این سفره الهی نون میبریم و به لطف الله در طی این مدت درآمدم حداقل ۶۰ تا ۷۰ برابر افزایش پیدا کرده؛با درآمد خودم چندین و چند تا از دوره های استاد عباس منش رو به راحتی خرید کنم. این در حالی است که قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش ما ۴ نفره، فقط میتونستیم یه سالاد الویه بخوریم؛قبل از آشنایی با آموه های استاد شرایطم آنقدر بد بود که مجبور شدم از شهر خودمون به تنهایی به تهران بردم و اونجا با سخت ترین حالت ممکن درآمد کمی داشتم. اما الان به لطف خداوند در کنار خانواده ام هستم و به راحت ترین حالت دارم چند ده برابر اون موقع پول می سازم.قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش اعتباری نداشتم ولی خداوند الان کلی اعتبار بهم داده؛قبل از آشنایی با آموزه های استاد، همه بهم میگفتن اوضاعت خیلی افتضاحه و چیزی نداری که بخوای حتی به ازدواج حتی فکر کنی. اما الان به لطف خداوند با فردی ازدواج کردم که تمام ویژگی های ایده آلی که می خواستم و نوشته بودم رو داره. حتی خداوند چندین و چند تا ویژگی مثبت و عالی تر هم روش گذاشته و به راحتی هدایت شد به زندگیم. الان عاشقانه بهترین لحظات عمرمون رو با هم سپری میکنیم.قبل از آشنایی با آموزه های استاد، پولی نداشتم که حتی از شهرمون برم تهران و کوچک ترین مخارج، اذیتم میکرد. ولی الان به راحتی، پول و ثروت و نعمت وارد زندگیم میشه و به راحتی و با احساس خوب هزینه می کنم؛ همه این ها رو گفتم تا به شمایی که داری این متن و میخونی بگم که \\\"می شود\\\" پیروزی و گشایش، نزدیک است. پس لطفا به عمل به این آموزه ها ادامه بدید و کوچک ترین نتایج رو ببینید و سپاسگزارشون باشید.
  • -افلاطون نوروزی
    امروز ۹۱۶ روزه که من عضو سایت elmeservat.com هستم و دارم از آموزه های استاد عباس منش استفاده می کنم. می خوام از نتایج و دستاوردهام در طی این مدت بنویسم:من  با ۲۵۰ میلیون بدهی، حدود 1000 روز پیش وارد سایت شدم و عمل به آموزه های استاد رو شروع کردم. اینا بخشی از دستاورد های من از کار کردن با آموزه های دوره روانشناسی ثروت ۱ هست:من حدودا ۸۰ برابر مبلغ هزینه دوره روانشناسی ثروت 1،ورودی مالی داشتم و تغییرات من به این شکل بوده:بدهیم رو به لطف الله پرداخت کردم و ورودی های مالیم کم کم مثبت شد؛بزرگترین خواسته من مستقل شدن بود. به لطف الله مهربان مهاجرت کردم به یک شهر دیگه و دقیقا همون خونه با همون مشخصات و جزئیاتی که میخواستم رو خدا هدایت کرد و پول خونه رو هم برام جور کردم و خونه رو خریدم. یه خونه در ثروتمندترین محله شهرمون که منظره خونه یه دشت ۲۰ هکتاری هست با ویلاهای چند میلیاردی. من هر روز میرم پیاده روی و نعمت و ثروتی که تو این محل وجود داره رو تحسین میکنم. انتهای محله یه جنگل خفن داره که من هر روز میرم اونجا.من در طی این مدت چقدر بزرگ شدم و چقدر رشد کردم. میتونم بگم بهترین کاری که برای تغییر شخصیتم انجام دادم همین مستقل شدن بود که من کل کارامو خودم باید انجام بدم مثل: غذا پختن، ظرف شستن، مرتب کردن خونه و کلی کارهای دیگه که تا قبلش بلد نبودم حتی یه تخم مرغ درست کنم.خواسته بعدیم که محقق شد، خرید ماشین دلخواهم بود. این ماشین دقیقا با همون جزئیاتی که نوشتم برام خلق شد: جک اس ۵ زیر ۱۰۰ تا کار مشکی و خدا میدونه چه معجزاتی صورت گرفت تا این خواستم تیک بخوره و خدا خودش برام  خرید: من عاشق ماشین شاسی بلند بودم که خدا برام خرید. خواسته بعدی که محقق شد پروژه پارادایس بود. این یک پروژه کاری هست که با تمام جزئیات جذبش کردم و یک ویلای خفن ساختم که به اندازه کل پروژه هایی که از قبل گرفتم، این پروژه برام ورودی مالی و سود داشت؛از خدا خواستم یه ویلای خفن بسازم و با شخصی کار کنم که جایگاه اجتماعی بالایی داشته باشه، تحصیلکرده باشه و بهم بگه: مهندس میخوام بهترین و‌گرون ترین مصالح رو برای ویلام استفاده کنی و دقیقا این اتفاق رخ داد. شخصی که باهاش قرارداد بستم برای ساخت ویلا، ۲ تا دکتری داشت و دانشمند ایرانی که جایگاه اجتماعی خیلی بالایی داشته و من یک ویلای سوپر لاکچری براش ساختم که اون ویلا تو اون منطقه زبانزده. یک ویلای ۵۰۰ متری فول هوشمند با سقف اینتل دک با ارتفاع سقف ۴/۵در طی این مدت،بهترین مسافرت هارو رفتم، بهترین رستوران ها، بهترین لباس ها، بهترین تفریح ها( من هدیه تولد به خودم بلیط هواپیمای تفریحی رو دادم)و اما نتایجم از دوره قانون سلامتی:من سال ها شاید بیش از ۱۰ سال آرزوی تناسب اندام داشتم. دوره قانون سلامتی رو خریدم و از ۱۱۴ کیلو رسیدم به ۷۸ کیلو رسیدم. الان بهترین لایف استایل رو دارم، هر روز میرم پیاده روی، هر روز عضله سازی، بهترین و با کیفیت ترین غذاهارو میخورم، قانون تکامل رو تو این دوره به بهترین شکل ممکن درک کردم، وقتم خیلی پر برکت شده، انرژیم به شدت رفته بالا و هر کاری میتونم بعد این دوره انجام بدم و الان از مرحله تناسب اندام عبور کردم و دارم رو زیبایی اندام کار میکنم و یک هیکل عضلانی زیبا دارم که هر روز لذت میبرم بدن خودمو میبینم، هیکل جذاب و خفنم رو دوست دارم که خودم آروم آروم با زندگی به شیوه دوره فوق العاده قانون سلامتی ساختمش. در شیوه دوره قانون سلامتی یاد گرفتم که بهترین رفتار رو با بدنم دارم؛ بهترین تغذیه، ورزش، ویتامین، مایعات زیاد؛ بهترین رفتاری که هر شخص میتونه با بدنش داشته باشه. نتایجم از کار کردن با آموزه های دوره عزت نفس: الان دارم رو این دوره کار میکنم، سبب شده من تبدیل بشم به کوه عزت نفس، تبدیل بشم به فردی که وقتی راه میرم، حس می کنم زمین زیر پام میلرزه و میتونم هر کاری رو که بخوام، انجام بدم. من قبلا توانایی ارتباط برقرار کردن با ثروتمندا رو نداشتم اما الان با افرادی مذاکره میکنم بابت فروش ملک شون به ارزش ۷۰ میلیارد.به راحتی پا به دل ترس هام می گذارم. کافیه درک کنم از چیزی میترسم، بی کله میرم توش. هر مهارتی رو نیاز داشته باشم، میتونم با این باور که اگر یک نفر تونسته پس منم با تمرین و تکرار میتونم اون مهارت رو کسب کنم. واقعا آموزه های دوره عزت نفس ظرف وجود منو بزرگ کرده، منو قدرتمند کرده، قدرت های خدایی منو بهم شناسونده و من یک آدم ضد ضربه شدم و تضاد هایی که قبلا منو به زانو در میاوردن، الان میگم درسشو گرفتم و رشد کردم و بزرگ شدم. و اما نتایج روابط عاطفی من:من الان در بهترین وضعیت رابطه عاطفی قرار دارم. با فردی در ارتباط هستیم که ما عاشقانه بی نهایت همو دوست داریم، به هم عشق می ورزیم بدون وابستگی، به علایق هم احترام می گذاریم، به تفاوت های هم احترام میذاریم و در کنار هم از زندگی لذت میبریم. این شخص با اینکه از دانشجوهای استاد نیست اما در تمام جنبه ها، رفتارش به گونه ایی هست که انگار کل دوره های استاد رو ۱۰۰۰ با گوش داده و اینجا قانون کبوتر با کبوتر رو من دارم می بینم. من عاشق این شخصم، عاشق رابطه ام هستم و‌ ما با تموم وجود از بودن در کنار هم لذت میبریم من میتونم روزها و‌ماه ها و‌ هزاران صفحه راجب ویژگی مثبت این فرد و ویژگی مثبت رابطمون بگم.و اما از بزرگترین دستاورد من از آموزه های استاد عباس منش، رابطه فوق العاده ایی هست که با خدا دارم. هر روز سپاسگزار تر، هر روز شکرگزارتر، هر روز توحیدی تر، هر روز قلبم سرشار از شور و شعف، هر روز به این نتیجه میرسم که من خوشبخت ترین آدم روی کره زمینم؛ چون خدا همیشه با منه، خدا همیشه کنار منه؛ خدا همیشه و در همه حال منو هدایت میکنه بهترین شرایط و اتفاقات و‌معجزات برام رقم میخوره و چه اسپانسری پیدا کردم و‌دستمو تو دست چه قدرتی گذاشتم. یه قدرتی فراتر از کوه باهامه و من عاشق این خدام، عاشق این نیرو ام که منو به این سایت و این آموزه ها هدایت کرده. 
  • -سید حسن
    یه زمانی من شکست مالی خورده بودم و از همه جا نا امید بودم. اما من انسان قوی ای بودم و این انگیزه توی وجودم بود که: من هنر و مهارت دارم. شروع کردم کار کردن روی خودم. برای خودم اهرم رنج و لذت نوشتم و انگیزه ایجاد کردم. اون انگیزه برام عشق به کار می داد. با اینکه همه من رو می شناختند، چون خودم قبلاَ شرکت داربستی داشتم، اما به خودم گفتم کار که عار نیست. گفتم من با امکانات الانم از کارگری شرکت های داربستی شروع می کنم نه برای اینکه کارگری کنم بلکه برای اینکه اولین قدم باشه تا ایده یا مسیری باز بشه تا بتونم شرکت خودم رو راه اندازی کنم و این موضوع بهم انگیزه می داد.من با کارگری ماهی 10 میلیون شروع کردم. حرف مردم هم برام مهم نبود. تکاملم رو طی کردم. در طی مسیر هزاران انگیزه و ایده جدید در ذهنم باز می شد و مسیر تحقق این هدفم رو خدا برام واضح تر می کرد و الان یک شرکت موفق دارم که در ماه قبل 210 میلیون درآمد کسب کردم و درآمدم بیش از 20 برابر افزایش پیدا کرده.
1 2 3 4
161 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی گفته:
    مدت عضویت: 756 روز

    سلام به همه سلام استاد عزیز استاد شایسته عزیز سپاس گزارم از شما و این مکان الهی

    من دوسال بود که نمیتونستم خودمو راضی کنم تا از همین جایی که هستم و امکانات کنونی ام کسب و کاری رو شروع کنم یعنی نجواها مقایسه ها حرف مردم ها نمیزاشتن ولی

    ولی به کمک اموزش های شما بعد دوسال من تونستم یک کسب و کاری رو برای خودم اغاز کنم از همین جایی که هستم و امکانات کنونی خودم در حد و توان خودم در همین موقعیت جغرافیای ای که هستم

    و از شما تو اقدام این‌کار یاد گرفتم که اگه تو حرکتی کنی حتی نتیجه نده باز تو موفق شدی چون تجربه کسب میکنی ک همین حرف شما به من‌قوت قلب داد

    و من‌بعد دوسال بی حرکتی تونستم پا رو ترسم بزارم و کاری رو شروع کنم برای خودم تا یک درامدی داشته باشم

    خدایا نعمت هات رو به من بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  2. -
    مائده کردی گفته:
    مدت عضویت: 2572 روز

    سلام و خداقوت به شما استاد جانم و مریم جانم

    بعد از دو بار گوش دادن به فایل آخر متوجه شدم چنین صفحه ای به سایت اضافه شده

    خیلی خیلی خیای خوشحال شدم و خیلی کیف کردم

    اینقد ذووووووق کردم که نهایت نداره

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    اما میخوام یه درخواستی بکنم

    یه بهبود کوچولو به این قسمت اضافه بشه معرکه میشه

    اونم اینکه کامنت های هر دوره ای جداگانه باشه

    یعنی یه فیلتری اضافه کنید به این صفحه که

    مثلا من میخوام فقط کامنتای نتایج بچه های عزت نفس و بخونم بعد منو ببره به اون صفحه

    یا نتایج بچه های دوازده قدم که منو ببره فقط به اون قسمت که بتونم بخونم

    اینجوری جداگانه بشه خیلی بهتره و نظم بهتری میگیره و هرموقع بخوایم میتونیم به راحتی دسترسی داشته باشیم به نتایج هر قسمت از دوره ها

    عاااااااشثتووووونم استاد جونم

    و بی نهایت عاشثتم مریم جووون دلممممم

    سپاسگزارم برای این زحماتی که میکشین

    خداوند و شکزگزارم برای وجودتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    نوید گفته:
    مدت عضویت: 3181 روز

    بنام الله رحمان

    سلام خانم شایسته عزیز

    میدونم که این ایده و این صفحه نتیجه کارای شماست

    ممنونم از شما که این صفحه رو ایجاد کردید

    هر روز یک صفحه از این قسمت رو میخونم و باور کنید منو سیر می‌کنه از ارتباط برقرار کردن با افراد جامعه

    یعنی هیچ نیازی نمیبینم که حتمن امروز ارتباطی داشته باشم با افرادی که در جامعه هستن و افکار و صحبت‌هاشون همه تو در و دیواره.

    انقدر حس خوبی بهم میده این صفحه که حال و احساسم و به اوج می‌رسونه.

    خوندن تجربیات زنده‌ی دوستان در مورد موفقیت‌ها و رسیدن به اهداف‌شون باعث میشه منم فرکانس مناسبی ارسال کنم

    منم بر روی موفقیت تنظیم بشم

    منم در مدار خواسته‌هام قرار بگیرم

    منم در مدار دریافت قرار بگیرم

    منم آسان بشم برای آسانی‌ها

    منم با خودم و جهانم به صلح برسم

    خدایا باز هم سپاسگزارم که منو به این فضای فرکانسی هدایتم کردی

    برای تمام دوستانم در این مکان الهی آرزوی سلامتی و شادی و لذت می‌کنم

    همیشه حال‌تون خوب باشه

    تن‌تون سلامت باشه

    و ثروتمند باشید

    ممنونم خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    این صفحه رو دیدم بودم یا فکر نمیکردم جا برای دیدگاه گذاشتن داره یا نه. اصلا نمیدونم.

    میدونم این صفحه خواسته ی منو میچسبونه به سقف. خصوصا خوندن نتایج دوستانی که صادقانه از وضعیت مالی و منطق ها و اشتباه هاتون نوشتن و بعد عملکرد درست روی آموزه ها چه نتیجه ها که نگرفتن.

    من خیلی باید یاد بگیرم افسار ذهن و عقلم رو دستم بگیرم. چون فکر کنم اگر نتیجه ایی هم گرفتم بازم پای عقل و ذهن نجواگر یک گوشه کنار در میان بوده. حالا اگر بتونم یک ذره بیشتر ذهنم رو کنترل کنم و ایمانم رو تقویت کنم چه شود….(نوشتم تا یادم باشه)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2059 روز

    به نام خدایی که لطفش بی انتهاست

    سلام به استاد عزیزم

    و مریم مهربون

    از هردوی شما بابت زحمتی که برای سایت میکشید بی نهایت مچکرم

    چند وقته روز من با سایت شروع میشه

    شبم با صدای استاد تموم

    صورت نشسته اول از همه میام تو سایت

    و آخر شب تمام دسترسی هارو به خودم محدود میکنم

    که تمام تمرکزم روی مطالب سایت باشه

    امشب هم دقیقا تو همین شرایط بودم

    که یهو موضوعی توجهمو جلب کرد

    من از طریق چندتا اینفلونسر اینستاگرام مشتاق دوره ی دوازده قدم شدم از خردادماه 1402

    و تمرین ستاره ی قطبی رو از هایلایت پیج فرنازجوادانخرد یادگرفتم

    وای استاد

    از اون روز تا به حال

    من حتی یک شب این تمرین رو رها نکرده بودم

    اون موقع توان مالی خرید دوره هاتون رو نداشتم

    و از طریق فرناز و همسر عزیزش مهران

    و همچنین سایت مطالب رو پیگیری میکردم

    که میگفتن اگه شرایط خرید نداری اصلا اهمیتی نداره

    از فایل های رایگان که استفاده کنی

    به مرور فرکانست انقد بالا میاد که دوره ای رو تهیه کنی

    من اون موقع اونقد باور نداشتم ب این جریان

    تا اینکه تعهد دادم تحت هیچ شرایطی نه پولی برای خرید دوره تون قرض کنم

    نه از فایل ها به شکل نادرست استفاده کنم

    حدود دوماه هم بود برام بدهی ب شکل های مختلف درست میشد

    تا اینکه دیدم من آدم این نیستم تو حال بد بمونم

    شب و روزم رو چسبوندم به هم تو سایت بودم

    و همش نیت میکردم و از خدا میخواستم فایلی که الان لازم دارم رو نشونم بده

    و این معجزه هی من هدایت شدم

    به فایل رفع بدهی

    آنن فانن چندگرم طلا فروختم و تمام بدهیم رو تسویه کامل کروم

    احساس کردم بار سنگینی از روی دوشم برداشتم

    و باز ادامه دادم به همین منوال

    این چیزهایی که تعریف میکنم در عرض شاید کمتر از 5 روز رخ داده

    و اما از فردای اون روز اتفاقات خوب پشت هم کوچیک و بزرگ در حال رخ دادنه

    من قبلا تو لیست خواسته هام خریدن قدم اول خواستم بود

    و به طرز خیلی طبیعی و راحتی

    بدون قرض گرفتن و تحت فشار بودن

    درست وقتی تمام بدهی هام رو تسویه کردم

    من این دوره رو امروز خریدم

    و از خریدنش خیلی خوشحالم

    خواستم بگم اصلا نیاز نیست از راه نادرست به محصولات دسترسی پیدا کنید

    همین که با عمق وجود مطالب رایگان رو استفاده کنید

    خواه ناخواه محصولات خودشون راه خریدشون به سمتتون باز میشه

    برای من که در عرض 3 4 روز شد

    خداروشاکرم چنین خوشحالی رو نصیب من کرد

    خداروشاکرم راهی پیدا شد تا زخم های روحمون رو التیام ببخشیم

    راهی که همش عشق هستش و نور مطلق خداوند

    وقتی نتایجم بیشتر بشه میام و از تک تکشون مینویسم

    مینویسم چی به سر من و روح من اومد و خدای من چطور از من محافظت کرد و منو به جایی ک فکرشم نمیکردم هدایت کرد

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت که هیچ دستی بالاتر از دست تو نیست

    و هیچکس قدرتش از تو بالاتر نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      سید حسن گفته:
      مدت عضویت: 1122 روز

      سلام به لیلا دریایی عزیز

      خوشحالم که دوره دوازده قدم را خریداری کردی و تبریک میگم بهت امیدوارم همیشه از نتایج عالی از سمت بخونم واین که گفتی وقتی اراده کردی وبدهی ها تو دادی کلی تغییرات در زندگی دیدی را کلی من تحسینت کردم خداراشکر که این قدم اول را برداشتی به سوی پیشرفت

      واین که از این به بعد هرچه بهتر می‌کنی باورهایت را نتایج بهتر میشود

      وباز هم از خدا سپاس گذارم یک موفقیت جدید را بهم نشون داد از یک بنده دیگرش تا من باورم قویتر. بشود

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1122 روز

    سلام

    امشب داشتم در نتایج دوستان از دوره های استاد نگاه میکردم

    دوتا از نتایج خودم را دیدم وکلی شکر گذار شدم

    که چقدر من پیشرفت کردم

    و وقتی داشتم کامنت خودم را میخوندم ایمانم نصبت به آموزه های استاد بیشتر شد

    وذهنم بیشتر پذیرا شد که این همه دست آورد را از همین دوره های استاد عباسمنش دریافت کردم

    استادی که حرف هایی از کلام خدا میگوید

    این را که گفتم به دلیلی هست که وقتی دوره ها را الان گوش میکنم در حین گوش دادن گاهی اینقدر احساسم خوب میشود که میخواد گریم بگیره و همین نشانه این هست که حس خوب بهم دست میدهد

    وقتی احساس خوب میگیرم یعنی این که خدا داره باهام صحبت میکند

    همه این آموزه ها نه تنها برای من برای کلی از افراد که در 23 صفحه اومده که هر کدام به طریقی نتیجه گرفتن از آموزه های استاد

    اگر چکاپ فرکانسی ام را اول شروع خرید دوره ها را بخونم وشرایط الآنم را هم بنویسم

    خودتون بهترین نتیجه ها می‌بینید

    من این نتایج را بارهای بارها برای خودم مرور میکنم وذهنم را برای خودم بیشتر باور پذیر میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    محمدمهدی نیکجو گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    به نام خداوند پاک و یگانه

    نتایج من از استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک :

    استاد عزیزم ، من قبل از شروعِ استفاده از دوره عزت نفس و عشق در روابط و روانشناسی ثروت یک ، یک کارگر بودم که هیچ دید عمیقی نسبت به آینده نداشتم و همینطور باری به هر جهت زندگی میکردم و همچبن آدم ناراحتی هم نبودم ، کمی خوش بودم و چندسال قبل یکبار کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین را خواندم و نتیجه ای نگرفتم و گذاشمتش کنار .

    گذشت و من اتفاقات نامناسب مثل جدایی از نامزدم و رشد نکردن از لحاظ مالی و نداشتن رابطه عاطفی مناسب در زندگی ام شعله کشید و من آنجا بود که ناخودآگاه دست از مقاومت و عصبانیت و ناامیدی برداشتم و از لحاظ درونی تسلیم شدم و سعی کردم از همان کار و همکاران لذت ببرم .

    همانروزها به این آگاهی ها هدایت شدم و فردی آمد درباره شما با من صحبت کرد و من ناخودآگاه مقاومت نکردم و شروع کردم به استفاده از دوره های شما :

    کلی احساس خوشبختی میکردم و محل کارم بهتر شد و درآمدم بیشتر شد و سرمایه ام با الهامی که به من شد و بلزف خداوند انجامش دادیم ، دو برابر شد .

    باز احساس خوشبختی و آرامش بیشتر و همینطور با قدرت بیشتر کار کردن روی باورها را ادامه دادیم ، درآمدم حدودا 4 برابر شد و قبل ازینکه روی خودم کار کنم ، یادمه رئیس شرکت وقتی منو در حین انجام کاری دید ، با لحن بدی به من گفت ، اینجا جای نشستن نیستا !!!

    ولی بعد از کار کردن روی باورهام ، سوگلی همان شرکت و کارخانه و خانه و فامیل و آشنا و محله شده بودم و بلطف خداوند سرپرست آن کارخانه شدم و عملا کار خاصی انجام نمیدادم ولی مدیریت آنجا را خداوند برایم عالی انجام میداد و من فقط اعتبار بیشتر ، درآمد خوب و روابطم بهتر میشد .

    تا اینکه به من الهام شد که از آن محیط کاری استعفا بده ، من این کار را انجام دادم و با تمام افرادی که در فضای باورهای مناسب و توحیدی نبودند یا خودم قطع رابطه کردم یا جهان برایم این کار را انجام داد و کمی هم نگران درآمد بودم ولی خداوند درآمد یکسال خوب کار کردن در همان محیط کاری را به من داد تا بهتر و بیشتر روی خودم کار کنم مثل زمانی که شما دو سال حقوق میگرفتید ولی کاری انجام نمیدادید .

    ولی واقعا از تک تک این لحظات عالی استفاده کردم و خیلی متعهدانه روی باورها بلطف و اراده خداوند کار میکنیم و اصل و اساس زندگی ام را کار کردن روی باورها ، نوشتن باورها و توضیحاتش و درک آنها با مداری که در آن هستم و شنیدن بارها و بارهای این آگاهی ها و تمرکز بر شخصیت با صداقت شما برای تثبیت باورها و کم کردن نجواهای رجیم ، گذاشته ام .

    الان همینکه تجربه کنونی زندگی ام اینست که : هر سوالی یا کاری دارم از خداوند هدایت و پاسخ میخواهم و خداوند سریعا جوابم را میدهد و این دوره های مقدس خوشبختی و احساس خوشبختی درونم که انگاری در بهشتم و از لذت در حال یخ زدن هستم و خودم تغییر شیوه تفکرم را درک میکنم و خداوند را دارم ، بزرگترین سپاسگزاری من از خداوند است .

    از شما هم استاد عباسمنش عزیزم پیامبر زمانه من ، بینهایت سپاسگزارم و دوستت دارم بخاطر ذات و سیرت زیبا و پاکتان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
  8. -
    صفورا و نگار گفته:
    مدت عضویت: 1203 روز

    به نام خدایی که به من همه چیز داد تا از زندگیم لذت ببرم سلام استاد عزیززم من میخام از نتایجم بگم که چه اتفاقاتی در طول زندگیم افتاده من چندین سال پیش یک فایلی از شما گوش داده بودم و دیدم ک واقعا در من تغییر ایجاد کرده کم کم هر چند روز یکبار و خیلی کمتر به فایل هایتان گوش میدادم من روابطط فوق العاده داغونی داشتم و برایم زندگی کمی بهتر شد بعد از اون ک روی خودم کار نمیکردم و اصلا نمیدونستم سایتی وجود داره من یکی دوتا از دوره هاتونو تو تلگرام خریدم و گوش دادم اما وقتی یک فایلی از شمارو گوش دادم ک میگید مگه من از کسی دزدیدم تا ب اینجا رسیدم که فایل در مورد دانشجوهایی بود ک شما تربیت کرده بودید و اون ها وارد این مسیر شدن اما رفتن و اطلاعات سایتو برداشتنو و….. و شما گفتید باید در راه درست باشید من دیگه ب اون دوره ها گوش نکردم حذف شون کردم اون سال من کنکور داشتم و سال اول و دوم قبول نشدم چون میخواستم از راه اشتباه چیزی رو ب دست بیارم سال سوم که من روی خودم کار میکردم و از فایل های رایگان سایت مخصوصا زندگی در بهشت استفاده میکردم خداوند ب من لطف کرد و من با رتبه 4 هزار دبیری ریاضی قبول شدم و الان عاشق رشتمم هستم چند وقته که جدی با فایل های رایگان روی خودم کار میکنم و این مسیر جزعی از عادت هام شده و از این که میام سایت و نتایج دوستان رو میخونم لذتتتتت میبرم و نگم براتون ک من چقدرر ارامش دارم وزندگیم از چند سال پیشم چقدرررر فرق کرده من میخاممم خیلیی بیشتر روی خودم کار کنم تا نتایج فوق العده تری بگیرم و خداوند من رو هدایت کنه که هر روز روی خودم بیشتر کار کنم و نتایج فوق العاده تریی بگیرممم خدایا شکرتتت بابت این همه اگاهییی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  9. -
    آرام گیان گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    سلام

    وقتتون بخیر

    از دوستانی که تجربه استفاده از دوره قانون سلامتی رو داشتند و وگان یا وجترین بودند خواهش میکنم اگر این مسیر رو طی کردید برای من از نتایجتون بنویسید و بگید میشه با اصول وگنیسم تطبیقش داد و استفاده ش کرد؟

    بخرمش؟

    ممنون

    .

    من مدت‌هاست احتیاج دارم که این محصول رو خریداری کنم و بهش عمل کنم اما متوجه شدم که احتمالا برای کسی که وگان هست یا غیرممکنه یا سخت

    و یکی از موضوعات اصلی هم راجع به جایگزین کردن پروتئین حیوانی و غیرحیوانی هست که بنظرم میرسه مدیریتش مثل بقیه موارد آسون نیست

    .

    .

    لطفاً لطفاً لطفاً اگر قرار هست بیایید و بنویسید که از وگان بودن دست بکش و باهاش مثل مذهب و دین برخورد نکن و اینا… این کارو نکنید و سعی نکنید نظر من رو تغییر بدید.

    گوشم پره ازین حرفها.

    .

    من چندسال وگان بودن رو تجربه کردم و با کشته شدن و آزار حیوانات واقعا مشکل دارم و موافق نیستم که یک انسان امروزی بخواد برای تهیه غذای خودش از بدن و جان یه موجود زنده ای که گاهی احساسات شبیه به انسان داره بهره ببره

    البته که گیاه هم جون و احساس داره

    ولی احتمالاً مثل یک گاو از دیدن اینکه بچه ش رو جلوش سر ببری حالش بد نمیشه

    یا برای مثال گیاهی که میوه ش رو میندازه روی زمین بعد از رسیدن اون میوه… این رو نمیشه با یک حیوان مقایسه ش کرد

    و هزاران موضوع دیگه که اگر نخواین مغلطه کنید و برای گوشتخواری دلیل و توجیه های سطحی و غیر منطقی بیارید میشه دربارشون هزار ساعت صحبت کرد.

    .

    یه فیلمی هست به نام پی_کِی اونو حتماً ببینید جالبه

    لحظه های آخرش که این آدم فضایی میره به مردمش از زمینی ها میگه

    میگه دوستان اگر رفتید روی زمین و یه نفر گفت من عاشق جوجه یا عاشق ماهی هستم

    بدونید واقعا منظورش این نیست

    و اونها منظورشون اینه که من عاشق اینم که ماهی یا جوجه ی مُرده رو کباب کنم و بخورم!

    .

    و من همیشه وقتی میبینم که افرادی مرغ و خروس و گوسفند دارند و به اونها عشق میوَرزند و در نهایت میکُشنشون و این درحالیه که اون حیوان بهشون اعتماد کرده بوده… بینهایت حالم بد میشه

    و واقعا فکر کنیم به اینکه گربه و سگ چه فرقی با گاو و گوسفند و مرغ و خروس دارن که بین اونها فرق میذاریم و فقط به سگ و گربه ها انقدر عشق بی قید و شرط میدیم اما به مرغ و خروس به شرط اینکه به ما تخم مرغ و گوشت بدن عشق میوَرزیم؟ و جان و حق زندگی رو از بعضی هاشون میگیریم و برای استفاده از شیرشون اذیتشون میکنیم مثل دوشیدن گاوها

    .

    … من نمیتونم راحت بپذیرم از وگان بودن دست بکشم حتی برای سلامتی خودم و این تضاد گاهی آزارم هم میده

    اما باید این مسئله رو حلش کنم

    همونطور که خیلی از وگان ها خلش کردن

    .

    و اعتراف هم میکنم که اگر تمام محصولات وگان دردسترسِت نباشه و اصولی پیش نری واقعا بدنت کم میاره

    منم گاهی کم آوردم

    ولی…. تمایلم اینه بدون آزار حیوانات خودم هم سلامت تر باشم

    یعنی میشه؟ با دوره استاد عباسمنش؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      محمدرضا گفته:
      مدت عضویت: 1856 روز

      سلام ب شما دوست عزیز

      من تو حوضه ثروت مشکل دارم میرم دوره روانشناسی ثروت و تهیه میکنم و بی چون و چرا ب اموزش های استاد عمل میکنم و نتیجه میگیرم

      من تو حوضه روابط مشکل دارم میرم دوره عشق و مودت و تهیه میکنم و عمل میکنم بی چون چرا و نتیجه میگیرم

      من تو حوضع عزت نفس مشکل دارم میرم دوره عزت نفس و تهیه میکنم اموزش6اشو بی چون و چرا انجام میدم و نتیجه میگیرم

      و همینطور بقیه دوره ها…

      شما اگه از نظر سلامتی مشکلی نداری چرا اصلا میخوای دوره قانون سلامتی رو بخری؟؟؟

      اگر میخوای مشکلی رو از نظر سلامتی حل کنی باید دوره رو بخری و هرچی ک استاد میگن و انجام بدین بی چون و چرا.

      چون این جا بحث قانونه

      و همونطور هم ک خودتون میدونید قانونو نمیشه شخصی سازی کرد

      با تشکر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1105 روز

        حرفتون رو قبول ندارم

        چون من مثل دیگران استاد و حرفهاشون رو مقدس نمیدونم که فکر کنم عین یک آیه نازل شده باشه و بدون چون و چرا باید بپذیرم!

        من با تمام احترامی که براشون قائلم و خییییلی هم در این سالها ازشون چیزی آموختم و عمیقاً قدردانم

        ولی در بعضی موارد اصلا عقایدم باهاشون همسو نیست و اینطوری نیست که صد در صد قبول کنم

        گاهی شک میکنم به برخی گفته ها و این بد نیست

        .

        اتفاقا خیلی از رهبران مذاهب هم دوست دارن شما بی چون و چرا و بدون شک حرفشونو بپذیری و حتی نقدشون نکنی

        ولی هر آدمی ممکنه اشتباه بکنه.

        گرچه معتقدم قضیه نسبی هست و اشتباه یک مفهوم انتزاعیه

        یعنی مثلا اگر من انتخاب کردم که استایل زندگیم به شکل وگانیست ها باشه، پس هرگونه گوشت‌خواری به هر منظوری در راه و روش و منش من میتونه اشتباه باشه

        اما از دیدگاه شما و ایشون میتونه درست باشه

        پس جنگ و بحثی نمیکنیم باهم

        مگر دلیل و منطق خوبی داشته باشیم که بخوایم آگاه کنیم همو، اون هم با آرامش و متین

        .

        استاد عباسمنش بی نظیر و عالیه

        ولی من هنوز نتونستم با خوردن گوشت موافق باشم

        چون وقتی من وگان شدم فقط و فقط بخاطر حمایت از حیوانات بود نه بخاطر سلامتی خودم

        اونهایی که فقط بخاطر سلامتی خودشون و بعنوان یک رژیم غذایی رفتن سراغ وگانیسم، خب معلومه وقتی خسته شدن هزار و یک منطق و دلیل میارن که ثابت کنن گوشتخواری درسته تا برگردن به سیستم قبلی!

        .

        من کاملا قبول دارم و معتقدم که بدن ما عادت داره به گوشتخواری چون قرنها و سالها اینطور بوده، و بدن و ذهنمون که معتاد گوشتخواریه و معتاد به استفاده از فرآورده های حیوانیه، مسلماً اعتراض میکنه به سیستم گیاهخواری و وگانیسم (که باهم فرق دارن)

        ولی قصه اینجاست که الان دیگه انسان متمدن امروزی با انسان قدیم فرق کرده و ما میتونیم بدون کشتن و آزار حیوانات برای خودمون غذا تهیه کنیم. دلیلی نداره دیگه مثل قبلاً زندگی یه موجود رو بگیریم بخاطر تهیه غذای خودمون.

        و البته که باید چند نسل هممون وگان و وجترین باشیم تا بدنمون بپذیره و یاد بگیره چطور با این استایل پیش بره.

        من هم بهم گاهی فشار اومده و مثلا یک بار بعد از 4سال یه هو دیدم باید گوشت بخورم و رفتم ماهیچه گوسفند خوردم. ولی باز برگشتم به سیستم قبلی. هنوزم اگر ببینم دارم مریض میشم میرم چند روز تخم مرغ میخورم تا قوت بگیرم….

        سیستم وگانیسم اگه درست و اصولی انجام نشه آسیب میرسونه و ضعف بدنی میاره / منکرش نیستم

        اما مثلا شاید اگه استاد بگن باید پروتئین بخوری احتمالاً من برم سراغ پروتئین گیاهی یا نهایتاً تخم مرغ

        نه گوشت

        .

        درمورد این که گفتی اگه مشکلی نیست چرا میخوای بیای دوره رو بگیری هم بگم که اتفاقا احساس نیاز کردم و میخوام بگیرم انشالله

        .

        .

        یه جمله ای هست که میگه:

        اگه دیوار کشتارگاهها شیشه ای بود بعید میدونم کسی دیگه دلش میتواست گوشت بخوره

        .

        و اینکه

        واقعا گاو و گوسفند و مرغ… چه فرقی با سگ و گربه دارن؟

        چرا باید اون سگ و گربه توی ناز و نعمت و دست و بال آدما انقدر عزیز، زندگی کنن اما گاو و گوسفند و مرغ رو بعد از اینکه ازسون نگه داری میکنیم میکُشیم و میخوریمشون؟

        .

        یه فیلمی هست به نام پی_کِی، آخرش که آدم فضاییه برمیگرده به سیارشون

        میگه آهای مردم

        اگه رفتین رو زمین و اونجا یکی گفت من عاشق جوجه یا ماهی هستم باور نکنید

        چون آدمای روی زمین منظورشون اینه که دوست دارن مُرده ی اونا رو کباب کنن و بخورن!

        .

        .

        دوست عزیزم!

        ما آدمای الانیم

        باید یک فرقی با آدمای قدیم داشته باشیم؟

        .

        یه تعریفی هست از تمدن که میگه

        آدمای قدیم به هم سنگ پرت میکردن، آدمای الان به هم کلمه پرت میکنن

        و این یعنی تمدن

        .

        من همیشه پرسشم اینه که آیا معنا و درک و شعور منِ امروز نباید با آدمای غار نشین فرق کنه؟

        .

        چرا ارجاع میدیم همه چی رو به قدیمی؟

        اینکه مدت طولانی گوشتخوار بوده انسان، دلیلی بر درست بودنش نیست

        فقط اینکه بدنمون عادت کرده به اون سیستم

        و حالا که میخوایم تغییر عادت بدیم

        سختشه!

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          محمدرضا گفته:
          مدت عضویت: 1856 روز

          سلام مجدد بشما دوست عزیز

          چندین سال پیش خیلی دوست داشتم ک دیگران و قانع کنم یعنی ب هر دری میزدم که بگم حرف من درسته ولی الان اینجوری فکر میکنم که باید هرکسی رو همونجور که هست بپذیرم من ب نظر شما احترام میزارم.

          حرف من خوردن یا نخوردن گوشت یا گیاه نیست

          من فقط میگم یک نفر یک مسیری رو رفته و نتیجه ام گرفته از اون مسیر(قانون سلامتی)حالا اومده گفتی که اقا هر کسی که این نتایج و میخواد باید یکسری کارهارو انجام بده و یکسری کارارو انجام نده ب همین سادگی.حالا شما یا انجام میدید نتیجه دلخواهتونو میگیرید یا انجام نمیدید و …

          درپایان حرفتون و تایید میکنم ک گفتین ادمهای قدیم با ادم های الان باید ی فرقی داشته باشن

          ادمهای قدیم خیلی متعصب تر بودن ولی ادمهای الان با دید باز تر ب مسائل نگاه میکنن

          امیدوارم هرجا هستین موفق و پیروز باشین

          باتشکر

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نگار سهرابی‌فر (مانلیا) گفته:
      مدت عضویت: 1647 روز

      سلام اران جانم … سلام منه شیش سال پیشم :))) سلام قربونت برم که هر کلمه ات منو به یاد نگار پنج سال وجترین وگن انداخت :) سلام گذشته ی من :)))

      از خدا میخوام کمکم کنه بهترین کلام بر من حاری بشه که بهت کمک کنه :)))

      عشقم بدون من اینده ی توعم

      اون فیلم پیکه رو بارها موقع گیاهخواریم دیده ام … حرفات دقیقا کلمات خودم بود اون احساس گناه اون ترحم دلسوزی کردن اشفته بودنت همه چیزت خوده من بود :))) من از 15 تا 20 سالگیم وجترین و وگن بودم :)))) الان 21 سالمه و یک ساله تو دوره ی سلامتی ام به لطف خدا

      از همون پونزده سالگی هم با استاد دارم کار میکنم تاحالا…

      راستش اگه فقط یک نفر باشه که بتونه تک تک کلماتی که گفتی رو درک کنه تو این سایت اون منم و خیلی خوشحالم که هدایت شدم به کامنتت … دقیقا نگاری که پنج سال بود رو تو توصیف کردی … شاید من بدتر و سخت تر از تو هم بودم من تو اون پنج سال هیچ وقت لب به خورشتی که توش گوشت باشه نزدم چه برسه خوده گوشت :)))

      ببین ارام جان عزیزم

      دوست ندارم بهت بگم چه راهی برو چیکار بکن چیکار نکن

      من فکر میکنم ما باید تجربه کنیم

      من خودم به شخصه عاشق اون دوران پنج سال گیاهخواریم هستم

      همون موقع عاشقش بودم و لذت بردم ازش و حتی نتیجه اش باعث شد ایمانم به دوره سلامتی بیشتر بشه که خیلیا این ایمان من رو نداشتن به خاطر شاید اون تجربه ی من …

      تو خیلی خوده گذشته ی منی

      جالب بود برام که فهمیدی که وگنیسم خیلی اصول و قواعد داره که باید رعایت بشه و مضر هست اگه اینجور نباشه …

      حالا من میخوام بهت بگم حتی اگه تموم اصولش هم رعایت کنی بازم جواب نمیده :)))

      در مورد ژن گفتی باید بگم من خودم فکر میکردم چون پنج سال گیاهخوار بودم بدنم عادت کرده به گیاهخواری یا مثلا هندی ها نسل در نسل گیاهخوارن بدنشون بهش عادت کرده … ولی اینحور نیست عزیزکم :)))

      ژن ما سه میلیون ساله ساخته شده

      دو هزار سال هم پوچه هیچی نیست در برابرش و تغییر نمیکنه حتی یک ذره …

      من خیلی حرفا دارم میتونم برات بزنم ولی نمیدونم درسته یا نه

      از طرفی میگم بذار این راهو بره تا اروم اروم هدایت بشه و تحمیل کردن واقعا سخته من خودم یک سال بعد از دوره ی سلامتی رو گیاهخواری موندم و گفتم استاد رو قبول دارم به جز این مورد … یک سال طول کشید تا مقاوتم ریخته بشه و بعد یک سال هم میدونم باور میکنی … با گریه گیاهخواری رو ترک کردم … شبی که حالم بد بود بیمارستان زیر سرم بودم و ارزوم بود ورزش کنم اما جون تو تنم نبود زدم زیر گریه … چون میدونستم هیچ راهی به جز ترک گیاهخواری ندارم و اینقدر گیاهخواری برام عزیز بود حتی فکر ترک کردنش بارها منو به گریه انداخت …

      من از بچگی تقریبا به گیاهخواری علاقه داشتم و برا همین سخت بود … اما میدونی در زمان و مکان مناسب اتفاقا میوفتن نباید عجله کرد … اروم باش دختر اینقدر دنبال چیزی نباش دنبال اثبات کردن نباش نه به من نه به خودت … من رها بودم و خداوند وقتی اماده بودم یکی از بچه های دوره سلامتی رو که قبلا گیاهخوار بود بهم هدایت کرد و با هم دوست شدیمو همو دیدیم و اون کلییییی روم تاثیر گذاشت… تا وارد این دوره بشم …

      من کسی بودم که میگفتم حاضرم بمیرم ولی گوشت نخورم …

      ولی میدونی یه چیزه دیگه ای راجبم بود که نمیدونستم …

      من حیوونارو خیلی دوست داشتم هنوزم دارم …

      اما هیچ چیزی رو تو این دنیا بیشتر از اهدافم دوست ندارم حتی خانواده ام … به موقعش خانواده ام هم برای رسیدن به اهدافم ترک میکنم …

      برای من مهم ترین موضوع زندگیم اهدافم بودن و هنوزم هستن

      و وقتی گیاهخواری مانعی در برابر اهدافم دیدم دیگه تموم شد …

      دیگه همه چیز فاتحه اش خونده شده بود …

      من تو اون پنج سال نمیدونستم گیاهخواری مانع اهدافم هست و اصلا ورزش هم نمیکردم تحرکی نداشتم که بفهمم کم اوردم …

      ولی وقتی رفتم دنبال عشق و علاقه ام ورزش و رقص و دیدم گیاهخواری مانع من هست فاتحه اش رو خوندم با اینکه عاشقش بودم …

      خیلی حرفا دارم میتونم بزنم من قبل دوره سلامتی اومدم باورای گیاهخواریم رو نوشتم و منطقی حلشون کردم هیچ وقت به زور خودمو اجبار نکردم … اروم اروم خیلی اروم میگم یک سال رو خودم اروم کار کردم تا رفتم سمتش …

      ازت میخوام تو هم خودتو اجبار نکنی خیلی اروم پیش برو حتی شده یه سال دو سال طول بکشه اما ادامع بده … برو دنبال سوالاتت … چرا گیاهخواری درسته ؟؟ فرق گوشت سگ و گاو چیه ؟؟ اگه خدا ناراحت میشه از کشتن حیوونا چرا بدنمون رو طی تکامل نیازمند به گوشت بار اورده ؟؟ نگاه خداوند به مرگ و زندگی چیه ایا خداوند به مرگ و زندگی احساسی نگاه میکنه مثل ما ؟؟؟ ایا خداوند ناراحت میشه که یه شیر اهو رو بخوره و اون شیر رو لعنت میکنه ؟؟ یا اون شیر و تکاملش خوده خداوند و همون انرژیه ؟؟

      ایا خداوند از گوشت خوردن من ناراحت میشه ؟؟ پس چرا منو گیاهخوار نیافرید ؟؟

      نتایج بچه ها چی میگه ؟؟ چرا بچه ها بدون دارو خوب شدن درحالیکه مردم دارن تو بیمارستان ها میمیرن ؟؟ چرا ما سگ نمیخوریم چرا گاو میخوریم ؟؟ چرا انسانها گوشت حیوانات گیاهخوار خوردن نه گوشت حیوانات همه چیز خوار یا گوشتخوار ؟؟ نتیجه ی من از گیاهخواری تا به الان چی بوده ؟؟؟ نتیجه ی ادامه اش چبه برام ؟؟

      به همه ی سوالها فکر کن بسین اصلا ساعتها فکر کن

      اگه وگن رو دوست داری ادامه اش بده با عشق و لذت ببر افتخار کن بهش ولی کنارش اروم اروم خودتو به چالش بکش با سوال کردنها

      اشفتگی رو از خودت بیرون کن نترس عقب نمیوفتی میتونی تا دو سال دیگه گیاهخواری رو ادامه بدی هیچ اشکال و عیبی درش نیست :)))

      ما مشکلمون اینه که فکر میکنیم از قافله عقب میوفتیم درحالیکه اصل اینه که لذت ببریم

      اگه از گیاهخواری هنوز لذت میبری انجامش بده منم پنج سال زندگیم لذت بردم

      اما اگه میبینی لذت ها داره کمتر میشه و رنج ها بزرگتر جوریکه نمیتونی انکار کنی اون موقع اس که باید خودتو با سوالها به چالش بکشونی :))))

      دوستت دارم گذشته ی من فعلا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1105 روز

        سلام عزیزم

        ممنون که حوصله و وقت گذاشتی و از دلت نوشتی

        چقدر خوب نوشتی

        چقدر کامل و عالی نوشتی

        مشخصه خیییییلی خوب و شفاف با خودت همه چی رو حل و فصل کردی

        آفرین بهت دمت گرم. تحسینت میکنم

        .

        حرفات رو من تأثیر گذاشت

        بهشون فکر میکنم و باید چندبار دیگه هم بخونمشون

        .

        بله منم الان کم میارم

        ورزش دیگه نتونستم بکنم

        کارم هم سنگینه ولی جون ندارم

        اما همون مسئله اخلاقیش اذیتم میکنه و اینکه آهِ هر حیوونی موقع مرگش و موقع کشته شدنش منو بگیره

        دوست ندارم کارما و انرژیش بیاد تو زندگیم

        همش خوابشونو میبینم

        اوایل هروقت گوشت و لبنیات میخوردم خواب میدیدم دستم به خون آغشته ست و پاک نمیشه هرچی میشورم

        خواب میدیدم گاوها برای کشته شدن گوساله هاشون گریه میکنن

        یا هزارتا ازین موارد

        .

        .

        اون تیکه که گفتی آیا فکر میکنی خدا به مرگ احساسی نگاه میکنه یا نه؟ ،

        گلِ کلامت بود

        اون تیکه منو میخکوب کرد

        به قول خیام

        این کوزه گر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش!

        این همون نقطه‌ایه که خداناباورها هرموقع جنگ و خونریزی میشه تو دنیا

        میگن عدالت مرده! خدا مُرده!

        اگه خدا وجود داره چرا میذاره این همه آدم بیگناه کشته بشن…

        … آره

        تو با اینکه از من کوچیکتری

        ولی پخته تری

        حداقل تو این موردی که داریم باهم حرف میزنیم

        بوس بهت گیان

        (گیان= جان / گیانم = جانم)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          نگار سهرابی‌فر (مانلیا) گفته:
          مدت عضویت: 1647 روز

          ارام گیان عزیز

          بهت پیشنهاد میکنم بیشتر امرکزت رو بذاری روی شناخت خدا

          کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم بهترین منبع برای شناخت خداوند هست

          خداوندی که سیستمه

          نه یک انسان

          ما باید این سیستم رو بشناسیم

          بازم میگم اصلا عجله ای نداشته باش منوتو هسچ فرقی نداریم هیچ اهمیتی نداره من از تو کوچکیترم یا بزرگتر در چشم کائنات منو تو روحیم و به یک اندازه فرصت داریم … کسی به خاطر سن کمش فرصت از تو بیشتر نداره …

          وقتی به خداوند نکاه سیستمی داشته باشی یه دنیای جدید برات باز میشه

          یه دنیایی که سلامتی بدنت یک ذره نعمتاش هست تو به خیلی چیزای بزرگتر میرسی

          و اینه که مهمه نه اینکه تو گیاهخواری یا گوشتخوار و بخوای با خودت بحث و جدل کنی خودت رو پریشون و نگران کنی

          اصن از خودت بپرس

          چرا گیاهخوار شدی ؟

          برای تجربه ی ارامش بیشتر

          چون این بهت ارامش میده

          حالا چی شده همین باعث شده چنین کابوس هایی ببینی و زندگیت برات جهنم بشه ؟؟

          ایا راه درست راهی نیست که به من ارامش میده و حسمو خوب میکنه ؟؟ پس اگه حسم بده مسیرم اشتباهه … اگه توجهت روی منفی هاست راه اشتباس … حس بد اتفاقات بد بی هیچ چون و چرایی… و تو ارزشمندی هیچ چیز و هیچ کس نباید توی ارزشمند رو ناراحت کنه … اینم یادت باشه ..

          و دقیقا درسته ادما میگن وای جنگ شده ادمای بی گناه مردن پس خدا نیست … یا خدا ظالمه بی عدالته … اما اونا نمیدونن خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند همه چیزه … خداوند انرژیه ، خداوند خاکه ، باده ، اتشه ، زمینه ، منه ، توعه ، دریاست ، همه چیززززههههه …

          خداوند همون شیربه که اهو رو شکار میکنه ، خداوند همون اهوییه که شکار و خورده میشه ، خداوند دندون اون شیره ، هداوند خون اون اهوعه … همه چیز این سیستمه … تمام طبیعت برنامه ریزیه دقیق خودشه …

          اون نگاه دلسوزی نداره …

          اون میگه اگه احساست بده من اتفاقات بدی وارد زندگیت میکنم واسم مهم نیست چه قدر گریه کنی …

          خداوند اینه اس … اون همون چیزیو نشون میده که هستی و انجام میدی بدون هیچ دلسوزی …

          خداوند خود کائناته که فرکانس مارو میگیره ، خداوند خود تکامله ، خداوند خود طبیعته خوده زندگیه خود مرگه همههه چیزه …

          سعی من توی بخش توحیدی خیلی کار کنی روی فایلای توحیدی سایت …

          یه فایلی هست استاد میگه به کبوتر ها غذا ندهیم یعنی به گداها کمک نکنیم …

          این نگاه و دیدگاه خداونده

          اما نکاه انسان اینه که نه گناه داره بدبخت یه نون خشکه ای بهش بدیم نمیره … اما نگاه خداوند چیه اینه مه این ادم باید بمیره یا ثروتمند بشه چون این جهان من لایق بهتریناست من این انسان رو خالق افریدم اکر قرار نیست ثروتمند باشه و به رشد جهانم کمک کنه باید بمیره …

          همین هم برای خیوانات صدق میکنه … خدا خوده همون حیوانات هست و اونارو افریده تا جهان رشد و پیشرفت کنه هم با تولدشون هم زندگیشون هم مرگشون …. و این سه هیچ تفاوتی در نظر خداوند ندارن … چون خداوند یک سیستمه نه یک انسان اون همه چیز رو برای رشد و گسترش افرید نه هیچ چیزه دیگه ای … حتی مارو… زمین و زمان و جهان رو مسخر ما کرد که عزتمند زندگی کنیم و رشد بدیم جهانو …

          توی کامنتی که برام نوشتی قشنگ احساس کردم اروم تر شدی و اون حس خودسرزنشی گناه و پریشونی اشفتگی ازت کم شده و در صلح بیشتری قرار گرفتی … دوست داشتم بازم کمک کنم این حس ارامشت بیشتر بشه چون یه ادم ارام تر جهانی زیباتر برای منه … یک فرد سالم تر جهان و زندگی بهتری برای منه … تو رشد کنی من رشد میکنم … با عشق و لذت و ارامش این مسیر زیبای زندگی رو طی کن چون تو اشرف مخلوقاتی خدا همه همه همه هرررررر چیزی که تو این دنیاست رو برای تو افریده ؛))))))

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        آرام گیان گفته:
        مدت عضویت: 1105 روز

        نگار جان عزیزم

        دوست خوبم

        به حرفهایت دوباره فکر کردم

        و آنجا که گفتی اصلا برای خدا مهم نیست کشته شدن یا نشدن موجودات،

        کمی در علت وگان شدنم شک کردم

        تا اینکه یادم آمد چه قول و قرار و چه توجیهِ موجّهی برای خودم داشتم و دارم

        اول برای خودم و بعد برای تو هم مینویسمشان:

        _بارها برایم پیش آمده، مردی که میخواسته به همسرش خیانت کند، از من درخواست رابطه کرده و وقتی من نپذیرفتم، در نتیجه به سراغ فرد دیگری رفته و در هرصورت خیانت ورزیده، چون تصمیم و قصدش این بوده و مسلماً امتناع من جلوی کار زشتش را نگرفته؛

        اما حداقل من خوشحالم که آن نفر سوم و درواقع شریک جُرمش برای خیانت به همسرش، من نبودم.

        _گاهی برایم پیش آمده که به من یک پیشنهاد کاریِ غیر اخلاقی شده که پول خوبی هم داشته اما من ردش کرده‌ام

        و این رد کردنِ من مسلماً جلوی خطاکاری آن فرد را نگرفته و قطعاً فرد دیگری به جای من آن را به انجام رسانده و پولش را گرفته است؛

        اما حداقل خیالم راحت است که من در آن کارِ خطا، دستی نداشته ام.

        _در بسیاری از کشورها امکان کُشتن دیگری و تجاوز کردن به دیگران بسیار وجود دارد و خیلی ها هم از این فرصت سوء استفاده میکنند و اگر من آنجا باشم و خویشتن داری کنم، تجاوز و قتل نکردنِ من، مسلماً باعث جلوگیری از انجام جُرم در آن منطقه نمی‌شود؛

        اما حداقل وژدانم راحت است که در جُرمهای انجام گرفته، من دستی نداشته‌ام.

        _آدمهای زیادی در سراسر دنیا حیوانات را برای تهیه غذا می آزارند یا می کُشند و مثل روز روشن است که وگان بودن من آنقدرها هم که من فکر میکنم، ناجیِ جانِ موجودات نیست؛ و جلوی کشته شدن آنها را حداقل به زودی نخواهد گرفت،

        اما میدانم که هربار مراقب خوراکم هستم، حداقل در ظرف غذای من، حیوانی نیست و همین قلب و دلم را آرام میکند

        آیا همین کافی نیست؟

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    وفا ناصری گفته:
    مدت عضویت: 850 روز

    سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیز و تاثیر گذار من وفا ناصری از خوزستان هستم حقیقتش اولین باره روی سایت کامنت میزارم ولی سالهاست که من پیگیر آموزه های شما هستم اولین موضوعی که میخوام راجبش صحبت کنم اینه که هر وقت آموزه های استاد رو گوش بدم بلافاصله اتفاقات خوب میفتن و میدونم اینا همش نشانه است که قدرت و تاثیر کلام رو نشون میده که کلام خوب برابر با اتفاقات خوب هستش از وقتی که شروع کردم به نوشتن شرایط زندگیم خیلی تغییر کرد من قبلا هیچ شغل و درآمدی نداشتم همیشه از این شاخه به اون شاخه تا اینکه خدا هدایتم کرد و الان در کار آرایشگری لاین شینیون مشغول هستم و کا ملااستقلال مالی دارم که این موضوع باعث شد تو خیلی از زمینه ها اعتماد به نفسم بالا بره و تو دورهمی ها همیشه سعی میکنم حرفهایی بزنم که آگاهی خودم و اطرافیانم و ببرم بالا که این موضوع باعث شد مسیر زندگی خالم هم عوض بشه و هدایت شد به جایی که خودش همیشه آرزو میکرد ولی هنوز هم یه جاهایی مسیرو اشتباه میرم اما خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که این آگاهی رو دارم که میدونم دارم مسیر و اشتباه میرم و برمیگردم که از مسیر درست برم همیشه خدارو بابت وجودت شکر گزارم استاد عزیز و از خدا در خواست میکنم که بیش از پیش تو این مسیر مصمم تر باشم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      مهری حصاري گفته:
      مدت عضویت: 1438 روز

      سلام دوست خوبم وفا عزیز

      چقدر خوبه ک اولین کامنتی ک گذاشتی شد نشانه ای برای من ممنونم ازت

      توی قسمت نتایج دوستان کامنتهای قدم 1 رو میخوندم تا نشانه ای رو برای خودم پیدا کنم

      من دارم از قدم 1 مجددا شروع میکنم

      و با کامنت شما روب رو شدم گفتم بخونمش تا رسیدم ب قسمتی ک گفتی ب استقلال مالی رسیدم در کار شنیون بهت تبریک میگم ، من چند وقتی هست ک دارم ب این فکر میکنم کسب وکار خودم رو داشته باشم و این ایده اومده بود ب ذهنم ک دوره شنیون رو بگذرونم و جالب برام شد ک به کامنت شما هدایت شدم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: