نتایج دانشجویان از دوره‌های استاد عباس‌منش

  • -لیدا رضایی
    معجزه مادر شدن با عمل به آموزش ها
    استاد فایلای هدیه شما طلای نابه. من ۴ ماه این فایلها رو دیدم و بعد از کلی نتیجه گرفتن، دوره های آموزشی شما رو خریدم. اولین نتیجه جدی من از روزی شروع شد که تصمیم گرفتم بچه دار بشم. وقتی آزمایش دادم، چندین دکتر متخصص گفتن شما تخمک گذاری نمی کنید و به این اسونی ها نمی تونید باردار بشد. یعنی تو سن ۳۶ سالگی اب پاکی ریختن رو دست من و گفتن درمان درازی رو پیش رو دارید. اما من از شما یاد گرفته بودم که این چیزها رو قبول نکنم. اون روز توی مسیر مطب دکتر به خونه مدام می گفتم خدایا منو دست این دکترها نگذار خودمو به تو می سپارم قدرت فقط دست توه نه دست هیچ کس دیگه و سعی کردم آنچه از شما یاد گرفته بودم رو اصل قرار بدم. بعد دوره 12 قدم رو خریدم. باید بگم این دوره اسمش دوره نیست. خود زندگی هست. کاش من به جای ۹ سال دانشگاه رفتن ۹ سال پیش با استاد عباس منش آشنا می شدم و دوره 12 قدم رو می خریدم و پای آموزش های این دوره می نشستم. این همه مدرک عالیه که من دارم به اندازه نصف آموزش های دوره 12 قدم استاد عباس منش برام ارزش ایجاد نکرده. چرا که اصول درست زندگی رو نشون من داد. به خدا من یک دونه قرص نخوردم یه دقیقه دکتر نرفتم و 3 ماه بعد از اون ماجرا باردار شدم به راحتی جوری که خودم شوکه شدم. دو روز بعد از خرید دوره 12 قدم متوجه شدم باردارم و من بزرگترین نتیجه رو توی زندگیم با آموزش های استادم گرفتم. استاد ازتون ممنونم که با ارزش ترین و با کیفیت ترین دوره های آموزشی رو تولید کردید. نتایج استفاده از آموزش های استاد عباس منش اینقدر زیاده که نمیتونم همه رو بگم. رابطه من با همسرم به حدی خوب شده به حدی زندگی عاشقانه ای دارم که شاید تو هزار زوجی یکی نداره؛ تو کارم خدا رو شکر زحمت کارم کمتر شده و درامدم بیشتر شده؛ قبلا سعی میکردم همه رو راضی نگه دارم اما الان اعتماد به نفسم اونقدر عالی شده که دیگه برای راضی کردن دیگران تقلا نمی کنم. در حالیکه آدم های با کیفیت تری وارد روابط و زندگیم شدن.
  • -محمد آصف باقری
    درمان افسردگی مفرط و هدفمند زندگی کردن
    داستان هدایت من به سایت استاد عباس منش درست برمیگرده به تقریبا پنج سال پیش و چند ماه پس از ورودم به آلمان در سال ۲۰۱۵ میلادی. من شرایط سختی داشتم و در نهایت افسردگی و رنج به سر می بردم و حتی تصمیم داشتم که اعتصاب غذا کنم. دارو و درمان زیادی کردم تا از افسردگی بیرون بیام اما نتیجه خاصی نمی گرفتم.یک روز از خدا با تمام وجودم خواستم که کمک کنه چون من خودم را خیلی تنها احساس می کردم و خدا را تنها کسی در زندگی ام می دیدم که دارم و می تونه کمکم کنه. من کانال های موفقیت زیادی را دنبال می کردم که بفهمم مشکل عمده من کجاست و چطور از این افسردگی بیرون بیام. ولی مطالب و راهنمایی ها خیلی ضد و نقیض بود. تا اینکه به چند تا از فایل های آموزشی هدیه استاد عباس منش برخوردم کردم و با گوش دادن به آنها کم کم حالم بهتر شد. تقریبا در ۲۷ آذر ۱۳۹۷ دوره کشف قوانین زندگی  رو خریدم و بعد که به راهنمایی های استاد عباس منش توی دوره کشف قوانین زندگی عمل کردم سلامتیم پیشرفت کرد و من این پیشرفت رو به خوبی در همه زندگیم احساس کردم و همین طور رفته رفته سلامتی و نشاطم را بدست آوردم. چیزی که که روزی تنها آرزوی زندگیم بود. بعد دوره های اعتماد به نفس و کتاب‌ها ی استاد عباس منش رو خریدم و زندگیم باز هم بهتر شد. الان یک ساله که پیش هیچ دکتر داخلی نرفتم و اصلا مریض هم نشدم. یعنی بعد از تجربه سال ها تنهایی و مریضی در غربت که دیگه کاملا امیدم را به زندگی از دست داده بودم الان زندگیم کاملاً عوض شده و هدف دارم و به راهنمایی های استاد عباس منش عمل می کنم و هر روز به راه های آسان تر و موفقیت بیشتر هدایت می شم. من نمی دانم که اگر این راهنمایی ها نبود چه سرنوشتی در انتظارم بود. خدا رو بسیار بسیار سپاسگزارم که این همه به من لطف داره و از خدا برای خودم و تمام اعضای صمیمی خانواده عباس منش سلامتی و ثروت و شادی را تمنا دارم.
  • -رحمان
    تغییرات شخصیتی من و نتایج این تغییرات
    من رحمان هستم و در حال استفاده از آموزش های استاد عباس منش در دوره 12 قدم هستم. توی یکی از جلسات استاد درباره هجرت صحبت می کرد و من می تونم بگم که با عمل به آموزش های استاد عباس منش من هجرت کردم از رحمان معتاد که روزی سه بار مواد مصرف میکرد، روزی دو پاکت سیگار میکشید به رحمانی که الان بوی سیگار حالشو بد میکنه من هجرت کردم از رحمانی که بخاطر اثرات مواد مخدر تا ظهر خواب بودم و وقتی بیدار میشدم تا دوساعت نمیفهمیدم دنیا چه خبره و هیچکی حق نداشت بهم اعتراض کنه چون عصبی میشدم، به: رحمانی که قبل از همه از خواب بیدار میشه همه چیزو اماده میکنه نون سنگک داغ میخره انسولین مادرشو میزنه و اولین نفر توی محله است که مغازشو باز میکنه من هجرت کردم از رحمان بدبین و شکاک به: رحمانی که زیبایهای اطرافیانشو میبنه من هجرت کردم از رحمانی که هیچ هدفی برای ثروتمند شدن نداشت به رحمانی که ثروتمند شدن برام شده وظیفه من هجرت کردم از رحمانی که تا مواد مخدر و دوستان معتادش نبود لذت نمیبرد به: رحمانی که میتونه روزها و ماهها خودش تنهایی مسافرت بره و لذت ببره من هجرت کردم از رحمانی که همش دنبال پارتی و اشنا بودم به: رحمانی که سعی میکنم فقط روی خدا حساب باز کنم من با آموزش های استاد عباس منش در دوره 12 قدم هجرت کردم از رحمانی که نمیتونست قسطاشم پرداخت کنه به: رحمانی که درامدش 30 برابر شد وداره روز بروز بیشتر میشه
  • -افرا عبدالهیان
    قبل از آشنایی با استاد عباس منش روزهای سختی در زندگی داشتم. فشار بدهیهای مالی و چکهای برگشتی از یک طرف و مرگ شوهر خواهر عزیزم از طرف دیگر باعث شده بود که هر روز و هر لحظه به مرگ و خودکشی به طور جدی فکر کنم و تقریبا خودم رو برای خودکشی آماده کرده بود. یادمه سمی قوی و کشنده تهیه کرده بودم و زیر بالشتم گذاشته بودم. آن شب در میهمانی خانوادگی که مربوط به سالگرد فوت شوهر خواهرم بود، خیلی اتفاقی و دور از روابط معمولمون دخترخاله م از من پرسید: افرا چته؟! چرا اینقدر بهم ریخته و درهمی؟! ماه هاست ک توی هرجمعی میبینمت اشفته و پریشونی ! من در پاسخ مثل توپ ترکیدم و شروع کردم از بدبختیهام گفتن اما ایشون اجازه نداد و حرفم را با این صحبت ها قطع کرد و گفت که: «میخوای یه جایی رو بهت معرفی کنم که دنیاتو عوض کنی؟! بعد از فردی به نام استاد عباس منش رو معرفی کرد و گفت به طور خلاصه بهت بگم من با کمک آموزش های این استاد تونستم ۴۰۰میلیون تومان بدهی مالی رو تو سال 94 در عرض یکسال و نیم پرداخت کنم و از شر این بدهی کمر شکن خلاص شدم .اینطور شد که مشتاق شدم استاد عباس منش رو بشناسم. همون شب چندتا از فایلای هدیه سایت رو برام فرستاد و من طوری در گوش دادن به اونا غرق میشدم که انگار از همه چیز بریده بودم و طی چندروز اینده اش توی سایت ثبت نام کردم و تاریخ تولد الهی من شد 1396/۵/۳۰ امروز یعنی ۴۰۱/۰۱/۲۷ به لطف خداوند و عمل به آموزش های استاد، همه دیون و بدهی هام پرداخت شده؛ به استقلال مالی رسیدم؛ یه ماشین خوب زیر پام هست (۲۰۶ سفید)؛ زندگی ای مستقل و خوب دارم؛ طلا پس انداز دارم؛ لوازم زندگیم مرتب و نو هست؛ از کارمندی اومدم بیرون و کسب و کار موفق خودم رو دارم. درامدم فقط با استفاده از آموزش های رایگان استاد عباس منش به 12 برابر رسیده و البته من دوره روانشناسی ثروت 1 رو هم خریدم و کار می کنم؛ در طی این چهارسال و هشت ماه، شاید فقط دوبار از دارو استفاده کردم و هرگز دکتر نرفتم. منی ک هرروز و هرلحظه با همه درگیر بودم از همکار ومشتری در محیط کارم گرفته تا مادر و خانواده عزیزم، اونقدر تغییر کردم و ارامشی در وجود من جاری شده ک یادم نیست اخرین باری ک عصبانی شدم چه وقت بوده. استقلال مالی ای رو تجربه میکنم ک هرچیزی رو ک لازم دارم در حد توانم براحتی خرید میکنم و دیگه نیازی نیست اول حساب و کتاب کنم یا نگران پرداخت قسط و بدهی باشم و اگر چیزی موند بعد به خودم برسم. در نهایت رفاه زندگی می کنم. ورزش سوار کاری رو انجام می دهم و از زندگیم لذت میبرم.
  • -وهاب زارعی
    وضعیت سلامتی من قبل از شروع دوره قانون سالمتی استاد عباس منش با این مشکالت مواجه بود: کلسترول خون باالی ۶۰۰داشتم؛ وزن ۸۵ کیلوگرم و قند ناشتای خون من تا ۱۸۰ باال می رفت؛ همواره احساس خواب آلودگی داشتم و انرژی جسمانی ام پایین بود؛ گرفتگی عضالت شدید داشتم و کم کاری تیروئید داشتم؛ به خاطر مشکل سیاتیک حتی ده دقیقه نمیتونستم پیاده روی کنم؛ زانو درد و کمرد درد به شدت آزارم می داد؛ عرق کردنهای شبانه و خروپف در خواب اطرافیانم را بشدت آزار میداد؛ دیابت نوع 2 داشتم و مجبور بودم برای کنترل آن روزی 3 عدد قرص متفورمین بخورم و برای کنترل کلسترول خونم نیز روزی 3 تا قرص میخوردم؛ مشکالت بینایی و پادرد داشتم. من ۵۷ ساله هستم و پسرم به عنوان هدیه تولد دوره قانون سالمتی استاد عباس منش را برایم خرید و خدارو شکر میکنم که بهترین هدیه تولدم رو گرفتم. بعد از عمل به آموزش های استاد عباس منش در دوره قانون سالمتی، وضعیت سالمتی من حتی در همین مدت کوتاه کمتر از دو ماه کاملا تغییر کرده که نتایج شامل زیر است: خدارو شکر امروز یعنی کمتر از 2 ماه از شروع دوره قانون سالمتی وزن ۷۸ کیلوگرم بود؛ قند خون بعداز غذای من به ۱۱۰ کاهش یافته که اصلا برایم باور کردنی نیست؛ خر و پف شبانه ام کامال برطرف شده و شب ها به آرامی می خوابم؛ گز گز و سوزش دست و پایم خیلی بهبود یافته و دیگر تعرق شبانه ندارم؛ زانو درد و کمر دردم کامال خوب شده و سیاتیکم نیز رو به بهبودی است و گرفتگی عضالتم خیلی خیلی بهتر شده. الان می توانم به راحتی روزی یک بار پیاده روی کنم و یکروز در میان یوگا کار میکنم. یعنی فعالیت هایی را انجام می دهم که به مدت چندین سال نتوانسته بودم انجام بدهم ولی الان همه ی حرکات ورزش یوگا رو عالی انجام می دم و مورد تشویق کلاس قرار می گیرم.
  • -مریم
    من از لحظه ای که قدم اول دوره 12 قدم رو شروع کردم، اتفاقات فوق العاده و معجزات وارد زندگیم شده و تا همین روز ادامه داره. استاد اینقدر قلب من اروم هست و حال من خوب هست که فقط دلم میخواد رو هر ثانیه از حرفای شما در این دوره تمام تمرکزمو بذارم و واقعا هیچ عجله ای ندارم که جلسات رو تموم کنم. من قبل از 12 قدم، با وجود سن کم، کمر درد و گردن درد و قلب درد میگرفتم. اما از لحاظ سلامتی به لطف رب من بعد از این دوره حتی یکبار هم نا سالم نبودم. روابطم فوق العاده شده. افراد منفی به شکل معجزه آسایی از زندگیم رفتند. دوستام و خانوادم ام محبت شون رو خیلی بیشتر بهم نشون میدن و اطرافم ادمایی هستند که خوشحال ترند و اروم ترند، هدفمندند، به هدفاشون رسیدند و من خیلی انگیزه میگیرم ازشون. از لحاظ موفقیت مالی، نتایج فوق العاده برای خوب بود. حقوقم بیشتر از دو برابر شده و پولی که مدت ها میخواستم به شکل معجزه آسایی به دستم رسید. ایده های جدید تو زمینه کاریم بهم الهام شد و دارم انجامشون میدم به لطف الله. از لحاظ خوشحالی درونی اززمین تا اسمون فرق هست. من که همش غر میزدم همیشه ناراحت بودم همیشه گریه میکردم الان خیلی بیشتر میخندم حالم خوبه و خدا خودش میدونه وقتی به نعمتام فکر میکنم از خوشحالی اشک شوق می ریزم. استاد من به دوستان دو تا کار پیشنهاد میدم که فوق العاده برای من نتیجه داد: اول اینکه، استاد همیشه تاکید میکنند ورودی مناسب خیلی مهمه. من خودم هر وقت فراغتی که دارم فقط و فقط فایل های هدیه شما رو گوش میدم و به این شکل ورودی های مناسب به ذهنم می دم. دوم: من از اول شروع 12 قدم، تمام معجزاتی که توی این دوره برام بوجود اومده رو می نویسم و تا الان 80 تا معجزه رو نوشتم؛ چه زمانی که مغازه دار پول کمتری ازم گرفته تا وقتی که چند ده میلیون وارد حسابم شده. این لیست باعث شده هر وقت ذهنم می خواد من رو از مسیر آموزشا دور کنه میگم: من 80 تا معجزه وارد زندگیم شده چطور میگی این نمیشه. این منطقی که استاد در جلسه اول گفتند.
  • -حامد میرمحمدی
    تشکر می کنم به خاطر این دوره فوق العاده و تمریناتش. چقدر حین تمرینات جلسات، راهکارها به من الهام میشه. الان که دوباره به سوالات خودشناسی جلسه دوم جواب می دهم، تازه می فهمم که این دوره چه معجزه ایه. وقتی به این سوالات فکر می کردم و جواب می دادم، انگار که یک آنتی ویروس روی سیستم کامپیوتر اسکن میکنی و ویروس ها به صورت قرمز رنگ میوفته رو صفحه مانیتور، دقیقا این سوالات داره با ذهنم این کارو میکنه. با هر سوالی که جواب میدادم، لیستی از ترمزهای مخفی میوفتاد روی صفحه دفترم  و تعجب می کردم  چرا تا حالا از اینا خبر نداشتم؟!.الان 5 روزه که شروع کردم به جواب دادن و پیدا کردن ترمز ها و ویروسها. طبق توضیحات تمرین، بعد از شناسایی این نشتی های انرژی، اومدم همه رو لیست کردم و اولویت بندی کردم و با کمک قسمت دوم این تمرین، شروع کردم به حذف این ترمزها از ذهنم. عجب تمرینات فوق‌العاده ای داره این دوره. به قدری سبک شدم که اصلا نگو و نپرس. خیلی جالبه ترمزی که توی بخش اول پیدا می کردم رو میذاشتم توی تمرینات بخش دوم و به سوالات بخش دوم جواب می دادم  و توی سوال 4، کویرم رو پیدا می کردم. چنان ترمزهای مخفی ای پیدا کردم که اصلا اشکم در اومد چون این ترمزا برای خودم هم بیگانه بودن. چون توی ناخودآگاهم مخفی بودن، باعث شده بود نفهمم که چرا احساسم بد میشه و حالم بده میشه و پاسخ به سوال 4 دست این ترمزها رو برام رو کرد و سریع رفتم یه دفتر خریدم و روش نوشتم دفتر ترمزها و گازها. مثلا اولین ترمز و نوشتم به این شکل:موضوع ترمز: ... زیرش طبق تمرین شروع کردم به نگاه کردن به مسئله از زاویه دیگه. اولش ذهنم مقاومت داشت برای پاسخ ها. بعد موضوع برام مثل یه سرگرمی شد. انگارمنِ قبلی که ترمز رو پیدا کرده، یه آدمیه که اومده با من به عنوان مشاور صحبت کنه تا کمکش کنم. اینطوری مطرح میکردم سوالمو که مثلا من فلان مشکل رو در ارتباطات دارم چه پیشنهادی برام دارید؟ بعد انگار ذهنم راحتر جواب میداد و این روش هدایت خدا بود که قبلش ازش خواسته بودم و در ادامه نوشتن در جواب ترمز ها راهکارها می یومد و منطق های قوی پیدا می شد. امروز به چنان احساس سبکی رسیدم که نگو. استاد، رفتم بیرون یه دور زدم انگار کل مردم باهام در صلح بودن و اصلا همه چیز فوق‌العاده عجیب و غریب تغییر کرده بود امروز استاد خیلی خوشحالم. نمیدونم احساسم رو چطور بگم. بغض شادی توی گلوم احساس میکنم. تا حالا اینطوری نشده بودم. احساس میکنم همه مسائلم از درون حل شدن.
  • -نازنین سلامات
    سلام به دوستانم و استاد عباس منش عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی الان در پایان قدم دو و شروع قدم سه هستم میخواستم تیتر وارد نتایجم را بعد از دو قدم بگم تا هم خودم اگاه باشم هم این اگاهی را با دیگران به اشتراک بگذارم: 1. شاغل شدنم در شغلی که هم مورد علاقه من است و هم مرتبط با رشته تحصیلی و  مهارت من؛ 2. افزایش ورودی مالی ما(من و همسرم با هم)تقریبا تا سه برابر؛ 3. داشتن پس انداز ارزی؛ 4. رخ دادن اسونی ها در زندگی؛ 5. رابطه عاشقانه تر و صمیمانه؛ 6. نزدیکی بسیار زیاد به دانشگاه در صورتی که قبلا شهرستان باید میرفتم؛ 7. دریافت هدیه های گوناگون؛ 8. روان شدن چرخ زندگیم لذت بخش شدن و ..
  • -ژاله نقوی علائی
    به نام الله یکتا ️ استاد توحیدی عزیزم و خانم شایسته بی نظیر و دوستان هم فرکانس خانواده بزرگ عباسمنشچقدر نتایج عالی از قدم اول گرفتم اینقدر عالی که احساس می کردم که خوب 12 قدم تموم شد برم سراغ یک پکیج دیگه ی استاد بعد به خودم میام و می گم ژاله تازه قدم اولهالبته اینم بگم که من یک ساله دارم روی قدم 1 تا 4 کار می کنم ولی امسال تصمیم گرفتم از اول با تمرکز بالا شروع کنمدرباره نتایجم بعدا مفصل می گم ولی اینقدر الان می گم : از نیاز به پول سوپر مارکت الان درآمد ماهیانه حدود 70 میلیون دارم از کار کردن در دفتر پدرم در یک مغازه 17 متری قدیمی الان در طبقه ششم یک برج اداری در یک واحد 220 متری فوق شیک کار می کنم و 4 پرسنل رو حقوق می دم از یک رابطه فوق بیمار الان یک رابطه در آرامش کامل دارم از رابطه تنفر انگیز با خواهرم به دلیل اتفاقات گذشته الان رابطه صمیمانه عالی با ایشون دارم از وزن 78 کیلو و قند شدید و چربی شدیدو بیماری و ضعف جسمانی الان 69 کیلو هستم و حالم خیلی خیلی بهتر هست و انرژی زیاد از رابطه معمولی و حتی دور با خدا رابطه عالی با خدا جونم دارم و برای اولین بار در زندگی م کل ماه رمضان رو روزه بودم حتی نصف شعبان رو ( البته با کمک قانون سلامتی ) از بی ماشین بودن الان یک 206 آلبالویی دارم که حدود 200 میلیون قیمتش هستپسرم از تو خونه موندن و هیچ جا نرفتن الان یک استودیو موسیقی داره و مستقله و حتی دیگه با من زندگی نمی کنهخلاصه اینکه با یک قدم اینهمه تغییرفقط خدا می دونه در پایان قدم دوم و وای قدم 12 من کجا هستمخدایا ازت ممنونم خدای مهربونم ممنونم که من رو در مدار این آگاهی ها قرار دادی استاد عزززیزم ممنون که صادقانه و خالصانه این اگاهی ها رو به ما آموزش می دید خانم شایسته عزیز ازتون ممنون م که قدم به قدم با ما همراه هستید و کنید آموزش ها رو بهتر درک کنیمو شما دوست زیبای هم فرکانسی من ازت ممنونم که کامنت من رو خوندی و در کنار شما کلی حس خوب رو تجربه می کنمعاشقتونم
  • -ماهان بختیاری
    من یک شروع تازه در این دوره دارم چون به خاطر ضربات کمالگرایی، عزت نفسم خیلی تخریب شد ولی خداروشکر با دوره حل مسائل خیلی قوی دارم روی بهبود این بیماری شخصیتی کار می کنم. تمرین این جلسه : حل مسئله تصمیمات به تعویق افتاده است که احساس لیاقت ما رو تخریب می کنه. طبق آموزش ها و تمرینات این جلسه از عزت نفس من اومدم یک لیست از کارهایی که به تعویق انداخته بودم نوشتم . از یادگیری روبیک گرفته تا کپی شناسنامه گرفتن . بعد طبق آموزشای استاد و قانون تکامل، از آسون ‌ترین شروع کردم به انجام دادن. اصن غیر قابل باور بود برام که با 10 دقیقه بیرون رفتن و کپی گرفتن آدم میتونه عزت نفسشو بهبود بده. اینجا بود که حرفای خانوم شایسته توی دوره شیوه حل مسائل درباره قدرت بهبودای کوچک برام جا افتاد . چندین روز که روی باور هام کار میکردم ، یکهو یادم افتاد که من 6 ماه پیش سیم خریده بودم برای گیتارم که عوض کنمش ولی به تعویق انداخته بودمش . حسی درونم گفت پاشو برو یه مغازه موسیقی توی پاساژ و عوضش کن . این رفتار در من کاملا جدید بود که من ساعت 8 شب برم دنبال کاور گیتارم بگردم اونم توی چمدون زیر تخت و بعد برم تا پاساژ. فهمیدم آموزشای دوره داره تأثیر خودش رو نشون می ده و شخصیتم داره بهبود پیدا میکنه . توی پاساژ با آدمای فوقالعاده صادق و حرفه ای آشنا شدم که بهم راهکار رو یاد دادن و فهمیدم که من توی گیتار زدن خیلی از مهارت ها رو باید یاد بگیرم تا مستقل باشم. فهمیدم استادم حتی عوض کردن سیم هم بهم نگفته بود و منو وابسته بار آورده بود. خلاصه این تمرین باعث شد ضعف هام رو بهتر بشناسم و بخوام بهبود بدم. باعث شد وارد ترسام بشم و بخوام خودم سیم های گیتار رو عوض کنم چون همیشه فکر می کردم نکنه گیتارم رو خراب کنم. اما با 5 دقیقه ویدیو دیدن ، به راحتی تونستم عوض کنم و چقدر عزت نفسم بالاتر رفت. پدر و مادرم هی میگفتن مگه میشه؟ تو نمیتونی سیم ها رو عوض کنی و‌ کوک کنی. اما من تونستم! انگار خداوند منتظر بود تا من اون قدمی که الهام شده بود رو بردارم تا پیشرفتم رو بندازه روی غلتک این همه اتفاق خوب و تغییر توی شخصیتم توی 6 روز جدی گرفتن آگاهی های این دوره افتاد. الان که دارم ‌مینویسم اشک از چشمانم داره میاد که هفته پیش کجا بودم و الان کجام . الله اکبر.
1 36 37 38 39
161 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «الا رستگار» در این صفحه: 1
  1. -
    الا رستگار گفته:
    مدت عضویت: 147 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

    به اذن الله و هدایتش دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو تهیه کردم قبلا قانون سلامتی رو تهیه کرده بودم و بعدش توی قلبم گفتم ان‌شاءالله

    دوره ی روان شناسی ثروت رو تهیه میکنم اما هربار به یه مانع میخوردم

    حس میکردم ناخالصی و بیقراری و عجله و استرس اذیتم می‌کنه با اینکه نزدیک به پنج ساله همش سعی میکنم روی خودم کار کنم (و پنج ساله که با استاد بزرگوارم آشنا شدم)

    اما همش می کوبیدم به جاده خاکی و باز خراب میکردم هربار ..

    گاهی پر از غم و حسرت میشدم و گریه ها سر میدادم و هدایت می طلبیدم و همه چی آسون و بهتر میشد و همین که میخواستم دور بگیرم و یا نزدیک دور گرفتنم بود همون قانون مومنتوم که استاد بزرگوارم گفتند ولی من خودم همه چیزو خراب میکردم و زمین و زمان و همه کس و همه چیز رو مقصر میدونستم غیر از خودم

    گاهی زندگی و جهانم رو خودم آگاهانه یا ناآگاهانه پر از تراژدی میکردم خودم رو به تضاد و درد سر مینداختم با دستای خودم دیگه از بس رفتمو برگشتم هزار بار شد و خسته شدم

    و بعد از کلی جنگیدن با خودم و به اذن الله بازم بیدار شدم و با خودم گفتم قانون سلامتی رو تهیه کردی قبل از قانون سلامتی توی جهنمی بودی که هربار تا لبه ی قبر می رفتیو برمیگشتی و بعد به اذن الله هدایت شدی به قانون سلامتی و همه چیز عالی شد معجزه ها شد .

    و از ته قلبم سپاسگزار الله متعالم و زیباترین دعاها رو در حق استاد بزرگوارم کردم

    وقتی راجب خداوند و توحید و شرک نورزیدن حرف میزنید من اشکم میاد و قلبم پر از شادیو امید و عشق میشه و زنده میشم و لذت میبرم و لذت میبرم ولذت میبرم قلبم پر از شجاعت میشه و از شر

    همه ی ترسام خلاص میشم استاد

    همیشه توی قلبم با شما حرف میزنم و میگم که دوستون دارم و بهتون افتخار میکنم ینی وقتی که گوش میدم به حرفاتون تموم حرفاتون حرفای قلب منه و لحظه به لحظه صداقت رو حس میکنم و همین صداقت شما استوار موندتون و شجاعتتون منو پر از ایمان می‌کنه به اذن الله

    اگرچه اینجا قرار بوده که دیدگاهمو راجب به دوره ی هم جهت با جریان خداوند بنویسم اما من با قلبم نوشتم

    و چون متاسفانه ایملم رو گم کردم نتونستم این حرف قلبمو توی نظرات قانون سلامتی بنویسم

    حس میکنم وقتی شکستم از همه نظر و خودمو برای الله خالص کردم و دعا کردم الله یکتا نجاتم بده و شرک نورزیدم اون وقت هدایت شدم به قانون سلامتی ینی حس میکنم توحید من رو به شما وصل کرد یعنی چون شرک نورزیدم هدایت شدم به سمت قلب شما استاد بزرگوارم و من با تموم وجودم به این خصوصیت یکتاپرستی شما و شجاعت و شهامتتون افتخار میکنم

    هدایت رو خودم چشیدم با تموم وجودم الله پاسخ منو داد رب العالمین پاسخ قلب

    شکسته ی منو داد

    من تکرار میکردم با خودم با اخلاص واقعی

    ( ای خدایی که جز تو خدایی نیست منو به سمت خواسته ام هدایت کن ؛ خواسته ام شفای کامل و سلامتی کامل قلبو روحو جسمم است) و بعدش معجزه شد و با قانون سلامتی همه چی روز به روز عالی تر شد

    تا اینکه من تصمیم گرفتم دوره ی روانشناسی ثروت رو تهیه کنم اما گفتم که هر بار با موانع..

    و هربار اشتباهات جدید

    حسم بد بود ینی سعی میکردم بد نشه بد نمونه یه چیزایی از درون و بیرون عذابم میداد

    آشوب میشدم یه جورایی عجله و استرس و ناامیدی کلی چیزای دیگه میومد سراغم

    تا اینکه سعی کردم خودمو آروم کنم و دعا کنم و نظافت کنم جهانمو یعنی هم درونم رو هم بیرونم همم از همه نظر

    بعدش کمی بهتر شدم اما هنوز هیجان رو حس میکردم توی درونم

    به سایت سر میزدم و همین دوره ی هم جهت با جریان خداوند رو دیدم حسم خوب شد با خودم گفتم ان‌شاءالله بعدا تهیش میکنم فعلا نمیشه و اصلا بهش توجه نکردم گفتم توجهم رو روی روانشناسی ثروت فعلا میذارم

    اما به خاطر دعاهام چن تا نشونه اومد و منم به نشونه ها و حرف قلبم اعتماد کردم و این دوره ی زیبا رو تهیه کردم به اذن الله

    به محض اینکه تهیش کردم آروم شدم و تازه اولین جلسه رو گوش دادم سه بار و بعضی حرفاتون رو استاد بزرگوارم بارها و بارها گوش دادم و نوشتم و نکته برداری کردم حالم خیلی بهتر شده حس میکنم دارم بهتر میشم و بیشتر می فهمم بیشتر از قبل به اذن الله جهانمم زیباتر شده و ایمان دارم زیباترم میشه دیدگاهای دوستانمم خوندم عالی بود

    خیلی دوس دارم منم از نتایجم بگم

    یکی از نتایجم همزمان با خریدن دوره بود اینکه اون استرس و حس بد و ناخوشی که داشتم تونستم تا حدودی بهش غلبه کنم و البته اینبار آگاهانه تر و واقعی تر غلبه کردم و لذتشم چشیدم و خدا رو بابتش هزاران بار شکر کردم

    و دومیش اینکه از روی محبت و عشق و انسانیت و دلسوزی به خاطر خدا به شخصی گرفتار پول قرض دادم با اینکه خودمم خیلی نیاز داشتم و بهم قول داد که برمیگردونه و حتی جبران کنه و تا آخرین لحظه ی عمرش فراموش نمی کنه که توی چه

    لحظه ی سختی که کسی حاضر نبود کمکش کنه من کمکش کردم

    خوشحال بودم که تونستم بنده ای از بندگان الله رو شاد کنم اما فقط چند روز طول کشید بنا به دلایلی اون شخص خیلی گند از آب دراومد فقط به این خاطر که از من چیزی خواست که من نمیتونستم انجام بدم و نه از قلبم و نه از خدام اجازشو نداشتم و البته اینم بگم که قبول میکنم خودم اجازه دادم که ناراحتم کنه و خودم به دنیای خودم جذبش کردم با اعمالم و گفتارم کردارم و احساسم پذیرفتم که خودم کردم اشتباه از خودم بود ضعف خودم بود به گردن گرفتم که ضعف خودم بود و سعی میکردم حتی توی قلبم اون شخص رو سرزنشم نکنم و رهاش کنم

    و رابطمم باهاش قطع کردم چون حسم رو بد میکرد و قطع کردم بعدشم بهش گفتم حقم رو پس بده و ماه ها گذشت و خبری از پس دادنش نبود و حتی جوری حرف میزد و رفتار میکرد که انگار طلب کاره

    ینی دیگه جوری شد از خیرش گذشتم و گفتم عاقا اصلا نخواه که حقتو بگیری ولش همون که شرش کم بشه قطع ارتباط بشه کافیه اما واقعا قلبم میگفت حقتو پس بگیر حتی به قیمت جونت چون لیاقتشو نداشت

    به هر راهی میرفتم که حقمو بگیرم بن بست آهنین میشد اما همین که نیت کردم دوره رو تهیه کنم طرف مسیج داد که تا یه ماه دیگه پولتو پس میدم ینی اصلا حس میکردم ترس خدای من افتاده توی قلبش و اصلا راهی نداره جز اینکه حق منو پس بده و بعداز تقریبا پونزده روز حقمو پس داد خوشحال شدم چون موقعه ای پس داد که باید میداد و برای چیزای خیلی خوبی بهش احتیاج داشتم

    و سوم اینکه قبل ازینکه به این دوره هدایت بشم حالم یه جوری شده بود با خودم گفتم بهتره برم

    آرام بخش مصرف کنم و کردمم اما ناراحتم میکرد آرامشش سطحی و بد بود حال قلبم رو بد میکرد یه جور انگار قلبم خوش نبود حال نمیکردم ولی از ترس میگفتم حالا بخورم فعلا نکنه نتونم بخوابم

    اما با گوش دادن جلسه ی اول دیگه نخوردمش

    اگرچه هنوز اول راهم اما واقعا حال دلم بهتر شده و انگار جهانم داره واضح و شفاف میشه

    همیشه من میگفتم لحظاتی داشتم که انگار توی آغوش خداوندم و هیچی نمیتونه آرامشمو بهم بزنه اما این حس خراب میشد آرزو میکردم بازم تجربش کنم و الان انگار کم کم دارم به اون حس میرسم ولی اینبار فرق می‌کنه فرقش اینه که نمیترسم تموم بشه و یا از دستش بدم و همین خیلی زیباست

    وقتی هنوز دوره رو نخریده بودم و فقط نیتشو داشتم رفته بودم خرید ولی نمی‌دونم چرا اینقد خوشحال بودم یه آرامشو شادی سراسر وجودمو گرفته بود انگاری حس میکردم خداوند دستمو گرفته و بهم میگه دیگه رهام نکن بخدا همین حس رو داشتم و الان که می نویسم اشک توی چشمام جم شده و حس میکردم مث قبل توی گذشته یا آینده نیستم توی زمان حال بودم عصبی نبودم و از همه چی لذت می‌بردم دلم میخواست به همه لبخند بزنم و همه رو بغل کنم همه چیز زیباتر شده بود آسمونو زمین همه چی پراز زیبایی بود و برخلاف گذشته توی مغزم سروصدا نبود سکوت بود آروم بودم ینی حس میکردم خودم تنهام با خداوند هیچ چیز و هیچ کس رو نمی دیدم و پر از شادی بودم با خودمو خدام فقط لذت می‌بردم خرید زیادی هم نکردم ولی خیلی خوش تر از قبل گذشت خوش تر از همیشه و اینکه همش میخواستم این شادی و آرامش رو پخش کنم به همه چیز ببخشم به همه کس اول از همه همسرم و پسرم پس قلبم گفت براشون هدیه بخر و خریدم بعدش مادرشوهرم که دو ماه بود نمی تونستم بر خلاف گذشته که همیشه می بخشیدمش اینبار دو ماه بود که نتونسته بودم ببخشمش و واقعا تلخی رو می چشیدم و هرچی با خودم جنگیدم نتونستم ببخشمش تا اینکه همون روز آزادش کردم ذهنی و قلبی بخشیدمش رهاش کردم نمی‌دونم چطور شد قلبم فقط جوری بخشیدمش که قلبم براش غل میزد و دلتنگش شدم و نمی‌دونم اصلا چجوری شد که حتی به خاطر وجودش و سلامتیش خدا رو شکر کردم و حتی از نزدیک منزلشم راهم خورد قلبم دوس داشت برم پیشش بغلش کنم ببوسمش اما چون غروب شده بود باید برمیگشتم ولی از ته قلبم بخشیدمش بعدش بازم لبریز از شادی و آرامش بودم میخواستم همش این حس رو هدیه بدم وجالب بود تا وقت برگشتنم تا رسیدنم به خونه چهار نفر دیگه رو شاد کردم خدمت جزیی انجام دادم اما هنوز لبریز از شادی و آرامش بودم و همش دلم میخواست این حس رو به دیگران و اطرافیانم ببخشم

    الحمدلله رب العالمین به خاطر هرلحظه و هر نفس و تمومه هدایت ها و وجود شما استاد بزرگوار

    زیباترین دعاها رو در حق شما و خونواده ی زیباتون میکنم

    خیلی دوس دارم شما دیدگاه منو بخونین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: